احساس بی نیازی از علم

در دستورات تعلیم و تربیت، به متعلمان آموخته اند که هر کس پس از فراغت از یک دوره ی تحصیلی بپندارد که همان مقدار علم و تحصیل برای او کافی است آغاز جهل اوست زیرا تا سرگرم فراگیری دانش و تربیت است طی طریق می کند و با احساس بی نیازی از حرکت، باز می ایستد که اولین روز جهل وی است، چون احساس بی نیازی او دروغ است، از این رو نه جلوی خود را می بیند تا از کمال جدید آگاه شود، و نه توان حفظ اندوخته های قبلی را دارد، زیرا تداوم درس و بحث ضامن بقای فراگرفته های گذشته است، در این حال، خود را به یک سلسله امور عادی سرگرم می کند و سرانجام نادم می گردد، چون طبع دنیا به گونه ای است که قبل از آنکه انسان او را ترک کند انسان را ترک می کند، و انسان ناچار با دست تهی به سوی آخرت رهسپار می شود، اما اگر ره توشه ی علمی داشته باشد هرگز او را تنها نمی گذارد، چون علم صحیح، نه تنها او را در دنیا، بلکه در برزخ و قیامت حفظ می کند.
امیرالمؤمنین (ع) به کمیل فرمود: «فرق مال و علم آن است که مال را تو باید حفظ کنی ولی علم، تو را حفظ می کند.» هر کس لذت علم را چشید هرگز احساس بی نیازی نمی کند. علم، انسان را در همه ی مراحل حفظ می کند مشروط بر آنکه به علم احترام بگذارد، آنچه را دانست عمل کند و به صرف دانستن بسنده نکند و رسول خدا چنین بود، یعنی هم به دستور «رب زدنی علما؛ پروردگارا بر دانشم بيفزاى.» (طه/ 114) مدام از خداوند علم تازه می طلبید، و هم به علمش عمل می نمود. در امور عملی و مسائل مالی خوب است انسان میانه رو باشد: «خیر الأمور أوسطها» ولی گفته اند: در مسائل علمی هر چه بیشتر، بهتر.
انسان سفری ابد در پیش دارد و مجاز نیست به مقدار کمی از علم بسنده کند مگر آنکه بخواهد علم را برای تحصیل معیشت فراگیرد که برای او صرفا مقدمه است لذا خداوند به رسول خود می فرماید: "بگو پروردگارا علم مرا افزون کن." این دعا چون به اذن خداست مستجاب خواهد شد در نتیجه گویا فرموده است: تو برو که رفتی، ببین که دیدی، بخواه که یافتی! ممکن نیست خداوند دستور خواستن به رسول اکرم بدهد و در اجابت را باز نکند، وعده ی اجابت داده و غیر از او کسی توان اجابت داعی را ندارد، زیرا سراسر جهان بسته است، کلید هم تنها به دست خداست: «له مقالید السموات و الأرض؛ كليدهاى آسمانها و زمين از آن اوست.» (زمر/ 63) چیزی که همانند گردن بند، احاطه کند آن را قلاده می نامند. قلاده ی آسمانها و زمین و کلید آنها در دست خداست، لذا درهای آسمان و زمین برای ورود مؤمنان، همواره باز و برای کفار بسته است: «لا تفتح لهم أبواب السماء؛ درهاى آسمان را برايشان نمى ‏گشايند.» (اعراف/ 40) منظور آسمان ظاهری نیست، چون آسمان ظاهری همان است که سفینه های فضایی با سرنشین و بی سرنشین، به سمت آن در حرکتند، مراد آسمانهای غیبی است که مخزن حقایق و معارف است.
آسمانهای ظاهری از لحاظ سنخ وجودی از زمین مادی جدا نیست و تبهکاران اگر به آسمان هم بروند باز موجودی زمینی و خاکیند، در آنجا نیز فتنه انگیزی می کنند. پس درهای اجابت دعا و درهای آسمان غیب و معنا به روی مؤمنان وارسته، عموما و حضرت رسول اکرم، خصوصا باز است.


منابع :

  1. عبدالله جوادی آملی- تفسیر موضوعی- جلد 8 صفحه 53

https://tahoor.com/FA/Article/PrintView/110463