روایات وارده در سختی و آسانی حساب

مرحوم صدوق در «امالی» خود روایت میکند از حضرت صادق (ع) که: چون روز قیامت فرا رسد، در موقف حساب دو بنده مؤمن را که هر دو از اهل بهشتند نگاه می دارند؛ یکی از آن دو فقیری در دنیا می باشد، و آن دیگر غنی. فقیر میگوید: ای پروردگار من! برای چه من در اینجا متوقف شده ام؟! به عزت تو سوگند که تو میدانی که به من در دنیا حکومت و ولایتی را ندادی تا من در آن به عدل رفتار کنم یا به ظلم و ستم! و مالی را به من در دنیا ندادی تا بواسطه آن حقی را ادا کنم یا منع نمایم! و در دنیا روزی من، به من نمی رسید مگر بقدر کفاف، همانطور که تو میدانی و برای من مقدر کرده بودی! پس خداوند جل جلاله میگوید: این بندۀ من سخن از صدق میگوید؛ دست از او بدارید تا داخل بهشت رود! و آن مرد غنی در موقف همینطور باقی می ماند بقدری که به اندازه ای عرق از او جاری شود که اگر چهل شتر تشنه بیاشامند، برایشان کافی باشد. و سپس داخل بهشت می رود.
فقیر به او میگوید: علت توقف تو چه بود!؟ غنی میگوید: طول حساب. پیوسته از من سؤال میشد از چیزهائی که داشتم، و یکی پس از دیگری می آمد و خداوند از من میگذشت و می آمرزید. و سپس از چیز دیگر مورد بازپرسی قرار می گرفتم، تا جائیکه خداوند به رحمت خود مرا فرا گرفت و به بازگشت کنندگان ملحق ساخت! پس بگو ببینم تو کیستی؟! فقیر میگوید: من همان فقیر هستم که اینک در موقف حساب با تو بودم. غنی میگوید: اما بعد از آنکه تو به بهشت آمدی، نعمت های خداوند چنان تو را تغییر داده و موجب دگرگونی تو گردیده است که تو را نشناختم! (امالی صدوق)
در «تفسیر علی بن ابراهیم قمی» در روایت ابی الجارود از حضرت باقر (ع) در تفسیر آیه شریفه: «للذین أحسنوا الحسنی' و زیادة؛ برای آنان که کار نیک کرده اند عاقبت نیکوتر و بیش از آن هست». (یونس/ 26) وارد است: مراد از حسنی که بر نیکوکاران داده میشود بهشت است، و اما زیادۀ بر حسنی که داده میشود، منظور دنیاست. چون آنچه را که خداوند به نیکوکاران در دنیا بدهد، در روز قیامت محاسبه نمی کند؛ پس خداوند برای خصوص از این دسته مردم پاداش دنیوی و اخروی را جمع نموده است. بواسطه نیکوترین کردارشان در دنیا و آخرت به آنان جزا و پاداش میدهد. و خداوند دربارۀ آنان میفرماید: «و لا یرهق وجوههم قتر و لا ذلة أولـ'ئک أصحاب الجنة هم فیها خـ'لدون؛ و به سیمای آنان قتر و ذلت عارض نمی شود و نمیرسد، و ایشان یاران بهشتند که پیوسته در آن مخلد می باشند.» (یونس/ 26) علی بن ابراهیم گفته است که مراد از قتر، فقر و گرسنگی و مراد از ذلت، خوف و دهشت است.
مجلسی رضوان الله علیه از حضرت أبی جعفر (ع) روایت کرده است که آن مرد میگوید: به حضرت گفتم: ای پسر رسول الله! من حاجتی دارم! فرمود: در مکه به نزد من آی! پس عرض کردم: ای پسر رسول الله! من حاجتی دارم! فرمود: در منی به نزد من آی! و سپس عرض کردم: ای پسر رسول الله! من حاجتی دارم! فرمود: بگو حاجتت چیست؟! پس عرض کردم: ای پسر رسول الله! من گناهی را مرتکب شده ام که بین من و خداست، و هیچکس را از آن اطلاعی نیست! پس بسیار بر من گران است؛ و قدر و شأن شما را عظیم تر از آن میدانم که با آن گناه به خدمت شما برسم! حضرت فرمود: چون روز بازپسین فرا رسد و خداوند خود حساب بندۀ مؤمن خود را بنماید، او را بر گناهانش یکی پس از دیگری متوقف گرداند؛ و سپس همه آنها را بیامرزد بطوریکه هیچکس از موقف او و از گناهانش مطلع نگردد، نه فرشته مقربی و نه پیامبر مرسلی!
عمربن إبراهیم که راوی این روایت است گوید: «و افراد بسیاری از حضرت باقر در دنباله این روایت چنین نقل کرده اند که آن حضرت فرمود: و نسبت به خصوص آن گناهانی که خداوند هم ناپسند دارد، بندۀ مؤمن خود را در آنجا وقوف دهد، پرده ای به روی آنها میکشد، و چنان مخفی میدارد گویا مثل آنکه اصلا گناهی را انجام نداده است. و به گناهانش میگوید: تبدیل به حسنات شوید! و اینست معنای گفتار خدای تعالی آنجا که فرموده است: «أولـ'ئک یبدل الله سیئاتهم حسنـ'ت و کان الله غفورا رحیما؛ اینچنین بندگان صالح و با ایمانی، خداوند بدیهای آنان را به خوبی تبدیل میکند؛ و خداوند آمرزنده و مهربان است.» (فرقان/ 70)


Sources :

  1. سید محمدحسین حسینی طهرانی- معادشناسی- ج8 صفحه 230-233

https://tahoor.com/en/Article/PrintView/26069