فرهنگ ها و باورهای دینی ساحل شمال غربی آمریکا

پیشینه فرهنگ های سواحل شمال غرب آمریکا
فرهنگ های سواحل شمال غرب آمریکا در محدوده ای متجاوز از 1500 مایل (قریب 2400 کیلومتر) از سواحل آلاسکا تا کالیفرنیا گسترده اند. مردمان ساحل شمال غربی آمریکا فرهنگ مادی مشخص و متمایزی به وجود آورده اند که طبقه بندی مشترکی همه آن ها را توجیه می کند. ویژگی عمده و اصلی ای فرهنگ تکنولوژی چوب کاری (کار با چوب)، بسیار پیشرفته ای است، با خانه های بزرگ ساخته شده از الوار، کرجی های بزرگ و انواع جعبه ها، ظروف، بشقاب ها، لوازم زینتی و یادگارهای تاریخی مثل تیرک های مشهور مراسم عزاداری مردگان. بومیان این مناطق نخستین بار اواخر قرن هجدهم اروپاییان را ملاقات کردند، اما تا قرن نوزدهم طول کشید تا سیاسیت های مستعمره سازی، استقرار میسیونرهای مذهبی و دست اندازی های دولتی به تدریج آثار بیلند مدت خود روی فرهنگ های مردم ساحل شمال غرب آمریکا را نشان دهند. بزرگ ترین تراژدی این دوره شیوع بیماری های اپیدمیک یا واگیرداری مثل آبله، سرخک و مالاریا بود که به وسیله اروپاییان منتقل شده بود و در آن 80 درصد مردم جان خود را از دست دادند. امروزه تقریبا 000/100 نفر از این اقوام در سواحل شمال غرب زندگی می کنند که به 45 زبان مختلف سخن می گویند. این زبان ها به 13 خانواده زبانی تعلق دارند. اکثر زبان های منطقه جنوبی تا قرن بیستم میلاد از بین رفته بودند و تعداد چشم گیری از آن ها در بخشهای شمالی نیز در شرف از بین رفتن بودند که در سال ةای دهه 1960 میلادی برنامه ای برای آموزش و فراگیری آن ها اجرا شد.

طبقات اجتماعی مردم سواحل شمال غرب آمریکا
مردم سواحل شمال غرب آمریکا در روستاهایی همیشگی که از نظر اجتماعی در سه طبقه عمده سازماندهی شده اند زندگی می کنند نخبگان ثروتمند، افراد معمولی (عامه مردم) و بردگان. طبقه اجتماعی عموما بر پایه ثروت بود و حتی بردگان نیز از منزلتی موروثی برخوردار بودند. هر چند اصول نژاد و تبار از یک منطقه به منطقه دیگر تفاوت می کنند. طبقه نخبگان (برگزیده) جامعه، منزلت خویش را از مجرای ثروتی که داشتند حفظ می کردند، به ویژه از طریق آیین شناخته شده و مشهور «اعطای هدیه» که «پاتلچ» خوانده می شد و در خلال مراسم محلی برگزار می شد. پدیده پالتچ موضوعی است که در بین صاحب نظران به شدت محل بحث و نظرپردازی بوده است. ایشان مدعی اند که از بین بردن و توزیع افراطی ثروت، از یک سو منعکس کننده افراط در جنون خود بزرگ بینی است و از سویی توزیع ثروت و اموال شخصی از روی محبت و مهربانی است.

آداب و مناسک و اعتقادات رایج
هرچند آداب و مناسک و اعتقادات رایج در بین مردمان ساحل شمال غرب آمریکا تا حدود زیادی متنوع و متفاوت می باشد، با این حال موضوعاتی هم وجود دارند که در بین غالب فرهنگ ها مشترک اند. یکی از این افکار و اندیشه های اساسی این است که افراد در شبکه پیچیده ای از روابط جای گرفته اند که ابعاد گسترده آن به عالم حیوانی سکونت گاه مادی، حیوانات، ارواح، و بالاخره اموات می پیوندد. زندگی و مرگ همواره جریان دارند و ادامه حیات و تعالی آدمی بر آداب و مناسک و روابط خویشاوندی با مخلوقات متنوع متکی است. همان طور که طعمه ها و صید و شکار خوراک انسان هستند، انسان نیز طعمه و شکار انواع پرندگان آدمخوار، حیوانات، هیولاها و نیز سایر موجودات خطرناک است. روابط با این موجودات از طریق آیین ها و مناسک کنترل می شوند و حفظ از خطر آن ها نیز می تواند به وسیله یک روح محافظ و نگهبان، فعالیت های یک شمن، کوشش های درست و مرتب شده رئیس خانواده یال روستا و یا آداب و مراسم عبادی انجمن های اخوت سری کسب شود.

ارواح محافظ
ارواح محافظ از طریق روزه گرفتن و عزلت گزینی به دست می آیند و ارتباط برقرار کردن با آن ها نیز از راه خلسه، رویا، و شهود می باشد. آن ها هم چنین می توانند همتا (مصاحب) انسانی خود را به تسخیر در آورند.

رابطه با موجودات فوق بشری
احراز مناصب اجتماعی بالا معمولا بدین معنا است که این خانواده از رابطه همیشگی خاصی با یک موجود فوق بشری برخوردار است. بدین ترتیب نقش و نگاری های چوبی و یا استخوانی نه تنها به مثابه نیم تنه های حاوی نشانه های خانوادگی مورد استفاده قرار می گرفتند، بلکه هم چنین نمادهای نیرومندی از رابطه با قدرت های بزرگ تر به حساب می آمدند. به افتخار نیکان خانواده تیرک هایی یا در جلوی درب منزل خانوادگی نصب می شوند (گاهی هم درب منزل را طوری تعبیه می کنند که در دهان یا شکم یکی از ارواح اجدادی خانواده باشد)، یا است که به عنوان ستون اصلی و مرکزی یا کناری خود خانه مورد استفاده قرار می گیرند تا بدین ترتیب رابطه نزدیک آن تیرچه و منزل را به نمایش بگذارند، رابطه نزدیک نیاکان با بازماندگان آن ها را این روابط از نوع توتم گونه است. این نمادها هم چنین در چارچوبی عبادی به عنوان وسایل تبدیل و تحول استفاده می شوند. درست مثل عبور و جریان تصورات و تخیلات شمایلی (مجسمه ای) که شکل یک مصنوع را تغییر می دهد، انسان ها نیز می توانند در صور و اشکال مختلف جریان پیدا کنند.

ماسک ها در آیین تشرف
به عنوان مثال، یکی از لحظات حساس و حیاتی در آیین تشرف یک عضو جدید به انجمن اخوت هاماتسا موقعی است که فرد تازه وارد چهار دست و پا به دهان مجسمه خدای «آدمخوار» وارد می شود. در این زمینه ماسک ها نقش مهمی بازی می کنند، به ویژه ماسک های به اصطلاح تبدیل و استحاله. این ماسک ها به صورت پیچیده ای ساخته شده اند، به نحوی که وقتی کنار زده می شوند صورت کسی که آن ها را بر چهره زده نشان نمی دهند و بلکه یک ماسک دیگر و یا وجود دیگری در داخل آن را به نمایش می گذارند. در اساطیر قبیله «کواکییوتل» خدایان برای استحاله خویش از این قبیل ماسک ها استفاده می کنند. در یک اسطوره آمده که ظهور بشر بر روی زمین به واسطه خدایانی بود که ماسک خود را برداشتند و به صورت انسان در آمدند.

شمن های کواکیوتل
کواکیوتل نیز شمن هایی با عملکردی نظیر همه شمن های دیگر در گرداگرد جهان دارد. شمن ها متخصصین دینی هستند که از طریق رفتاری خلسه و جذبه آمیز، به منظور مداوای یک بیمار و یا پیش گویی آینده و تضمین باروری انسان ها و یا حیوانات، به مناطق مختلف کائنات پرواز می کنند. شمن های کواکیوتل می تواند از هر دو جنس مرد و یا زن باشند، و ارواح مددکار آن ها خط خانوادگی را تعقیب می کند. شمن ها باید از قواعد رفتاری و عبادی بسیار سخت و دقیقی پیروی کنند. خانواده آنان نیز گاهی در این زمینه از ایشان پیروی می کنند. شمن ها وقتی در حال اجرای برنامه هستند از ماسک ها و لباس های تحول و استحاله استفاده می کنند. آنان، با استمداد از ارواح حافظ خویش، تلاش می کنند تا با نزاع علیه ارواح شرور و سایر موجوداتی که موجب بیماری می شوند به مداوای ناخوشی و بازگشت روان سالم به بدن بیمار بپردازند. آن ها هم چنین به عنوان واسطه بین موجودات انسانی و غیرانسانی، پیش گو کننده حوادث آینده، کنترل کننده تغییرات آب و هوا، و تاثیر گذارنده روی نتایج جنگ و شکار عمل می کنند. هنر استحاله قلمروی خاص آن ها است. اساطیر و افسانه ها پر از توصیفات شمن ها و افراد دیگری هستند که توسط ارواح حیوانی زندانی شده اند و سپس به صورت همان حیوانات درآمده اند و پس از تحمل ماجراهای زیاد از طریق استحاله ای مجدد و دردآور به جامعه انسانی بازگشت کرده اند.

آیین رقص پوست درخت سرو در قبیله کواکیوتل
در خلال فصل زمستان، هنگامی که سرمنشا قبیله و یا واقعه مهم دیگری به صورتی هیجانی آور (دراماتیک)، نمایش داده می شود، آیین نیوتل و مراسم پیچیده ای برگزار می شوند. در این جا «رقص پوست درخت سرو» قبیله کواکیوتل را می توان مثال آورد. این جشنواره از بین دو جشنواره مهمی که هنوز در بین افراد قبیله کواکیوتل برگزار می شود از اهمیت بیشتری برخوردار است. اساسا رقص هایی که انجام می شوند شبیه سازی دوباره آی از فعالیت های بدون نیاکان و نشان دادن قدرت های آن ها است. مهم ترین روحی که در این رقص تمثل می یابد یا «روح حیوان آدمخوار» است. علامت همگانی این که مراسم رقص به زودی برگزار می شود غیبت ناگهانی یک رقصنده نوآموز قبل از رقص می باشد. چنین فکر می شود که فرد تازه وارد یا نوآموز توسط روح حیوان آدمخوار ربوده شده است. و در روزگاران قدیم، وقتی زمان برای انجام مراسم مساعد بود، دعوت کنندگان که به طور کامل به لباس مراسم ملبس بودند با قایق به روستاهای مختلفی که باید دعوت شوند می رفتند و با سخنرانی هیجان انگیز و شاعرانه ای که رئیس از داخل قایق انجام می داد مدعوین به مراسم دعوت می شدند. ایشان، پس از تناول یک غذای سرورآور به منزل بر می گشتند و به نحوی هیجان انگیز سفر خود را گزارش می کردند. لیکن امروزه دعوت نامه ها را روی کارت های چاپی با طرح هایی کاکل گونه می فرستند. مهمانان زمانی که وعده شده به صورتی هیجان آور وارد می شوند و با آواز، رقص، و سخنرانی های متعددی که در خلال آن کلی کارهای جشن و سرور انجام می شود مورد استقبال قرار می گیرند. مراسم با برگزاری آیین عزاداری برای برطرف کردن فضای اندوه و تاسف برای اقوام متوفای میزبانان آغاز می شود. این مراسم با آوردن اسباب و لوازم عبادی چهار روز بعد تعقیب می شود. سپس، چهار روز پس از آن، آداب رقص آدمخواری انجام می شود که طی آن نوآموز رقصنده ای که ناگهان ناپدیده شده بود در حالی که توسط «روح آدمخوار» تسخیر شده باز می گردد. این رقصنده به تسخیر درآمده، در جنونی آدمخوارانه، به این طرف و آن طرف حمله می کند و بازوی تماشاگران را به طور ظاهری گاز می گیرد و همگان را به ترس و آشفتگی عمیقی فرو می برد. پس از دست گیری (شکار)، رقصنده نوآموز رقصی را که اخیرا به غنیمت گرفته به نمایش می گذارد و سپس، از طریق عبور از داخل دهان روح حیوان آدمخوار که روی پرده نمایش تصویر شده، و انجام یک سلسله کارهای دیگر، آرام تر و اهلی تر می شود. بالاخره وی را به کلی رام و اهلی و پاکیزه می سازند تا به طور تشریفاتی به همراه اقوام مونث و ملتزمین رکاب خود بازگشت کند و بدین ترتیب بازگشت مجدد خویش به وضعیت انسانی را اعلام کند. پس از این که همه رقص ها کامل شدند، اشیاء و چیزهایی که برای پرداخت و توزیع هستند در معرض تماشا قرار داده می شوند و سپس از روی درجه افراد توزیع می شوند تا مراسم بدین شکل پایان پذیرد. بدین ترتیب نمایش هیجان آور دوران گذشته که در آن خدایان، انسان ها، و حیوانات مثل موجوداتی که ماسک های متعددی به صورت زده و نمایگشر چهره های هم دیگر می باشند، به اتمام می رسد. در خلال فصل زمستان، انسان ها منابع خویش را علیه قدرت های مرگ به کار می اندازند تا این که باروری و احیای حیواناتی که باید در ماه های تابستان شکار و کشته شوند را تامین کنند. انسان ها، در خلال فصل زمستان، ماسک ها و اسامی حیوانات را روی خود می گذارند و در یک سلسله مراسم و آیین ها به مثل حیوانی خویش تبدیل می شوند تا این که بدین ترتیب چرخه بی پایان تعامل بین شکار کننده و شکار شونده (صید و صیاد)، را از نو تجربه کنند.


منابع :

  1. جان ر. هینلز- راهنمای ادیان زنده- ترجمه عبدالرحیم گواهی- جلد 2- صفحه 984-975

https://tahoor.com/FA/Article/PrintView/113675