پیامبر عقل جامعه بشری

وجود مبارک پیامبر (ص) عقل منفصل جوامع بشری است، هم نسبت به امیین: «هو الذی بعث فی الأمیین رسولا منهم؛ اوست آن که در میان درس ناخوانده ها پیامبرى از خودشان برانگیخت.» (جمعه/ 2) و هم نسبت به مؤمنان: «لقد من الله علی المؤمنین إذ بعث فیهم رسولا من أنفسهم؛ به راستى خدا بر مؤمنان منت نهاد آن گاه که در میانشان پیامبرى از خودشان برانگیخت.» (آل عمران/ 164) بلکه نسبت به فرشتگان نیز چنین است، زیرا آدم (ع) که به عنوان انسان کامل، معلم و مسجود فرشتگان قرار گرفت، خود، مظهری از مظاهر حقیقت محمدیه است. از طرفی انسان عاقل می کوشد قوای تحریکی خود را فدای قوای ادراکی خود و قوای نازله ادراکی را فدای قوای عالیه آن کند. یعنی با دستش از چشم و با چشم و گوشش از قوای درون و با قوای درون از عقلش که عالیترین قوه خدادادی است، حمایت می کند.
در این زمینه سخن معروف امیرالمؤمنین (علیه أفضل صلوات المصلین) راه گشاست که فرمود: «فإذا حضرت بلیة فاجعلوا أموالکم دون أنفسکم وإذا نزلت نازلة فاجعلوا أنفسکم دون دینکم؛ اگر سانحه ناگواری رخ داد، مالتان را فدای جانتان کنید و اگر از جانتان گذشته و به دینتان آسیب می رساند، جانتان را سپر دینتان قرار دهید تا آن را حفظ کنید و در این حال اگر کسی از دنیا رخت بر بندد، تکلیفی ندارد، زیرا با دین از دنیا رفته است.»
بر این اساس، انسان موظف است عقل منفصل خود، یعنی رسول اکرم (ص) را اکرام کرده، بیش از عقل متصل به او علاقه مند باشد و همان گونه که هنگام خطر، قوای تحریکی و ادراکی فدای عقل می شوند، باید همه ی انسانها فدای پیامبر شوند. گرچه در میان انسانها خردمند و فرزانه کم نیست ولی همه ی آنها نسبت به مقام انسان کامل (پیامبر) به منزله اعضا و جوارح هستند. پیامبر عقل جامعه بشری است و هیچ انسانی حق ندارد قوای مادون را اصل شمرده و از عقل دست بردارد. در این زمینه گفتار بوعلی درباره ی امیرالمؤمنین (ع)، قابل دقت است. وی می گوید: «مرکز دایره ی حکمت و فلک حقیقت و خزانه ی عقل، امیرالمؤمنین علی (ع)... اندر میان خلق همچنان بود که معقول اندر میان محسوس.»
علی (ع) در میان یاران پیامبر مثل عقل در میان حواس است. یعنی همان گونه که باید حواس، اشتباهاتشان را به عقل بسپارند تا آنها را حل کند اصحاب رسول گرامی (ص) نیز باید همه اشتباهاتشان را به وی عرضه کنند تا آنها را حل کند. بنابراین سخن همه ی قوای انسانی این است: "لولا العقل لهلکنا"، همان گونه که بعضی از صحابه مکرر می گفت: "لولا علی لهلک فلان". بر این اساس، سخن (زبان حال) همه ی انسانها این است که: "لولا القرآن ولولا رسول الله لهلکنا".
قرآن کریم درباره ی جان نثاری در راه حمایت و حراست از رسول اکرم (ص) می فرماید: «ماکان لأهل المدینة ومن حولهم من الأعراب أن یتخلفوا عن رسول الله ولا یرغبوا بأنفسهم عن نفسه؛ مبادا کسی به واسطه ی خویشتن دوستی از پیامبر اعراض کند، زیرا او جان جانان است و کسی حق ندارد جان خود را بالاتر از جان رسول خدا بداند و به هنگام خطر او را رها کرده و به فکر حفظ خود باشد، بلکه باید همه ی نیروها صرف محافظت از آن حضرت شود.» (توبه/ 120) زیرا «النبی أولی بالمؤمنین من أنفسهم؛ پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است.» (احزاب/ 6) البته چنین نیست که اگر کسی فدای پیامبر شد، خود را فدای بیگانه کرده باشد بلکه خود نازل را فدای خود کامل کرده است، زیرا برای انسان چندین حقیقت است و هر مرحله نازلی فدای مرحله عالی و آن نیز فدای مرحله اعلا می شود.
در ذیل آیه ی مزبور می فرماید: «ذلک بأنهم لا یصیبهم ظمأ ولا نصب ولا مخمصة فی سبیل الله... إلا کتب لهم به عمل صالح؛ سر وجوب آن ایثار و نثار این است که در مقابل هرگونه تشنگی، گرسنگی، خستگی و کوفتگی که در راه خدا تحمل می کنند، در نامه ی عمل آنها عمل صالح و شایسته ای ثبت می شود.» (توبه/ 120) از این آیه نکاتی چند استفاده می شود:
الف ـ وجوب ایثار و نثار درراه حمایت و حراست از پیامبر گرامی، عمومی بوده و گستره ی آن، حوزه رسالت آن حضرت است و اختصاص به عرب یا غیر عرب ندارد.
ب ـ مراد آیه، منحصر به شخصیت حقیقی پیامبر نیست، بلکه شخصیت حقوقی او را که همان دین و قرآن جاویدان است شامل شده، مسلمانان موظفند با جان خود از آن دفاع کنند، گرچه شخص پیامبر رحلت کرده باشد.
ج ـ انسان هرگز چیزی را فدای دین نمی کند تا آن را از دست بدهد، چنانکه از جمله ی "ذلک بأنهم لا یصیبهم... إلا کتب لهم به عمل صالح" استفاده می شود که اگر کسی جسم یا مالش را در راه حفظ پیامبر از دست داد، چیز گرانقدری را به دست می آورد و خود نازل را فدای خود برتر می کند. بنابراین باید مرحله برتر کمال انسانی (شخصیت پیامبر)، محبوب مراحل متوسط و نازل شود و شاید آیه ی شریفه ی «لقد جاءکم رسول من أنفسکم؛ قطعا براى شما پيامبرى از خودتان آمد.» (توبه/ 128) اشاره ی به همین داشته باشد که وی جان جانان شماست که از میان جانهای شما برانگیخته شده است.
خلاصه آن که اگر انسان مراحل نازل وجودی خود را فدای پیامبر کرد، به لقای او می رسد و همان گونه که مقام کامل انسان سالک، لقاء الله است، مقام کامل تابع و پیرو رسول اکرم (ص) نیز لقای آن حضرت و مشاهده رسالت اوست که این شهود از مقامات عالیه انسانی است.


منابع :

  1. عبدالله جوادی آملی- تفسیر موضوعی- جلد 9 صفحه 116

http://tahoor.com/fa/Article/PrintView/110521