ادب حضور

بسیاری از مردم علاقمند بودند از پیغمبر وقت خصوصی بگیرند یا با وی مجلس انس داشته باشند. قرآن کریم همه ی این موارد را بررسی کرده می فرماید: اولا او برای یک نفر و دو نفر نیست، وقتش نیز آزاد و ارزان نیست که شما مسائل جزیی را در حضورش بیان دارید، به این فکر هم نباشید که او به منزل شما بیاید تا با او مأنوس شوید بلکه مسائلی را که مربوط به اعتقاد، اخلاق، اعمال، سعادت و صیانتتان از خطر دنیا و آخرت است عنوان کنید، نه مسائل عادی روزانه را.  سئوالات عمیق علمی را طرح کنید که: «حسن السؤال نصف العلم» یا لااقل خودتان را به خاموشی و استماع وادار کنید، مستمع خوبی باشید نه اینکه در محضر رسول اکرم (ص) حرفهای غیر سودمند بزنید یا آنچه را پیغمبر می فرماید ادراک و ضبط نکنید.
انسان تحصیل کرده، وقتی به حضور قرآن کریم می رود قدرت سئوال دارد، تحصیل نکرده سامع است نه سائل و نه مستمع، فقط می شنود، قدرت بهره برداری، سئوال و اشکال ندارد، ولی محقق و عالم، توان سئوال و استفاده را دارد. گرچه عالم و غیر عالم باید مطیع قرآن کریم باشند. غیر عالم نمی تواند از معارف قرآن بدون واسطه استفاده کند نه اینکه عالم علم خود را بر قرآن تحمیل کند، کسی حق ندارد بگوید من چیزی می دانم و قرآن هم چیزی؛ هرکس هرچه می داند باید بر قرآن عرضه کند منتها خاصیت علم آن است که به انسان قدرت سئوال می دهد چون: «إن هذه القلوب أوعیة فخیرها أوعاها» ظرفیت عالم بیشتر است، می تواند پیوسته از این دریای بیکران آب بردارد، می تواند از قرآن سئوال کرده توضیح بخواهد و جواب بشنود ولی دیگری در مقابل قرآن بی تحرک می نشیند، محضر پیغمبر نیز چنین بوده است.
خداوند در سوره ی «احزاب» دیدارهای حضرت رسول اکرم (ص) را تشریح کرده می فرماید: «یا أیها الذین امنوا لاتدخلوا بیوت النبی إلا أن یؤذن لکم؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد داخل اتاقهاى پيامبر مشويد مگر آنكه براى [خوردن] طعامى به شما اجازه داده شود.» (احزاب/ 53) ای مؤمنان، وارد خانه پیغمبر نشوید. وقت او برای عموم است در مسجد پس از فراغت از نمازهای پنجگانه سخنرانی کرده، مسئله می گوید، ارشاد و هدایت دارد، مسائل سیاسی، اجتماعی و اخلاقی را برایتان تشریح می کند، پس از نماز صبح نیز در مسجد نشسته به سئوالاتتان پاسخ می دهد، چنین نباشد که از آن حضرت (ص) دیدار خصوصی بخواهید به منزل او رفته مزاحمشان بشوید، او همیشه در معرض رجوع مردم است، مگر اینکه از شما دعوتی کند و به شما برای حضور بر سر سفره ی مهمانی اجازه دهد، پس از دعوت هم چنین نباشد که قبل از آماده شدن طعام بروید و منتظر بنشینید تا غذا بپزد: «غیر ناظرین إناه» (احزاب/ 53) «إناء» ممدود یعنی ظرف و «إنی» مقصور به معنای پختن و رسیدن است یعنی «غیر منتظرین نضجه و طبخه». پس اولا بدون اعلام و اذن قبلی نروید، ثانیا زود هم نروید، ثالثا وقتی رفتید در آنجا حرفهای عادی نزنید، بلکه یا سئوالات علمی مطرح کنید و یا ساکت باشید تا مطالب سودمند او را بشنوید.
«و لکن إذا دعیتم فادخلوا؛ وقتی دعوت شدید به موقع داخل شوید.» «فإذا طعمتم فانتشروا؛ پس از صرف غذا هم پراکنده شوید.» (احزاب/ 53) رفتنتان حساب شده، ماندنتان حساب شده، لحظاتی هم که در حضور او هستید مجاز نیستید هر حرفی را بزنید: «ولامستأنسین لحدیث» حرفهایی را که در جلسات خصوصی می زنید در حضور او عنوان نکنید، حرفهایی که نه نفع دنیایی دارد نه آخرتی، نه مفید علم است و نه مفید کمال؛ که باعث انس شماست و با آن مأنوسید طرح نکنید، حیف است که آن محضر با چنین گفتگوهایی تمام شود؛ «إن ذلکم کان یؤذی النبی فیستحیی منکم؛ شما حق نداريد رسول خدا را برنجانيد.» این کارها باعث اذیت پیغمبر است و او نسبت به شما احساس حیا می کند، نمی تواند به شما بگوید که وقتم عزیز است و برای همه ی جامعه اسلامی است و شما آن را تضییع می کنید؛ ولی من می گویم: «و الله لایستحیی من الحق؛ حال آنكه خدا از حق [گويى] شرم نمى‏ كند.» (احزاب/ 53) خداوند از گفتن حق و بیان وظایف اجتماعی شما حیا نمی کند.
در جای دیگر می فرماید: حال اگر خواستید با پیغمبر ملاقات خصوصی داشته باشید، چون این کار وقت دیگران را می گیرد، قبلا پولی که به نفع جامعه باشد پرداخت کنید، که ملاقات صبغه ی عبادی هم داشته باشد «یا أیها الذین امنوا إذا ناجیتم الرسول فقدموا بین یدی نجویکم صدقة؛ اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد هرگاه با پيامبر [خدا] گفتگوى محرمانه مى‏ كنيد پيش از گفتگوى محرمانه خود صدقه‏ اى تقديم بداريد.» (مجادله/ 12) حال که اصرار بر گرفتن وقت خصوصی دارید پس خدمتی به جامعه کرده قبلا صدقه بدهید، امتیازی بر دیگران ندارید چرا وقتی که باید در اختیار همه باشد تنها در اختیار شما بگذارند؟ علاقمندان به دیدار خصوصی چون دیدند صدقه دادن کار سختی است و ملاقاتها خرج دارد، از این پیشنهاد صرف نظر کردند و کسی هم به این آیه ی مبارکه جز امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) عمل نکرد، در مورد وی نقل شده که فرمود: اکنون که با واریز کردن پول به صندوق خیریه به سود جامعه ی اسلامی، می توان با پیغمبر خصوصی ملاقات کرد چه چیز از این بهتر؟ صدقه ای داد و با حضرت رسول (ص) ملاقات خصوصی کرد، اساسا حضرت امیر المؤمنین (ع) منتظر چنین فرصت مغتنمی بود که دیدار خصوصی با پیامبر اکرم (ص) داشته باشد.


منابع :

  1. عبدالله جوادی آملی- تفسیر موضوعی- جلد 8 صفحه 306

https://tahoor.com/fa/Article/PrintView/110404