مراحل آثار و نتایج تقوا

«تقوا» از ریشه «وقی» می باشد و «وقایه» به معنای نگهداری است. وقتی به ما می گویند: «اتقوا الله» یعنی جانب خدا را نگهدارید و مراقب خدا باشید، او را در زندگی خود حاضر و ناظر ببینید، یا به عبارت دیگر، او که ناظر شما هست، شما هم همیشه به نظارت خداوند توجه داشته باشید.

حضرت امیر المومنین علی علیه السلام می فرماید: »وقتی به خلوت رفتید از معاصی خداوند پرهیز کنید زیرا آنکس که می بینید خود او هم حکم خواهد کرد.« در جای دیگر می فرماید: «از گناهانی که کوچک شمرده می شوند پرهیز کنید زیرا آنها آمرزیده نمی شوند.

قرآن کریم برای «تقوا» معنای زیبایی دارد و «تقوا» را در مقابل «فجور» قرار می دهد و «متقین» را در مقابل «فجار» معرفی می کند. «ام نجعل الذین آمنوا و عملوا الصالحات کالمفسدین فی الارض ام نجعل المتقین کالفجار» ( سوره ص/آیه 28)، «آیا می شود ما کسانی که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام می دهند را مانند مفسدین قرار دهیم؟ آیا ممکن است که ما اهل تقوا را با خودکامگان برابر قرار دهیم؟«

«فاجر» یعنی کسی که راه خود را باز می کند و جلو می رود و هیچ مانعی را در مسیر خود نمی بیند. و «متقی» یعنی کسی که برای خود حریمی قائل می شود و مرز می بندد. مرز او تا کجاست؟ تا آنجایی که فرمان خدا به او اجازه دهد. به ما فرموده اند: «یا ایها الناس کلوا مما فی الارض حلالا طیبا و لا تتبعوا خطوات الشیطان...» (سوره بقره/ آیه 168)، «از امکانات و نعمتهای خداوند در زمین بهره مند شوید ولی به دنبال راه های شیطانی نروید»!

در روایت زیبایی از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم از حدود الهی تعبیر دلنشینی آمده است: بدانید که هر سلطانی قرقگاهی دارد و بدانید که قرقگاه خداوند در زمین خدا حرام های خداوند است: «الا و ان لکل ملک حمی الا و ان حمی الله فی ارضه  محارمه»، یعنی محرمات الهی منطقه ممنوعه هستند. «تقوا» این است که انسان وارد منطقه ممنوعه نشود که البته خود این عدم ورود به مناطق ممنوعه مراحلی دارد. خلاصه مواظب باشید به قرقگاه الهی نزدیک نشوید. هیچ سلطانی از اینکه حریم او شکسته شود و کسی به قرققگاه او وارد شود خرسند نخواهند بود پس متقین کسانی هستند که حریم و حدود الهی را رعایت می کنند. خداوند سبحان دوست ندارد که ما حریم او را بشکنیم، از این رو انسان مومن باید برای خود حریم نگهدارد. نعمت های خدا فراوان است و ما باید در استفاده از نعمت ها، مرزها را بشناسیم. از مواردی که قرآن کریم موکدا مطرح می فرماید: (که خداوند بندگان را به آن خاطر دوست دارد) بحث «تقوا» و «متقین» است. این بحث اگر چه برای ما مکرر مورد گفت و شنود واقع شده اما به جهت اهمیت آن و به لحاظ تکرار این موضوع در قرآن کریم، جای دارد که ما همواره به این بحث توجه کنیم زیرا خداوند کریم در دستورات خود به تقوا داشتن بندگان بسیار تأکید می کند.

مراحل تقوا

1- اولین مرحله تقوا (بنابر روایت)  پرهیز از حرام و معاصی خداوند است و شاید بتوانیم بگوییم که این کمترین مرحله تقوا است که مومن از حرام مسلم اجتناب کند و در کنترل فرمان خدا و در مراقبت از حفظ و حدود حریم الهی باشد. این همان اولین درجه است و از آن به «تقوای عام» تعبیر شده است.

2- مرحله بعد، پرهیز از شبهات است. در مواردی پیش می آید که انسان نمی داند حرام است یا نه؟ در این موارد دو گونه می شود عمل کرد: بعضی می گویند ما که نمی دانیم حرام است یا حرام نیست، لذا جلو می روند. ولی اهل تقوا در اینجا حریم نگه می دارند و به تعبیر روایتی که در کتاب مصباح الشریعه آمده است «تــرک الشبهات فضلا عن الحرام»، موارد شبهه را ترک می کنند که مبادا گرفتار حرام شوند. و این تقوای مرحله بالاتر است و موارد بالاتری نیز در پرهیز وجود دارد. روایتی از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم آمده است که بسیار مورد توجه و تأمل می باشد: حلال، مشخص است و حرام هم مشخص. بین حلال و حرام فاصله ای است که اینجا را مشتبهات پر می کند. اگر کسی این حریم را حفظ کند یعنی بیرون از دایره شبهات قرار بگیرد و از شبهات دوری کند گرفتار حرام نمی شود: «الحلال بین و الحرام بین و شبهات بین ذلک، فمن تــرک الشبهات نجی من المحرمات و من اخذ بالشبهات اتکب المحرمات و هلک من حیث لا یعلم».

اگر به آن قرقگاهی که در روایت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم آمده است توجه کنیم می توانیم دو دایره را در نظر بگیریم، دایره اول، قرقگاه است که محرمات است و دایره دیگری در بیرون از آن دایره است که حلال خداست و بین این دو، دایره شبهات است. اگر کسی این حریم را حفظ کند و بیرون از دایره شبهه قرار بگیرد گرفتار حرام نمی شود زیرا اگر گاهی هم لغزش پیدا کند گرفتار  شبهه می شود نه حرام. اما اگر کسی در اینجا پرهیز نکند و در مرز حرام راه برود ناخودآگاه مرتکب و گرفتار حرام می شود و هلاک خواهد شد. این نوع پرهیز  و احتیاط و جانب تقوا را بیشتر رعایت کردن جزء شرایط ایمان است و این تعریفی است که از آیات و روایات استفاده می شود، اینکه انسان خودکامه نباشد و به هر چه دلش می خواهد عمل نکند.

امام باقر علیه السلام می فرماید: «اهل تقوا کسانی هستند که شهوات و لذت هایشان را پشت سر می اندازند و اطاعت خدا را جلوی چشم قرار می دهند». اینها به دنبال فرمان خدا می روند، هرکجا این فرمان با شهوات و لذات نفس منافاتی نداشت آن را جلو می اندازند و از آن استفاده می کنند و اگر منافات داشت اصلا به آن توجه نمی کنند. «تقوا» به این معنا است که انسان «لذت محور» و «نفس محور» نباشد، که نفس محوری با بندگی خدا هماهنگ نخواهند بود.

آثار و نتایج تقوا

«تقوا» موجب یک ارتباط طرفینی بین بنده و خداست و در قرآن تأکید فراوان شده که «ان الله یحب المتقین» ( سوره آل عمران آیه 76و سوره توبه / آیه 4-7) خداوند متقین را دوست دارد. و در جای دیگر چنین آمده است: «ان الظالمین بعضهم اولیاء بعض و الله ولی المتقین» ( سوره جاثیه / آیه19)، «ستمگران اولیاء یکدیگرند اما ولی اهل تقوا، خدا است». اگر خداوند ولی اهل تقوا است، چه می کند؟ طبیعتا سرپرستی و زمام امور اهل تقوا را برعهده خواهد گرفت بدین صورت که:

1- نظام و زندگی دنیای آنها را سامان می دهد.

2- زندگی ابدی آنها را در جوار قرب الهی با تقدیرات خیر رقم خواهد زد.

3- دائما با آنها خواهد بود و آنان را تنها نخواهد گذاشت.

«ان الله مع الذین اتقوا و الذین هم محسنون»( سوره نحل/ آیه 128خداوند با کسانی است که تقوا پیشه می کنند و با کسانی است که اهل نیکوکاری هستند». خدا با متقین است و قلب متقین را با نور، رحمت و شرح صدر قرین می کند که در مسیر تقوا و در مسیر خیر به راحتی و آسانی گام بردارند. با این حساب اینطور نیست که اهل تقوا برای حفظ شوون «تقوا» همیشه و در همه موارد نیاز به فشار بر نفس داشته باشند. بله، در مراحل اولیه، ترک گناه خیلی سخت است ولی پس از تمرین، خداوند، مومن متقی را برای پاک بودن آماده می کند و دیگر به راحتی می تواند ترک معصیت کند. آرام آرام فشار از نفس او برداشته می شود. در این بحث تعابیر متعددی در قرآن کریم و در روایات ما به کار رفته است.

«یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و آمنوا برسوله یوتکم کفلین من  رحمته و یجعل لکم نورا  تمشون به و یغفر لکم  و الله غفور رحیم» (سوره حدید/آیه 28)، «ای اهل ایمان در پیشگاه خدا تقوا کنید و به رسول خدا ایمان بیاورید، (که اگر چنین کنید) خدای رحمان دو بهره از رحمتش را نصیب شما خواهد کرد و برای شما نوری قرار خواهد داد که با آن نور راه می روید،« یعنی  خداوند با قلب اهل تقوا ارتباط برقرار می کند و به دنبال این ارتباط  به قلب آنها القاء نور می کند، در نتیجه حقایق را خوب دریافت می کنند، با حق و باطل که برخورد کنند به زودی متوجه می شوند. با گفتار باطل که مواجه شوند با نورانیتی که خداوند به ایشان عنایت کرده به خوبی بطلان آن را درمی یابند. در امور زندگی هرکجا خطر و لغزشی در پیش باشد به زودی متوجه می شوند و به تعبیر خود قرآن اهل تقوا وسوسه ها و القائات فکری شیطانی را خیلی زود متوجه می شوند.

«ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذا هم مبصرون..»( سوره اعراف/ آیه 201)، «اهل تقوا به گونه ای خواهند بود که چون موجی از وسوسه شیطان برگرد آنها بچرخد و شیطان با ایشان  تماس یابد و به القاء فکر بپردازد، سریعا متذکرخدا می شوند  و مبصر و بینا می گردند».

به زودی متذکر می شوند که مثلا این حس انتقامی که در اینها ایجاد شده و یا این شور و هیجانی که نسبت به ارتکاب معصیت در آنها بوجود آمده و یا این فکر و میل به گناه و... از ناحیه موجود خبیثی  است، از ناحیه شیطان است، زود متوجه می شوند. و این به خاطر نور قلبی است که خداوند به مومن متقی عنایت می کند. پس اگر متقی باشید به شما نوری عطا می کند که به وسیله آن نور، راه می روید، «ویغفر لکم و الله غفور رحیم»، و گناهان شما را می آمرزد.
مومن اگر مراقب باشد یعنی توجه به خدا داشته باشد و او را ناظر برخود ببیند محققا خود را حفظ می کند و حریم نگه می دارد. معنی تقوا بر همین است؛ توجه به خدا و حریم نگهداشتن. و کسی که چنین کند خداوند نور قلب به وی خواهد داد و قلب او را با معارف آشنا خواهد کرد و وسوسه های شیطان را به او خواهد آموخت و اینگونه مضامین در روایات ما بسیار وجود دارد که از آن به علم، حکمت، نفس لوامه و...تعبیر شده است. به عنوان مثال: کسی که در دنیا زهد پیشه کند خدای رحمان حکمت را در قلب او تثبیت خواهد کرد و زبان او را بر حکمت گویا می کند. مصائب دنیا و عیوب دنیا، دردها و درمان ها را به او می آموزد و به سلامت، او را از دار دنیا، به سوی دارالسلام رهنمون خواهد شد.

در روایت دیگری آمده است: «اگر کسی در مسیر تقوا و در راه اخلاص در پیشگاه خدا تمرین کند، اگر 40 روز بر این تمرین بگذرد خدای سبحان چشمه های حکمت را از قلب او به زبانش جاری می کند». اینگونه مضامین در آیات و روایات ما فراوان است. مومن بر اثر تقوا به نور قلب می رسد. به بینش و بصیرت و روشنگری خواهد رسید و این موهبت بزرگی است که خداوند به افراد مومن با تقوا عنایت می فرماید. یکی دیگر از آثار تقوا در آیه زیر بیان شده است:
«الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون. الذین آمنوا و کانوا یتقون. لهم البشری فی الحیوه الدنیا و فی الآخره لا تبدیل لکلمات الله ذلک هو  الفوز العظیم» ( سوره یونس / آیات 64-62)، «آگاه باشید به درستی که اولیاء خدا ترسی بر آنها نیست و آنها محزون نخواهند شد؛ آنها که ایمان دارند و دائما در مسیر تقوا هستند. برای این دسته از افراد، هم در زندگی دنیا و هم در آخرت بشارت خواهد بود. در فرمان خدا و در مقدرات الهی تبدیلی نیست. این یک رستگاری بزرگ است».

جمله به جمله  آیه را دنبال می کنیم. اولیاء خدا نه می ترسند و نه محزون می شوند. از غیر خدا، ترسی ندارند زیرا در زندگی دنیا و آخرت در ولای خدا و تحت ولایت اویند. اولیا خدا چه کسانی هستند؟ «الذین آمنوا و کانوا یتقون»، «آنها که ایمان آورده اند و متقیانه زندگی کرده اند«. عبارت «کانوا یتقون» ماضی استمراری است یعنی دائما در مسیر تقوا  بوده اند. در اینجا یک سوال مطرح می شود: آیا ممکن است ما که به اصول الهی ایمان داریم، در زمره اولیاء خدا قرار بگیریم؟ همه ما آرزو داریم که از اولیاء خدا و از دوستان او باشیم. البته اولیاء الله در درجات بالا و مراحل عالی هستند، آنها افرادی به خصوص  اند. اما گذشته از مقربان، آیا مومنینی که در مسیر تقوا هستند، ممکن است جزء اولیاء خدا قرار گیرند؟ آیه فوق در این زمینه خیلی امیدواری می دهد. اولیاء خداوند کیانند؟ آنها که همیشه در مسیر تقوا بودند، مراقب خدا بودند و حریم نگه داشتند. تا جایی به نفس خود اجازه دهید جلو رود که با رضایت خداوند برخورد می کند توقف کنید. این «تقوا» است. اگر همیشه حرمت نگهدارید و مواظب این حریم باشید امید است که انشاءالله در زمره اولیاء خدا قرار بگیرید. «الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون»، کسانی که این دو ویژگی را داشته باشند:

1- مومن باشند

2- متقی باشد «لهم البشری»، برای آنها بشارت خواهد بود. آیا فقط برای آخرت؟ خیر، «فی الحیوه الدنیا و فی الآخره»، »هم در زندگی و هم در زندگی آخرت».

سوال: در زندگی چه بشارتی برای اهل تقوا است؟ در جای جای قرآن کریم به این مسأله پرداخته شده است. مواردی از آنها چنین است:

«....و یتق الله یجعل له مخرجا. و یرزقه من حیث لا یحتسب» (سوره طلاق / آیه 3-2)، «اگر کسی تقوای الهی پیشه کند خداوند برای او راه خروج از مشکلات را قرار می دهد».

«.....و من یتق الله یجعل له من امره یسرا» ( سوره طلاق / آیه 4» هرکس تقوا پیشه کند خدا در کارها برای او آسایش و آسانی را قرار خواهد داد».

«ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا» ( سوره انفال/ آیه 29»ای اهل ایمان اگر شما تقوای الهی پیشه کنید خداوند رحمان تشخیص و بصیرت شما را بالا می برد که میان حق و باطل تمیز بگذارید و سود و زیان خود را بشناسید».

در حدیثی از امیرالمومنین علی علیه السلام آمده است که «هرکس که در پیشگاه خداوند سبحان تقوا پیشه کند خداوند از هم و غمی راه نجات و گشایش برای او قرار خواهد داد و در تنگنایی، خداوند به داد متقی خواهد رسید و برای او راه خروجی قرار خواهد داد».

حضرت یوسف علیه السلام وقتی که برادرانش برای سومین بار به نزدش آمدند و او را شناختند گفت: «انه من یتق و یصبر فان الله لا یضیع اجر المحسنین» (سوره یوسف/ آیه90)، «هرکس از خشم خدا بپرهیزد و نافرمان نشود و در برابر ناگواری ها صبور بماند، نیک اندیشی را به کمال برده است. به یقین، خداوند عزت پاداش مردم نیک اندیش را ضایع نخواهد کرد». و یوسف (ع) تقوا پیشه کرد و در راه تقوا صبر به خرج داد و به مقامات عالی در زندگی دنیا رسید. این از جهت دنیا. و اما از جهت آخرتی:
«ان المتقین فی جنات وعیون» (سوره حجر/ آیه 45)

«ان المتقین فی جنات و نهر. فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر» ( سوره قمر/ آیات 55-54)، «اهل تقوا در بوستان های بهشت در کنار نهرها به سر می برند. در جایگاه راستین در نزد خدای فرومانروای با قدرت».

گفتیم که آثار تقوا «نور قلب» است. پس نور قلب، خروج از مشکلات، بهشت رضوان، جایگاه عندالله و مقام قرب خداوند برای متقین، همه اینها آثاری است که اگر مومن، حریم الهی را نگه دارد به آن خواهد رسید، و قرآن کریم می فرماید: «ذلک هو  الفوز العظیم»، نتایجی که اهل تقوا به آن می رسند رستگاری بسیار بزرگی است.. هم در دنیا و هم در آخرت. حال خود قضاوت کنیم آیا مومن با حفظ حریم الهی زیان می کند یا سود می برد؟! انشاءالله که همه اهل فوز و سود بهره های الهی باشیم.


Sources :

  1. سیدمحسن میرباقری- به رنگ محبوب – از صفحه 78 تا86

https://tahoor.com/en/Article/PrintView/402013