وعده خداوند و کیفیت اعمال انسانی در کلام شیعه امامیه

وعد وعید و منزله بین المنزلتین
شایسته است در این دو تعبیر تدبیر کنیم تا معنی واقعی آنها را بدانیم. ابوالحسن خیاط در کتابش الانتصار می گوید: «کسی را نمی توان معتزله دانست مگر اینکه به پنج اصل معتقد باشد: توحید، عدل الهی، وعد و وعید، معتزله بین المنزلتین، امر به معروف و نهی از منکر».
 

نظر اشاعره و معتزله درباره وعد و وعید
اشاعره می گویند: از میان اهل قبله نمی توان کسی را به سبب گناهی که مرتکب شده است، حتی اگر از گناهان کبیره از قبیل زنای غیر محصنه یا زنای محصنه باشد، تکفیر کرد. همچنین مرتکب این گونه گناه مستوجب آتش نمی شود، و نه مطیع به بهشت می رود. با خداست که آنها را هر جا دوست دارد بفرستد. اگر خدا بخواهد، می تواند آنها را تنبیه کند یا ببخشد. همانگونه که از اخباری که نبی از خداوند آورده است بر می آید، خداوند گروهی از موحدان را از آتش دوزخ نجات خواهد داد. ما حق نداریم بگوییم که پاداش مومن و جزای کافر بر خداوند واجب است، بلکه همه اینها در دست خداست. اگر او اراده کند، بر آنها رحمت می آورد و آنها را به بهشت وارد می سازد یا آنها را به آتش دوزخ محکوم می کند (اشعری، مقالات الاسلامیین، ص 279). اما معتزله می گویند: وعیدها قطعا انجام خواهند شد. گناهکار مجازات خواهد شد. هیچ کس معاف نخواهد بود؛ این امری است که با اخبار رسیده از خداوند مطابقت دارد. زیرا وقتی منشاء اخبار خداوند است، و به ویژه این اخبار عمومیت دارند، مانند «وإن الفجار لفی جحیم»؛ «و همانا بدکاران و گنه پیشگان در دوزخ اند»، (انفطار/14) و «فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره ومن یعمل مثقال ذرة شرا یره»؛ «پس هر که همسنگ ذره ای نیکی کند آن را ببیند، و هر که همسنگ ذره ای بدی کند آن را ببیند»، (زلزال/7 و 8). محال است اینگونه اخبار را بر کسانی که مصادیق آنها هستند قابل اعمال ندانیم (اشعری، مقالات الاسلامیین، ص 279). نخستین کسی که دیدگاه «منزله بین المنزلتین» را مطرح کرده است واصل بن عطا است. او گفته است که مرتکب گناه کبیره نه مومن است نه کافر، بلکه در مقامی میان امیان و کفر قرار دارد چون مردم در باب اهل گناهان کبیره که اهل نماز هم باشند اقوالی داشتند، و خوارج آنها را کافر و مشرک می نامیدند، و مرجئه معقتد بودند که آنها مومن هستند، و حسن بصری از اشاعره و پیروانش آنها را منافق می دانستند، پس واصل معتقد شد که آنها فاسقان غیر مومن هستند، نه کافرند نه منافق (شریف مرتضی الاملی، 1، ص 114).

نظر شیعه
شیعه کوشید در این میان موضعی حد وسط، در بین موضع معتزله و موضع اشاعره داشته باشد. خداوند باید به وعده هایش عمل کند، اما او در انجام این کار مجبور نیست. خدا باید به وعده هایش عمل کند، زیرا این کار مطابق عدل انصاف است، و عمل برخلاف این دو اصل قبیح است. با این همه، او مجبور نیست مطابق این اصول عمل کند به این معنا که در معنایی فراتر از معنای اخلاقی ملزم باشد که چنین کند.

کیفیت صدور افعال
مساله اعمال انسان و چگونگی صدور آنها از او یکی از کهن ترین موضوعات فلسفی است که در تفکر فلسفی اسلامی به اوج رسیده است. اندیشمندان مسلمان و پیروان مذاهب مختلف فکری در اسلام در باب این موضوع دیدگاه های گوناگون دارند. در میان دیدگاه نجاریه و ضراریه و اشاعره، از یک سو، و دیدگاه جهمیه، از سوی دیگر، تفاوت بسیار وجود ندارد، هرچند اشاعره کوشیده اند به سبب جبری بودن از آنها فاصله بگیرند. اشاعره می گویند که اعتقاد آنها به آموزه جبر چنین است: «پروردگاری جز خدا وجود ندارد، و کارهای بد بندگان و اعمال آنها همه مخلوق خداست، و بنابراین بندگان قادر نیستند چیزی را خلق کنند»؛ (اشعری، مقالات الاسلامیین، ص 291). امام فخرالدین رازی، متکلم اشعری، می گوید: «اعمال انسان ها بر طبق قضا و قدر الهی رخ نمی دهد، و انسان ها در این باره انتخاب ندارند، و در هستی چیزی جز آنچه مقدر است وجود ندارد» (المباحث المشرقیه، جلد 2، ص 517). اشاعره برای دفاع از وحدت آفرینش و برای اثبات این اصل که «در هستی، آفریدگاری جز خدا وجود ندارد» به جبر معتقد شده اند.

صدور اعمال از نظر معتزله
اما معتزله، که طرفدار عدل و توحید هستند، می گویند انسان قادر است آزادانه عمل کند. اعمال ما خوب باشند یا بد، ما آفریننده آنها هستیم، و در جهان آخرت بر طبق اعمال مان پاداش می بینیم یا تنبیه می شویم. اعتقاد به اصل عدل بود که معتزله را به داشتن این دیدگاه کشاند که ما مستقل هستیم و در اعمال مان اراده آزاد داریم و بر آنها قادریم. ادعای اینکه خدا آفریننده اعمال ماست بر ضد قول به عدل اوست، زیرا اگر خداوند کارهای بد ما را می آفریند، و آنگاه ما را به سبب آنها تنبیه می کند، این به ظلم منتهی می شود، و خدا ظالم نیست. «من عمل صالحا فلنفسه و من أساء فعلیها و ما ربک بظلام للعبید»؛ «هر که کاری نیک و شایسته کند به سود خود اوست، و هر که کاری بد و ناشایست کند به زبان خود اوست، و پروردگار تو به بندگان ستمگر نیست»، (فصلت/46).

دیدگاه امامیه در باب صدور اعمال
پیش از این، به هنگام بحث درباره اصول دین، گفتیم که توحید سنگ بنای اصلی اسلام، و مهم ترین اصل اعتقادی همه مذاهب اسلامی است. اعتقاد به توحید خدا، به معنای اعتقاد به ذات آفریدگاری است که واحد است، و هیچ چیز شبیه او نیست، و او نه شریک دارد و نه مثل، او احد است، به این معنا که از اجزای بیرونی یا درونی مرکب نیست، و او از هرگونه جسمانیتی متعالی است. اعتقاد به توحید صفات خداوند به این معناست که صفات خدا از قبیل زنده جاوید و علیم و قادر مطلق بودن او عین ذات اوست. ذات او زنده جاوید است، ذات او علیم است، ذات او قادر متعال است. اعتقاد به توحید آفرینش و افعال به این معناست که در قلمرو هستی آفریدگاری جز خدا وجود ندارد، و همه چیز در جهان خلوق اوست؛ از جمله انسان، که نه تنها وجودش، بلکه اعمالش نیز به معنای دقیق فلسفی مخلوق خداست. آیاتی که اعلام می کنند آفریدگاری جز خدا وجود ندارد بسیارند. یکی از آنها این است: «ذلکم الله ربکم لا إله إلا هو خالق کل شیء فاعبدوه وهو على کل شیء وکیل»؛ «این است خدای، پروردگار شما؛ جز او خدایی نیست، آفریدگار همه چیزهاست»، (انعام/ 102).

نسبت توحید افعالی و فعل انسان از نظر اشاعره و معتزله
اشاعره از راه اعتقاد به آموزه توحید افعالی می گویند که آفریدگاری جز خدا در هستی وجود ندارد. وجود انسان ها و اعمالی که ممکن است از آنها صادر شود همه مخلوق خدا هستند، و انسان ها نه بر آن افعال قادراند و نه آنها را انتخاب می کنند. عدل یکی از صفات خداست. بنابراین، خداوند در فعل خود حکیم است، و او قادر به انجام کارهای بد و ستم نیست. در خور او نیست که ما را به سبب اعمالی که قدرت انتخاب آنها را نداشتیم تنبیه کند. معتزله، ضمن اعتقاد به عدل الهی به آموزه واگذاری قدرت یا تفویض روی آوردند، و گفتند که خداوند ما را آفریده و به ما قدرت و عقل بخشید و همه امور را به ما واگذار کرد. بنابراین ما در آنچه انجام می دهیم کاملا مستقل هستیم، و خدا تاثیری بر اعمال ما ندارد. این ادعا، ضمن انکار توحید در آفرینش، یعنی توحید مبتنی بر عقل و نقل ما انجام اعمال را به ما واگذار می کند.

نظر شیعه درباره نسبت توحید افعالی و افعال انسان
شیعه امامیه در بین جبر اشاعره و تفویض معتزله به حد واسطی قائل است که «امر بین الامرین» نامیده می شود. از احادیث بر می آید آن که این که این تعبیر را وضع کرد امام جعفر صادق (ع) بود، که فرمود: «نه جبر است نه تفویض، بلکه وضعی است بین دو وضع» (کلینی، اصول کافی، باب جبر و قدر، حدیث 13). نقل شده است که میان امام صادق (ع) و مردی گفتگوی زیر پیش آمد:
«فدایت شوم، آیا خداوند بندگانش را به گناه مجبور کرده است؟» امام فرمود: «خداوند عادل تر از آن است که بندگانش را بر انجام دادن گناهان مجبور سازد و آنگاه به سبب آنها عذاب کند.» مردم پرسیدند: «فدایت شوم، پس آیا خداوند به بندگانش تفویض فرموده است؟» امام فرمود: «اگر به آنها تفویض فرموده بود، آنها را با امر و نهی محدود نمی فرمود». سپس مرد عرض کرد: «فدایت شوم، آیا منزلتی در بین این دو وجود دارد؟» امام فرمود: «آری، وسیع تر از آنچه در بین آسمان و زمین است». (کلینی، همان جا، حدیث 11). آنچه از اخبار مربوط به امام هادی شیعه امامی برداشت می شود و شیعیان درباره آن اجماع دارند این است که اعمال ما کار خود ماست و این پس از قابلیتی است که خداوند در ما برای انجام اعمال و پرهیز از آنها به ودیعت گذاشته است. اراده آزاد ماست که نیک و بد را انجام می دهد، یعنی ما هستیم که فعل یا ترک اعمال مان را انتخاب می کنیم. خداوند متعال بندگانش را به انجام دادن اعمال نیک و به پرهیز از کارهای بد ترغیب می کند. فعالیت فلسفی و کلامی امامیه در باب مسائل عدل و جبر و تفویض و اراده آزاد چنان عمومی است که اندیشمندان شیعه صدها کتاب و رساله در باب این موضوعات نوشته اند. شیخ مفید و علامه حلی و خواجه نصیرالدین طوسی و صدرالمتالهین شیرازی از کسانی هستند که درباره این موضوعات کتاب های معروفی تالیف کرده اند.

نقد ملاصدرا اشاعره و معتزله در خصوص جبر و تفویض
صدرالمتالهین رساله ای درباره جبر در مقام عمل نوشته است. او در مقدمه رساله می نویسد: «پاک است خداوندی که از بدی ها منزه است، و در ملک او جز آنچه می خواهد جریان ندارد.» او در این جمله به «امر بین الامرین» اشاره می کند. او سپس درباره دیدگاه های معتزله و اشاعره بحث می کند و می افزاید: ادعای آنها مبنی بر اینکه خداوند در آفرینش اعمال شرکایی دارد پذیرفتنی نیست، زیرا بی تردید این ادعا زشت تر از شفیع دانستن بت ها در نزد خداوند است. علاوه بر این، آنچه اعتقاد آنها را غیر قابل قبول می سازد این واقعیت است که آنچه پادشاه پادشاهان اراده کند در ملک او پدید نیاید و آنچه او از آن کراهت دارد در ملک او یافته شود. این نقص و زشتی در سلطنت و ملکوت است و خداوند برتر از این است. صدرالمتالهین در رد نظریه اشاعره در این باره می نویسد: «تردید نیست که بنابراین مذهب حکمت ابطال می شود و عقل را از قضایااش عزل می کند، و مانع اثبات صانع می شود و راه ها تفکر را می بندد. همچنین بنابر آنچه آنها می گویند ظلم بر باری و وضع امور در غیر مواضعش از سوی ما جایز می گردد به گونه ای که به نظر آنها عذاب کردن انبیاء از سوی خداوند عقلا جایز می شود، همین طور تکریم کفار در آخرت، و اختیار همسر و فرزند و شریک و مانند آن بر او جایز می گردد، و مفاسد زشتی از این قبیل، که همه از ابطال حکمت و عقل ناشی می شود. و ابطال عقل به ابطال عقل نیز می انجامد، زیرا اثبات نقل با عقل صورت می پذیرد. برتر است آفریدگار قیوم از آنچه می گویند.

دیدگاه ملاصدرا درباره نسبت خداوند و فعل انسان
او سپس دیدگاه فلسفی و کلامی خویش را به تفصیل و با دقت مورد بحث قرار می دهد و آن را با فرمایشی از امام علی (ع) مورد تایید قرار می دهد؛ چکیده دیدگاه او چنین است: هیچ شانی وجود ندارد جز اینکه آن شان خداست. به همین سان هیچ فعلی وجود ندارد جز اینکه آن فعل خداست. حکمی جز حکم خدا وجود ندارد، نیرو و توانی جز از آن خدای برتر و بزرگ وجود ندارد؛ این بدان معناست که هر نیرویی نیروی اوست و هر قوتی قوت اوست، همراه با برتری و عظمت او. پس خداوند، به رغم برتری و عظمتش، به منازل اشیاء نازل می شود و فعل آن منزل را انجام می دهد، همانطور که، به رغم تجرد و تقدس او از همه اشیای مادی، آسمان و زمین از او خالی نیست. همانطور که امام موحدین علی (ع) می فرماید: «با هر چیز هست، بی آنکه قرین آن باشد؛ و غیر از هر چیز است، بی آنکه آن را ترک گوید». چون چنین است، پس نسبت دادن فعل به انسان به همان معنایی صادق است که نسبت دادن وجود به او صادق است.
نتیجه اینکه مردم، نه به طور مجاز بلکه به معنای واقعی فاعل اعمالی هستند که از آنها سر می زند. با وجود این، اعمال آنها در عین حال اعمال خداوند نیز است، البته بدن قصور و عیبی (صدرالمتالهین، خلق الاعمال، ص 82- 77). به این ترتیب، مساله عدالت، به صورتی که امامیه به آن اعتقاد دارند، بی عیب و نقص و مورد قبول و اصیل باقی می ماند بی آنکه آسیبی به توحید افعالی برساند. اعمال ما دو بعد دارند یکی صدور عمل از اراده خود ماست، دیگری آفرینش این عمل توسط اراده خدا، اراده ای که خداوند ما را آکنده از آن فرموده، و به ما نیروی انجام عمل را بخشیده است. مسلمانان شیعه امامیه به این مسائل وفادارند؛ بنابراین، آنها عدل الهی را یکی از اصول پنجگانه دین قرار داده اند.


Sources :

  1. نصر- تاریخ فلسفه- صفحه 223-220

https://tahoor.com/en/Article/PrintView/118071