اصالتهای انسانی از نظر منکرین فطریات

نظریاتی هست که اصالت انسانیت را قبول می کند یعنی موهوم نمی داند، واقعا برای انسانیت واقعیتی قائل است اما اینها را فطری هم نمی داند. اینها دو دسته اند. یک دسته همان کسانی هستند که می خواهند اینها را، هم قبول کنند و هم فطری بودنشان را انکار کنند، آنها می گویند در این جهان، حقیقت ثابتی وجود ندارد، هیچ امر ثابتی نیست، چه چیز در دنیا ثبات دارد که انسانیت ثبات داشته باشد؟! انسانیت به همان معنی اصالتهای انسانی نیز یک حقیقت متغیر است، تابع شرایط خاص زمان است، در هر زمانی و در هر شرایط زمانی، اصالتهای انسانی و اصالتهای اخلاقی به تناسب آن زمان و شرایط آن زمان یک چیز است که در آن زمان واقعا اخلاق همان است و آن، مقدس و انسانیت است، ولی وقتی که شرایط زمانی تغییر می کند آنها هم تغییر می کنند، جایشان را به چیز دیگر می دهند که آن زمان، انسانیت آنهاست.
پس این اصالتها ثابت نیستند و متغیرند و می گویند مطلق نیستند، نسبی اند، گذشته از اینکه به حسب زمان متغیر هستند، در زمان واحد هم در محیطهای مختلف و در شرایط مختلف، مختلف می شوند. مثلا وضع طبقاتی قهرا اخلاق را مختلف و متعدد می کند. هر انسانی در هر شرایطی از شرایط اجتماعی هست، برای او اخلاق یک چیز است غیر از آن چیزی که در شرایط دیگری برای افراد دیگر اخلاق است.


Sources :

  1. مرتضی مطهری- فطرت- صفحه 136-135

https://tahoor.com/en/Article/PrintView/22286