تسلسل

مجموعه ای از اشیا را که بین آنها نوعی ترتیب باشد، "سلسله" و هر یک از آن اشیا را "حلقه سلسله" می گویند. مثلا قطاری از شتران را سلسله و هر یک از شتران را حلقه آن سلسله می نامیم. هر سلسله تسلسل دارد؛ زیرا تسلسل در لغت به معنای آن است که اموری به دنبال هم و زنجیر وار واقع شوند. مثلا سربازانی که در یک صف پشت سر هم راه می روند، یک سلسله بوده و تسلسل دارند. در اصطلاح فلسفه، تسلسل عبارت است از اینکه: شیء الف، علت شیء ب باشد، شیء ب، علت شیء ج باشد و به همین نحو سلسله علت ها و معلول ها تا بی نهایت ادامه یابد. به عبارت دیگر، سلسله علت ها و معلول ها خواه در سمت علت ها، خواه در سمت معلول ها و خواه در دو طرف، هیچ گاه پایان نیابد و الی غیر النهایه ادامه یابد. بنابراین تسلسل فلسفی، امری است که در رابطه علت و معلول پدیدار می گردد.

اقسام تسلسل
بنابر آنچه گفته شد، تسلسل می تواند سه صورت داشته باشد:
1) تسلسل در ناحیه علت ها:
چنین سلسله ای نقطه آغازین ندارد، اما نقطه پایان دارد. یعنی علتی که فقط علت باشد و معلول چیزی نباشد، در آن وجود ندارد، اما معلولی که دیگر خودش علت چیزی نباشد، در آن یافت می شود. در چنین سلسله ای، معلولی هست که علت چیزی دیگر نیست. (نقطه پایان) ولی هر علتی معلول علت دیگر است و این امر تا بی نهایت ادامه پیدا می کند. (تسلسل در ناحیه علت ها) بنابراین، نقطه پایان در این سلسله هست، اما نقطه آغاز، یعنی علتی که علت نداشته باشد، وجود ندارد.
2) تسلسل در ناحیه معلول ها:
این در جایی است که سلسله، نقطه آغازین داشته باشد، اما نقطه پایانی نداشته باشد. در چنین سلسله ای، علت نخستین، یعنی علتی که خود، علت خود است و معلول دیگری نیست، وجود دارد؛ اما معلول نهائی وجود ندارد؛ یعنی تا بی نهایت، هر معلولی علت چیز دیگر خواهد بود و هیچ گاه این سلسله پایان نخواهد یافت.
3) تسلسل هم در ناحیه علت ها و هم در ناحیه معلول ها:
در چنین سلسله ای نه علت آغازین، یعنی علتی که خودش علت خودش باشد و معلول دیگری نباشد، وجود دارد و نه معلول پایانی، یعنی معلولی که خودش علت برای چیز دیگر نباشد و فقط معلول باشد. بلکه در چنین سلسله ای، هر علتی خودش معلول علت دیگر است و هر معلولی خودش علت معلول دیگری است. چنین سلسله ای از هر دو سو تا بی نهایت ادامه می یابد و آغاز و پایانی ندارد. همه اقسام تسلسل محال نیست، بلکه برای آنکه یک تسلسل محال گردد، باید سه ویژگی اساسی را دارا باشد که از آنها به شروط تسلسل تعبیر می شود. تسلسل در صورتی که هر سه این ویژگی ها را با هم داشته باشد، محال است که وقوع پیدا کند و اگر زنجیره ای از حوادث علت ها و معلول ها حتی یکی از این ویژگی ها را نداشته باشد، تسلسل در آن زنجیره محال نبوده و ممکن است.

شروط تسلسل
1) تعداد حلقه های سلسله و به عبارت دیگر زنجیره حوادث و علت ها و معلول ها، بی نهایت باشد. یعنی حلقه های سلسله دست کم از یک طرف، الی غیرالنهایه ادامه پیدا کنند.
2) ترتیب حلقه های سلسله حقیقی باشد نه قراردادی؛ یعنی چنان نباشد که فرض یا خواست ما تعیین کننده جایگاه حلقه ها در سلسله باشد، بلکه واقعا در خارج چنان ترتیبی بین حلقه ها وجود داشته باشد و جایگاه هر حلقه، صرف نظر از خواست ما در خارج معین باشد. به موجب این ویژگی، صف نامتناهی سربازان مصداق تسلسل فلسفی نیست و محال نخواهد بود، زیرا تعیین جایگاه هر سرباز در صف به دلخواه ماست.
3) حلقه های سلسله با هم موجود باشند؛ یعنی حلقه ها همزمان با هم و بالفعل موجود باشند، نه اینکه یکی معدوم شود و دیگری موجود گردد. بر اساس این ویژگی، سلسله اجزای زمان یا همان تسلسل حوادث زمانی، اگر چه نامحدود و غیر متناهی هستند و همیشه به دنبال هم واقع می شوند، اما محال نیستند؛ زیرا اجزای آن به تدریج تحقق می یابند. (چنان که می بینیم همین گونه است و وقوع دارند.) وجود یک جزء زمانی همراه با عدم جزء دیگر است و هرگز امکان ندارد همه اجزای زمان یعنی همه حوادث تاریخ هستی از ازل تا ابد یک جا وجود داشته باشند و یک جا تحقق پذیرند.
به نظر فیلسوفان سلسله ای که حتی یکی از ویژگی های بالا را نداشته باشد، مشمول براهین امتناع تسلسل نخواهد بود و ممکن است.


Sources :

  1. دانشنامه رشد

https://tahoor.com/en/Article/PrintView/25892