درهای بهشت از نظر آیات و روایات

English 6460 Views |

هم از آیات قرآن و هم از روایات به خوبى استفاده مى شود که بهشت درهایى دارد، ولى این تعدد درها نه به خاطر آن است که عده وارد شوندگان به بهشت آن گونه اند که اگر بخواهند از یک در وارد شوند تولید زحمت مى کند، و نه از جهت آن است که یک نوع تفاوت گروهى و طبقاتى وجود دارد، که هر گروهى موظفند از یک در وارد شوند، و نه براى نزدیکى و دورى راه است، و نه به خاطر زیبایى و تنوع به خاطر کثرت درها! اصولا درهاى بهشت همانند درهاى دنیا که در مدخل باغها و قصرها و خانه ها مى گذارند نیست. بلکه این درها اشاره به اعمال و کارهایى است که سبب ورود به بهشت مى شوند، و لذا در پاره اى از اخبار مى خوانیم که "بهشت درهایى به نامهاى مختلف دارد، از جمله: درى دارد که به عنوان باب المجاهدین (در مجاهدان) نامیده مى شود، و مجاهدان مسلح به همان سلاحى که با آن جهاد کردند از آن در وارد بهشت مى شوند و فرشتگان به آنها خوش آمد مى گویند!" (منهاج البراعه فى شرح نهج البلاغه جلد 3 ص 995).
از امام باقر (ع) در حدیثى مى خوانیم: «و اعلموا ان للجنة ثمانیة ابواب عرض کل باب منها مسیرة اربعین سنة؛ بدانید که بهشت هشت در دارد که عرض هر درى از آنها به اندازه چهل سال راه است» (خصال صدوق- ابواب الثمانیة). این خود نشان مى دهد که "در" در این گونه موارد، مفهومى وسیعتر از آنچه در تعبیرات روزانه گفته مى شود دارد. و جالب اینکه در قرآن مى خوانیم که جهنم "هفت" در دارد «لها سبعة أبواب لکل باب منهم جزء مقسوم؛ از برای دوزخ هفت در است، و از برای هر دری، از کافران و معاندان مقدار قسمت شده ای معین گردیده است» (حجر/44). و طبق روایات بهشت داراى "هشت" در است، اشاره به اینکه طرق وصول به سعادت و بهشت جاویدان از طرق وصول به جهنم بیشتر است، و رحمت خدا بر غضب او پیشى مى گیرد («یا من سبقت رحمته غضبه» جوشن کبیر).
بنابراین شاید سرش این باشد که چون رحمت خدا بر غضب خدا سبقت دارد، طبق این آیه «إن الذین سبقت لهم منا الحسنی اولـئک عنها مبعدون؛ آن کسانی که از نزد ما درباره آنان خیر و نیکوئی پیشی گرفته است، از آتش دوزخ دور شدگانند» (انبیاء/101) بنابراین همیشه درهای رحمت و فضل و عافیت و خیر، بر درهای نقمت و نکبت و مسکنت و شر زیاده است و آب که مظهر رحمت خدا در این جهان است، بر آتش که مظهر غضب خداست سبقت دارد، و آنرا خاموش میکند. و جالبتر اینکه در مورد برنامه هاى "اولوا الالباب" در آیات سوره رعد نیز اشاره به هشت برنامه شده که هر کدام از آنها در واقع درى از درهاى بهشت و طریقى براى وصول به سعادت جاودان است.
خداوند در سوره رعد می فرماید: «جنات عدن یدخلونها و من صلح من آبائهم و أزواجهم و ذریاتهم و الملائکة یدخلون علیهم من کل باب؛ باغهاى جاویدان بهشت که وارد آن مى شوند و همچنین پدران و همسران و فرزندان صالح آنها، و فرشتگان از هر درى بر آنان وارد مى گردند» (رعد/23). در این آیه اشاره به عاقبت کار "اولوا الالباب" و اندیشمندان و طرفداران حق کرده مى فرماید: "عاقبت نیک سراى دیگر از آن آنهاست" (أولئک لهم عقبى الدار).
آیه بعد توضیحى است براى این سرانجام نیک و عاقبت خیر مى گوید: سرانجام کار آنها باغهاى جاویدان بهشت است که هم خودشان وارد آن مى شوند و هم پدران و همسران و فرزندان صالح آنها. و چیزى که این نعمتهاى بزرگ و بى پایان را تکمیل مى سازد، این است که فرشتگان از هر درى بر آنها وارد مى شوند و به آنها مى گویند: «سلام علیکم بما صبرتم؛ سلام بر شما بخاطر صبر و استقامتتان» (رعد/24). آن صبرها و استقامتهاى شما در راه انجام وظائف و مسئولیتها و تحمل شدائد و مصائب بود که این سلامت را به وجود آورد، در اینجا در نهایت امنیت و آرامش خواهید بود، نه جنگ و نزاعى، و نه خشونت و دعوایى، همه جا امن و امان است، و همه چیز به روى شما لبخند مى زند و آرامش خالى از هر گونه پریشانى خاطر اینجاست! و در پایان مى فرماید: «فنعم عقبى الدار؛ چه پایان نیک و چه عاقبت خوبى» (رعد/24).

درهای هشتگانه بهشت، تعیین کننده عدد خود بهشت ها نیست
بعضی چنین می پندارند که چون درهای بهشت طبق روایات وارده، هشت در است، فلهذا باید خود بهشت ها نیز هشت عدد باشد، زیرا وصول به هر بهشت مستلزم ورود از در مختص به آن است، چون از غیر در نمی توان و نباید وارد شد؛ «وأتوا البیوت من أبوابها و اتقوا الله لعلکم تفلحون؛ و به خانه ها از درهایش وارد شوید! و تقوای خدا را در پیش گیرید! امید آنکه شما رستگار شوید!» (بقره/189) بر این مطلب دلالت دارد. ولیکن این استدلال تمام نیست، زیرا اولا ممکن است یک خانه و یا یک بهشت، دو در و یا بیشتر داشته باشد. یعنی خانه و بهشت واحد است و وصول به آن مقصد از دو راه و دو طریق باشد. و ثانیا ممکنست این درهای هشتگانه بهشت، همه در یک بهشت باشند، و خداوند از در بهشت های دیگر، به لسان معصومین ذکری به میان نیاورده باشد. همچنانکه از بعضی از روایات استفاده می شود که بهشت بیش از هفتاد در دارد.

روایات وارده درباره درهای بهشت
از جمله آن اخبار، روایت وارد در «خصال» صدوق است با سند متصل خود از حضرت صادق از پدرش از جدش از علی بن ابی طالب (ع) که فرمود: بهشت هشت در دارد: از یک در پیامبران و صدیقان وارد می شوند، و از یک در صالحان و شهیدان، و از پنج در شیعیان و محبان ما وارد می شوند. و من پیوسته بر صراط ایستاده ام و خدا را میخوانم و میگویم: «رب سلم شیعتی و محبی و أنصاری و من تولانی فی دار الدنیا!؛ بار پروردگار من! شیعیان مرا و محبان مرا و یاری کنندگان مرا و کسانی را که از من در دار دنیا متابعت کردند، همه را سلامت بدار!» و در این هنگام ندائی از درون عرش خدا میرسد که: درخواست تو قبول شد، و تو درباره شیعیانت شفیع قرار داده شدی. و هر یک از شیعیان من و افرادی که ولایت مرا پذیرفتند و مرا یاری نمودند و با دشمنان من که با من با گفتار و یا با کردار خود محاربه نمودند محاربه کردند، درباره هفتاد هزار نفر از همسایگان و خویشاوندانش شفاعت میکند. و یک در دیگری هم هست که از آن در سایر مسلمین که گوینده لا إله إلا الله باشند و در دل آنها بقدر ذره ای از بغض ما اهل بیت نباشد، داخل بهشت میگردند. («خصال» طبع حروفی، باب الثمانیه، ص 407 و 408).
جهنم محل منکرین و مستکبرین است، و بنابراین عامه اگر عدم قبول ولایتشان مستند به انکار و استکبار نباشد بلکه ناشی از قصور بوده و گوینده شهادتین باشند، به بهشت میروند. و روایت مفصلی از «کتاب سلیم بن قیس هلالی» از امیرالمؤمنین (ع) آوردیم که دلالت داشت بر آنکه مقسم هفتاد و سه فرقه که یک فرقه اهل نجات و بقیه اهل هلاکتند کسانی هستند که دارای مکتب و ادعا بوده و خود را پرچمدار میدانند، و اما کسانی که اینطور نیستند آنها خارج از این تقسیم هستند، و آنها اکثریت افراد هر ملتی را تشکیل میدهند. و آنها مستضعفینی هستند که در هر دوره و زمان در تحت تسلط و غلبه مستکبران آن عصر بوده و از خود رأی و دخالت و استقلالی ندارند. و بنابراین عامه و اهل تسنن که چنین نیستند، همه اهل بهشتند؛ غایه الامر از یک در خاص به بهشت میروند و آنان هم درجه و هم مقام با شیعه نیستند.
و نیز در «خصال» با سند خود از جابر از حضرت باقر (ع) روایت کرده است که: «قال: أحسنوا الظن بالله، واعلموا أن للجنة ثمانیة أبواب، عرض کل باب منها مسیرة أربعین سنة!؛ فرمود: گمان و پندار خود را به خدا نیکو کنید، و بدانید که برای بهشت هشت در است، و عرض هر دری به اندازه مسیر چهل سال راه است!» (همان مصدر، ص 408). و در «امالی» صدوق از انس بن مالک روایت کرده است که چون پسری از صحابی کبیر و شریف، عثمان بن مظعون وفات کرد، غصه و اندوه او شدت یافت، تا جائیکه در خانه خود برای محل عبادت مسجدی قرار داد تا در آنجا به عبادت مشغول شود. این داستان به رسول الله (ص) رسید، و حضرت به نزد او آمدند و گفتند: ای عثمان! خداوند برای ما رهبانیت را ننوشته است، و رهبانیت امت من در جهاد فی سبیل الله است. ای عثمان بن مظعون! از برای بهشت هشت در است، و از برای جهنم هفت در. آیا تو را خوشحال نمی کند اینکه از دری از آن وارد نشوی مگر اینکه پسر خودت را در پهلو و کنارت ببینی که دست به دامن تو زده است و خود را شفیع تو بسوی پروردگارت قرار میدهد؟!
عثمان گفت: آری! پس مسلمین گفتند: یا رسول الله! آنچه برای عثمان است برای ما نیز در مصیبت فرزند هست؟ حضرت فرمود: آری؛ برای هر یک از شما که صبر کند و به حساب خدا بگذارد. پس حضرت فرمود: ای عثمان! کسیکه نماز صبح را در جماعت بخواند، و سپس برای تعقیب به ذکر خدا بنشیند تا آفتاب طلوع کند، از برای او در بهشت فردوس هفتاد مرتبه و درجه است، و ما بین هر درجه تا درجه دیگر به قدر هفتاد سال راهی که اسب لاغر تیز رو میدود فاصله است. و کسی که نماز ظهر را در جماعت بخواند، برای او پنجاه مرتبه و درجه در بهشت های عدن است، که ما بین هر درجه تا درجه دیگر به قدر پنجاه سال دویدن اسب تندرو است. و کسی که نماز عصر را به جماعت بگزارد، برای او پاداش آزادکردن هشتاد نفر از فرزندان اسماعیل است که هر کدام آنها صاحب خانه و زندگی باشند. و کسیکه نماز مغرب را به جماعت بگزارد، اجر و مزد او یک حج مبرور و یک عمره مقبوله است. و کسی که نماز عشاء را به جماعت بخواند، ثواب او بمانند بیداری و شب زنده داری در شب قدر است («امالی» صدوق، ص 40 و 41).

وصف درهای بهشت در معراج رسول خدا
مجلسی (ره) از کتاب «فضائل بن شاذان» و از کتاب «روضه» با اسناد خود مرفوعا از عبدالله بن مسعود روایت میکند از حضرت رسول الله (ص) که فرمود: چون در معراج مرا به آسمان بردند، جبرئیل به من گفت: بهشت و جهنم مأمور شده اند که خود را بر تو عرضه کنند. من بهشت را دیدم و آن نعمت هائی را که در آن بود، و جهنم را دیدم و آن عذاب هائی را که در آن بود. بهشت دارای هشت در بود، و بر فراز هر دری چهار کلمه نوشته بود که هر کلمه آن از تمام دنیا و آنچه در دنیاست، برای کسی که بداند و عمل کند بهتر است. و جهنم دارای هفت در بود، و بر فراز هر دری سه کلمه نوشته بود که هر کلمه ای از آن برای کسی که بداند و عمل کند از دنیا و آنچه در آنست بهتر است.

کلمات نوشته شده بر فراز درهای بهشت
در این حال جبرئیل به من گفت: بخوان ای محمد که بر بالای درها چه نوشته شده است! و من خواندم. اما بر درهای بهشت: بر بالای در اول نوشته بود: «لا إله إلا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله» «برای هر چیز راهی و چاره ای است، و راه وصول به راحتی و عیش چهار صفت است: قناعت، و بذل کردن حق، و ترک کینه، و مجالست با اهل خیر».
و بر بالای در دوم نوشته بود:«لا إله إلا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله» «برای هر چیز راهی و چاره ای است، و راه وصول به سرور و خوشحالی در آخرت چهار صفت است: دست کشیدن بر سر یتیمان، و عطوفت بر بیوه زنان، و کوشش در برآوردن نیازهای مؤمنان، و تفقد از فقیران و مسکینان».
بر بالای در سوم نوشته بود: «لا إله إلا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله» برای هر چیز راهی و چاره ای است، و راه وصول به سلامتی در دنیا چهار صفت است: کم گفتن، و کم خوابیدن، و کم راه رفتن، و کم خوردن».
و بر بالای در چهارم نوشته بود: «لا إله إلا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله» «کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد، باید میهمان خود را گرامی بدارد. و کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد، باید همسایه خود را گرامی بدارد. و کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد، باید پدر و مادر خود را گرامی بدارد. و کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد، باید یا کلام خوب و گفتار خیر بگوید و یا ساکت باشد».
و بر بالای در پنجم نوشته بود: «لا إله إلا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله» «کسی که بخواهد به او ظلم نشود، باید خود او ظلم نکند. و کسی که بخواهد به او فحش ندهند و ستم ننمایند، باید خود او فحش ندهد و ستم ننماید. و کسی که بخواهد ذلیل و پست نشود، باید کسی را ذلیل و پست نکند. و کسی که بخواهد به دست آویز متین و استواری در دنیا و آخرت چنگ زند، باید بگوید: لا إله إلا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله».
و بر بالای در ششم نوشته بود: «لاإله إلا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله» «کسی که دوست دارد قبرش وسیع و گشاده باشد، مساجد را بنا کند. و کسی که دوست دارد او را کرم ها در زیر زمین نخورند، در مساجد سکونت کند. و کسی که دوست دارد پیوسته پاک و تازه باشد و نپوسد و کهنه نشود، مساجد را جاروب کند. و کسی که دوست دارد جایگاه خود را در بهشت ببیند، مساجد را با فرش و بساط، فرش کند».
و بر بالای در هفتم نوشته بود: «لا إله إلا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله» «سفیدی و روشنائی دل در چهار صفت است: عیادت کردن از مریضان، و تشییع از جنازه ها، و خریدن کفن ها، و رد کردن قرض ها».
و بر بالای در هشتم نوشته بود: « لا إله إلا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله» کسی که دوست دارد از این درها وارد بهشت شود، باید به چهار صفت متمسک گردد: سخاوت، و حسن اخلاق، و صدقه دادن، و نگاهداشتن خود را از اذیت و آزار بندگان خداوند متعال». سپس در اینجا کلماتی را که بربالای درهای هفتگانه جهنم نوشته بود، رسول الله کاملا شرح می دهند، («بحار الانوار» طبع حروفی، ج 8، ص 144 و 145).

Sources

آیت الله مکارم شیرازی- تفسیر نمونه ج‏10- ص183 و ص 193و ص195

سید محمد حسین حسینی طهرانی- معاد شناسی ج دهم- قسمت دهم- ص 109-101

Keywords


2 Comments Send Print Ask about this article Add to favorites

For more information