تدوین تورات در دوره بازسازی معبد

تدوین نهایی متون مقدس یهودی

نخستین اقدام قوم بنی اسرائیل پس از بازگشت به وطن بازسازی معبد سلیمان بود. آنان هنگامی که به وطن رسیدند، بازسازی معبد و نیز شهر اورشلیم را آغاز کردند. حادثه بسیار مهمی که در این دوره روی داد، «تدوین نهایی متون مقدس یهودی» بود که با تدوین اسفار پنج گانه تورات آغاز گشت. در اینجا نکته مهم این است که اگر آیینی با عنوان «یهودیت» در این مقطع آغاز شده و از سوی دیگر، متون مقدس اصلی این آیین دقیقا در همین زمان نوشته شده است، این دو امر تا چه اندازه در یکدیگر تأثیر گذاشته اند؟ به تعبیر دیگر، بنیان گذار نظام دینی جدید عزرا بود. وی به یقین با وجود مشکلاتی که قوم با آن روبرو بود و با توجه به وضعیت خاص آن زمان، این نظام را استوار ساخت. از سوی دیگر، محققان جدید و برخی از محققان قدیمی بر آنند که نویسنده اسفار پنج گانه تورات همین عزرا بوده است. حال سوال این است که این دو اثر تا چه اندازه بر یکدیگر منطبقند؟ برخی از نویسندگان یهودی بر این باورند که اساسا اسفار پنج گانه تورات بر اساس وضعیت خاص قوم در آن زمان نوشته شده و با اینکه اختلافهای زیادی در میان یهودیان در دوره های بعد وجود داشته، نظامی که این کتاب عرضه می کند، همیشه مورد اتفاق بوده است. مسئله اساسی این است که مشکل اساسی مولفان اسفار پنج گانه، یعنی کسانی که آن را آن گونه که امروزه در دست ماست گرد آورده اند، چه بوده است؟ اساس یهودیت دو اتفاق متوالی است که با هم یک حادثه را می سازند:
1- در سال 586 ق. م معبد اورشلیم ویران شد و سیاستمداران، متمولان، استادان و صنعتگران و هر کسی که وزن و اعتباری داشت، به سرزمین امپراطور فاتح برده شدند.
2- در حدود سه نسل بعد در اواخر قرن ششم ق. م. امپراطوری بابل توسط امپراطوری ایران که تحت حکومت پارسیان بود، افتاد. سیاست عمومی کورش، امپراطور پارس، این بود که مردمی را که بابلیان جا به جا کرده بودند به وطنهایشان بازگرداند.
در نتیجه یهودیان بابل حق بازگشت به سرزمین اسرائیل را یافتند در آن زمان تنها شار اندکی از ایشان از این فرصت استفاده کردند. این عده بازسازی معبد را شروع کردند و مدتی بعد در میانه قرن پنجم (حدود 450 ق. م) یکی از جانشینان کورش به نحمیا، که یهودی و از صاحب منصبان عالی رتبه دربار بود اجازه داد که به همراه عزرا، که از دیوان سالاری عالی رتبه و کارگزار امپراطوری بود، به اورشلیم بازگردند و با حمایت آن حکومت معبد را بازسازی، و دولتی یهودی در مناطق اطراف تأسیس کنند.
این دو حادثه تحت عنوان «تبعید و بازگشت» با هم ذکر می شوند. این وقایع در قالب اصطلاحاتی اسطوره ای و متعالی، که از حیث پیام انسانی پر بار و تأثیر گذارند، بیان می شوند. حوادث تاریخی 586 و 450 ق. م در تصویری که اسفار پنج گانه از تاریخ و سرنوشت اسرائیل ارائه داده، به چنان اسطوره خلاقی در باب قضایای تبعید و بازگشت مبدل شده است که جزء مشخصات تمام یهودیت هایی است که از آن روز تا کنون به ظهور رسیده اند. در مقطعی خاص از تاریخ، یعنی پس از اسارت بابلی و در دوره حکومت کاهنان، دین قوم دچار تحولی بسیار عظیم می شود. در واقع نظام دینی جدیدی مطابق با وضعیت خاص قوم در آن دوره شکل می گیرد. همچنین متون مقدسی به وجود می آید که کاملا بر وضعیت خاص قوم و نیازهای آن (آن گونه که کاهنان آن دوره تشخیص داده اند) منطبق است.
اسفار پنج گانه تورات و دیگر کتابهای تاریخی عهد قدیم (که در واقع در بر دارنده دوره تاریخ قوم از ابتدا تا آن دوره است) نه آن گونه که بوده است، بلکه به تشخیص کاهنان آن دوره به گونه ای که بهتر مشکلات قوم را حل کند، تدوین شده است. برای درک پیام اصلی اسفار پنج گانه... در ابتدا باید این را بدانیم که این اسفار چگونه شکل گرفته اند. پنج کتاب موسی (پیدایش، خروج، لاویان، اعداد و تثنیه) از آفرینش جهان و از اینکه خدا فرزندان ابراهیم، اسحاق و یعقوب (که اسرائیل نیز نامیده شده) را قوم خدا می داند، سخن می گویند. چنان که می دانید تصویری که از آن قوم ارائه می شود حاکی از آن است که ایشان در سرزمین کنعان، که به ابراهیم و تبار او وعده داده شده بود، شکل می گیرند و سرزمین مذکور قرار است «اسرائیل» نام گیرد. بعد گفته می شود که ایشان به سوی مصر سرازیر می شوند، به دست موسی، که آنان را به طرف صحرای سینا می برد، از بند اسارت مصریان آزاد می شوند و از خدا تورات را دریافت می دارند. در توصیف تورات گفته می شود که آن کتاب مشتمل بر قوانینی است که می بایست بر جامعه مقدس اسرائیل و بر نحوه بندگی اسرائیلیان در برابر خدا در مقام پرستش و در معبدی که پس از آن ساخته خواهد شد، حاکم باشد.
همچنین حاوی این پیام است که هرگاه قوم اسرائیل به پیمان یا عهدی که توسط مشایخ با خدا بسته و در صحرای سینا تحکیم شد، وفا کند خدا از قوم حمایت می کند؛ اما هرگاه قوم اطاعت نکند خدا مجازاتش خواهد کرد. این تصویر کوتاه از تورات چنین القا می کند که داستان یکپارچه است و از روزگار خود آن وقایع به ما رسیده است. اما اسفار پنج گانه از انواع نوشته هایی مجزا درست شده است که هر یک سبک خاص نگارش و نگرش مخصوص به خود را دارند. برای مثال، نوشته هایی که از نظام طبقاتی (کاهنان، لاویان و اسرائیلیان) و آیین معبد (احکام، وظایف و حقوق کاهنان) سخن می گویند، به مولفانی از کاهنان نسبت داده می شوند.
این نویسندگان کتاب لاویان و بیشتر کتاب اعداد و نیز بخش های از کتاب خروج را که به خیمه عهد می پردازد، به وجود آورده اند. تمام کتاب تثنیه، که به موسی منسوب است مولفی کاملا متفاوت با علایقی خاص به خود را دارد. این تفاوت های چشمگیر سوالی را برای ما مطرح می کند. در کجا و در چه زمانی اینها آن گونه که امروز در دست ماست، کنار هم گذاشته شده اند؟ پاسخ به این سوال مهم است، چرا که اگر تورات را به عنوان یک حکایت مستمر بخوانید کم کم پیام کلی آن را از ترکیب، تناسب، نظم و معنایی که آخرین گروه از نویسندگان، گردآورندگان و تنظیم کنندگان آنها در کار آورده اند دریافت خواهید کرد. اسفار پنج گانه، آن گونه که اکنون در دست ماست، کار مومنانی از یک دوره خاص است. بنابراین پیام این اسفار با آنکه بدون تردید در بردارنده دیدگاه ها و پیام های پیشین نیز هست، پیامی است ناظر به جهان اجتماعی مولفان نهایی آن که همه چیز را برای بیان آن پیام با هم تلفیق کرده اند بدین ترتیب برای فهم اسفار پنج گانه به مجموعه ای از واقعیات دیگر نیز محتاجیم.

پیام اصلی تورات

سپس این نویسنده تلاش می کند که به این سوال پاسخ دهد. او بار دیگر به دو حادثه مهم، یعنی خرابی معبد و اسارت قوم، و نیز آزادی آنان و بازسازی معبد اشاره کرده، دو نکته مهم را به عنوان پیام اصلی تورات بیان می دارد:
1- شکل گیری قوم اسرائیل و پیمان این قوم با خدا، و تأکید بر قداست این قوم و جدایی اش از دیگر ملتها.
2- تملک مشروط سرزمین موعود به عنوان نشانه پیمان؛ تملکی که منوط به پایبندی قوم به پیمان با خداست. اگر قوم به تورات، که در بر دارنده شروط پیمان است، عمل نکنند، سرزمینشان را از دست خواهند داد. بنابراین سخن این کتاب حول دو امر می گردد: یکی «قوم» و دیگری «سرزمین».
او در ادامه می گوید: «اگر داستان پیدایش و گزارشی را که از چگونگی شکل گیری قوم و به دست آوردن سرزمین ارائه می دهد، مرور کنید، خواهید دید که رابطه قوم اسرائیل با آن سرزمین مضمونی است که تمام آن را در بر گرفته است، و هر چیز دیگری به آن بستگی دارد. چون به آن سرزمین رسیدید معبد بسازید؛ چون به آن سرزمین رسیدید از این قوانین اطاعت کنید؛ چون به آن سرزمین رسیدید یک جامعه خدایی ایجاد کنید و به تورات عمل کنید.»

ایجاد نظام دینی خاصی توسط کاهنان

در این مقطع از تاریخ، قوم اسرائیل وضعیتی خاص پیدا می کند. کاهنان که در این زمان، ریاست قوم را تحت اشراف حکومت ایران بر عهده داشتند، نظام دینی خاصی را متناسب با زمان و اوضاع قوم ایجاد کردند. برای یهودیان مقدور نبود که پس از بازگشت خویش یک دولت نظامی تأسیس کنند، چه نه افراد کافی داشتند و نه آن اندازه ثروت که بتوانند به چنین کاری برخیزند. از طرف دیگر، چون نیازمند نوعی سازمان اداری بودند که در عین اعتراف به سیادت پارسیها، وسیله آن باشد که وحدت ملی و نظم و سازمان حفظ شود، کاهنان در صدد بر آمدند قوانینی وضع کنند که مانند قوانین یوشیا بر احادیث و سنن علمای دین و اوامر الهی متکی باشد.
در سال 444 ق. م. عزرا، که یکی از کاهنان دانشمند بود، یهودیان را برای اجتماع باشکوهی دعوت کرد، و از صبحگاه تا نیمروز «کتاب شریعت موسی» را برایشان فرو خواند. در مدت هفت روز او، و لاویانی که دستیار او بودند محتویات آن طومارها را برای مردم تلاوت کردند، و چون خواندن آن را به پایان رسانیدند، کاهنان و پیشوایان قوم سوگند یاد کردند که به دستورات و شرایع گردن نهند و آن را راهنمای قانونی و اخلاقی خویش سازند و تا ابد فرمان بردار آن باشند. (کتاب نحمیا، باب دهم) از آن زمان که دوره پریشانی یهود بود، تا روزگار حاضر، همین قوانین همچون محوری بوده است که زندگی قوم یهود بر گرد آن می چرخیده... آیا آن «کتاب شریعت موسی» چه بوده است؟ این کتاب درست همان کتاب عهد، که یوشیا پیش از آن بر مردم خوانده بود، نیست. چه، در کتاب عهد تصریح شده است که آن را در مدت یک روز دو بار بر یهودیان فرو خواندند در صورتی که خواندن کتاب دیگر محتاج یک هفته تمام وقت بود.
اینکه آن اسفار چگونه و چه وقت و کجا نوشته شده، سوالی است که پرسیدن آن عیبی ندارد، و سبب آن شده است که پنجاه هزار جلد کتاب در این باره نوشته شود. بنابراین ما با نظامی دینی روبرو هستیم که در مقطعی خاص و با هدفی ویژه ایجاد شده است. پدید آورندگان این نظام، با گزینش رویدادها نظامی را ایجاد کرده اند که قومیت در آن نقش اساسی دارد. داده های اصلی الگوی توراتی، یعنی احساسی قوی که قوم اسرائیل از واقعیت اجتماعی خود داشت و شأنی که برای خود در مقام قومی برگزیده و دارای رابطه ای پیمانی یا قرار داد گونه با خدا قائل بود، از امور ذاتی و جدا ناشدنی این نظام است. اینها بیانگر منطق آن نظام هستند، نه منطق ذاتی و خاص حوادث و نه حتی منطق حوادث برگزیده و پرداخت خورده. علاوه بر این، داده های یاد شده از مقدمات آن نظام استفاده می کنند، نه از داده های حاصل از زندگی معمولی قوم اسرائیل در بابل یا سرزمین اسرائیل. این امر به خصوص آن گاه واضح می شود که می بینیم آن نظام نه تنها حوادثی را که مهم می داند بر می گزیند، بلکه از حوادثی سخن می گوید که از دید جماعتی عظیم از قوم اسرائیل، یعنی یهودیانی که در سرزمین موعود باقی ماندند و یهودیانی که هرگز بابل را ترک نکردند، اصلا اتفاق نیفتاده است.

عصر حکومت کاهنان در تاریخ یهودیت

میان آنچه در سال 586 ق. م و پس از آن رخ داد، و الگویی که از روی آنچه اتفاق افتاد سر هم شده و به هم بافته شده است، تطابقی وجود ندارد. کتاب مقدس هم و در تورات و هم در کتاب نبوتی- تاریخی می گوید که اسرائیل در تبعید رنج برد، کفاره داد، سازگاری یافت و پیمان را با خدا تازه کرد (که حاکی از بازگشت به صهیون و بازسازی معبد بود) نظام یهودیتی تورات تجربه جدا شدن و سازگاری یافتن را امری عادی و مقبول دانست، اما در واقع تنها اقلیتی از قوم اسرائیل این امور را تجربه کرده بودند. بدین ترتیب آن نظام یهودیتی که در پنج کتاب موسی و نیز برخی از کتب انبیاء بیان شده، دو کار را به انجام رسانیده است. نخست اینکه از آنجا که نمونه ای ناقص و محدود ازآنچه را که اتفاق افتاده بود (تبعید) لایق عنوان رویداد دانست، حس تنفر، یعنی احساسی از عدم اطمینان و ناراحتی، را برانگیخت دوم اینکه، همان حس تنفر را با دستورالعملی که چگونگی حل تنش های حاصل از رویدادهای جا به جایی و جدایی را نشان می داد (بازگشت)، فرو خواباند.
از آنچه گذشت، آشکار گشت که مقطع پس از اسارت بابلی و عصر حکومت کاهنان را باید نقطه عطفی در تاریخ یهودیت به شمار آورد. همان طور که از برخی نویسندگان یهودی و مسیحی نقل شد، در این زمان نظام دینی خاصی به وجود آمد که در واقع باید آن را انقلابی دینی یا شاید دینی جدید خواند. به هر حال، آنچه به نام یهودیت امروز موجود است، ریشه در این دوره دارد. گفتنی است که آنچه درباره تاریخ بنی اسرائیل قبل از این دوره در اختیار داریم، از متونی گرفته شده که در این دوره خاص تدوین گشته اند.

انجمن کبیر یا سنهدرین

در این دوره، امور دینی و اجتماعی مردم زیر نظر شورایی اداره می گشت که «سنهدرین» یا «انجمن کبیر» خوانده می شد. عزرا و نحمیا این انجمن را در سال 445 ق. م برای نخستین بار تشکیل دادند که متشکل از 72 نفر از عالمان یهود بود. وظیفه این انجمن قضاوت در میان قوم و نیز مطالعه، تفسیر و تعلیم تورات بود. این مجمع در اورشلیم تشکیل می شد، اما در شهرهای دیگر مجمع کوچکتری نیز شکل می گرفت که 23 عضو داشت. این مجامع کوچکتر به مسائل قانونی و دینی مردم می پرداختند و مسائل مشکل را به انجمن کبیر ارجاع می دادند. اعضای انجمن کبیر که آگاه به کتاب بودند و به استنساخ کتاب مقدس می پرداختند، «کاتب» خوانده می شدند. از آنجا که تنها عالم، خواندن و نوشتن می دانست، عالمان کتاب مقدس به تدریج «کاتبان» خوانده شدند. از میان این کاتبان کسانی که استعداد خاص داشتند و مهارت بالایی در موعظه و تعلیم می یافتند، «ربی» (معلم)، نام می گرفتند. این ربی ها دو وظیفه داشتند: یکی اینکه کتاب مقدس را برای مردم تفسیر و معنا کنند و دیگر اینکه مراسم عبادات و مناسک مذهبی را از حالت تمرکز در معبد اورشلیم خارج کرده، مجامعی را برای اجرای این مراسم در همه شهرها و روستاها ایجاد نمایند.


منابع :

  1. عبدالرحیم سلیمانی اردستانی- یهودیت- انجمن معارف اسلامی ایران- انتشارات آیت عشق

  2. جان بی ناس- تاریخ جامع ادیان- ترجمه علی اصغر حکمت- صفحه 499- 500- انتشارات علمی فرهنگی

  3. عبداللّه مبلغى آبادانى- تاریخ ادیان و مذاهب جهان- جلد دوم- بخش یهود

  4. على کورانى- نقش یهود در دوران ظهور- مترجم مهدى حقى- مجله موعود- شماره 44

https://tahoor.com/_me/Article/PrintView/114758