اثرات زیبایی و هنر از دیدگاه اسلام

گرچه ممکن است مصادیق فطرت و درون خواهی آدمی فراوان باشد، اما در مجموع، از چهار محور اساسی می توان نام برد: خداخواهی، آگاهی طلبی، میل به نیکیها، میل به زیباییها. بنابراین، میل به زیباییها از محورهای اساسی نهاد فطرت آدمی است که از رهگذر آن، دهها مصداق را می توان تتبین نمود. از طرفی همان گونه که در بیان عناصر هنر گفته شد زیبایی، یکی از عناصر جداناپذیر آن می باشد، به این معنا که هر اثری زیبایی نداشت، هیچ گاه اثر هنری تلقی نمی گردد و چون میل به زیبایی، فطری است، میل به هنر و آثار هنری نیز، برای آدمی خواهد بود؛ زیرا اثر هنری از عصر زیبایی جداناپذیر است. پذیرش فطری بودن هنر ما را به یک اصل مسلم رهنمون می گردد که هرگز نمی توان مدعی شد ادیان اسمانی و پیام آوران آن با هنر مخالفت کرده اند، چه اساسا دعوت پیامبران در راستای قانون فطرت بوده است. همان گونه که حضرت امیر (ع) در تتبین مقاصد پیامبر (ص) فرموده است: «لیثیروا لهم دفائن العقول و یستادوهم میثاق فطرته؛ تا دفینه های خرد را برای آنان (مردم) برافشانند و پیمان فطرت خداوند را بازپردازی کنند» (نهج البلاغه، تحقیق صبحی صالح، خطبه اول). بنابراین، برای باز یافتن دیدگاه اسلام به عنوان «جامع و مکمل ادیان اسمانی» در مورد هنر، نمی توان به پیشینه مردود بودن آن باور داشت. افلاطون در جایی می گوید: «روح انسان در عالم مجردات قبل از ورود به دنیای حقیقت زیبایی و حسن مطلق، خیر و نیکی را بدون پرده حجاب دیده است. پس در این دنیا چون حسن ظاهری و نسبی و مجازی را ببیند از آن زیبایی مطلق که سابقا درک نموده یاد می کند، غم هجران به او دست می دهد و هوای عشق او را برمی دارد». وی در این بیان، به فطرت نظر دارد. و به گفته سعدی:
پیش از آب و گل در دل من مهر تو بود *** با خود آوردم از آن جا نه به خود بربستم
اثرات زیبایی و هنر را اینگونه می توان بیان نمود:

رسایی هنر در تتبین مقاصد:
هنر با بهره گیری از ذوق و خلاقیت آدمی از چنان لطافت و نرمی ای برخوردار است که با استفاده از آن براحتی تمام می توان عالیترین مقاصد را تتبین نمود، کاری که اگر هنر به مدد آدمی نیاید، براستی در پاره ای از مواقع سخت و دشوار می نماید. شعر و هنر، زیباترین قالب برای همه پیامها نوین و مایه گسترش و نفوذ این پیامها تا هر سوی خطه دلها و جانهای انسانی است.

شاهد قرآنی:
قرآن برای آن که حقیقت شرک و فرآیند آن را در سقوط آدمی در سخت ترین جایگاه ممکن نشان دهد، چنین آورده است: «و من یشرک بالله فکانما خر من السماء فتخطفه الطیر او تهوی به الریح فی مکان سحیق؛ هر کس به خداوند شرک ورزد، گویی از آسمان افتاده و پرنده ای او را در ربوده، یا او را به جایی دوردست در انداخته است» (حج/ 31).

شاهد شعری:
سعدی حکیم سخنور پارسی با استفاده از شعر و رسایی آن و با بهره گیری از صنعت تشبیه و تمثیل، پیام بلندی را در دو بیت زیر آورده است:
بنی آدم اعضای یکدیگرند *** چو در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار *** دگر عضوها را نماند قرار
این شعر سعدی برگرفته از روایت نبوی (ص) است: «مثل المومن فی توادهم و تراحمهم کمثل الجسد اذا اشتکی بعضه تداعی سائره بالحرو الحمی؛ این مثل در دوستی و مهربانی کردن به دیگران مثل بدن انسان است که اگر قسمتی از آن به درد بیاید قسمتهای دیگر به سراغش می روند» (بحارالانوار، ج 61 صفحه 150). در رسایی آن همین بس که زینت بخش سر در سازمان ملل متحد شده است. نکته اساسی دیگری که در رسا بودن اثر هنری نقش دارد، عدم رهیافت استدلال و برهان و پیچیدگیهای عقلانی ویژه آثار علمی در آن می باشد. بدین خاطر گفته اند که زبان علم و فلسفه، زبان ویژه برخی از مردم است، در حالی که در اثر هنری، فهم آن برای همگان میسر می باشد.

پذیرشمندی بیشتر هنر:
در بین روشهای پذیرفته شده برای رساندن پیام، آن که بیشتر از همه مورد توجه است، استفاده از روش غیرمستقیم است. در متون دینی هم بسیار به این روش توجه شده است؛ آن جا که امام حسن (ع) و امام حسین (ع) برای تتبین خطای پیرمرد، وضو می سازند و او را به قضاوت می خوانند پیداست که اگر روش غیرمستقیم با بهره گیری از اثر هنری همراه باشد، تاثیر آن دو چندان خواهد بود. امام صادق (ع) می فرماید: «کونوا دعاه الناس باعمالکم و لاتکونوا دعاه الناس بالسنتکم» (بحارالانوار، ج 5 صفحه 198). قرآن در تتبین مقاصد خود، به یادکرد قصص تفکرآمیز و عبرت آموز پرداخته است و می فرماید: «فاقصص القصص لعلهم یتفکرون؛ پس داستانها را حکایت کن! شاید که (در آنها) بیندیشند» (اعراف/ 174). «لقد کان فی قصصهم عبره لاولی الابصار؛ به حقیقت که در داستانهای آنها برای بینشمندان، پندآموزی است» (یوسف/ 111). بدیهی است که گزینش قرآن به عنوان معجزه پیامبر (ص) از سوی خداوند به منظور پذیرش پیام الهی از طریق هنر قرآن بوده است. چنان که تاریخی بخوبی گواهی داده است که بخش عظیمی از سهم پذیرش اسلام توسط مشرکان -خصوصا در اوائل بعثت- بر عهده هنر گفتاری قرآن بوده است. هم اکنون نیز، تهاجم فرهنگی که خطر آن کشورهای اسلامی و غیراسلامی را مورد تهدید جدی قرار داده عمدتا در مایه های هنری -فیلم، سینما و ویدئو و غیره- انجام می گیرد. تکیه بر پدیده های هنر در شبیخون فرهنگی بیشتر بدین خاطر است که پذیرش پیام، هر چندکه ضد اخلاق باشد، از راه هنر آسانتر انجام می پذیرد؛ زیرا تاثیر آن؛ غیرمستقیم است.

هنر، زبان جهانی:
از جمله موانع اساسی بر سر راه انتقال فرهنگها تفاوتهای زبانی است که ارتباط با دیگران، بجز از راه فراگیری زبان ممکن نمی باشد. از این رو، مقوله های هنری بیانی نیز، که بر گفتار تکیه دارند، از چنین محدودیتی برخور دارند؛ اما برخی از هنرها چنین نیستند و براحتی قابل انتشار می باشند. هنرهایی که با کلک توانا و انگشتان جادونمای آدمی به ظهور می رسند -نظیر نقاشی، مجسمه سازی، کاشیکاری، گرافیک، عکاسی و نیز برخی هنرهای نمایشی همانند سینما تئاتر و هنرهای آمیخته با صنعت- بدون کوچکترین محدودیتی قابل انتشار در میان تمام فرهنگها و ملتها می باشند. مسابقات جهانی، جوایز بین الملی، وجود سازمانهای تشویق کننده نسبت به آثار هنری، حکایت از بین الملی بودن زبان هنر دارند. به همین خاطر آگوست کنت با اعتقاد به این که هنر، زبان بین الملی است، اصرار دارد که تمام کودکان باید نقاشی و موسیقی را فرا گیرند.

ماندگاری هنر:
همه آنچه از آنها سخن گفته شد، از جمله عواملی هستند که هنر را ماندگار می سازند. بسیاری از صاحبان اندیشه، افکار بلند خود را بدین منظور در قالب یکی از مقوله های هنر ارائه کرده اند. یکی از دلایلی که پیامبر اسلام (ص) و نیز اهل بیت (ع) به شعر و شاعران درست اندیش، توجه تام داشته، در حوادث مهم از ایشان کمک می خواستند توجه به ویژگی ماندگاری شعر بوده است. در جریان حادثه غدیر، پیامبر (ص) از حسان بن ثابت خواست تا درباره آن، شعر بسراید که شعر وی امروز یکی از دلایل تاریخی غدیر خم در ولایت حضرت علی (ع) است. ترنم سیدالشهداء (ع) به اشعار مختلف در حادثه کربلا نیز، در همین راستا ارزیابی می شود که از جمله، اشعار زیر است که در روز عاشورا به هنگامه نبرد، زمزمه می داشتند:
القتل اولی من رکوب العار والعار خیر من دخول النار
ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیا سیوف خذینی
انا الحسین بن علی... امضی علی دین النبی.
در این شعرها بخوبی تتبین شده است که نهضت آن حضرت برای حفظ و بقای دین پیامبر (ص) بوده است، نه برای اهداف دنیوی و.... نکته دیگر این است که شاید ترس حکمرانان ستمگر از شاعران، همواره باعث می شده است که شعر آنان را پاس داشته، مال فراوان بر ایشان بذل نمایند. به عنوان مثال بهترین شاهدی که خسیس بودن سلطان محمود غزنوی را به تصویر کشیده، اشعاری است که در مذمت او سروده شده است:
نبودش ز فضل سخاوت شرف نگه داشتی در به سان صدف
خزاین بسی داشت پراز گهر ولی زان نشد مفلسی بهره ور

سرعت انتقال پیام به وسیله هنر:
آثار هنری معمولا بسیار سریعتر از هر اثر دیگری در میان مردم جای خود را باز می کنند. البته میزان سرعت و دامنه گسترش آن به میزان برتر آن اثر، بستگی تام دارد. فیلمی که یک فیلمساز غیرمشهور در منطقه گمنام و با امکاناتی اندک ساخته باشد. در صورتی که از ویژگیهای یک اثر برتر هنری برخوردار باشد. به سرعت مرزهای شهر و استان و حتی کشور را درنوردیده، در محافل جهانی سینمایی به نمایش در می آید. براستی کدام اثر علمی، فلسفی به این سرعت مورد توجه جهانیان قرار می گیرد؟ بی تردید، برگزیدن سلمان رشدی برای نگاشتن کتابی بر ضد اسلام از آن رو، بوده که طراحان صهیونیست بین المللی، قدرت وی را خلق یک اثر هنری ممتاز در قالب رمان دریافته بودند. حمایتهای مالی کلان انجام یافته پس از نگارش نیز، با باورداشت سرعت اثر رمان در میان ملل دنیا انجام گرفته است.


منابع :

  1. ناصر مكارم شيرازی- پيام قرآن- ج 3 صفحه 109-107 و 122

  2. محمدتقی جعفری- زيبايی و هنر از ديدگاه اسلام- صفحه 17

  3. سید علی خامنه ای- هنر از ديدگاه مقام معظم رهبری- صفحه 10

  4. علی نقی وزیری- زيباشناسی در هنر و طبيعت- صفحه 119

  5. حسين رزمجو- شعر كهن فارسی در ترازوی نقد اخلاق اسلامی- ج 2 صفحه 40

https://tahoor.com/fa/Article/PrintView/111325