نظر برخی از مفسرین درباره خلود کفار در سوره نبأ

آیات قرآن همگی دلالت بلکه صراحت در خلود دارند و آنچه بعضی توهم نموده اند که خلود وارد در آیات به معنای همیشگی و جاودانی بودن نیست، توهمی بی مورد است و اما آیات وارده در سوره نبأ نیز دلالت بر عدم خلود ندارند؛ و آیات اینست: «إن جهنم کانت مرصادا * للطـاغین مـابا * لـابثین فیهآ أحقابا* لا یذوقون فیها بردا و لا شرابا * إلا حمیما و غساقا؛ البته جهنم کمینگاه است و محل بازگشت طغیان گران، که در آن قرن ها و دهرهایی درنگ کنند، به طوری که در آن به هیچ وجه نه از خنکی و برودت و نه از آشامیدنی نچشند، مگر آب گرم پر حرارت و فلز گداخته یا چرک خون آلود.» (نبأ/ 21-25)
چون درنگ کردن و توقف نمودن احقاب، به معنای توقف دهور و ازمنه طویله است و دلالت بر تحدید زمان توقف ندارد. همچنان که ما پارسی زبانان می گوئیم: قرن ها و سال هایی است که از عمر روزگار می گذرد، که این جمله فقط دلالت بر طول مدت گذران عمر روزگار می کند.
علامه طباطبایی فرموده اند:‎ «لـابثین فیهآ أحقابا» "احقاب" زمان های بسیار و طولانی را گویند، بدون تحدید و آن صیغه جمع است و در مفرد آن اختلاف کرده اند؛ بعضی گفته اند: مفرد آن "حقب" با ضمه اول و سکون قاف و یا حقب با دو ضمه است همچنان که در آیه 60 از سوره کهف، در گفتار خدای تعالی آمده است: «أو أمضی حقبا؛ هر چند مدتی طولانی» و بعضی گفته اند: مفرد آن "حقب" با فتحه اول و سکون قاف است. و مفرد حقب، "حقبه" با کسره اول و سکون قاف است. و راغب اصفهانی گفته است که: قول حق و گفتار راستین اینست که بگوئیم: "حقبه" مدت مبهمی از زمان است ـ انتهی.
و بعضی برای "حقب" هشتاد سال و یا هشتاد و چند سال را به عنوان حد و اندازه گرفته اند. و بعضی دیگر گفته اند: یک سال از سال های حقب، سیصد و شصت روز است، که هر روز از آن معادل هزار سال است. و از بعضی نقل شده است که: حقب چهل سال است، و از بعضی دیگر آنکه حقب هفتاد هزار سال است. و اقوالی دیگر نیز نقل شده است، ولیکن از کتاب خدا، ما دلیلی بر این حدها و اندازه ها نداریم و هیچ یک از آنها نیز از کتب لغت ثابت نشده است.
و ظاهر آیه اینست که مراد از طغیانگران، همان کافران عنود می باشند. و تأیید این مطلب آنست که در ذیل آن می فرماید: «إنهم کانوا لا یرجون حسابا * و کذبوا بـایـاتنا کذابا؛ ایشان در دنیا چنان بوده اند که ابدا امید حساب و کتاب روز قیامت را نداشتند و به آیات ما شدیدا تکذیب می نمودند.» (نبأ/ 27-28)
و بعضی چنین تفسیر کرده اند که: مراد از احقاب، "حقبا بعد حقب" می باشد، یعنی همینطور قرنی بعد از قرنی می مانند. و بنابراین، معنی چنین می شود که طغیانگران در جهنم قرن بعد قرن بدون حد و بدون نهایت می مانند. و روی این معنی، این آیه منافاتی با نص و تصریح قرآن کریم بر خلود کفار در آتش ندارد.
و همچنین گفته شده است که: جمله «لا یذوقون فیها» ـ إلخ، صفت برای احقاب است. یعنی طاغیان، احقابی که دارای این صفت است که در آن هیچ خنکی و آشامیدنی را نمی چشند مگر حمیم و غساق را، در دوزخ می مانند؛ و سپس حالتشان تغییر می کند و بر صفت دیگری از عذاب معذب می شوند تا بی نهایت. و این گفتار خوبی است اگر سیاق آیه مساعدت کند.
و شیخ طبرسی برای احقاب معانی بسیاری از بسیاری از عامه نقل کرده است که غالب آنها نتیجه منطبق بر خلود است، و در یک احتمال گفته است که: این آیه راجع به اهل توحید است که بالاخره از جهنم بیرون می آیند. و این قول را از خالد بن معدان نقل کرده است، و اضافه کرده است که عیاشی با اسناد خود، از حمران روایت کرده است که او گفته است: من از حضرت باقر (ع) درباره این آیه پرسش کردم، فرمودند: این آیه راجع به کسانی است که از آتش بیرون می آیند. و نظیر این تفسیر نیز از احول روایت شده است.
باری بنابراین تفسیر نیز آیات خلود به جای خود محکم و استوار است، زیرا که خلود برای کفار است نه برای موحدان؛ لیکن گفتار حق همانست که علامه طباطبایی فرموده اند، زیرا از ذیل آیات به دست می آید که این آیات درباره مکذبین و کافرین معاند و لجوج وارد شده است.


Sources :

  1. سید محمد حسین حسینی طهرانی- معادشناسی جلد 10- صفحه 411-414

https://tahoor.com/en/Article/PrintView/26530