نسبت میان اختیار و اصل علیت در فلسفه راسل

برای آنکه بیشتر با طرز تفکر غربی، اعم از الهی یا مادی، درباره خدا آگاه شویم خوب است این بحث را نیز طرح کنیم: گروهی اثبات خدا را در گرو خدشه وارد کردن بر قانون علیت و بر اصل ضرورت علی و معلولی پنداشته اند، یعنی در گرو همان چیزی که اساسی ترین پایه اثبات وجود خداوند است، نه تنها اساسی ترین پایه اثبات وجود خداوند، بلکه اساس قبول هر نظریه علمی و فلسفی است.
برتراند راسل در کتاب جهان بینی علمی فصلی باز کرده تحت عنوان "علم و دین". مسائلی در این فصل عنوان کرده که به زعم او محل برخورد علم و دین است. یکی از آنها همین مسأله است و او آن را تحت عنوان "اختیار" ذکر کرده است. علت اینکه تحت این عنوان ذکر کرده این است که در تصور غربی، اختیار و آزادی که در مورد انسان به کار برده می شود عبارت است از رهایی از قانون علیت و ضرورت علی و معلولی. پس اگر قانون علیت و قانون موجبیت (قانون ضرورت علی و معلولی) را در طبیعت انکار کنیم، در حقیقت به نوعی اختیار در مورد طبیعت قائل شده ایم. از این رو "راسل" این بحث را در زیر تیتر "اختیار" طرح کرده است.
به عقیده ما طرح این مسأله زیر این تیتر به نوبه خود نشانه دیگری است از اینکه تفکر غربی در این گونه مسائل در چه سطحی است. به هر حال، راسل می گوید: "تا این اواخر، اگر چه حکمت کاتولیکی اصل اختیار را می پذیرفت، با این حال میلی هم به قبول قوانین طبیعی در جهان هستی نشان می داد و این اصل فقط در مورد قبول معجزات استثناء می پذیرفت و اندکی تعدیل می یافت.... یکی از مراحل رشد قابل توجهی که اخیرا در شیوه عمل پژوهشگران مذهبی حاصل شده تلاشی است برای نجات اختیار به دستیاری جهلی که نسبت به طرز سلوک اتم ها دارند... هنوز با هیچ درجه اطمینانی نمی توان اعلام کرد که اصولا قانونی که از جمیع جهات شامل حرکات اتم ها باشد، وجود دارد یا حرکات این گونه اتمها تا اندازه ای تصادفی است... در یک اتم حالات مختلفی روی می دهد که با یکدیگر توالی مستمر ندارند و با فواصل کوچکی از یکدیگر جدا می شوند. یک اتم می تواند یک مرتبه از حالتی به حالت دیگر جهش کند و از این گونه جهش ها برای اتم فراوان اتفاق می افتد. در حال حاضر قانونی وجود ندارد تا معلوم کند که در فلان موقعیت خاص، کدام جهش روی خواهد داد و از این لحاظ گفته می شود که اتم تحت هیچ نظم و قاعده ای قرار نمی گیرد، اما دارای خاصیتی است که از نظر مشابهت شاید بتوان به اختیار تعبیر کرد. ادینگتون (آرتور استانلی ادینگتون فیزیک دان معروف قرن بیستم)، در کتاب ماهیت جهان فیزیکی با همین امکان، صحنه بزرگی آراسته است.
راسل آنگاه به تاریخچه "اصل عدم موجبیت" پرداخته و اضافه می کند: من در شگفتم از اینکه ادینگتون برای تأیید اختیار به این اصل متوسل شده باشد، زیرا اصل مزبور به هیچ وجه نشان نمی دهد که در سیر طبیعت، اختیار وجود دارد". آنگاه درباره این مطلب بحث می کند که آنچه از مکانیک کوانتومی نتیجه می شود، نفی علیت نیست، نفی اصل موجبیت (و اصل ضرورت ترتب معلول بر علت) است. می گوید: "پس در اصل عدم موجبیت، چیزی که نشان دهد یک واقعه فیزیکی بدون علت واقع می شود، وجود ندارد... حال بر می گردیم به اتم و اختیاری که در آن پنداشته می شود. نخست باید دانست که هنوز معلوم نیست حرکت اتم کاملا سرسری باشد. ادعای قاطعیت در تأیید و یا رد این نظریه به یک اندازه غیر علمی و اشتباه آمیز است، زیرا علم در همین اواخر به کشف این نکته نائل آمده است که اتم در حوزه عمل قوانین فیزیکی قدیم نیست و برخی فیزیک دانان با بی پروایی از همین مقدمه نتیجه گرفته اند که اتم اصلا در حوزه عمل "قانون" نیست... آدمی تا چه اندازه باید بی پروا باشد که رو بنای حکمتی را بر مبنای جهلی بنا کند که فقط برای لحظه ای قابل دوام باشد... به علاوه ایرادهای علمی محضی نیز علیه ایمان به اختیار، وجود دارد. بررسی هایی که تاکنون در مورد رفتار حیوانات یا موجودات انسانی به عمل آمده روشن کرده است که در اینجا نیز مانند زمینه های دیگر می توان به قوانین علمی دست یافت و این همان است که در تجربیات "پاولوف" آزمودیم.
صحیح است که ما نمی توانیم اعمال آدمی را با هیچ درجه از کلیت پیش بینی کنیم، لکن این موضوع تا حدی مربوط به پیچیدگی مکانیسم آدمی است و هرگز بیانگر بی قانونی محض که باطل بودنش در همه موارد تجربی به ثبت رسیده است نیست و کسانی که مایل اند جهان فیزیکی از وجود قانون بر کنار باشد، به نظر من نتیجه این میل خود را در نمی یابند. همه استنباط ما از جریان طبیعت بر اصل علیت استوار است و اگر طبیعت تحت لگام قانون نباشد، مجموع چنین استنباطی نقش بر آب خواهد بود. در آن صورت، دیگر نخواهیم توانست از چیزی که همه جوانب آن را شخصا نیازموده ایم، آگاهی داشته باشیم، و حتی اگر جدی تر صحبت کنیم، آگاهی ما منحصر به تجربه خود ما خواهد بود، آن هم فقط در همان لحظه آگاهی چون حافظه نیز بکلی مشمول قوانین علیت است. در این صورت، اگر ما ناتوان از این باشیم که از وجود دیگران و حتی از گذشته خود استنباط موجهی داشته باشیم، استنباط ما درباره خدا یا هر چیز دیگری که حکمای الهی آرزوی آن را دارند، بسی ناچیزتر خواهد بود... در واقع، هیچ دلیل قانع کننده ای بر این فرض وجود ندارد که حرکات اتم ها تابع قانون نباشند، زیرا فقط در همین اواخر روشهای تجربی توانسته اند آگاهی هایی از حرکات اتمهای مجرد را به دست بیاورند و هیچ بعید نیست قوانین حاکم بر این حرکات هنوز کشف نشده باشند" (راسل: جهان بینی علمی، ترجمه حسن منصور، ص82 - 88).
ما نظر راسل را دایر بر اینکه هیچ دلیل قانع کننده ای بر بی قانون بودن حرکات اتم ها ارائه نشده تأیید می کنیم و بلکه مدعی هستیم محال است چنین دلیلی وجود داشته باشد یا در آینده پیدا شود. و همچنین نظر وی را درباره اینکه اگر قانون علیت در کار نباشد و جهان بی قانون باشد، همه استنباط های ما درباره جهان و درباره خدا و درباره هر چیز دیگر نقش بر آب خواهد بود، کاملا صحیح می دانیم. آنچه راسل در پاسخ مدعیان بی قانون بودن جهان (لااقل در درون ذرات اتمی) اظهار داشته است، همان است که حکمای الهی اسلامی در پاسخ اشاعره که می خواستند منکر ضرورت علی و معلولی بشوند اظهار داشته اند. ما در پاورقی های اصول فلسفه و روش رئالیسم و در کتاب انسان و سرنوشت نظر خود را درباره این اصل بیان کرده ایم. ولی در اینجا نمی توانیم از اظهار تعجب درباره دو مطلب خودداری کنیم: یکی اینکه گروهی به اصطلاح الهی خواسته اند از راه نفی علیت، و به قول خودشان از راه اختیار، و از راه نفی ضرورت علی و معلولی و انکار سنخیت علت و معلول (علیت معین، معلول معین به وجود می آورد) وجود خداوند را اثبات کنند. هر کس که اندک آشنایی با الهیات اسلامی داشته باشد می داند که قبول اصل علیت، اصل ضرورت علی و معلولی و اصل سنخیت علت و معلول جزء الفبای الهیات است. دیگر اینکه آقای راسل پنداشته که با انکار اصل علیت، تنها ضربه ای که بر پیکر علوم وارد می شود این است که نمی توانیم نتیجه تجربه های علمی خود را تعمیم دهیم، زیرا تعمیم مورد تجربه نشده متکی به این اصل است که "علل یکسان در موارد یکسان به طور یکسان عمل می کنند". غافل از اینکه با انکار اصل علیت حتی در مورد چیزی که همه جوانب آن را آزموده ایم نیز نمی توانیم در همان حدودی که آزموده ایم اطلاعی به دست آوریم، زیرا اطلاع حسی و تجربی ما از خارج نیز تابع قانون علیت است. اگر قانون علیت در کار نباشد چیزی عاید ما نمی شود.
آقای راسل مکرر در کتاب جهان بینی خود این نظر را تأیید می کند که فیزیک جدید به سوی بی قانون بودن جهان پیش می رود. اما مطلب اساسی این است که قانون علیت، قانون فیزیکی نیست، قانون فلسفی است، لذا فیزیک نه می تواند آن را اثبات کند و نه نفی. ولی آقای راسل به قانون فلسفی مستقل از دست آورده های علوم اعتقاد ندارد و ناچار در این گردابها برای همیشه باید متحیر بماند. ما در پاورقی های اصول فلسفه و روش رئالیسم مقاله "پیدایش کثرت در ادراکات" درباره منشأ پیدایش مفهوم علیت و کیفیت انتقال ذهن به این مفهوم و تصدیق به واقعیت آن، بحث کرده ایم و خواننده را به آن کتاب ارجاع می دهیم.


Sources :

  1. مرتضی مطهری- علل گرایش به مادی گری- صفحه 127-122

https://tahoor.com/en/Article/PrintView/24163