جهات کلی تاثیر علم کلام در فلسفه اسلامی

بحثهای کلام اسلامی هر چند به نتیجه نهائی نرسید ولی این مباحث کمک و مدد فراوانی کرد به حکماء و فلسفه اسلامی در مسائل الهیات.
1- یکی از جهاتی که فلسفه اسلامی در مسائل الهیات بالمعنی الاخص سرزمینهای جدیدی فتح کرد و فاصله اش با فلسفه یونان و اسکندرانی زیاد شد مایه هایی است که از کلام اسلامی گرفت. متکلمین این حق را به گردن فلاسفه دارند که افقهای نوی گشودند و مسائل ویژه ای طرح کردند اگر چه خود از عهده حل آنها برنیامدند.
2- متکلمین علاوه بر اینکه با طرح یک سلسله مسائل، راه را برای فلاسفه باز کردند، از راه دیگر نیز خدمت بسزائی کردند، و آن اینکه چون در مقابل اندیشه یونانی تسلیم نبودند، به مقام معارضه بر می آمدند و به چهره فلسفه و فلاسفه ناخن می زدند؛ در رد فلسفه و فلاسفه کتاب می نوشتند و آراء آنها را نقض و رد می کردند. باب تشکیک و تردید در اندیشه های فلسفی را آنها باز کردند. تصادم و اصطکاک آراء و عقاید متکلمان با آراء فلاسفه، و تلاشهای سخت فلاسفه برای خروج از بن بستها، تحرک خاصی در الهیات فلسفه اسلامی بوجود آورد. در تلاشهای سخت است که برقهایی می جهد و سرزمینهای تازه ای کشف می شود.


منابع :

  1. مرتضی مطهری- عدل الهی- مقدمه صفحه 29

https://tahoor.com/_me/Article/PrintView/2741