رسالت جهانی قرآن و دعوت عمومی پیامبر اسلام

عده اى از مشرکان مکه نزد پیامبر آمدند و گفتند: «تو چگونه پیامبرى هستى که احدى را با تو موافق نمى بینیم حتى از یهود و نصارا درباره تو تحقیق کردیم آنها نیز گواهى و شهادتى به حقانیت تو بر اساس محتویات تورات و انجیل ندادند، لا اقل کسى را به ما نشان ده که گواه بر رسالت تو باشد.» آیات فوق ناظر به این جریان است.
پیامبر مأمور مى شود که در مقابل این مخالفان لجوج که چشم بر هم نهاده، و این همه نشانه هاى حقانیت دعوت او را نادیده گرفته بودند و باز هم مطالبه گواه و شاهد مى کردند بگوید: «قل أی شی ء أکبر شهادة؛ به عقیده شما بالاترین شهادت، شهادت کیست.» (انعام/ 19) غیر از این است که بالاترین شهادت، شهادت پروردگار است؟ «قل الله شهید بینی و بینکم؛ بگو خداوند بزرگ گواه میان من و شما است.» و «و أوحی إلی هذا القرآن؛ بهترین دلیل آن این است که این قرآن را بر من وحى فرستاده.» (انعام/ 19)
قرآنى که ممکن نیست ساخته فکر بشرى آن هم در آن عصر و زمان و در آن محیط و مکان بوده باشد قرآنى که محتوى انواع شواهد اعجاز مى باشد: الفاظ آن اعجاز آمیز و معانى آن اعجازآمیزتر، آیا همین یک شاهد بزرگ، دلیل بر گواهى خداوند بر حقانیت دعوت من نیست؟ ضمنا از این جمله استفاده مى شود که قرآن بزرگترین معجزه و بالاترین گواه صدق دعوى پیامبر است.
سپس به هدف نزول قرآن پرداخته و مى گوید این قرآن به این جهت بر من نازل شده است که شما را و تمام کسانى را که سخنان من در طول تاریخ بشر و پهنه زمان و در تمام نقاط جهان به گوش آنها مى رسد از مخالفت فرمان خدا بترسانم و به عواقب دردناک این مخالفت توجه دهم. «لأنذرکم به و من بلغ» اگر مى بینیم در اینجا فقط سخن از "انذار" و بیم دادن، به میان آمده، با اینکه معمولا همه جا با بشارت همراه است، به خاطر این است که سخن در برابر افراد لجوجى بوده که اصرار در مخالفت داشته اند.
مرحوم شیخ طبرسی در تفسیر این آیه می نویسد: «یعنی این قرآن به من وحی شده است تا به وسیله ی آن شما و تمام کسانی را که تا روز قیامت قرآن به آنها می رسد از عذاب الهی بترسانم واز این رو پیامبر گرامی فرمود: هرکس از دعوت من به توحید و خدا پرستی با خبر شود قرآن به او رسیده است یعنی بر او اتمام حجت شده است حتی بعضی از دانشمندان گفته اند: هر کس قرآن به او برسد مانند آن است که پیامبر گرامی (ص) را دیده و از شخص آن حضرت معرف و حقایق اسلام را شنیده باشد و اصولا خود قرآن هر کجا باشد مردم را به خدا پرستی دعوت می کند و از عذاب الهی می ترساند.»
بنابراین از این آیه هم به خوبی استفاده می شود که رسالت پیامبر گرامی (ص) تا قیامت ادامه دارد ، البته این معنا که برای آیه ذکر شد در صورتی است که (من بلغ) را عطف بر ضمیر (لأنذرکم) بگیریم. گاهی تصور می شود که جمله ی (و من بلغ) عطف بر ضمیر فاعل در (لأنذرکم) است و مفاد آیه در این صورت چنین می شود: من و هر کس که قرآن به او برسد باید مردم را از عذاب خدا بترسانیم. بنابراین احتمال، آن کس که قرآن به او می رسد تبلیغ کننده ی قرآن می شود نه تبلیغ شونده. ولی این احتمال از نظر قواعد عربی غیر صحیح است، زیرا هیچ گاه عطف برضمیر مرفوع متصل بدون فاصله قرار گرفتن یک ضمیر منفصل انجام نمی گیرد چنانچه می گویند: «نصرت أنت و زید؛ تو و زید کمک کردید.» در این مثال زید عطف بر ضمیر متصل «نصرت» است اما چنانکه ملاحظه می فرمایید لفظ «أنت» بین معطوف و معطوف علیه فاصله شده است.
پس با ذکر کلمه ی "و من بلغ" (تمام کسانى که این سخن به آنها مى رسد) رسالت جهانى قرآن و دعوت عمومى و همگانى آن را اعلام مى دارد، در حقیقت تعبیرى از این کوتاهتر و جامعتر براى اداى این منظور تصور نمى شود و دقت در وسعت آن مى تواند هر گونه ابهامى را در مورد عدم اختصاص دعوت قرآن به نژاد عرب و یا زمان و منطقه خاصى برطرف سازد.
جمعى از دانشمندان از تعبیراتى مانند تعبیر فوق مسئله خاتمیت پیامبر را نیز استفاده کرده اند، زیرا طبق تعبیر بالا پیامبر مبعوث بوده به تمام کسانى که گفتارش به آنها مى رسد و این شامل تمام کسانى مى شود که تا پایان این جهان به دنیا قدم مى گذارند. از احادیثى که از طرق اهل بیت (ع) وارد شده چنین استفاده مى شود که منظور از ابلاغ قرآن تنها به این نیست که عین متن آن به اقوام دیگر برسد حتى وصول ترجمه هاى آن به زبانهاى دیگر نیز در مفهوم آیه وارد است. 


منابع :

  1. ناصر مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- جلد ‏5 صفحه 179

  2. جعفر سبحانی- منشور جاوید- جلد 7 صفحه 333

https://tahoor.com/FA/Article/PrintView/19945