نزاع سران مسیحیان و یهودیان در محضر پیامبر اکرم

در آغاز هجرت، برخی از مسیحیان نجران وارد مدینه شدند، در این موقع «احبار» یهود از جریان آگاه شده و به حضور پیامبر (ص) رسیدند و مجادله ی طرفین (یهود و نصاری) در محضر رسول خدا آغاز شد. احبار یهود نبوت مسیح (ع) را منکر شدند، و به کتاب او کفر ورزیدند برخی از اهل نجران مقابله به مثل کرده به انکار نبوت موسی (ع) و تورات برخاستند وحی الهی در توبیخ هر دو گرو نازل شد و هر دو را تخظئه کرد و یادآور شد که هر گروه تصدیق نبی دیگری را در کتاب خود می خواند: «و قالت الیهود لیست النصارى على شی ء و قالت النصارى لیست الیهود على شی ء؛ یهودیان گفتند: مسیحیان هیچ موقعیتى نزد خدا ندارند، و مسیحیان نیز گفتند: یهودیان هیچ موقعیتى ندارند و بر باطلند.» (بقره/ 113)
جمله ی "لیست... على شى ء" اشاره به این است که آنها در پیشگاه خدا مقامى ندارند، یا اینکه دین و آئین آنها چیز قابل ملاحظه اى نیست. سپس اضافه مى کند: «و هم یتلون الکتاب؛ آنها این سخنان را مى گویند در حالى که کتاب آسمانى را مى خوانند.» (بقره/ 113) یعنى با در دست داشتن کتابهاى الهى که مى تواند راهگشاى آنها در این مسائل باشد این گونه سخنان که سرچشمه اى جز تعصب و عناد و لجاج ندارد بسیار عجیب است. سپس قرآن اضافه مى کند: «کذلک قال الذین لا یعلمون مثل قولهم؛ مشرکان نادان نیز همان چیزى را مى گفتند که اینها مى گویند (با اینکه اینها اهل کتابند و آنها بت پرست).» (بقره/ 113)
این آیه سرچشمه اصلى تعصب را، جهل و نادانى معرفى کرده، چرا که افراد نادان همواره در محیط زندگى خود محصورند و غیر آن را قبول ندارند، به آئینى که از کودکى با آن آشنا شده اند هر چند خرافى و بى اساس باشد سخت دل مى بندند، و غیر آن را منکر مى شوند. در پایان آیه آمده است «فالله یحکم بینهم یوم القیامة فیما کانوا فیه یختلفون؛ خداوند داورى این اختلاف را در قیامت به عهده خواهد گرفت.»
آنجا است که حقایق روشنتر مى شود و اسناد و مدارک هر چیز آشکار است، کسى نمى تواند حق را منکر شود و به این ترتیب اختلافات بر چیده خواهد شد، آرى یکى از ویژگیهاى قیامت، پایان یافتن اختلافات است. ضمنا آیه فوق به مسلمانان دلگرمى مى دهد که اگر پیروان این مذاهب به مبارزه با آنها برخاسته اند و آئین آنها را نفى مى کنند، هرگز نگران نباشند، آنها خودشان را هم قبول ندارند، هر یک چوب نفى بر دیگرى مى زند، و اصولا جهل و نادانى سرچشمه تعصب و تعصب سرچشمه انحصارگرى است. اما گاهی هر دو گروه به توافق بر می خاستند و با کمال پر رویی پیامبر (ص) را به پیروی از آیین خود دعوت می کردند که قرآن در این مورد می فرماید: «و قالوا کونوا هودا أو نصارى تهتدوا؛ گفتند: پیرو آیین یهود و مسیح باشید تا هدایت یابید.» (بقره/ 135)
قران در نقد این اندیشه یادآور می شود که اصالت از آیین ابراهیم است و هر دو پیامبر پیرو آیین توحید او بودند چنانکه می فرمای: «قل بل ملة إبراهیم حنیفا و ما کان من المشرکین؛ بگو باید از آیین ابراهیم حنیف پیروی کرد که هرگز از مشرکان نبود.» گاهی هر دو گروه اصالت را به آیین خود داده می گفتند: «و قالوا لن یدخل الجنة إلا من کان هودا أو نصارى؛ می گفتند: کسی وارد بهشت نمی شود مگر اینکه یهودی یا نصرانی باشد.» (بقره/ 111)
قرآن هر دو ادعا را پوچ و نابجا می خواند و می فرماید: «نجات و رستگاری از آن اسامی و الفاظ نیست، بلکه نتیجه ی پیروی واقعی از آیین توحید است.» چنانکه می فرماید: «تلک أمانیهم قل هاتوا برهانکم إن کنتم صادقین* بلى من أسلم وجهه لله و هو محسن فله أجره عند ربه و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون؛ گفتار آنان آرزویی بیش نیست بگو دلیل خود را بیاورید اگر راستگو هستید آری کسی که در برابر خدا تسلیم گردد و نیکوکار باشد پاداش او نزد خدا است نه ترسی برای آنها است و نه غمگینی خواهند دید.» (بقره/ 111- 112) بنابراین باید همه ی گروهها وو پیروان تمام شرایع به اصل بازگردند، و افتخار به اسامی را کنار نهند. 


منابع :

  1. جعفر سبحانی- منشور جاوید- جلد 6 صفحه 292

  2. ناصر مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- جلد ‏1 صفحه 406

http://tahoor.com/fa/Article/PrintView/110232