ممالک و معیار حرکت و تکامل تاریخ در مکاتب اسلام و مارکسیسم

مکانیسم حرکت تاریخ از نظر مکتب های گوناگون، مختلف است: یکی مکانیسم طبیعی حرکت را فشار یک طبقه بر طبقه دیگر و ارتجاعی بالذات بودن طبقه ای و انقلابی بالذات بودن طبقه دیگر می داند، و دیگری مکانیسم اصلی را در فطرت پاک کمال جویانه و ترقی خواهانه بشر سراغ دارد، و یک مکتب دیگر چیز دیگر. بدیهی است که هر مکتب متناسب با اینکه مکانیسم حرکت را چه مکانیسمی بداند در تعلیمات خود شرایط و موجبات یا موانع و بازدارنده ها را توضیح می دهد. مکتبی که مکانیسم حرکت را فشار طبقه ای بر طبقه دیگر می داند، برای اینکه جامعه را به جنبش و حرکت آورد، احیانا اگر به قدر کافی تضییق و فشار وجود نداشته باشد آن را می آفریند برای اینکه جامعه را از رکود و سکون خارج نماید.
مارکس در بعضی آثار خود یادآور شده است: "برای اینکه طبقه ای از آزادگان وجود داشته باشد، وجود طبقه ای از بردگان ضروری است". در پایان همین بررسی نوشته است: "پس امکان آزادی ملت آلمان در کجاست؟ پاسخ ما چنین است: بایستی طبقه ای که به طور قاطعی در زنجیر باشد تشکیل داد". این چنین مکتبی "اصلاحات" را مانع تلقی می کند، چون اصلاحات فشار را کاهش می دهد و کاهش فشار، مانع انقلاب و انفجار می گردد و حداقل آن را به تأخیر می اندازد، برخلاف مکتبی که به حرکت فطری و ذاتی جامعه قائل است، این چنین مکتبی هرگز به ضرورت خلق زنجیر برای طبقه ای فتوا نمی دهد، زیرا فشار را شرط لازم تکامل نمی داند همچنانکه اصلاحات تدریجی را مانع پیشرفت تلقی نمی نماید.

بر طبق نظریه مارکسیسم که می گوید تنها اعمال زور طبقه استثمارشده اخلاقی است زیرا در مسیر تکامل است و نقش مؤثر در پیشرفت دارد اما اعمال زور و قدرت طبقه استثمارگر ضداخلاقی است چون عامل توقف است، قابل خدشه است. یعنی از نظر این مکتب عامل فشار طبقه استثمارگر همان قدر در تکامل نقش دارد که عکس العمل انقلابی طبقه استثمارشده، پس عمل استثمارگر همان اندازه اخلاقی است که عمل استثمارشده. تفاوت آنها در جهت قرار گرفتن این دو نیرو است که یکی رو به گذشته دارد و دیگری رو به آینده، نه در نقش داشتن در تکامل. بدیهی است که رو به گذشته یا آینده داشتن نمی تواند ملاک اخلاقی و غیراخلاقی بودن باشد، زیرا در حقیقت " نیت " را و ذهن را ملاک قرار داده ایم و این از نظر مارکسیسم نوعی ایده آلیسم است.


منابع :

  1. مرتضی مطهری- جامعه و تاریخ- صفحه 232 و 231

https://tahoor.com/FA/Article/PrintView/23367