اشخاص مقدس یا ویژه در باورها و عقاید مردم آفریقا (مذهب)

موقعیت افراد مرتبط با پادشاه در جامعه آفریقا

همانطور که به پادشاه، ملکه، روسا و فرمانروایان دیگر این موقعیت مقدس و احترام داده مى شود، به کسانى که با آنان ارتباط دارند نیز احترام خاص گذاشته مى شود. ملکه از احترام عظیمى برخوردار است و مى تواند همسر، خواهر، یا مادر حاکم باشد. مادر حاکم مى تواند مادر واقعى جسمانى او یا زن دیگرى از میان اعضاى خانواده سلطنتى و یا زنى منصوب شده باشد، نیز از نفوذ بسیارى در میان قبایل زولو و آمهارا برخوردارند. در بعضى از جوامع، پادشاه باید با خواهر تنى خود ازدواج کند (مثلا در میان اقوام شیلوک، لوندا، بانیاروندا و غیره). مقامات مهم دیگر شامل معاونان، مشاوران، فرمانداران، آموزگاران و شخصیت هاى مذهبى (مانند روحانیون و پیشگویان)، هستند. از طریق این اشخاص است که حاکم قدرت خود را بر قلمرو پادشاهى حفظ مى کند، مى داند در آن چه مى گذرد، اتباعش مى توانند به او دسترسى داشته باشند، موقعیت خود را حفظ مى کند و با عالم روحانى در تماس است. این تصویر شخص و منصب حاکمان سنتى است که بعضى از آنان مرد و بقیه زن هستند.

تضعیف مقام حاکمان سنتى با ورود استعمار

حکومت استعمارى عموما تمایل داشت حاکمان سنتى را در ساختار سیاسى اش وارد کند. قدرت و تصویر بر جاذبه آنان به طور ملاحظه اى تنزل پیدا کرد. در بعضى از موارد دولتهاى استعمارى کلا حاکمان سنتى را کنار گذاشتند و این کار همیشه از راههاى صلح آمیز انجام نمى گرفت و مقام پادشاه در بعضى از جوامع با حفظ موقعیت هاى رهبرى شان در دولتهاى آفریقائى مستقل باقى مانده است. به هر حال گرایش جدید به سوى زوال حاکمان سنتى در آفریقا، و آنچه که در بالا به صورت زمان حال شرح داده شد در بسیارى شرایط صادق نیست و یا به شکل تغییر یافته وجود دارد. نابودى یا تضعیف مقام حاکمان سنتى طبیعتا مى بایستى اگر نه به برخورد آشکار میان آنان با حامیانشان از یک سو و از سوى دیگر با دولتمردان آفریقایى که به جاى قلمروهاى محلى براساس مفهوم ملت مى اندیشند حداقل به ایجاد تنش بیانجامد. مقام پادشاه سنتى در حال از دست دادن قداست خود است، و به نظر مى آید به نقطه برگشت ناپذیر پدیده اى کهنه از نظر سیاسى و از نظر اقتصادى نامقرون به صرفه تنزل مى کند. این سرنوشت حکام آفریقایى مسلما سرنوشتى عمومى است و این احساس را منعکس مى کند که شاید انسان به اندازه کافى پادشاهان سنتى داشته است که تاریخشان همواره روشن ترین قسمت تصویر آنان نیست. بنابراین تعداد اندکى براى عاقبت حکام سنتى اگر مقامشان بتواند با ساختار سیاسى تازه و متناسب تر و نه لزوما کمتر فاسد جایگزین شود، سوگوارى خواهند کرد. حکام مقدس عمیقا با دوره زمنى پیوند دارند و آنقدر سنگین شده اند که نمى توان آنها را محور بعد آینده زمان که آفریقاییان آن را کشف نموده و شروع به گسترش آن کردند بالا کشید. قدرت آنها در افسانه هاى مذهبى، سنت ها، تابوهایى که آنهارا احاطه کرده است قراردارد که همه به سوى دوره زمنى در حرکت هستند وبدون اسطوره آینده، این حکام نه از جایگاه و نه احترامى برخور دارند که در طول تاریخ مردشان از آن بهره مند بوده اند. بیشترین چیزى که اکنون آنان مى توانند انتظار داشته باشند این است که با کاهش و تقلیل مقام آنان، یک اسطوره شناسى نیرومند به یقین در اطراف آنان و مقامشان ساخته خواهد شد. در آفریقاى غربى آنها احتمالا طولانى تر از هر جاى دیگر دوام خواهند داشت. یک عامل در خور توجه مطالعه تغییرات در باورها و اعمال مذهبى خواهد بود که در زندگى سنتى گرداگرد شخص و مقام حکام مقدس شکل گرفته بود و وقتى که شخصیت مرکزى ساختار آنها تغییر کند یا ضعیف شود مى بایستى آن نیز رو به تحلیل رود. شاید تجدید حیات یا خلق کشی هاى پرستش پادشاهان در جوامع مورد نظر رشد خواهد یافت که شامل پرستش پادشاه در گذشته تبعید شده و تنزل یافته خواهد شد و به بعضى افسانه ها درباره آن پروبال خواهد داد. اما فعالیتهاى سنتى در ارتباط با حوادث سلطنتى و شخصیت ها بطور حتم از بین خواهد رفت و یا حوادث ملى و رهبران جدید جایگزین آنها خواهد شد. به نظر مى آید کیشهاى پرستش شخصیت در نگرشها و احساسات آفریقایى ریشه هاى عمیقى دارد و انتقال آنها به شرایط جدید آسان تر از نابودى آنهاست.

روحانیان، انبیاء و بنیانگذاران مذهبى
نوشته هاى نسبتا زیادى در مورد روحانیان وجود دارد، اگر چه این اصطلاح مسامحه براى اشاره به هر رهبر مذهبى بکار مى رود. روحانى واسطه اصلى است: او بین خداوند یا الوهیت و انسانها قرار دارد. درست همانطور که پادشاه نماد سیاسى حضور خداوند است، همین طور روحانى نماد مذهبى خداوند در میان مردم است اگر چه نیازى نیست برتمایز سیاسى مذهبى تاکید کنیم زیرا هر دو شخص «متخصصان» مذهبى هستند و در بعضى جوامع یک شخص هر دو کار را تواما انجام مى دهد.

روحانیان در قبیله ایو
بطور مثال در میان قبیله ایو، روحانیان توسط خداوند «فرا خوانده مى شوند»، سپس آموزش دیده، تشرف حاصل مى کنند و سرانجام تطهیر شده و «به کسوت روحانى در مى آیند». وظایف آنان شامل اجراى آیین هاى هفتگى و روزانه، ساختن شراب براى پاشیدن، دعا براى ارزانى نعمت و براى زنان نازا و دیگر نیازمندان است. در میان قوم باگاندا پادشاه نقش برجسته اى در جشنهاى ملى سالانه بازى مى کرد، زمانى که او نه مرد نه زن و نه حشم، نه بز، نه ماکیان، نه با پوست درخت و نه با پوست صدف پیشکش و قربانى مى کرد. قوم لوزى روحانى اعظمى دارند که در بحرانهاى ملى به درگاه خداوند قربانى مى گذارد، و زیر دست او روحانیان دیگرى قرار دارند که توسط پادشاه به عضویت در شوراى مذهبى تعیین مى شوند، و نیز مسئولیت مقبره هاى سلطنتى را به عهده دارند.

وظایف روحانیان

وظایف روحانى در درجه اول مذهبى است، اما از آنجا که آفریقاییان دین را از حوزه هاى دیگر زندگى جدا نمى دانند، ممکن است وظایف دیگرى نیز داشته باشد. او شبان آیینى و معنوى جامعه یا ملت است: اوست که قربانی ها، هدایا و مراسم مربوط به دانش خود را بجا مى آورد. همچنین ممکن است او با عالم روحانى در نقش واسطه و یا از طریق افراد دیگر به عنوان واسطه ارتباط برقرار کند. جائى که معابد وجود دارد اغلب واسطه هایى، عموما زنان وجود دارند که به نگهدارى معابد و نیز ابلاغ پیامهاى خدایان یا ارواح مربوط کمک مى کنند. جائى که آموزش طولانى بخشى از آماده سازى براى حرفه روحانیت است، روحانیان مخزنهاى آداب و رسوم ملى، دانش، تابوها، الهیات و حتى تاریخ شفاهى هستند. این دانش وسیع آنان را در عمل به عنوان رهبران سیاسى، قاضیها و متخصصین شعایر واجد شرایط مى سازد. بطور مثال، روحانیان روکوبا، روحانى اعظم «مادر کشور» شناخته مى شود. از این رو، مردم آنان را نمادهاى هستى، سعادت و تداوم کشورشان مى شناسند. در میان بعضى از جوامع روحانیان هم به خداوند و هم به خدایان و یا فقط به خدایان خدمت مى کنند و این در جوامعى است که غیر از خداوند به خدایان معتقدند، مانند جوامع آنکور، باگاندا، آشانتى، یوروبا، و جوامع دیگر. وقتى مردم براى دادن قربانى و شفاعت نزد خداوند یا خدایان مى روند، این روحانیان هستند که آنها را دریافت مى کند و مورد استفاده قرار داده و از طرف نیازمندان شفاعت مى کند. آنان نمایندگان زنده کیش و آیین خود هستند. همچنین روحانیان به امور غیر روحانى مانند شکار، آهنگرى، و فعالیتهاى اجتماعى مى پردازند. آنان به ندرت مجرد باقى مى مانند، و در بعضى جوامع مقام روحانیت موروثى است. از روحانیان مراعات برخى الگوهاى رفتار اجتماعى، معنوى و اخلاقى انتظار مى رود، اگر چه این امر به هیچ روى متحدالشکل نیست. در کل، آنان مردان و زنانى با شخصیتى قابل احترام اند: قابل اعتماد، دیندار، وفادار به سنتهاى حرفه خود، خداوند یا خدایانى که در خدمتشان هستند، صمیمى، مهربان، تعلیم دیده در موضوعات مربوط به حرفه خود و مذهبى اند.

مقررات حاکم بر وضع روحانى و معنوى روحانیان

قبل، در طى و بلافاصله پس از اداره مراسم رسمى مقرراتى حاکم بر وضع روحانى و معنوى روحانیان وجود دارد، بطور مثال آنان اجازه ندارند آمیزش جنسى داشته باشند، غذاهاى معینى را بخورند، با مردم بیامیزند و یا لباسهاى مخصوصى را بپوشند. از این رو در میان قوم باگاندا، اگر روحانى مى مرد، روحانیان زنده، موکاسا وقتى که آنها براى انجام وظیفه مذهبى لباس بر تن مى کنند، مردم نباید با آن ها تماس یافته یا به آنان نزدیک شوند. روحانیان سونجو و خانواده هاى آنها فقط لباسهاى پوستى مى پوشند، و روحانیان متخصص دستبندهاى فلزى بر مچ دست چپ خود مى بندند. انواع مختلف رهبران آیینى در هر جامعه آفریقایى وجود دارد. اعضاى خانه عموما توسط رئیس خانواده چه زن یا مرد در تقدیم هدایا، پیشکش شراب و دعاها راهنمایى مى شوند. هر جامعه بزرگان یا رهبران شناخته شده اى دارد که عهده دار آیینهاى جمعى، مراسم عروسی ها، حل اختلافات، آیین هاى تشرف، جشن ها، شعایر سفر، مراسم طلب باران، مراسم طهارت، نگهدارى زیارتگاه ها و اشیا و مکانهاى مقدس و انتصابات یا وظایف گوناگون دیگر جامعه هستند. اینها وظایف روحانى هستند، و حتى اگر اشخاص برگزار کننده مراسم به مفهوم محدود کلمه روحانى نامیده نشوند، آنها روحانیان غیرحرفه اى هستند که بطور تمام وقت در استخدام نیستند. به مفهوم دقیق انبیا و جنبش نبوى در کتاب مقدس، هیچ پیامبرى در جوامع سنتى آفریقایى وجود ندارد. این در درجه اول به فقدان بعد آینده در باورهاى آفریقایى از زمان بر می گردد، اگر چه عوامل یارى دهنده دیگرى ممکن است وجود داشته باشد. وقتى این بعد کشف و توسعه پیدا مى کند، همانطور که تعداد فزاینده رهبران «نبوى» کلیساهاى مستقل مسیحى در آفریقا شاهد هستند، انواع «انبیا» نیز شروع به ظاهر شدن مى کنند.

رهبر مذهبى قوم مرو

قوم مرو رهبر مذهبى به نام موگوو به عنوان یک ملت ارتباط دارند. مردان قدیمى مى گویند که قدرت او از جایى بیرون آمد و سرچشمه گرفت که مردم مرو از آن ریشه گرفتند و بیرون آمدند. او قدرت موروثى دارد که شامل تقوى اخلاقى عظیمى است: او باید از تمام نقصهاى جسمانى و اخلاقى بدور باشد، باید از آداب و رسوم باستانى مرو به درستى پیروى کند، و باید در سنین جوانى آموزش را آغاز کند. موگو به دقت بر حاکم نظارت مى کند. او باید با وفا و با همه مردم مهربان باشد و زندگى زناشویى سعادتمندى داشته باشد. او به عنوان داور عمل مى کند، براى مردم دعا مى کند، و دعاى خیر مى کند و کسانى را که استحقاق دارند نفرین مى کند. باور بر این است که موگوو در ارتباط مستقیم با خداوند است و از این رو احتیاجات و خواسته هاى مردم را به خداوند گفته و از او شفاعت مى خواهد. مردم او را نگهبان داروهاى قبیله مى دانند و همچنین او به عنوان پیشگو عمل مى کند. او از قدرتى مانند پدر و مادر برخودار است که با محرمات و نفرین ها حمایت مى شود. از مثالها مى توان نتیجه گرفت افرادى که گاه و بی گاه «پیامبر» توصیف مى شوند با مفهوم دقیق این اصطلاح جور در نمى آید، اگر چه در میان وظایف دیگر ممکن است وظایف انبیاء را انجام دهند. این افراد نقش رهبران سیاسى، پیشگوها، رهبران آیینى، واسطه ها، و حتى مشاوران اخلاقى و قانونى افراد یا جوامع را ایفا مى کنند. در جوامع سنتى پیامبرانى نیستند که ادعا کنند به شیوه مشابه پیامبران کتاب مقدس و یا قرآن سخنگوى خداوند هستند. هیچ بنیانگذار دینى در جوامع آفریقائى وجود ندارد. از آنجا که مذهب در کل زندگى سریان دارد، صحبت از بنیانگذاران مذهبى تقریبا بى معنى است. با وجود این بنیانگذاران ملى وجود دارند که نوعى کیش و آیین و اسطوره دینى دارند که گرد شخصیت آنان ایجاد شده است، لذا آنان جزئى اساسى از زندگى فلسفى و مذهبى و نگرش اقوام هر یک از آنها هستند. مردم سونجو حیات ملى و مذهبى خود را به شخصیتى به نام خامباگو مى رسانند. بر طبق افسانه ها و اساطیر آنان، خامباگو بدون داشتن پدر و مادر در سالهاى بسیار دور در میان مردم ظاهر شد. او در میان مردم زندگى کرد، معجزاتى از قبیل شفاى بیماران انجام داد، چشمهاى نابینایان را بینا کرد، محصولات خوب را ضمانت کرد و حتى مردگان را از گور برانگیخت. همچنین به عنوان داور اختلافات میان مردم را حل مى کرد، و از یک ده به ده دیگر مى رفت، و براى چند سال در هر جا و مکان زندگى مى کرد. زمانى که مردم از دستش خسته شدند، با او بدرفتارى کردند و حتى تلاش کردند او را بکشند و او را مجبور به فرار به دهکده هاى دیگر کردند. بالاخره پیر شده، پس به خانه اش رفت و در آنجا فوت نمود. قبل از مرگش به مردم دستور داد که او را در دهکده مخصوصى دفن کنند و یا بر روى صخره اى بگذارند تا زیر نور آفتاب خشک شود. اما این مردم او را در جایى که گفته بود دفن نکردند، بلکه او را در گورى در دهکده اى دیگر قرار دادند. با شنیدن این خبر، اعضاى دهکده اى که باید در آن دفن مى شد رفتند و ادعاى جسد او را کردند. آنان قبر را کندند، اما جز صندلى که خامباگو مى پوشید آن را خالى یافتند.

اسطوره خامباگو

نقل مى شد که بعضى از مردم او را دیدند که دوباره از گور برخاست و بطرف خورشید پرواز کرد. این اسطوره اى است که درباره خامباگو روایت مى شود، و اکنون او ارتباط نزدیکى با خداوند دارد و با او یکى است. گفته مى شود که او بر آسمانها حاکم است، و ستارگان فرزندانش هستند. حیات مذهبى مردم سونجو بر محور داستانهاى آنها درباره خامباگو قرار دارد. آنان مکانها، درختان، معابد، سنتها و آداب و رسوم مقدسى در ارتباط با او دارند و به او جایگاهى مرکزى در حیات ملى شان مى دهند. اسطوره یا داستان خامباگو در جوامع آفریقایى منحصر بفرد است. اما بسیارى از جوامع قهرمانان ملى برجسته اى دارند که هم تاریخى و هم افسانه اى یا هر دو اینها هستند، و بعضى از آنان به عنوان واسطه عمل مى کنند و نماد خاستگاه ملى و اتحاد هستند. هیچ نوع اصلاحگر دینى، مبلغین رسمى یا ترویج دهندگان فلسفه و دین سنتى وجود ندارد. در بعضى از جوامع رهبرانى وجود داشتند که در زمان خود، ابداعات، عقاید جدید فرهنگى، تغییرات یا حرکتهایى پدید آوردند که مفاهیم مذهبى داشت. اما اینها در درجه اول تغییرات ملى بود تا تغییرات صرفا مذهبى و هدفدار، و عناصر مذهبى آنها معلول این حقیقت بود که دین در تمام زندگى نفوذ دارد. اما بقدر کافى از تاریخ ادیان سنتى اطلاع در دست نیست تا بتوان تشخیص داد یا کشف کرد که چه تغییرات دینى رخ داده است و یا این که آیا اصلاحگرانى داشته اند یا نه. پس این افراد متخصصان جوامع آفریقایى هستند. فهرست و بحث و بررسى ما از آنان کامل نیست. بطور مثال، پیران آیینى و خانوادگى، برگزار کنندگان شعائر تشرف، اشخاصى مانند دوقلوها، گوژپشت و بیماران روحى وجود دارند که بواسطه طبیعت بدنى و شرایط محیطى با احترام و ترس مذهبى با آنها برخورد مى شود. همچنین اینها نقش خود را به عنوان «متخصصان غیر رسمى» ایفا مى کنند که تا حدودى بواسطه آنچه که در حقیقت انجام مى دهند و تا حدودى بواسطه نگرش مذهبى نسبت به آنان ممکن است جوامعشان این نقش را براى آن ها قایل باشند. «متخصصان» در واقع ذخایر دانش، عمل و بطور نمادى، تجسم حیات مذهبى جوامعشان هستند. آنان کسانى هستند که تاریخ جوامع سنتى آفریقا را هم مقدس و هم مذهبى مى سازند. متخصصان نقاط نمادین تماس عوالم روحانى و تاریخى هستند. اصل و دوام حیات و اندیشه مذهبى آفریقایى در آنان قرار دارد. اینها مردان و زنان و کودکانى هستند که حضور مقدسشان در جامعه، زندگى آنان و زندگى جامعه شان را نوعى تجربه عمیقا مذهبى مى سازند. هر دهکده اى در دسترس یک یا بیش از یکى از متخصصان است. آنان نمادهاى واقعى و مظهر شرکت انسان در جهان مذهبى و تجربه آن هستند. جوامع آفریقایى بدون آنان، تماس خود را با این پدیده مذهبى از دست مى دهند و دیگر آن را نمى بینند. دیانت آفریقایى حضور آنان را در هر جامعه اى طلب مى کند و به آن ارج مى گذارد و به این دلیل ممکن است از متخصص انتظار رود که در بیش از یک زمینه به انجام وظیفه بپردازد.

 


Sources :

  1. جان اس. مبیتی- ادیان و فلسفه آفریقایی- مترجم مرضیه شنکایی- نشر ادیان- تاریخ نشر 1383

https://tahoor.com/en/Article/PrintView/113637