کتاب حکمة الاشراق

این کتاب درباره اصول اعتقادی فلسفه اشراق که یکی از شاخه های فلسفه اسلامی می باشد، به زبان عربی در قرن ششم هجری قمری است. در این کتاب، بعد عرفانی نویسنده کتاب را نیز که موسس مکتب اشراق در سنت فلسفه اسلامی است بررسی می کند، زیرا معتقد است که بحث و استدلال فلسفی برای طالبان سلوک در طریق "اشراق" آموزشی واجب است. گرچه حجم کتاب کم است اما حاوی دانش و معارف بسیار زیادی و متضمن خلاصه ای از مسائل حکمی مورد اعتقاد شیخ است.
وجه تسمیه: علت نامگذاری این شاخه از فلسفه به "اشراق" این است که که پیروان آن معتقدند که معرفت کامل، تنها از طریق اشراق باطن (یعنی روشن شدن قلب) به دست می آید.

زندگینامه اجمالی نویسنده
شیخ شهاب الدین یحیی فرزند حبش بن امیرک سهروردی، حکیم و فیلسوف ایرانی بنیانگذار و موسس حکمت و فلسفه اشراق در قرن 6 هجری قمری و شاعر بزرگ! حدود سالهای 545 تا 550 هجری قمری، در سهرورد، روستایی از شهر زنجان متولد شد. او به شیخ اشراق، شیخ مقتول، شهاب الدین سهروردی، مشهور است. بعضی از مولفین به علت نزدیکی نسبت و لقب، او را با شهاب الدین عمر سهروردی اشتباه می کنند. شیخ اشراق، در اوایل جوانی، در مراغه نزد مجدالدین جبلی استاد امام فخر رازی تحصیل علم کرد. حکمت و اصول فقه را یاد گرفت. سفری به اصفهان رفت و بسیاری از کتب فلسفی را در آنجا آموخت و در جوانی به سیرو سلوک و ریاضت پرداخت و پیرو افکارش، ابتدا راه تصوف را پیش گرفت. از مردم کناره گیری می کرد و فقط طالب مصاحبت با اهل علم بود و اوقات زیادی را به اعتکاف می گذراند. برای دیدار با مشایخ صوفی، به سرزمین های اسلامی سفر کرد. از جمله سفری به عراق و شام داشت و آنطور که مشهور است در علوم غریبه نیز تبحر پیدا کرد.
در سی سالگی به حلب رفت، همان وقتی که ملک ظاهر فرزند صلاح الدین ایوبی، حاکم آنجا بود. حاکم شیفته او شد. مجالس مناظره و بحث متعددی ترتیب می داد و همه علما و حکما را دعوت می کرد. در یکی از این مناظرات با علمای سوریه، سهروردی در ضمن مباحثتش، اندیشه های حکما و درستی آن را روشن و نظر مخالفان حکما را تضعیف و اهل مجلس را مجاب کرد. همین مناظره ها و مخالفت ها، و دانش وسیع و هوش سرشار و گرایش او به اسرار و عوالم باطنی اش، کم کم دشمنی و کینه عده ای از فقهای دربار ملک ظاهر را باعث شد تا از حاکم بخواهند که به اتهام داشتن اعتقاد او به اندیشه های ضد دین و فساد و عقاید، او را از بین ببرد. وقتی که ملک ظاهر، امتناع کرد فقها، عریضه ای نوشته و نزد پدر حاکم (صلاح الدین ایوبی) بردند و او به پسرش، دستور قتل سهروردی را داد. حاکم نیز از سر بی میلی، فرمان پدرش را اجرا کرد و بدین ترتیب، شیخ اشراق، در سال 587 هـ ق، حدود 40 سالگی، به قتل رسید. البته اقوال مختلفی نیز در مورد مرگ او هست. مرگ او همانند زندگیش اسرارآمیز بود. بی شک سهروردی از نظر نبوغ، عمق و وسعت فکر، دوام کار و علم و دانش، خلاقیت و نوآوری، قدرت ترکیب آراء و افکار مختلف، نگرش جهان مشمول و تسلط در زبانهای عربی و فارسی، در تاریخ تفکر جایگاه ویژه و ممتازی دارد که از بسیاری جهات قابل مقایسه با جایگاه دیگران نیست.

محتوا و ساختار کتاب به طور اجمال
مطالب در حکمة الاشراق روال و نظم ثابتی ندارد و موضوع واحدی در چند جا مطرح شده است. کتاب در 5 مقاله و به 2 بخش کلی تقسیم می شود. بخش اول: شامل بحث فلسفه و منطق مشایی و موضوعات مربوطه دیگر. به نظر بسیاری، اهمیت بخش اول کمتر از بخش بعدی (دوم) است. در این بخش، که به هر حال استدلالی است، بسیاری از مسائل قدیمی فلسفه، به زبانی غیر از اصطلاحات معمول مشائین، بحث می شود. بخش دوم: اهم موضوعاتی که در این بخش بحث شده، عبارت است از:
1- توصیف ماهیت نور و طبقه بندی موجودات مختلف به اعتبار شفافیت آنها و تقسیم نور به انواع متعدد واجب و ممکن.
2- مراتب طولی و عرضی عالم فرشتگان، نقش نور و رابطه آن با اشراق.
3- در چارچوب فلسفه اشراق، به بحث در کیهان شناسی و حرکات اجرام سماوی، ادراک حسی و قوای روح انسانی، پرداخته است.
4- مباحث بسیار مهم معرفت شناسی اشراقی که به علم حضوری معروف است، کیفیت علم نفس به ذات خود و تصفیه نفس و زهد و ریاضت، هر کدام از اینها به تفصیل مطرح شده است.
نکته: تعالیم و مطالبی که در این کتاب توسط مولف محترم (سهروردی) مطرح شده تاثیرات اساسی و چشمگیری در نظرات فلاسفه بزرگ، حتی در تاسیس حکمت متعالیه گذاشته است.


منابع :

  1. مهدی امین رضوی- سهروردی و مکتب اشراق

  2. سید جعفر سجادی- حکمة الاشراق سهروردی

  3. دائرة المعارف فارسی مصاحب

https://tahoor.com/_me/Article/PrintView/29365