نمونه هایی از انفاق اهل بیت (ع) در راه خدا

طبق آیات قرآن کریم باید عمل انفاق صرفا منبعث از ایمان و وجدان زنده و حساس شخص بوده باشد. پیغمبر اکرم در این باره فرمودند: مثل مسلمانان از لحاظ همدردی و حساسیت نسبت به یکدیگر مثل یک بدن است که چون عضوی به درد می آید همه اعضای دیگر با تب و بی خوابی اظهار بی تابی می کنند. عملی که منبعث از ریا و تظاهر باشد ضررش از فایده اش بیشتر است. این است که قرآن مجید هر جا نام انفاق می برد کلمه فی سبیل الله را با آن توأم می کند، یعنی انفاق فقط برای رضای حق باشد نه برای ارضای جاه طلبی و نه در راه اطفای شهوات نفسانی و حتی جنبه روحی طرف مقابل باید رعایت شود و کمک و دستگیری نباید به صورتی درآید که شخصیت روحی طرف مقابل را خرد کند. ائمه اطهار (ع) خوی و عادتشان این بود که مخفیانه به این و آن کمک کنند، همه برای این بود که افراد محتاج احساس ذلت و خواری در خود نکنند و روحیه و شخصیتشان در هم شکسته نشود.
دو سنت در میان همه ائمه که به طور وضوح و روشن هویدا است یکی عبادت و خوف از خدا و خداباوری است. یک خداباوری عجیب در وجود اینها هست، از خوف خدا می گریند و می لرزند، گوئی خدا را می بینند، قیامت را می بینند، بهشت را می بینند، جهنم را می بینند. درباره امام کاظم (ع) می خوانیم: «حلیف السجدة الطویلة و الدموع الغزیرة؛ هم قسم سجده های طولانی و اشکهای جوشان». تا یک درون منقلب آتشین نباشد که انسان نمی گرید. سنت دومی که در تمام اولاد علی (ع) دیده می شود همدردی و همدلی با ضعفا، محرومان، بیچارگان و افتادگان است. اصلا انسان برای اینها یک ارزش دیگری دارد. امام حسن (ع) را می بینیم، امام حسین (ع) را می بینیم، امام سجاد (ع)، امام باقر (ع)، امام صادق (ع)، امام کاظم و ائمه بعد از آنها، در تاریخ هر کدام از اینها که مطالعه می کنیم، می بینیم اصلا رسیدگی به احوال ضعفا و فقراء، برنامه اینهاست، آن هم (به این صورت که) شخصا رسیدگی بکنند نه فقط دستور بدهند، یعنی نایب نپذیرند و آن را به دیگری موکول نکنند. بدیهی است که مردم اینها را می دیدند.
زین العابدین (ع) پیک محبت بود. راه می رفت، هر جا بی کسی را می دید، هر جا غریبی را می دید، فقیر و مستمندی را می دید، کسی را می دید که دیگران به او توجه ندارند، به او محبت می کرد، او را نوازش می کرد و به خانه خودش می آورد. روزی یک عده جذامی را دید. (همه از جذامی فرار می کنند، و آن که فرار می کند از سرایت بیمارش می ترسد، ولی خوب اینها هم بنده خدا هستند) از اینها دعوت کرد، اینها را به خانه خود آورد و در خانه خود از اینها پرستاری کرد. خانه زین العابدین خانه مسکینان و یتیمان و بیچارگان بود.
علی (ع) پس از رسول خدا (ص) با سخاوت ترین مردم هستی بشمار می رود؛ تا آنجا که سه شبانه روز حضرت با همسرش زهرا (س)، و دو فرزندش حسن و حسین روزه گرفته و نان خویش را به مسکین و یتیم و اسیر دادند و خود با آب افطار نمودند و آیه در حق آنها نازل شد که: «و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا* انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاءا و لاشکورا *انا نخاف من ربنا یوما عبوسا قمطریرا؛ و طعام را با آنکه دوستش دارند، به مستمند و یتیم و اسیر دهند و در دل گویند: ما فقط برای رضای خدا شما را اطعام می کنیم و هیچ پاداش و سپاسی از شما نمی خواهیم. ما از پروردگار خود از روزی که سخت غمبار است هراسانیم» (انسان/ 10-8).
و نیز یکبار حضرتش تمام مایملک خویش را در راه خدا انفاق نمود و آن هنگامی بود که حضرت از تمام دنیا و مافیها فقط چهار درهم داشتند، که یکی را شب هنگام و دیگری را روز و درهم سوم را پنهانی و چهارمی را آشکارا انفاق فرمود. آیه نازل شد: «الذین ینفقون اموالهم باللیل و النهار سرا و علانیه؛ کسانی که مالشان را شب و روز، و نهان و آشکار، انفاق می کنند» (بقره/ 274). مولی علی (ع) به مزد کار می کرد، آنگاه محصول کار خویش را صدقه می داد و خود گاهی از شدت گرسنگی سنگ بر شکم می بست و بر این مطلب بزرگترین دشمن علی یعنی معاویه شهادت داده آنجا که می گوید: «اگر علی انباری از طلا و انباری از کاه داشته باشد، نخست انبار طلا را در راه خدا انفاق نموده و هیچ برای خود نگاه نخواهد داشت».
خود مولی فرموده: ای سفیدها (نقره ها و درهم ها) و ای زردها (دینارها و طلاها) بروید غیر از علی را فریب دهید که علی (ع) فریب شما را نخواهد خورد. همچنین در حالات امام حسن (ع) وارد شده است که مردی خدمت امام حسن (ع) رسید و اظهار فقر و پریشانی کرد. حضرت خزانه دار خود را خواست و فرمود، چه مقدار مال نزد توست؟ عرض کرد دوازده هزار درهم، فرمود آن را به این مرد فقیر بده من از او خجالت می کشم. خزانه دار عرض کرد دیگر چیزی برای مخارج باقی نمی ماند. فرمود تو آن را به فقیر بده و حسن ظن به خدا داشته باش، حق تعالی تدارک می فرماید. پس از آن که خزانه دار آن را به او داد، حضرت او را طلبید و عذرخواهی نمود و فرمود ما حق تو را ندادیم، لکن آنقدر که نزد ما بود به تو دادیم. همچنین حضرت مجتبی (ع) در طول عمر خود دوبار تمام اموال و دارائی خود را در راه خدا خرج کرد و سه بار ثروت خود را به دو نیم تقسیم نموده نصف آن را برای خود نگه داشت و نصف دیگر را در راه خدا بذل نمود.
ابن عساکر که از مورخین مشهور بوده و کتاب تاریخش از معروفترین کتب تاریخی است می گوید: شخص مستمندی در کوچه های مدینه به راه افتاد تا به در خانه امام حسین (ع) رسید. در خانه را کوبید و شروع کرد به خواندن اشعاری با این مضامین «کسی که حلقه در خانه تو را بکوبد ناامید برنمی گردد. تو صاحب جود و معدن کرم هستی...»، امام حسین(ع) در حال نماز بود، صدای کوبیدن در و تقاضای سائل را که شنید، نماز خود را با سرعت به پایان رساند و از منزل بیرون آمد. به چهره مرد سائل نگاه کرد، فقر و تنگدستی از چهره اش می بارید، امام به داخل خانه بازگشت و از قنبر سؤال کرد: از وجوه مربوط به مخارج زندگی ما چیزی نزد تو مانده است؟
قنبر جواب داد: دویست درهم موجود است که فرمودید در میان اهل بیت شما تقسیم کنم. فرمود: آن را بیاور، زیرا کسی آمده که به گرفتن آن سزاوارتر است. آنگاه امام پولها را گرفت و از خانه خارج شد و آن را به مرد سائل عطا نمود و شعری با این مضمون سرود: «ای مرد این پول را از من بگیر و من عذر می خواهم و بدان من نسبت به تو مهربانم. البته اگر وضع به این گونه نبود و امکانات مادی ما اهل بیت بهتر از این بود، آسمان کرم ما، باران رحمت خود را بر زندگانی تو فرو می ریخت و زندگانی پژمرده تو را به صورت گلستانی درمی آورد. شرایط روزگار این گونه است که امکانات در دست دیگران بوده، دست ما خالی باشد». مرد عرب پولها را دریافت نمود و با خوشحالی مراجعت کرد، درحالی که اشعاری با این مضامین را با خود زمزمه می کرد: «شما پاک و مطهرید، هر کجا که نام شما برده شود، درود و تحیات الهی همراه آن است، شما برترید و علم کتاب در نزد شماست. آن کسی که وابسته به خاندان شما نباشد، مایه افتخار و مباهاتی ندارد».
امیرالمؤمنین در یک وقت که مقداری خرما از مال شخصی خود در میان فقرا تقسیم می کرد، مقدار نسبتا زیادی برای یک نفری فرستاد که آن شخص هیچگونه عرض حاجت و اظهار احتیاجی نکرده بود و اساسا اخلاق شخصی آن مرد این بود که از احدی چیزی نخواهد، مردی به امیرالمؤمنین اعتراض کرد که آن شخص که از تو چیزی نخواسته و عرض حاجتی نکرده و بعلاوه یک پنجم این خرما برای او کافی است، تو چرا اصلا برای او که از تو چیزی نخواسته می فرستی و چرا اینقدر زیاد می فرستی؟
سخنی که امیرالمؤمنین در جواب این مرد معترض گفت این بود: خدا امثال تو را در میان مسلمانان زیاد نکند، تو چقدر آدم پست دونی هستی، من می بخشم و تو بخل می ورزی و به علاوه اگر بنا شود من فقط به کسانی ببخشم که از من تمنا و تقاضا کرده اند من بخششی نکرده ام بلکه عوض آنچه از آنها گرفته ام به آنها داده ام، آنها را وادار کرده ام که روی خود را که هنگام سجده برای خدای خود بر خاک می نهند و از خداوند مسئلت می نمایند، این رو را متوجه من کنند و به من ببخشند، پس آنچه من نام بخشش روی آن گذاشته ام بخشش نیست، معاوضه و معامله است، در عوض بذل آبروی کسی چیزی به او بخشیده ام. بعد فرمود: کسی که اینچنین فکری داشته باشد و منتظر باشد که محتاجان در خانه او را بزنند و یا در کوچه و بازار جلو او را بگیرند تا او دست کمک به سوی آنها دراز کند او در دعای خود هنگامی که می گوید: «اللهم اغفر للمؤمنین و المؤمنات» دروغگو است، زیرا کسی که از کوچک ترین متاع دنیوی نسبت به دیگران بخل بورزد چگونه ممکن است به آسانی برای دیگران تمنای بهشت و سعادت ابدی نماید.
علی (ع) وقتی پولی به دستشان می رسید. ایشان این پول را در دستشان حرکت می دادند و می فرمودند که ای پول، ای دینار، ای درهم، تو آن وقت مال من هستی که تو را خرج کنم. برعکس آنچه معمولا خیال می کنند که می گویند پول تا وقتی که در دست من است مال من است، ایشان فرمودند: پول تا در دست من است مال من نیست، وقتی که پول را خرج کردم آن وقت است که مال من می شود. نمونه ای دیگر از انفاق ائمه ماجرای انفاق انگشتر به سائل در حال رکوع توسط امام علی (ع) می باشد. یا در مورد لطف کرم، بخششها و انفاق امام صادق (ع) در طول مدت عمر آمده گاهى پیش می آمد که فردى نیازمند به محضر امام وارد می شود و با دیدن امام شرم می کرد خواسته خویش را مطرح سازد و امام با دیدن چهره و وضع او اقدام به رفع حاجتش می کرد. امام معتقد بود باید نیکى و بخشش قبل از درخواست باشد قبل از اینکه او لب به سخن بگشاید باید به او کمک کرد و اگر او درخواست کرد و بعد شما عطا کردید در واقع بهاى مایه گذارى آبروى او را پرداخته اى و هرچه بپردازى بهاى آبروست و جبران نمیشود. مفضل عرض کرد: من از شما پول نخواستم، دعا خواستم. امام فرمود من دعا خواهم کرد اما تو نیز وضع خود را نزد دیگران عرضه مکن که رسوا مى شوى.
بخششهاى پنهانى امام صادق نیز چون سایر ائمه و مخصوصا جدشان امیرالمؤمنین بسیار بود. اینگونه بخششهاى سرى امام آنچنان بود که گیرنده آن از انفاق کننده خبر نداشت و حتى بعضى، از بخششها و انفاق امام بهره می بردند و امام را مورد شماتت قرار می دادند. آنگونه که امام براى یکى از نزدیکان خود از بنی هاشم که در وضع دشوارى بود پولى فرستاد و به کسى که پول را برد فرمود: پول را به او بده و مگو چه کسى آن را داده. او پول را به شخص مورد نظر داد آن شخص احسان کننده را دعا کرد و گفت: خدا به او پاداش خیر عطا کند ولى جعفربن محمد (ع) با آن همه ثروت براى ما چیزى نمی فرستد و یا شبها انبانى از نان و گوشت و خرما و پول برمی داشت و به در خانه فقرا می رفت و به اندازه توان به آنان کمک میکرد.
این گونه بخششها از آن جهت بود که آبروى اشخاص حفظ شود و از اینکه فقر بر آنها مسلط است شرمگین نباشند. همانطور که گفتیم امام به آبروى اشخاص مخصوصا مؤمنین بسیار حساس بودند و از آن جهت بود که می خواستند نیازمندان ایشان را نشناسند تا احساس دین و احساس خوارى به آنان روى نیاورد. حتى بخششهاى امام به غیرشیعه از جمله مواردى است که بیانگر حس انسان دوستى امام است و براى امام دین و مذهب براى کمک کردن به اشخاص مهم نیست. امام معتقدند این کارها می تواند راهى باشد که آنان را به درستى بکشاند و از جلمه کمکهاى امام به غیرشیعه کمک به فقراى بنى ساعده است.


Sources :

  1. مرتضی مطهری- سیری در سیره ائمه اطهار- صفحه 161-160 و 101-100

  2. مرتضی مطهری- حکمتها و اندرزها- صفحه 231-234

  3. مرتضی مطهری- عدل الهی- صفحه 366

  4. مرتضی مطهری- آشنایی با قرآن 7- صفحه 118-116

https://tahoor.com/en/Article/PrintView/27951