پاسخ خداوند به غذا خوردن پیامبر اکرم

یکى از بهانه جوئیهاى مشرکان برای رد دعوت رسول اکرم به توحید و دین حق و رسالتش این بود که چرا پیامبر اسلام غذا مى خورد و در بازارها راه مى رود؟ خداوند در آیه ی 20 از سوره مبارکه فرقان پاسخى صریح به آن مى دهد و مى گوید: «و ما أرسلنا قبلک من المرسلین إلا إنهم لیأکلون الطعام و یمشون فی الأسواق؛ ما هیچ یک از رسولان را قبل از تو نفرستادیم مگر اینکه همه آنها از جنس بشر بودند، غذا مى خوردند و در بازارها راه مى رفتند (و با مردم حشر و نشر داشتند).» و در عین حال «و جعلنا بعضکم لبعض فتنة؛ بعضى از شما را وسیله امتحان بعض دیگر قرار دادیم.»
این آزمایش ممکن است از این طریق باشد که انتخاب پیامبران از جنس بشر آن هم از انسانهایى که از میان توده هاى جمعیت محروم برمى خیزند خود آزمایش بزرگى است، چرا که گروهى ابا دارند زیر بار هم نوع خود بروند بخصوص کسى که از نظر امکانات مادى در سطح پائینى قرار داشته باشد، و آنها از این نظر در سطح بالا و یا سن و سالشان بیشتر و در جامعه سرشناستر باشند. این احتمال نیز وجود دارد که منظور آزمودن عمومى مردم به وسیله یکدیگر است، چرا که افراد از کار افتاده و ناتوان و بیمار و یتیم و دردمند، آزمونى هستند براى اقویا و افراد سالم و تندرست، و به عکس افراد تندرست و قوى، آزمونى هستند براى افراد ضعیف و ناتوان، آیا گروه دوم راضى به رضاى خدا هستند؟
در این آیه خداى تعالى از آن سؤالى که مشرکین در چند آیه قبل کرده بودند، که: این چه رسولى است که غذا مى خورد و در بازارها راه مى رود؟ پاسخ مى دهد، و در واقع این پاسخ دوم آنان است پاسخ اول را آیه ی «تبارک الذی إن شاء جعل لک خیرا من ذلک؛ بزرگ [و خجسته] است كسى كه اگر بخواهد بهتر از اين را براى تو قرار مى ‏دهد.» (فرقان/ 10) و ملحقات آن یعنى جمله «بل کذبوا بالساعة؛ [نه] بلكه [آنها] رستاخيز را دروغ خواندند.» (فرقان/ 11) متضمن بود، و این جواب دوم است که حاصلش این مى شود که این رسول، اولین رسولى نیست که خدا به سوى خلق فرستاده، بلکه قبل از وى عده بسیارى از مرسلین را فرستاده که همه عادت بشرى و جارى در بین مردم را داشتند، یعنى طعام مى خوردند، و در بازارها راه مى رفتند، و باغى هم برایشان خلق نشده بود تا از آن بخورند، و گنجى هم از آسمان بر ایشان نیفتاده، و فرشته اى همراهشان نبود، این رسول هم مثل آن همه رسولان، پس چیز نو ظهورى نیاورده تا شما از او توقعاتى داشته باشید، که از سایرین ندارید.
پس آیه شریفه در معناى آیه «قل ما کنت بدعا من الرسل و ما أدری ما یفعل بی و لا بکم إن أتبع إلا ما یوحى إلی؛ بگو من از [ميان] پيامبران نودرآمدى نبودم و نمى ‏دانم با من و با شما چه معامله ‏اى خواهد شد جز آنچه را كه به من وحى مى‏ شود پيروى نمى‏ كنم.» (احقاف/ 9) و قریب المعنا با آیه «قل إنما أنا بشر مثلکم یوحى إلی؛ بگو من تنها بشرى هستم مثل شما که به من وحى مى شود.» (کهف/ 110) مى باشد حال اگر کسى بگوید: این جواب در حقیقت پاسخى است از اعتراضى که به خصوص رسول خدا کردند، و اگر قرآن آن را متوجه تمام رسولان کرد، کفار نیز مى توانند اعتراض خود را متوجه رسالت همه رسولان کنند، و رسالت همه را انکار نمایند، هم چنان که امتهاى گذشته همین کار را کردند و قرآن کریم اعتراضشان را حکایت نموده، و فرموده است: «فقالوا أ بشر یهدوننا؛ آیا بشرهایى ما را هدایت مى کنند؟» (تغابن/ 6) و نیز فرموده: «قالوا إن أنتم إلا بشر مثلنا؛ گفتند شما نیستید مگر بشرى مانند ما.» (ابراهیم/ 10) و نیز فرموده «ما هذا إلا بشر مثلکم، یأکل مما تأکلون منه و یشرب مما تشربون؛ این نیست مگر بشرى مثل شما که از آنچه مى خورید مى خورد و از آنچه مى نوشید مى نوشد.» (مؤمنون/ 33) پس این جواب قانع کننده نیست.
در پاسخ مى گوییم: جواب مطابق اعتراض است، زیرا آنها بدون اشکال درباره خصوص رسول خدا (ص) اعتراض کردند، که این چه رسولى است که طعام مى خورد و راه مى رود؟ و اما اینکه گفتید اگر جواب را تعمیم مى داد آنها نیز اعتراضشان را تعمیم مى دادند جمله «بل کذبوا بالساعة؛ [نه] بلكه [آنها] رستاخيز را دروغ خواندند.» (فرقان/ 11) و آیه اى که قبل از آن است یعنى «قل أنزله الذی یعلم السر؛ بگو آن را كسى نازل ساخته است كه راز نهانها را در آسمانها و زمين مى‏ داند.» (فرقان/ 6) به بیانى که گذشت این اشکال را دفع مى کند، چون مى فرماید منشا این اعتراض چیز دیگرى است نه منطوق خود کلام.
از جمله حرفهاى عجیبى که در این آیه زده شده این است که از بعضى از مفسرین حکایت شده که گفته است آیه شریفه تسلیت براى رسول خدا (ص) است، و گویا فرموده: رسولان قبل از تو نیز حال تو را داشتند، پس در بین آنان اسوه حسنه اى دارى، و اما اینکه جواب از گفتار مسخره آمیز کفار باشد، سیاق و نظم آیه با آن مساعد نیست، چون جواب سخن آنها در جمله «انظر کیف ضربوا لک الأمثال؛ بنگر چگونه براى تو مثلها زدند.» (فرقان/ 9) داده شد، و این خود اشتباهى است از این مفسر جمله «و جعلنا بعضکم لبعض فتنة أ تصبرون؛ برخى از شما را براى برخى ديگر [وسيله] آزمايش قرار داديم.» (فرقان/ 20) متمم جواب سابق، و به منزله تعلیل است، براى اینکه رسولان در خواص بشرى مثل سایر مردمند، بدون اینکه زندگى و یا دعوتشان خاصیت آسمانى پیدا کند، که هر کس آن را ببیند قطع و یقین کند به اینکه از طرف خدا حامل رسالت شده است، مانند نازل شدن فرشته بر آنان، یا القاى گنج بر ایشان، یا آفریدن باغى بر ایشان.
پس گویا فرموده است، علت اینکه انبیاء در زندگیشان مانند سایر مردم هستند این است که ما بعضى از مردم را امتحان براى بعضى دیگر کردیم، از آن جمله رسولان مایه امتحان مردمند و به وسیله ایشان اهل شک از اهل ایمان، و پیروان هوى که صبر بر تلخى حق ندارند از طالبان حق و خویشتنداران در طاعت خدا و جویندگان راه او متمایز مى شوند.

 


Sources :

  1. ناصر مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- جلد ‏15 صفحه 50

  2. سید محمدحسین طباطبایی- ترجمه المیزان- جلد ‏15 صفحه 266

https://tahoor.com/en/Article/PrintView/19963