شیوه های دعوت و تبلیغ حضرت عیسی علیه السلام (تواضع)

عیسی (ع)

عیسی (ع) یکی از پیامبران اولوالعزم است که در سی سالگی به رسالت مبعوث گردید و دارای معجزات فراوان بود. نامش در قرآن 25 بار با عنوان عیسی و یازده بار به صورت مسیح و در طی سیزده سوره آمده است. یک سوره قرآنی به نام مادرش مریم است که بخشی از آن درباره ولادت، زندگی و دعوت عیسی سخن می گوید. وی بیشتر عمر تبلیغی خود را در سرزمین بیت المقدس و جایگاه یهود گذرانده و گهگاه در سیر و سفرهای خود به تبلیغ می پرداخت و نیز فرستادگان مبلغ خود را (چه انبیا و چه غیر انبیا) برای ارشاد مردمان به سرزمین های دیگر گسیل می داشت. قرآن مجید حضرت عیسی مسیح را به القابی چون کلمةالله (نساء/ 171 و آل عمران/ 49) و روح خدا (نساء/ 171) مدح نموده و طی آیاتی ستوده است: «إذ قالت الملائکة یا مریم إن الله یبشرک بکلمة منه اسمه المسیح عیسی ابن مریم وجیها فی الدنیا والآخرة ومن المقربین؛ یاد کن هنگامی را که فرشتگان گفتند: ای مریم، خداوند تورا به کلمه ای از جانب خود که نامش مسیح، عیسی بن مریم است مژده می دهد: در حالی که او در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان است.» (آل عمران/ 45)
«ذلک عیسی ابن مریم قول الحق الذی فیه یمترون؛ این است ماجرای عیسی پسر مریم، همان گفتار درستی که در آن شک می کنند.» (مریم/ 34)
«و زکریا و یحیی و عیسی و إلیاس کل من الصالحین؛ و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را یاد کن که جملگی از شایستگان بودند.» (انعام/ 85)

عیسی اسوه تواضع

فضایل معنوی بسیاری در شخصیت کم نظیر عیسی مسیح به چشم می خورد که به دشواری می توان یکی از آنها را به عنوان مهم ترین شاخصه او که در دعوتش نیز نقش اساسی داشته باشد شناخت. اما با بررسی سیره درخشان این پیامبر بزرگ و دقت در مضامین آیات مربوط به دعوت او می توان نرمخویی، تواضع و فروتنی و حفظ کرامت انسانی مخاطبان را وجه بارز دعوت و شخصیت او دانست. نگاهی به روایات موجود که چگونگی رابطه او را با حواریون و دیگر مردمان بیان می کند نیز به خوبی دامنه صفت تواضع را در رفتار و سلوک آن حضرت اثبات می نماید.

دعوت بر اساس بینه و آیه

مطابق آیات حیات و دعوت عیسوی، این پیامبر گرامی موضوع دعوت خود را بینات و آیات حکمت الهی قرار داده است، مراد از بینات و آیات، چه استدلال های روشن عقلی باشد و چه معجزات آشکاری که به اذن خدا آورده است، به هر تقدیر نشان می دهد که روشنگری و منطق نیرومند عقلانی، طریقه اساسی دعوت عیسی بوده است. چه، آوردن معجزات نیز حاوی استدلالی متقن بر وجود قادر متعال و حقیقت ماورایی حاکم بر خلقت است: «ولما جاء عیسی بالبینات قال قد جئتکم بالحکمة ولأبین لکم بعض الذی تختلفون فیه؛ و چون عیسی دلایل آشکار آورد، گفت: به راستی برای شما حکمت آورده ام تا درباره بعضی از آنچه در آن اختلاف کردید برایتان توضیح دهم.» (زخرف/ 63)
«وإذ کففت بنی إسرائیل عنک إذ جئتهم بالبینات فقال الذین کفروا منهم إن هذا إلا سحر مبین؛ و آن گاه که آسیب بنی اسرائیل را (هنگامی که برای آنان حجتهای آشکار آورده بودی) ازتو باز داشتم. پس کسانی از ایشان که کافر شده بودند گفتند: اینها چیزی جز افسونی آشکار نیست.» (مائده/ 110)
در آیات دیگری، عبادت خداوند را به دلیل ربوبیت او، ضروری می شمرد: «وإن الله ربی وربکم فاعبدوه هذا صراط مستقیم؛ و به راستی که خدا پروردگار من و پروردگار شماست. پس او را عبادت کنید که این راه راست است.» (مریم/ 36)
در طی آیات دیگری به معجزات عیسی اشاره شده است، ضمن آن که به دنیا آمدن خود او مهم ترین معجزه الهی برای اتمام حجت در برابر مخالفان بود. «ورسولا إلی بنی إسرائیل أنی قد جئتکم بآیة من ربکم أنی أخلق لکم من الطین کهیئة الطیر فأنفخ فیه فیکون طیرا بإذن الله وأبری ء الأکمه والأبرص وأحیی الموتی بإذن الله وأنبئکم بما تأکلون وما تدخرون فی بیوتکم إن فی ذلک لآیة لکم إن کنتم مؤمنین؛ و [او را به عنوان] پيامبرى به سوى بنى اسرائيل [مى‏ فرستد كه او به آنان مى‏ گويد] در حقيقت من از جانب پروردگارتان برايتان معجزه‏ اى آورده ‏ام من از گل براى شما [چيزى] به شكل پرنده مى‏ سازم آنگاه در آن مى‏ دمم پس به اذن خدا پرنده ‏اى مى شود و به اذن خدا نابيناى مادرزاد و پيس را بهبود مى‏ بخشم و مردگان را زنده مى‏ گردانم و شما را از آنچه مى ‏خوريد و در خانه هايتان ذخيره مى‏ كنيد خبر مى‏د هم مسلما در اين [معجزات] براى شما اگر مؤمن باشيد عبرت است.» (آل عمران/ 49) «وجئتکم بآیة من ربکم فاتقوا الله وأطیعون؛ و از جانب پروردگارتان نشانه ای برای شما آوردم پس از خدا بپرهیزید و از من اطاعت کنید.» (آل عمران/ 50)
همچنین آیات 110 تا 115 آل عمران به معجزاتی از قبیل تأیید عیسی به وسیله روح القدس، سخن گفتن او در گهواره، تعلیم کتاب و حکمت و تورات و انجیل، آفریدن پرنده از گل، شفای ناشنوا و شفای کسی که بیماری پیسی دارد، احیای مردگان، ممانعت از تعرض بنی اسرائیل و فرود آمدن مائده آسمانی اشاره فرموده است. مسلم است که هر یک از این معجزات منجر به ایمان گروهی از مردم شده است وگرنه ادامه نمی یافت.
در تاریخ انبیا نوشته عمادزاده آمده است: «روزی با حواریون، از سرزمین اردن به بیت المقدس حرکت کردند، در بین راه هر کور و شلی را می دید، به اذن خدا شفا می بخشید. به این ترتیب، مردم را با آیات و نشانه های الهی، از انحراف و بت پرستی برحذر داشته، به سوی خدای بزرگ راهنمایی می نمود.» هر یک از این معجزات، خود حاوی استدلالی قاطع و روشن است، بدین مضمون که جز ذات لایزال و قادر متعال توان انجام دادن این امور را ندارد و چون به دست پیامبر خدا تحقق یافته، بیانگر صدق مدعای نبوت و رسالت اوست.

حکمت ها و بیانات مؤثر

از جمله شیوه های مؤثر تبلیغی حضرت عیسی (ع) که در دوره های بعد از وی نیز تا کنون تأثیر گذار و مفید بوده است، پندها، حکمت ها و بیانات بلیغ و ظریف عیسوی است. تمثیل، تشبیه، مقایسه و پرسش و روش هایی از این دست، اقسام این حکمت ها را تشکیل می دهند که به ویژه در عرصه اخلاق و عمل انسان بس مفید و مؤثر و مبارک بوده است. «قال المسیح للحواریین: انما الدنیا قنطرة فاعبروها و لا تعمروها؛ حضرت عیسی مسیح به حواریون و یاران خاص خود فرمود: همانا دنیا پلی است پس از آن عبور کنید و به آبادی آن نپردازید.»
«قال عیسی(ع) بحق اقول لکم کما ینظر المریض الی الطعام فلا یلتذ به من شدة الوجع کذلک صاحب الدنیا لا یلتذ بالعبادة و لا یجد حلاوتها مع مایجده من حلاوة الدنیا؛ سخن حقی به شما می گویم؛ همان گونه که بیمار به سبب درد شدید از خوردنی لذت نمی برد، همنشین و دوستدار دنیا نیز به خاطر آنچه از دنیا چشیده است از عبادت و شیرینی آن نصیب و لذتی بر نمی گیرد.» همچنین می فرماید: «من ذا الذی یبنی علی موج البحر دارا؟ تلکم الدنیا فلا تتخذوها قرارا؛ کیست که روی امواج دریا منزل بسازد؟! منظور همین دنیاست پس آن را قرار گاه دائمی نپندارید.»
«یا معشر الحواریین بحق اقول لکم ان الناس یقولون ان البناء باساسه و انا لا اقول لکم کذلک قالوا فماذا تقول یا روح الله؟ قال اقول لکم: ان اخر حجر یضعه العامل هو الأساس؛ ای گروه حواریون، به حقیقت به شما بگویم، مردم می گویند ساختمان به پایه آن بستگی دارد اما من چنین نمی گویم. گفتند: پس ای روح الله تو چه می گویی؟ فرمود: به حقیقت می گویم: به راستی آخرین سنگی که بناکار می گذارد همان اساس و پایه کار است.»

نمونه مواعظ و حکمت های عیسی درباره شأن و وظیفه دانشمندان

«عن علی (ع) قال عیسی بن مریم: الدنیا دار الدین و العالم طبیب الدین؛ فاذا رأیتم الطبیب یجر الداء الی نفسه فاتهموه و اعلموا انه غیر ناصح لغیره؛ از علی (ع) روایت شده که عیسی بن مریم فرمود: دنیا سرای دینداری و دانشمند طبیب دین و دینداران است. پس چون دیدید که دانشمند بیماری را به سوی خود می کشد او را متهم شمرید و بدانید که او نمی تواند خیر خواه دیگران باشد.»
همچنین نمونه تبلیغ حکیمانه او که همراه با بهره گیری مطلوب از شرایط و فضای معنوی صورت گرفته را در جریان زیر می توان مشاهده نمود: «کان عیسی اذا مر بدار قد مات اهلها و خلف فیها غیرهم یقول: ویحا لاربابک الذین ورثوک کیف لم یعتبروا باخوانهم الماضین؛ چون عیسی بر خانه ای می گذشت که صاحبانش از دنیا رفته و دیگران وارث آن شده بودند می گفت: وای بر صاحبان تو که تو را به ارث بنهاده اند! چگونه از سرنوشت گذشتگان خود عبرت نگرفتند؟»
و نیز از جمله حکمت های عیسوی است: «قیل لعیسی من أدبک؟ قال ما ادبنی احد رأیت قبح الجهل فاجتنبته؛ به عیسی گفته شد: ادب از که آموختی؟ گفت: کسی مرا ادب نیاموخت بلکه زشتی و بدی نادانی را دیدم و از آن اجتناب ورزیدم.»
تجلی دیگر نگرش حکیمانه عیسی به حقایق را در روایت زیر می توان مشاهده نمود که متضمن درسی بزرگ از هستی شناسی است: «مر المسیح بن مریم فی الحواریین بجیفة کلب فقال بعضهم ما اشد نتن ریحه قال(ع) فهلا قلت: ما اشد بیاض اسنانه؛ حضرت مسیح به همراه حواریون بر لاشه سگی گذشتند. یکی از ایشان گفت: چه بوی بدی دارد. عیسی (ع) فرمود: چرا نگفتی چه دندان های سفیدی دارد؟»

تبلیغ به شیوه غیر مستقیم

با دقت در سیره تبلیغی عیسی، از لا به لای آیات و روایت روشن می گردد که آن پیامبر الهی بر اتخاذ روش های غیر مستقیم در دعوتش تأکید داشته است. از آن جا که برای هر شیوه تبلیغی، مرزها و محدودیت هایی وجود دارد و هر روش تنها در جای خود کارساز خواهد بود، اتخاذ شیوه های غیر مستقیم در شرایطی که دعوت مستقیم بی تأثیر و یا کم اثر است بسیار به جا و مطلوب به نظر می رسد. عیسی به جای تأکید مستقیم بر موضوعات عقیدتی، اخلاقی و دستور به آنها از راه های غیر مستقیم، لزوم تمسک و التزام به آنها را به مخاطبان القا می نمود. مثال روشن این شیوه معرفی هدفدار خویش و مرام و آیین خویش در گهواره است؛ زمانی که درباره تولدش میان اطرافیان مشاجره ای در می گیرد و او برای پایان بخشیدن به آن، خود را بنده و پیامبر خدا و صاحب کتاب آسمانی و مبارک و به پا دارنده همیشگی نماز و زکات و نیکو کار به پدر و مادر معرفی می کند، با این ترتیب، در واقع با ظرافت خاصی به ترویج این مفاهیم پرداخته است. (مریم/ 30- 33) در روایات حکمت آمیزی که از آن حضرت نقل شده، نیز جلوه هایی از دعوت غیر مستقیم به ترک دنیا، کار سنجیده، همراهی عمل و علم و فضایل دیگر مشاهده می شود.

مهربانی و مواسات

یکی از جلوه های تبلیغ عملی و عینی عیسی، مهرورزی و عطوفت به همنوعان و همکیشان است. این صفت اخلاقی مؤثر در دعوت، گاه به صورت مواسات و همدردی عمیق با مردم در می آمد و باعث جذب دل های مخاطبان به پیامهای الهی عیسی می گردید. اوج مهربانی عیسی نسبت به مخاطبان را آن گاه شاهدیم که پس از مبرا دانستن خود از شرک ورزی و ادعای الوهیت، خطاب به درگاه الهی برای همنوعان مشرک خود که وی و مادرش را به خدایی گرفته بودند، آمرزش می طلبد: «إن تعذبهم فإنهم عبادک و إن تغفر لهم فإنک أنت العزیز الحکیم؛ اگر عذابشان کنی، آنان بندگان تواند و اگر بر ایشان ببخشایی، تو خود توانا و حکیمی.» (مائده/ 118)
عیسی به حقیقت خود را خدمتگزار پیروانش می دانست و بارها صمیمانه به کمک و همیاری آنان همت می گماشت و بر این شیوه اصرار می ورزید و هرگز منع و تعجب مردم، او را از این کار باز نمی داشت، بلکه بدان افتخار می نمود و حتی حاضر بود دست پیروانش را بشوید. پاسخ مثبت به درخواست آیات و معجزات نیز تجلی دیگر مهربانی عیسی و اشتیاق او به هدایت انسان هاست. از این رو علاوه بر ارائه معجزاتی همچون تولد بدون وجود پدر و سخن گفتن در مهد، که مستقیما از جانب خداوند مصلحت بینی شده و تحقق یافته بود، وی بسیاری از معجزات را به درخواست مخاطبان می آورد؛ از جمله این که چون حواریون از او درخواست نزول مائده ای آسمانی می کنند تا به اطمینان و ایمان افزون تر دست یابند، به درخواستشان جامه عمل می پوشد: «و هنگامی را یاد کن که حواریون گفتند: ای عیسی پسر مریم، آیا پروردگارت می تواند از آسمان، خوان خوردنی برای ما فرود آورد؟ عیسی گفت: اگر ایمان دارید از خدا پروا دارید. گفتند: می خواهیم از آن بخوریم و دل های ما آرامش یابد و بدانیم که به ما راست گفته ای و بر آن از گواهان باشیم. عیسی پسر مریم گفت: پروردگارا، از آسمان مائده ای بر ما فرو فرست تا عیدی برای اول و آخر ما باشد و نشانه ای از جانب تو و ما را روزی ده که تو بهترین روزی دهندگانی.» (مائده/ 112- 114)
این مهربانی زاید الوصف را حتی در انذار عیسوی که مفهوم بیم و ترس جزء آن است شاهدیم؛ محتوای انذارهای او همچون حرام شدن بهشت بر مشرکان و بی یاور بودن آنان، حکایتگر این موضوع است: «و قال المسیح یا بنی إسرائیل اعبدوا الله ربی و ربکم إنه من یشرک بالله فقد حرم الله علیه الجنة و مأویه النار و ماللظالمین من أنصار؛ مسیح می گفت: ای فرزندان اسرائیل، پروردگار خودتان را بپرستید که هر کس به خدا شرک ورزد، قطعا خداوند بهشت را بر او حرام ساخته است و جایگاهش آتش است و برای ستمکاران یاورانی نیست.» (مائده/ 72)
در انجیل لوقا آمده: «مردم از عیسی پرسیدند: تکلیف ما چیست؟ فرمود: آن که دو پیراهن دارد باید یکی را به آن که ندارد هدیه کند و هر که خوردنی دارد نیز باید چنین کند... و به سپاهیان گفت: با هیچ کس بد رفتار نکنید و به کسی زور نگویید و از حق خود تجاوز ننمایید.»

تواضع

شاید ریشه مهرورزی و مواسات بی حد عیسی به مؤمنان و حتی مشرکان در تواضع عمیقی است که همچون جویباری پر برکت و زلال در سراسر وجودش موج می زند و از سرچشمه شخصیت الهی او نشأت می گیرد، چرا که هر کسی به خدا نزدیک تر گردید در خدمت و کمک و فروتنی به خلق خدا کوشاتر می شود.
در کتاب کافی به نقل از احمد بن عبدالله از احمد بن محمد برقی از یکی از یارانش به صورت مرفوع از عیسی بن مریم (ع) روایت شده که فرمود: «ای گروه حواریون: من نزد شما حاجتی دارم، برایم برآورده سازید. گفتند: درخواست تو برآورده است، ای روح الله. پس برخاست و پاهای یکایک ایشان را شست، گفتند: ما به این کار شایسته تر بودیم ای روح خدا، گفت: شایسته ترین مردم برای خدمت به خلق، دانشمند است و من این گونه فروتنی نمودم تا شما نیز پس از من در میان مردم این چنین تواضع داشته باشید.»
سپس فرمود:«بالتواضع تعمر الحکمه لا بالتکبر؛ و کذلک فی السهل ینبت الزرع لا فی الجبل؛ حکمت و فرزانگی آدمی با تواضع بارور می گردد نه با تکبر، چنان که گیاه در دشت می روید و رشد می کند نه در کوه.»
در روایت دیگری آمده است عیسی برای حواریون طعامی ترتیب داد و چون از خوردن آن فارغ شدند به دست خود دستانشان بشست، گفتند: «ای روح الله، بهتر است ما این را انجام دهیم.» فرمود: «من اینچنین کردم تا شما نیز با دانش آموزان و مخاطبان خویش چنین کنید.»

 


منابع :

  1. حسین عمادزاده- تاریخ انبیاء- صفحه 731

  2. محمدباقر مجلسى- بحارالأنوار- جلد 14 صفحه 319 - 325، 329، 278

  3. محمدباقر تاج لنگرودى- اخلاق انبیاء- صفحه 394

  4. جلال‏ الدین آشتیانى- تحقیقى در دین مسیحیت- صفحه 205

  5. سید محمدحسین طباطبایى- ترجمه المیزان- جلد 3 صفحه 220

  6. ثقةالاسلام محمدبن یعقوب کلینی- اصول کافى- جلد 2 صفحه 306 - 307، 318، جلد 1 صفحه 37

  7. ابن کثیر- قصص الانبیاء- جلد 2 صفحه 424

  8. مصطفى عباسى مقدم- اسوه هاى قرآنى و شیوه هاى تبلیغى آنان

https://tahoor.com/_me/Article/PrintView/113254