وضع اقتصادی عرب پیش از اسلام

آن دسته از قبایل عرب که در شهرهای یمن، عراق و شام بودند، به کار زراعت و باغداری  و دامداری می پرداختند. مردم شهر مکه که قبایل قریش بودند، کار تجارت می کردند. کاروان های تجارتی ایشان در زمستان از شام و ایران و عراق، به مکه و در تابستان از مکه به یمن و حبشه در آفریقا، در رفت و آمد بود. خداوند متعال در قرآن در این باره می فرماید: "لا یلاف قریش* إیلافهم رحله الشتاء و الصیف * فلیعبدوا رب هذا البیت* الذی إطعمهم من جوع و آمنهم من خوف» (سوره قریش/ آیات 1-4«برای پیمان قریش با قبایل دیگر، پیمانی که در سفرهای ]تجارتی[ زمستانی و تابستانی داشتند، باید خدای کعبه را بپرستند؛ آنکه آنها را از گرسنگی رهانید و طعام داد، و از بیم و خطر ایمن داشت.»

آری، قریشیان به سبب آن سفرهای تجارتی، ثروت های کلانی گرد آورده بودند که در عرب چنان ثروتی مانند نداشت. چنین بود وضع اقتصادی این چند دسته از قبایل عرب؛ و  جز اینها سایر قبایل که اکثریت مردم جزیره العرب را تشکیل می دادند، همگی صحرا نشین و دچار تنگدستی بوده در زمین های خشک و کم آب و علف می زیستند. دارایی اصلی و عمده این قبایل، شتر بود که تحمل تشنگی را بیش از دیگر چهار پایان دارد. گاهی نیز مردان رزم آور قبیله، چند اسب سواری برای جنگ و گریز و صید حیوان های صحرایی داشتند. عرب های صحرایی همانند اروپاییان عصر حاضر که هر حیوان و حشره ای را می خورند، هر حیوان صحرایی را صید می کردند و می خورند. گاهی هم قبیله ای از ایشان بر قبیله دیگر پورش می برد، و پس از آنکه مردان جنگی دو قبیله در حدتوان، یکدیگر را می کشتند و یک قبیله شکست می خورد، قبیله غالب هر چه می توانست از دارایی قبیله مغلوب، و گاه هر چه می توانست از زنان و دختران و فرزندان قبیله مغلوب را به اسارت می برد. برخی اوقات نیز اسیران خود را به دیگر قبایل عرب می فروختند. در تمام این احوال،  چه در شکار حیوان صحرا یا به چرا بردن شترها و خصوصا در جنگ ها، دخترها و زن ها بار سنگینی بر دوش مردان بودند و آنان را در آن زندگی سراسر دشواری، هیچ گونه مشارکتی با مردان نداشتند. بدین سبب بود گاه پدران، دختران نوزاد خود را زنده به گور می کردند. قرآن کریم در این بار می فرماید: ".... و  تقتلوا  أو لادکم  من إملاق  نحن نرزقکم  و إیاهم...." (سوره انعام/آیه151 «فرزندان خود را از بیم فقر و تنگدستی به قتل نرسانید.  ما شما و آنها را روزی می دهیم.»

بنابر آنچه بیان شد، یکی از منابع در آمد عرب، برده داری بود، و در آن حال از سود کار کنیز یا غلام استفاده می کردند. گاه نیز برای تحصیل در آمد، کنیزان خود را به کار زنا وا می داشتند، و چنانچه کنیزشان در آن حال باردار می شد، نوزادش برده صاحب کنیز می شد، و این خود سود دیگری بود برای مالک کنیز. اگر کنیز آزاد می شد و به کار زنا ادامه می داد و فرزندی از زنا می زاد، پدر نوزاد را مادر تعیین می کرد و آن نوزاد از افراد قبیله  او محسوب می گشت. گاهی نیز آن زنان بدکاره بالای در خانه خود یک علم نصب می کردند که نشانه آمادگی زن آن خانه برای بدکاری بود. آنچه بیان شد، اشاره ای بود به وضع  اقتصادی جامعه عرب آن روز. در آن عصر، همه قبایل عرب را بازارهایی در موسم های خاصی به شرح ذیل بود:

اعراب بازارهایی در زمان های خاصی از سال داشتند که از همه اطراف جزیره العرب در آن جمع می شدند، و در آن اوقات جان و مالشان در امنیت بود. مهم تر از همه آنها بازار عکاظ ( سوق عکاظ ) در بالای نجد بود که فاصله آن تا طائف یک روز، و تا مکه سه روز راه بود. در ماه ذی القعده، قریش و دیگر قبایل عرب در این بازار جمع می شدند. آنجا علاوه بر محل خرید و فروش کالا، جای نمایش افتخار های قبیلگی  و شنیدن شعرهای  شعرا و خطبه های بلغا بود. همچنین در آنجا بین قبایل پیمان هایی بسته می شد. سپس از آنجا به بازار «مجنه»، که بین آن تا مکه یک روز راه بود، می رفتند، و تا آخر ذی القعده در آن بازار اقامت می کردند، سپس به بازار «مجاز» ( سوق ذی المجاز) می رفتند که یک فرسخ تا عرفه فاصله داشت، و تا هشتم ذی الحجه در آنجا می ماندند. آنگاه در روز نهم برای ادای مناسک حج به عرفه رهسپار می شدند.


منابع :

  1. سید مرتضی عسکری- نقش ائمه (ع) در احیای دین- از صفحه 20 تا 22

https://tahoor.com/FA/Article/PrintView/400936