سیر روحی فکری و تاثیر اندیشه‌ های هانری کربن (ایران)

در ادامه بررسی سیر روحی، فکری و تاثیر اندیشه های کربن در قسمت دوم به مطالبی چون: هانری کربن و سهروردی، علاقه و گرایش کربن به امور باطنی به اجتناب کربن از ملی گرایی افراطی در خصوص نسبت موقعیت عرب با فلسفه اسلامی، کربن و مطالعات تطبیقی و تاثیرات کربن در غرب و کشورهای اسلامی اشاره می شود.

هانری کربن و سهروردی

به علت علاقه عمیق کربن به عرفان و فلسفه در یک زمان، راهنما و معلم اصلی او سهروردی باقی ماند که کربن غالبا او را «مرشد ما» می نامید. کربن ماوای فکری کامل خود را در آن آمیختگی سازگارانه میان خلسه عرفانی و دقت منطقی که در حکمه الاشراق بیان شده است، یافت. حکمه الاشراق همان فلسفه روشنگری یا اشراق است که در آن، نقش جواهر ملکی و سلسله مراتب نور در ورای همه چیزهای دیگر، مورد تاکید قرار گرفته است.
کربن به حکم سرشت درونیش بنا بود که یک حکیم اشراقی شود ترحیج می داد آن را ‘theosopher’ [= حکیم الهی] به معنای اصلی آن، بنامد از دروان جوانی تا هنگام مرگ، هیچ شخصیت دیگری توجه وی را به اندازه سهروردی جلب نکرد، و این امر را می توان در شاهکار او، مجموعه چهارجلدی تحت عنوان در اسلام ایرانی (En Islam iranien) دید که یکی از چهار جلد آن، تنها به سهروردی اختصاص یافته است، در حالی که به اشخاص دیگر فضای بسیار کمتری اختصاص داده شده است. این به هیچ وجه تصادفی نیست که از زمانی که ماسینیون یک نسخه از حکمه الاشراق را به کربن جوان، هدیه کرد، سهروردی راهنمای باطنی وی شد، ابتدا او را به استانبول و سپس به خانه معنویش یعنی ایران رهنمون شد؛ سرزمینی که کربن اولین بار در طلب آثار سهروردی به آنجا آمد.
نتیجه و دستاورد راهنمایی های سهروردی، سی سال سفر منظم به ایران است و تاسیس بخش مطالعات ایرانی در انجمن ایران و فرانسه و خلق مجموعه گنجینه نوشته های ایرانی (Bibliotheque iranienne) و ملاقات با کثیری از محققان ایرانی و آموزش بسیاری از فلاسفه جوان ایرانی و در نهایت، آشنایی با دنیای وسیع فلسفه متاخر اسلامی که تحت سیطره چهره هایی همچون ملاصدرا و میرداماد است. استاد حکمت نورانی، دست مرید خود را از هشت قرن پیش گرفت و او را نه تنها وارد دنیای اشراق کرد، دنیای نور که در عین حال، هم واقعیت هستی شناختی و هم جوهره معرفت است، بلکه همچنین در دنیای معنویات موطن خویش را به روی این فیلسوف و حکیم الهی اشراقی جوان فرانسوی گشود؛ فرانسوی جوانی که سرنوشت برای او این گونه رقم خورده بود که بزرگ ترین مفسر سهروردی در غرب باشد، و حتی کمک کند تا علاقه به این استاد بزرگ در موطن خودش دوباره تجدید شود.
کربن که یک فیلسوف کارآزموده شده بود و علاقه شدیدی به واقعیت زنده اندیشه اشراقی داشت، به ناچار به سرعت از تحولات بعدی فلسفه در ایران آگاه شد؛ تحولاتی که نه تنها بر پایه آموزه های سهروردی، بلکه بر اساس تعالیم ابن سینا و ابن عربی نیز بود. به علاوه، علاقه کربن به یک مابعدالطبیعه وجود که حق فعل وجود به عنوان «امر کن» و نه تنها حالت خنثی وجود به عنوان «موجود» را کاملا ادا کند، او را به سمت آثاری مکتبی که وی آن را «مکتب اصفهان» نامید و به خصوص آثار بزرگ ترین استاد آن، یعنی ملاصدرا رهنمون شد. مطالعه هستی شناسی ملاصدرا، کربن را با خط سیر بسیار متفاوتی مواجه کرد که مبحث وجود در دنیای اسلام و در غرب در پیش گرفته بود و او را به سوی برخی از عمیق ترین مطالعات فلسفه تطبیقی اش سوق داد، همان طور که در مقدمه ای که بر ترجمه خود از المشاعر ملاصدرا نوشته است، دیده می شود. این مطالعات، مشخص می کند که چرا کربن با خصوصیات فکری و معنوی خاصی که داشت، نتوانست به فلسفه اگزیستانس اکتفا کند و چرا ذهن وی به ناچار به سمت ملکوت مابعدالطبیعه صدرا و سهروردی پرواز کرد.

علاقه کربن بر امور باطنی

علاقه کربن به امور باطنی او را به سمت و سویی سوق داد که در خصوص دیگر آموزه های باطنی تحقیق و کند و کاو کند؛ آموزه هایی که تنها در خانه معنوی برگزیده او، یعنی ایران برای وی قابل تشخیص بود. او مباحث جدی با رهبران و مرشدان چند فرقه صوفیانه ایرانی و همچنین رهبر جنبش شیخی (که خصوصا عشق خالصش به ائمه، کربن را مجذوب خود کرد) داشت. از طریق مطالعه نوشته های آنان و متون قدیم تر، کربن به کیمیاگری اسلامی علاقه مند شد و مطالعات عمیقی در آن خصوص انجام داد. به طور کلی او مجذوب علوم طبیعی و فلسفه طبیعی سنتی نگشت.
با این حال، بسیار به مکتب هرمسی و نیز ماهیت نمادین کیمیاگری، به عنوان علم کیهان و نیز علم جان علاقه داشت. این علاقه را می توان نه تنها در مطالعات و تحقیقات وی در خصوص جابربن حیان و دیگر کیمیاگران اسلامی تا دوره متجدد، بلکه همچنین در تمایل و علاقه جدی او به کیمیاگری رنسانس در اروپا یافت.

کربن و ایران باستان

عشق به سرزمین و فرهنگ ایران برای او، نه تنها به دوران اسلامی، بلکه به دوره پیش از اسلام باز می گشت. او مانند استادش سهروردی که در صدد بود فلسفه ایران باستان و فلسفه یونان را به صورتی که توسط فلاسفه متقدم اسلامی تغییر شکل یافته بود، در یک ترکیب با هم متحد کند، به دنبال این بود که تداوم و پیوستگی عمیقی در میان ایران اسلامی و گذشته باستانی ایران آشکار سازد. هدف او این نبود که نوعی ملیت پرستی فرهنگی افراطی به وجود آورد (که برخی از ایرانیان تجدد، کار او را این گونه تلقی کردند) وی می خواست عمق فرهنگ فلسفی ایران باستان و جهان شمولی و غنای فلسفه دوران اسلامی آن را که می توانست بسیاری از درونمایه ها و مضامین گذشته ایران باستان را در چهان بینی خود ادغام کند، خاطرنشان سازد. کربن مطالعات و تحقیقات برجسته ای بر روی اندشه پیش از اسلام ایران انجام داد و مانند شخصی مثل گمیستوس پلتن، به زرتشت نه تنها به عنوان یک پیامبر به معنای تشریعی این لفظ، بلکه به عنوان یک حکیم عظیم الشان علاقه مند بود.

اجتناب کربن از ملی گرایی سطح و افراطی

اگرچه تا جایی که به فرهنگ و اندیشه ایرانی مربوط می شد، کربن از ملیت پرستی افراطی سطحی اجتناب می کرد، مصرانه مخالف این مساله هم بود که فلسفه اسلامی را فلسفه عربی بنامیم. بخصوص در دوره جدید که در آن اصطلاح عربی که یک معنای ملی گرایانه کسب کرده است و دیگر همان معنایی را که در اروپای قرون وسطی داشت، ندارد. برخی از ملی گرایان عرب، کربن را ضد عرب نامیدند. اما این به هیچ وجه صحیح نیست. کربن ذاتا بیشتر مجذوب حوزه ایرانی تمدن اسلام گشت، همان طور که معلم او ماسینیون بیشتر مجذوب حوزه عربی دنیای اسلامی شد. اما هر دوی آنها از حوزه دیگری که علاقه کمتری نسبت بدان داشتند، غافل نماندند.
کربن همیشه از فلسفه اسلامی، و نه فلسفه عربی یا عرب، سخن می گفت. اما از اصطلاح فلسفه ایرانی هم (به غیر از چند مورد که در آنها لازم بود از این اصطلاح استفاده شود) استفاده نمی کرد. کشف او از هفت قرن فلسفه اسلامی پس از ابن رشد به مرکزیت ایران که البته به هندوستان و امپراطوری عثمانی هم کشیده شده بود، خود بهترین گواه عالمانه این مدعاست که فلسفه اسلامی در واقع فلسفه اسلامی است و نه فلسفه عربی به معنایی که امروزه از لفظ عربی فهم می شود (علی رغم ادعاهایی که هنوز بنا به دلایل سیاسی ارائه می شود).

هانری کربن و مطالعات تطبیقی

غوطه ور شدن کربن در دنیای اندیشه ایرانی- اسلامی و در عین حال ریشه داشتن او در سنت باطنی غرب، موجب شد که او در بسیاری از مطالعات و تحقیقاتش وارد فلسفه تطبیقی شود که در آن، وی یکی از اساتید بلامنازع بود. کارهای متعدد وی دراین حوزه که از مقایسه نقالی های عرفانی ایرانی و ادبیات عاشقانه قرون وسطی غرب شروع و تا مطالعات تطبیقی جوانمردی و فتوت و شوالیه گری غربی ادامه و بر روی زندگی فکری درونی خود وی تاثیر داشت، نشان می دهند که توسط سنت های باطنی و عرفانی غرب و شرق تغذیه می شد. به علاوه، مطالعات او در خصوص جریان های اشخاص باطنی غرب، قوت و عمق می بخشید. به علاوه، چون همچنان از تاریخ گرایی تنفر داشت، خیلی به ندرت جذب تاثیرات تاریخی می شد. بیشتر توجه او به شباهت ریخت شناختی و مقایسه میان ظهورات کهن الگوهای واحد در مذاهب و محیط های فرهنگی مختلف بود. در حالی که او یک شارح عمیق اندیشه ایرانی- اسلامی برای غرب بود، همچنین مانند پلی میان دو دنیای اسلام وغرب، ایفای نقش می کرد و این جنبه از نقش او، در تحقیقات و مطالعات تطبیقی او بیشتر از هر جا جلوه گر است.

تاثیرات هانری کربن

در پایان، چند کلمه ای باید گفته شود تا تاثیر کربن را پس از گذشت دو دهه از مرگ وی بیان کنیم. اگرچه طی این سال ها، بسیاری از آثار جدید او به یمن تلاش خستگی ناپذیر همسر، زوجه معنوی، و نزدیکترین همکار فکری او استلا کربن پس از فوت وی منتشر شده است، به طوری که هیچ کس نمی تواند مدعی شود که انتشار آثار کربن با مرگش خاتمه پذیرفته است. واقعیت این است که اخیرا کتاب جدیدی از کربن به زبان انگلیسی تحت عنوان «سالک و پیامبر: ایران و فلسفه» (The Voyage and the messenger: Iran Philosophy) منتشر شده است که حتی من هم شگفت زده شده ام، چون شامل موضوعاتی است که قبلا منتشر نشده است. انسان از خود می پرسد که آیا این منبع، تمام نشدنی است و یا آیا زمانی می آید که سرانجام، همه نوشته های کربن انتشار یابند.

تاثیر کربن در غرب

در غرب تاثیر کربن البته بیشتر در فرانسه مشاهده شده است که در آنجا وی نه تنها تحقیقات اسلامی را تحت تاثیر قرار داد، بلکه بر فلسفه و مطالعه و تحقیق در باب طریقت باطنی در محیط دانشگاهی نیز تاثیر گذاشت. کافی است از اشخاصی چون ژیلبر دوران، کریستین ژامبه و آنتوان فور نام ببریم تا تاثیرات کربن را در محافل خارج از حوزه تحقیقات اسامی نشان داده باشیم در واقع، تحقیق کربن در خصوص «عالم مثال» فصل جدیدی را در فلسفه غرب یا دست کم در قاره اروپا باز کرده است. تاثیر فلسفی کربن حتی در ایتالیا و اسپانیا که در آنها بسیاری از آثار او ترجمه شده است، دیده می شود.
در آلمان، آثار کربن در خصوص اندیشه اسلامی، به نحو چشمگیری مورد مطالعه قرار می گیرد، اما تاثیری را که او در محافل فلسفی کشورهای لاتین گذاشت، هرگز در محافل فلسفی آلمان نداشته است.
در جوامع انگلیسی زبان، بسیاری از آثار کربن ترجمه شده و در حال حاضر شناخته شده است.
در جوامع انگلیسی زبان، بسیاری از آثار کربن ترجمه شده و در حال حاضر شناخه شده است. اگرچه بزرگ ترین اثر او به نام «در اسلام ایرانی» (En Islam Iranien) علی رغم تلاش در ایران، پس از اینکه این اثر چهار جلدی برای نخستین بار منتشر شد، هرگز به زبان انگلیسی ترجمه نشد. در برتانیا عمدتا در کسانی که با نظریات راجع به هنر سنتی و تخیل، بنا بر طرز تلقی افرادی چون ویلیام بلیک، سر و کار دارند، آثار کربن اثرگذار بوده اند، چنان که در فعالیت های آکادمی «تمنوس» و نوشته های بنیانگذار آن آکادمی، شاعره معروف، کتلین رین می توان دید. صحنه فلسفی آن قدر در تحلیل منطقی غوطه ور شده است که نمی تواند مجذوب کربن شود.

تاثیر کربن در تحقیقات اسلامی

در دنیای تحقیقات اسلامی، در حالی که کربن توسط بسیاری از عقل گرایان و تاریخ گرایان مورد انتقاد قرار گرفت، چنان که مورد انتقاد عقل گرایان و تاریخ گرایان فرانسوی و آلمانی بوده است، تحقیقات او در خصوص اندیشه اسلامی متاخر در ایران و در خصوص ابن عربی به نحو گسترده تاثیرگذار بود. انجمن (مجمع) ابن عربی که اولین بار در بریتانیا تاسیس شد، اما اکنون در آمریکا هم فعال است، ملهم از اندیشه های کربن و تیتوس بورکهارت است. همچنین متون فلسفی و عرفانی عربی و فارسی که توسط کربن ویرایش شد، به طور کلی تاثیر گسترده ای در محافل دانشگاهی در غرب داشته است و بسیاری از محققان جوان را به سمت مطالعه اشخاصی چون سهروردی، روزبهان بقلی، سیدحیدر آملی، میرداماد و ملاصدرا و فلاسفه اسماعیلی از ابوحاتم رازی به بعد کشانده است. در حقیقت، «انستیتوی اسماعیلی» در لندن نقش مؤثری در ترجمه تعدادی از آثار کربن به انگلیسی داشته است.

تاثیر کربن در آمریکا و کانادا

در آمریکا تاثیر کربن در مقایسه ی بسیار وسیع تر حس می شود. این تاثیر نه تنها در میان اسلام شناسان، بلکه در میان روان شناسانی چون جیمز هیلمن و مورخان تاریخ اندیشه همچون هارولد بلوم نیز دیده می شود. در کانادا در «انستیتوی تحقیقات اسلامی دانشگاه مک گیل» حضور توشی هیکو ایزوتسو و دانشجوی پیشین کربن، یعنی هرمان لندولت کمک کرد که کربن و موضوعاتی که وی درگیر آن بود، یک ویژگی ثابت برنامه شود و بسیاری از پایان نامه های دکتری در تحقیقات اسلامی در آنجا نوشته شده است که در واقع نتیجه طبیعی آثار کربن هستند.

تاثیر کربن در ایران

در ایران، خانه معنویش، تاثیر کربن متنوع و عمیق بوده و هست. او زمانی به ایران آمد که تمایل به فلسفه های سنتی دوباره احیا می شد و به عنوان یک حامی غربی این فلسفه ها، او نقش مهمی در به تحقق پیوستن این فرآیند در میان اقشار تحصیل کرده غربی ایفا کرد. در درس اندیشه اسلامی که او و من برای دانشجویان دوره دکترا در دانشگاه تهران برای بیش از یک دهه تدریس می کردیم، تقریبا همه استادان قدیمتر فلسفه که امروز این موضوع را در ایران تدریس می کنند، حضور داشتند.
در واقع، ایده های کربن به بخشی از گفتمان فکری عمومی کشور در دهه 60 و 70 میلادی تبدیل شد. به علاوه، مباحث وی با علامه طباطبایی نتایج و ثمرات بنیادینی در محافل سنتی طلاب در مدارس قم، مشهد، اصفهان، شیراز و تهران داشت. گزیده او از فلسفه از دوره صفویه به بعد که او با همکاری سید جلال الدین آشتیانی فراهم آورده است، چشمان بسیاری از ایرانیان غرب زده را به غنای سنت فلسفی خودشان که به سرعت در پایان دوره قاجاریه فراموش شده بود (زیرا برق تمدن غرب، چشم آنها را خیره کرده بود) باز کرد. تاثیر کربن، حتی به تنی چند از نقاشان، سینماگران و معماران که در پی یک فلسفه معتبر هنر ایرانی بودند نیز تسری یافت. در مورد متون کهن فلسفه و تصوف که او اغلب با کمک محققان ایرانی، آنها را تصحیح می کرد، این واقعیت که این کتاب ها پس از مرگ وی چندین بار در ایران تجدید چاپ شد، گواهی واضح بر تاثیر عظیم اوست.

تاثیر کربن در کشورهای اسلامی

در نقاط دیگر جهان اسلام، تاثیر کربن به اندازه ایران نبوده است. با این همه، او محققان عرب برجسته ای را تربیت کرد که هسته اصلی اندیشه او را، بخصوص تا آنجا که به تحقیق در خصوص ابن عربی و مکتب وی مربوط می شد، تعقیب کرده اند. اما بیش از همه این موارد، کربن با اصرار بر ماهیت زنده فلسفه اسلامی و اینکه این سنت پس از افولی که به زعم برخی با مرگ ابن رشد عارض آن شد، هشت قرن حیات بسیار غنی داشته است، بیشترین تاثیر را در دیگر کشورهای اسلامی مانند ترکیه، پاکستان، اندونزی، مالزی و نیز جهان عرب داشته است.
امروزه دیگر هیچ محقق جوان جدی فلسفه اسلامی نیست که مدعای دبور را که معتقد است فلسفه اسلامی در قرن دوازه میلادی پایان یافت، تکرار کند. این دیدگاه تام و تمام جدید نسبت به فلسفه اسلامی، مدیون آثار چندین محقق است که در میان آنان کسی که بر همه تقدم زمانی دارد، مسلما کربن است. تاریخ فلسفه اسلامی همچنان کتاب اثرگذاری است که به همه زبان های اصلی اسلامی ترجمه شده و نه تنها اطلاعاتی درباره فلسفه اسلامی متاخر در اختیار می گذارد، بلکه دیدگاه جدید را برای یک نسل تمام از اندیشمندان اسلامی در تحقیق سنت فلسفی خودشان ارائه می کند.

سخن پایانی

کربن، این دنیای ناآرام و پرهیاهو را در سال 1978 ترک کرد و به ملکوت اعلی پیوست که روحش عمیقا با آن هماهنگی داشت. اما اندیشه او امروز، نه تنها در فرانسه، موطن مادرزادی، و ایران خانه معنوی اش، بلکه در سایر کشورهای اسلامی و دیگر مناطق غرب، زنده است. بی شک تاثیر و نفوذ او در سال های آتی در سراسر جهان همچنان بیشتر خواهد شد و با اطمینان می توان گفت که روح او خرسند خواهد شد از دانستن این مطلب که تجدید حیات فلسفه سنتی اسلام (که او بدان اهتمام عظیم داشت) امروزه در بسیاری از نقاط دنیای اسلام و خصوصا در ایران در حال وقوع است و موضوعات فلسفی ای که او تمام زندگی را صرف مطالعه و تحقیق آنان کرده بود، در ابعادی حتی وسیع تر، در کشورهای غربی مورد توجه غربیانی قرار می گیرد که خسته از حکمت ستیزی ای (misosophy) که این روزها به عنوان فلسفه جا زده می شود، بوده به دنبال آن حکمتی هستند که متعلق به آن واقعیت فراتاریخی ای است که در آثار کربن، در زمره مهمترین تفسیرهای معنوی هرمنوتیکی آن در این دوره و عصر است.


منابع :

  1. شهرام پازوکی- یادی از هانری کربن

https://tahoor.com/_me/Article/PrintView/116269