اندرزها و مواعظ لقمان حکیم به فرزند خود

پسرم! از روزى که به دنیا آمده اى پشت به دنیا کرده، و روى به آخرت آورده اى، بنابراین در مقام طى مراحل دنیاى دیگرى، و بى تردید جایى که به سوى آن مى روى به تو نزدیک تر است از جایى که از آن دور مى گردى.
فرزندم! اگر در خردسالى آراسته به ادب شوى، در بزرگى از آن بهره مند گردى، آن کس که ارزش آداب حسنه را بداند، در تحصیل آن بکوشد، و کوشاى در تحصیل آن تحمل رنج کند، و آن کس که با رنج و زحمت این متاع گران را به دست آورد، سعى مى کند خود را به آن بیاراید، و چون آراسته شد سود دنیا و آخرت نصیبش گردد.
بنابراین به آداب پسندیده عادت کن، تا یادگار مردمان نیک گذشته باشى، و آیندگان را نیز نفع برسد، در این صورت دوستانت به تو امیدوار، و دشمنانت از تو بیمناک خواهند بود.
زنهار که در جستجوى آداب حسنه سستى مکن، و از توجه به غیر آن روى گردان، از دست رفتن دنیا چیزى نیست، ولى باختن آخرت سخت است، و آن کس که دانش را از غیر موضعش بگیرد آخرت را از دست خواهد داد.
ساعاتى از روز و شبت را براى تحصیل دانش قرار بده، زیرا هیچ چیز مانند ترک علم آدمى را ضایع نمى کند، زیرا در ترک دانش ترس از دست رفتن آن مقدار از علم تحصیل شده هم هست، علم را براى مجادله و غلبه بر افراد مخواه، با دانا ستیزه مکن، با صاحب قدرت آن طور نباش که راه تسلط بر تو پیدا کند، با ستمکار دوستى و همراهى منما، با فاسق برادر مباش ،با متهم رفت و آمد مکن، آنچه را مى دانى مانند طلایى که پنهان مى دارى از دسترس نااهل پنهان بدار.
پسرم! تمام همت خود را متوجه دنیا مکن، که مخلوقى نزد حق تعالى بى اعتبارتر از دنیا نیست، مگر نمى بینى خداوند نعمت دنیا را اجر نیکان نکرده، و بلاى دنیا را عذاب بدان.
فرزند! تیغى تیزتر از تیغ حلم نیست، چه بسیار دشمنانى که دارى بتوانى آنان را با اخلاق حسنه مغلوب خود گردانى.
پسرم! آن کس که باورش نسبت به روزى دادن حق ضعیف است باید چنئد مرحله را براى قوت دادن به ایمانش به یاد آورد:
آن گاه که نبود به او لباس هستى پوشاندند، سپس در رحم قرارش دادند به طورى که از آفات مصون باشد و او را روزى دادند، و آن گاه که متولد شد نیز به نحو کامل از روزى برخوردار بود تا رشد و تکامل یافت، و نیز پس از بریدن از شیر به وسیله کسب پدر و زحمت مادر روزى خورد ،این چنین آدم که در آن سه مرحله بدون اینکه داراى تدبیر باشد روزى کامل گرفت، چرا در مرحله آخر نباید به رزاقیت حق ایمان داشته باشد؟
فرزندم! براى پیروزى بر دشمن او تقوا و کسب فضیلت و جوان مردى، و کرامت نفس، و اخلاق نیکو، و پنهان داشتن راز، و تصفیه باطن، یارى جوى، در چنین حال در سایه عنایت و پوشش حق خواهى بود، و از شر دشمن در امان، بیدار باش که دشمن بر عیب آگاه نشود، یا لغزشت را نیابد، زیرا اگر غافل بمانى دشمن بر تو چیره گردد، آن گاه عذرت پذیرفته نشود.
در راه جستن نفع مشقت بسیار را اندک شمار، و اندک رنج را در طى و پیمودن راه ضرر بسیار دان.
پسرم! بهترین برنامه حکمت است و به دست آوردنش از هر چیز لازم تر و آن حکمت عبارت از دین خداست، و مثل دین همانند یک درخت است آب آن ایمان، ریشه اش نماز، ساقه اش زکات، شاخه هایش برادرى با مؤمنان، برگش اخلاق پسندیده، و میوه اش ترک معصیت و درختى کامل نیست مگر به میوه اش پس کمال انسان به ترک گناه است.
بدترین پریشانى ها پریشانى عقل، بزرگترین مصیبت ها مصیبت دین و هولناکترین آفت ها آفت ایمان، و پرسودترین توانگریها توانگرى دل بنابراین دل را به دانش و یقین و اخلاق حمیده توانگر گردان و به آنچه از روزى به تو مى رسد قانع باش، و به قسمت حق راضى.
آن کس که خیانت به مال مى کند، و از راه دزدى طلب روزى خداوند به همان اندازه از حلال محرومش مى کند، در این بین جز گناه، و بار حق الناس برایش نمى ماند ،در حالى که اگر به راه راست مى رفت به همان اندازه که از حرام بدست آورده به دست مى آورد و از عقوبت دنیا و آخرت نیز در امان مى ماند.
عمل را خالص کن، طاعتت را به پیروى از اهل حق زینت ده و دانش را به بردبارى بیاراى و آن را از حماقت و بى خردى دور دار، علم را به دوراندیشى محکم کن، و جاهل را به رسالت به جایى مفرست، اگر عاقل نیابى خود به بردن پیغام اقدام کن، از بدى دورى کن تا بدى هم از تو دور بماند.
امیرالمؤمنین (ع) فرمود «از لقمان پرسیدند: برترین مردم کیست؟ گفت: مؤمن غنى، گفتند: غنى از مال؟ گفت: نه، از علم که اگر مردم به او نیازمند شوند بهره برند و اگر به او رجوع نکنند خود از خود نفع گیرد. گفتند: بدترین مردم کیست؟ فرمود: کسى که پروا نداشته باشد او را گناهکار و بدکردار ببینند.»
فرزندم! هر گاه با دوستانت به سفر رفتى در برنامه خود و آنان از مشورت با ایشان روى مگردان، تبسم داشته باش و در خرج کردن کریم باش، در سه برنامه بر آنان پیشى گیر: خاموشى بسیار، نماز، سخاوت و جوانمردى.
چون بر مسئله حقى تو را گواه گیرند گواه باش، و در هنگامى که از تو مشورت کردند سعى کن نظر و رأیت به خیر آنان باشد، قبل از تأمل در رأى و فکر بسیار اظهار حکم مکن، زیرا خداوند رأى و عقل کسى که در رأى خالص و دقیق نباشد سلب مى کند.
در پیاده روى با دوستان همراهى کن، در کار با آنان شریک شو چون انفاق کنند و قرض دهند تو نیز آن کادر را انجام ده، سخن بزرگتر را بشنو، در خواسته هاى درستشان نه مگو، زیرا نه ،گفتن از عجز و زبونى است، چون راه را گم کنید و به شک افتید پیاده شوید و با یکدیگر مشورت کنید، در بیابان از شخص غریب احوال راه مپرسید و بر گفته اش اعتماد نکنید، زیرا ممکن است جاسوس دزدان باشد.
نماز را به خاطر کار تأخیر مینداز، از نماز اطمینان و امنیت طلب که نماز اصل دین است، نماز را با جماعت به جاى آر اگر چه بر سر نیزه باشى چون نزدیک منزل رسى از چهارپا فرود آى و پیاده حرکت کن، چون به منزل رسى قبل از رسیدگى به طعام خود چهارپا را متوجه شو، از براى فرودآمدن زمینى که از نظر خاک و گیاه بهتر است انتخاب کن، و پس از پیاده شدن دو رکعت نماز بگذار، براى قضاى حاجت از چشم بیننده دور شو، و به هنگام عزیمت باز دو رکعت نامز بگذار، و بر آن زمین و اهلش درود فرست که در هر بقعه اى جمعى از ملائکه هستند.
اگر بتوانى از طعام خوردن خود تصدق ده، در هنگام فراغت دعا کن اول شب راه مرو، ولى از نصف شب تا آخر را براى راه رفتن اختیار کن، در راه صدایت را بلند مکن.
با صد کس همنشین باش و با یک نفر دشمنى مکن، آنکه بکار تو آید اخلاق توست، پس اخلاق تو در حقیقت دین توست، در رد امانت بکوش تا دنیا و آخرتت سالم بماند، امین باش تا توانگر و بى نیاز گردى.
فرزندم! چرا مردم از عقوبت هاى اعمال بدشان که به آنان وعده داده اند نمى ترسند در حالى که روز به روز به پستى مى گرایند؟ و چرا خود را براى رسیدن به وعده هاى خدا آماده نمى کنند، در حالى که عمر آنان به زودى تمام مى شود؟
در مجالس دقت کن، اگر جمعى در آن به یاد حق گرد آمده اند به ایشان بپیوند، زیرا اگر دانایى به علمت افزوده گردد، و نیز از دانشت بهره مند شوى، و اگر ناداى از ایشان کسب دانایى کنى، آن وقت است که به هنگام نزول رحمت بر ایشان تو نیز سود وافر برى.
پسرم! اگر در مرگ شک دارى خواب از خود برطرف کن، درحالى که نتوانى، و اگر در زنده شدن پس از مرگ تردید دارى، بیدارى بعد از خواب را از خود دور کن، در حالى که ممکن نیست، چون در این دو حالت فکر کنى به این نتیجه مى رسى که جان در اختیار تو نیست، چنانچه اصل خواب و بیدارى در اراده تو نمى باشد، پس مرگ و زنده شدن همانند خواب و بیدار شدن است.
چنانچه میان گرگ و گوسپند دوستى نیست، میان نیکوکار و بدکار هم پیوند نیست، همنشینى با فاجر انسان را به بد آموزى عادت مى دهد مجادله با خلق سبب دشنام خوردن مى گردد، و شکرت در مجالس خلاف باعث اتهام به انسان است، همنشینى با بدان به انسان ضرر مى رساند، و آن کس که زبانش رها باشد به پشیمانى مى رسد.
امین باش که خدا خائن را دشمن دارد، ظاهرى نیک و باطنى بد نداشته باش، دنیاى خود را به آخرت بفروش که خیر دنیا و آخرت یابى، و آخرت به دنیا مفروش که زیان این دنیا و آن دنیا برى.
پسرم! دروغ مى گوید آن کس که عقیده دارد بدى را به بدى مى توان دفع کرد، به او باید گفت: دو جا آتش افروزد، ببیند مى توان آتش را به آتش خاموش کرد؟ آنچه شر را دفع مى کند نیکى است، چنانکه آب آتش را خاموش مى کند.
در دنیا چون گوسپند افتاده در علفزار مباش که مى خورد تا چاق شود براى قربانى شدن، بلکه دنیا را همانند پلى براى عبور به آخرت قرار ده.
از چهار چیز در دادگاه قیامت سؤال شوى:
از جوانى که آن را چگونه گذراندى؟
از عمر که در چه مصرف کردى؟
از مال که کجا آوردى و در کدام راه خرج کردى؟
خود را براى جواب مهیا کن، اگر حکیم و دانا تو را آزار برساند بهتر است که نادان بر بدنت روغن خوشبو بمالد. توبه را تأخیر مینداز که مرگ ناگهان می رسد، شماتت بر مرگ مکن که براى تو هم هست، مردم را از احسان خود محروم مکن، مبتلاى به بلا را مسخره منما، پرهیزکارى تجارتى است بى سرمایه که سودش عاید توست، با تصدق آتش گناه را خاموش کن، آنچه را نمى دانى یاد گیر، و هر چه را مى دانى یاد ده، سخن کم گوى، و همه جا خدا را به یاد داشته باش، زیرا خداوند تو را از عذاب ترسانده، و به تو بینایى داده است، از مردم پندگیر پیش از آنکه از تو پند گیرند، از بلاى کوچک عبرت گیر، قبل از اینکه بلاى بزرگ بر تو نازل شود، به هنگام خشم خویشتن دار باش، تا هیزم جهنم نگردى، فقر بهتر از اینکه مال دار شوى و یاغى گردى، مردم در گرو کرده هاى خویشند، پس واى بر آنان از دست و دلشان، تا شیطان زنده است از گناه ایمن مباش، دنیا را براى خود زندان گردان، تا آخرت بهشت تو باشد.
از معاشرت با شاهان بپرهیز که تو را مى کشند و فرمان اینان مبر، که کافر به حق گردى، براى یتیمان پدرى مهربان باش، و براى بیوه زنان شوهرى مشفق، به اینکه کسى بگوید مرا بیامرز مورد عفو نمى شود، آمرزش گناهکار در سایه پیروى او از حق است.
پسرم! ابتدا رعیت همسایه کن، آن گاه به خود برس، اول رفیق پیدا کن سپس به سفر اقدام نما، نیکى را به نیکى مکافات کن، و بدکار را واگذار که بدتر از آنچه او در حق خود کرده تو نمى توانى بر او روا دارى.
چه کس خدا را بندگى کرد که او را یارى نداد ،و چه کس خداوند راطلبید و او را نیافت، کدام انسان یاد خدا کرد و خدایش یاد نکرد ،کدام انسان بر حق تکیه کرد خدا او را به دیگرى واگذاشت، و کدام بنده به درگاهش زارى برد و او رحم نکرد؟
در برخورد ابتدا سلام کن، آن گاه به گفتگو برخیز، بسیار شیرین مباش که خورده شوى، و زیاد تلخ مباش که تو را دور افکنند.
فرزند! هفت هزار کلمه حکمت آموختم تو از آن چهار نامه حفظ کن کشتى خود محکم بساز که دریا بسیار عمیق است، و بارت سبک کن که گردن گاهى سخت در پیش است، توشه بسیار بردار که راه دور است، عمل خالص گردان که نقاد عمل بسیار بینا و دانا است.


منابع :

  1. محمدباقر مجلسی- بحارالانوار- جلد 13 صفحه 408 ـ 434

  2. حسین انصاریان- لقمان حکیم

https://tahoor.com/fa/Article/PrintView/116445