علت عدم عفو ابن ملجم از سوی امام حسن علیه السلام

امام علی (ع) در وصیت خویش درباره قاتلش می فرماید: «اگر من‌ زنده‌ بمانم‌ خود صاحب‌ اختیار و ولی خون‌ خود هستم‌، و اگر بمیرم‌ و فانی‌ گردم‌، فناء میعاد و میقات‌ من‌ است‌، و اگر ضارب‌ را عفو کنم‌ این‌ عفو برای‌ من‌ موجب‌ تقرب‌ و برای‌ شما حسنه‌ای‌ است‌. پس‌ بنابراین‌ عفو کنید و از جرم‌ ضارب‌ چشم‌ بپوشید، آیا دوست‌ ندارید که‌ خداوند نیز از خطاها و گناهان‌ شما در گذرد؟ پس‌ چه‌ بسیار حسرت‌ است‌ برای‌ کسیکه‌ در غفلت‌ بسر می برد و اینکه‌ عمرش‌، حجت‌ خدا علیه‌ او باشد، یا آنکه‌ روزگار و ایامش‌ او را به‌ شقاوت‌ بکشاند. خداوند ما را و شما را از افرادی‌ قرار دهد که‌ هیچ‌ رغبت‌ و میلی‌ آنها را از اطاعت‌ خدای‌ تعالی‌ باز ندارد، و بعد از مردن‌ هیچ‌ نقمت‌ و گرفتاری‌ و عقوبتی‌ بر آنها بار نشود، پس‌ حقا و صرفا ما برای‌ خدا هستیم‌ و به‌ خدا هستیم‌.»
پس‌ رو به‌ حضرت‌ امام‌ حسن‌ (ع) نموده‌ و فرمودند: «ای‌ نور چشم‌ و ای‌ فرزند من‌! فقط‌ یک‌ ضربه‌ در مقابل‌ یک‌ ضربه و در زیاده‌ روی‌ گناه‌ است‌، و گناه‌ مکن‌.»
اولا چرا أمیرالمؤمنین‌ (ع) نسبت‌ به‌ قاتل‌ خود تا این‌ سرحد، شفقت‌ و مدارا داشتند؟
و ثانیا چرا حضرت‌ امام‌ حسن‌ (ع) قاتل‌ را عفو ننمودند، و او را به‌ قصاص‌ کشتند؟
برای‌ حل این‌ موضوع‌ باید گفت میدانیم‌ که‌ کارهای‌ أمیرالمؤمنین‌ (ع) بر محور تشفی خاطر شهوی‌ یا غضبی‌، و یا بر اساس‌ حسد و کینه‌ و طمع‌ و بخل‌ دور نمی زده‌ است‌، بلکه‌ تمام‌ افعال‌ آن‌ امام راستین‌ طبق‌ عدل‌ و تقوی‌ و طهارت‌ باطن‌ بوده‌ است‌ و بلکه‌ بهترین‌ و عالی‌ترین‌ نمونه کتاب‌ الهی‌ و معلم‌ بشریت‌ است‌.
جائی‌ که‌ در قرآن‌ کریم‌ وارد است «و إن عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم‌ به و لنءن‌ صبرتم لهو خیر للصابرین؛ اگر بخواهید پاداش‌ عقوبتی‌ را که‌ بر شما وارد شده‌ است‌ بدهید، پس‌ به‌ همان‌ مقدار و همان‌ کیفیتی‌ که‌ عقوبت‌ شده‌اید پاداش‌ دهید. و اگر صبر کنید و از گناه‌ عقوبت‌ کننده‌ درگذرید، هر آینه‌ این‌ صبر برای‌ شکیبایان‌ مورد پسند و اختیار است‌!» (نحل/ 126)
بنابراین‌، أمیرالمؤمنین‌ که‌ امیر و پیشوای‌ مؤمنان‌ است‌، خود در عمل‌ بدین‌ آیه مبارکه‌ یگانه‌ الگو و نمونه بارز و برنامه راستین‌ است‌. در اینجا برای روشن تر شدن مطلب باید روایتی از حضرت رسول ذکر شود: «ابن عباس از رسول الله (ص) روایت می کند که فرمود: «ما انزل الله آیة فیها یا ایها الذین آمنوا الا و علی راسها و امیرها؛ هیچ آیه ای از قرآن کریم نیامده است که در آن یا ایهاالذین آمنوا باشد،‌ مگر آنکه علی رأس و امیر آنست». یعنی امیرالمؤمنین بر تمام مؤمنان در خطابات و تکالیف وارده نسبت به آنان ریاست و امارت دارد و این ریاست عنوان اعتباری نیست،‌ بلکه براساس ملکات شریفه موجوده در نفس آن حضرت است، بنابراین در این مفاد آیه شریفه «و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به» نیز امیر مؤمنان ریاست و امارت دارد یعنی در تحقق به این مقام امیر عفو کنندگان و صبر کنندگان است وگرنه اگر ایشان عفو را مقدم نمی داشتند و بنا حکم به قصاص می نمودند، اگر از زمان خدا تا روز قیامت یک فرد از افراد امت پیدا می شد که در چنین موقعیتی عفو را مقدم دارد تحقیقا در عمل به این آیه و انجام این تکلیف او امام و امیرالمؤمنین مأموم قرار می گرفت و چنین نیست.
و اما عدم‌ عفو حضرت‌ مجتبی‌ (ع) به‌ علت‌ عدم‌ مساعدت‌ جو و منطقه اسلام‌ در آن‌ روز بوده‌ است‌. چون‌ با وجود توطئه‌های‌ معاویه‌، و تمرد اهالی‌ کوفه‌ از ادامه جنگ‌، و اضطراب‌ و تشویش‌ دولت‌ و حکومت‌ اسلام، عفو عبدالرحمن‌ بن‌ ملجم‌ دلیل‌ بر شکست‌ و ضعف‌ دولت‌ حضرت‌ مجتبی‌ (ع) محسوب‌ میشد، فلذا حضرت‌ بر اساس‌ مصلحت‌ عامه مسلمانان‌ قصاص‌ را مقدم‌ داشتند. میل‌ أمیرالمؤمنین‌ (ع) به‌ عفو بر اساس‌ کرامت‌ نفس‌ و گذشت‌ شخصی‌ خود بوده‌، و قصاص‌ حضرت‌ مجتبی‌ بر اساس‌ صلاح‌ عامه‌ و حفظ‌ دولت‌ اسلام‌ بوده‌ است‌. این‌ است‌ که‌ عامه مسلمین‌ در مرگ‌ آن‌ حضرت‌ در سوگ‌ نشستند، چون‌ چنین‌ امام‌ متحقق‌ به‌ حق و عادلی‌ را از دست‌ دادند، و این‌ مصیبت‌ تمام‌ شهر مکه‌ و مدینه‌ و خانه‌های‌ آنجا را گرفت‌.
أمیرالمؤمنین‌ (ع) در شب‌ ضربت‌ خوردن‌، رؤیا و خواب‌ موحش‌ و مدهش‌ خود را برای‌ امام‌ حسن‌ (ع) نقل‌ کردند و فرمودند: «من‌ دیدم‌ مثل‌ اینکه‌ جبرائیل‌ (ع) از آسمان‌ نزول‌ کرد و بر روی‌ کوه‌ ابوقبیس‌ قرار گرفت‌، و از آن‌ کوه‌ دوپاره‌ سنگ‌ برداشت‌ و آنها را در کعبه‌ آورد، و بر بام‌ کعبه‌ رها کرد و آن‌ دو سنگ‌ را چنان‌ به‌ هم‌ کوفت‌ که‌ مانند خاکستر نرم‌ شد، و آن‌ گردها را به‌ باد داد، و هیچ‌ خانه‌ای‌ در مکه‌ و در مدینه‌ نماند مگر آنکه‌ در آن‌ از آن‌ گرد و خاکستر داخل‌ شد.» حضرت‌ مجتبی‌ (ع) عرض‌ کرد: «ای‌ پدرجان‌! تعبیر این‌ رؤیا چیست‌؟» حضرت‌ فرمود: «ای‌ نور دیده من‌! اگر این‌ رؤیا صادق‌ باشد تعبیرش‌ آنست‌ که‌ لامحاله‌ پدرت‌ کشته‌ خواهد شد، و هیچ‌ خانه‌ای‌ در مکه‌ و مدینه‌ نمی‌ماند مگر آنکه‌ از مصیبت‌ شهادت‌ من‌، در آن‌ غم‌ و اندوهی‌ وارد میشود.»


Sources :

  1. سید محمدحسین حسینی طهرانی- معادشناسی- ج4 صفحه 159-163

https://tahoor.com/en/Article/PrintView/25581