خودسازی و تزکیه از عوامل ورود به بهشت

در علم اخلاق ثابت است که انسان تا جان خویش را پاک نسازد و آینه دل را گردگیری و غبار روبی نکند به زیورهای اخلاق و ارزش ها دست نمی یازد. مایه ی همه ی ارزش ها و منبع اصلی و خاستگاه جوشنده جمیع آنها قرآن حکیم است که گرچه بسیاری از آیات آن ناظر به تهذیب روح است ولی بیش از 60 آیه در باره تزکیه نازل فرموده است؛ از جمله: «و من یأته مؤمنا قد عمل الصالحات فأولئک لهم الدرجات العلی* جنات عدن تجری من تحتها الأنهار خالدین فیها و ذلک جزاء من تزکی؛ هر که در حال ایمان نزد او برود، در حالی که کارهای شایسته انجام داده باشد، برای آنان درجات والا خواهد بود؛ بهشت های عدن که از زیر درختانش جویبارها روان است. و آنان جاودانه در آن ها می مانند و این است پاداش کسی که به پاکی گراید.» (طه/ 75ـ 76)
عمار ساباطی می گوید: از امام صادق (ع) درباره ی «أفمن اتبع رضوان الله؛ آنان که از خشنودی خدا پیروی می کنند.» (آل عمران/ 162) پرسیدم. فرمود: اینان ائمه و پیشوایان دین (ع) هستند. به خدا سوگند اینان موازین و معیارهای درجات مؤمنان هستند و به اندازه ی ولایت و معرفت مؤمنان درباره ی ما اعمال و کردارشان افزون می شود و خداوند درجات والای آنان را بالا می برد.
(و من یأته مؤمنا) در مقابل (من یأت ربه مجرما) و ایمان چیست؟ بعضى گفتند اقرار به لسان، بعضى گفتند تصدیق به جنان، بعضى گفتند عمل به ارکان بعضى اقرار به لسان و تصدیق به جنان که هر دو معتبر است. بعضى اقرار و عمل با هم، بعضى هر سه را معتبر دانستند: و تحقیق کلام این است که اصل ایمان و حقیقت آن تصدیق به جنان و قلب است و اقرار به لسان دلیل و مثبت ایمان است و عمل به ارکان نگهبان و حافظ ایمان است. مراد از (قد عمل الصالحات) این نیست که جمیع اعمال صالحه را به جا آورد زیرا ممکن نیست و نیز مراد این نیست که جمیع اعمال او صالحه باشد، زیرا مباحات بسیار است بلکه مراد این است که اعمال صالحه داشته باشد هر چه بیشتر بهتر. درجات بسیارى در بهشت و مقام قرب الهى داریم که از حد و حصر خارج است هر چه ایمان کاملتر باشد و اعمال صالحه بهتر باشد و تقوى زیادتر درجات عالی تر می شود تا برسد به درجه اعلى که خصیصه خاندان محمد (ص) و آل او است.
(سؤال) اگر ایمان دارد ولى عمل صالح ندارد چه دارد؟
(جواب) اولا این فرض محال است، زیرا ایمان بدون عمل صالح ممکن نیست.
و ثانیا بر فرض به واسطه ایمانش عاقبت نجات پیدا می کند به عفو و مغفرت الهى و به شفاعت شفعا لکن آن درجات عالیتر را ندارد.
(سؤال) اگر ایمان دارد ولى عمل صالح ندارد چه دارد؟
(جواب) اولا ممکن نیست، زیرا شرط صحت کلیه اعمال صالحه ایمان است. و ثانیا باعث تخفیف در عذاب او است، زیرا درکات جهنم هم بسیار است.
جنت به معنى بستان است که از کثرت اشجار سر به هم آورده که تمام صفحه زمین را سایه انداخته، عدن به معنى اقامه است و لذا جواهرات و فلزات را معادن می گویند: و در حدیث دارد (الناس معادن کمعادن الذهب و الفضة) و جنات عدن یکى از جنات ثمانیه است. (تجری من تحتها الأنهار) یعنى از پاى قصرها، چنانچه فرعون گفت: (هذه الأنهار تجری من تحتی) و انهار بهشت بسیار است: کوثر، سلسبیل، أنهار من عسل مصفى، و أنهار من لبن لم یتغیر طعمه، و أنهار من خمر لذة للشاربین، و أنهار من ماء غیر آسن، رزقنا الله و ایاکم بحمد و آله صلى الله علیهم.
(خالدین فیها) مسئله خلود از ضروریات دین و نصوص قرآنى و اخبار متواتره است. شخصى بود از فلاسفه منکر خلود بود و استدلال می کرد به این آیه شریفه در سوره ی هود آیه ی 109 و 110 در حق اهل نار و اهل جنت «خالدین فیها ما دامت السماوات و الأرض إلا ما شاء ربک؛ در آن ماندگارند تا زمانی که آسمانها و زمین برقرارند.» (هود/ 107) و مدعى بود که این آیه مقید مطلقات است که در سایر آیات است، لکن غافل از این بود که تصریحاتى در قرآن هست بر دوام خلود که قابل تقیید نیست به علاوه مثبتین تنافى ندارند تا احتیاج به تقیید داشته باشد. و ثالثا کلمه ما دامت السموات و الارض کنایه از دوام است.  (و ذلک جزاء من تزکى) تزکیه مراتبى و اقسامى دارد، تزکیه روح از عقاید فاسده و مذاهب باطله، تزکیه نفس از اخلاق رذیله و صفات خبیثه، تزکیه فعل از اعمال سیئه و معاصى الهیه، تزکیه بدن از احداث و اخباث، تزکیه لباس از انجاس و بالجمله تمام اعضاء و جوارح باید مزکى باشد.

تزکیه دو قسم است:
1- تزکیه قولى، که شخص تزکیه نماید خود را براى غیر، و آن مذموم است، چنانچه فرموده «فلا تزکوا أنفسکم؛ پس خودستایى نكنید.» (نجم/ 32) و نهى از آن تأدیب است به جهت قبح مدح انسانى نفس خود را عقلا و شرعا. و لذا فرموده اند «تزکیه المرء لنفسه لقبیحة» و از دانشمندى پرسیدند: چیست آن چیزى که نیکو نیست از انسان اگرچه حق باشد؟ جواب گفت: مدح کردن شخص، نفس خود را.
2- تزکیه فعلى، که ممدوح است عقلا و شرعا و عرفا، و آیه فوق اشاره باشد، یعنى تطهیر قلب از اخلاق ذمیمه که ناشى است از شره بطن و کلام و غضب و حسد و بخل و کبر و عجب و محبت دنیا و جاه، و پس از این تزکیه حاصل شود صفا و نورانیت قلبى و تابش نماید لمعان رحمت الهى، و نائل گردد به ثواب و نعم سبحانى. زهى سعادت انسانى که در مقام تزکیه برآید و اخلاق رذیله را به ملکات حمیده بزداید تا به موهبات سر افراز گردد.
کلمه ی "درجه" به طورى که راغب گفته به معناى منزلت است، لیکن در این ماده صعود نیز باید باشد، مانند درجات نردبان، و در مقابل آن "درکه" است که به معناى منزلت رو به پائین است، لذا گفته مى شود: درجات بهشت، و درکات جهنم، و کلمه ی "تزکى" به معناى رشد و نمو به نماى صالح است، و در انسان به این است که با اعتقاد حق و عمل صالح زندگى کند. این دو آیه آثار ایمان و عمل صالح را وصف مى کند، هم چنان که آیه قبلى آثار جرم را که دنبال کفر گناه بروز مى کند بیان مى کرد: «إنه من یأت ربه مجرما فإن له جهنم لا یموت فیها و لا یحیى؛ [زیرا] هر که گنهکار به پیشگاه پروردگارش درآید، بى تردید او را جهنم است که در آن نه بمیرد و نه زندگى یابد.» (طه/ 74) و هر سه آیه که یکى آثار جرائم و دو تاى دیگر آثار ایمان و عمل صالح را بیان مى کند، ناظر به وعده و وعید فرعون به مؤمنان است، چون او ایشان را وعید داده بود که اگر به موسى ایمان آورند دست و پایشان را قطع نموده به دارشان بیاویزد، و ادعا کرده بود که او از هر کس دیگر شدیدالعذاب تر است و عذابش باقى تر است مؤمنان در مقابلش گفتند: خدا براى مجرمان جهنمى دارد که در آن کسى نه مى میرد و نه زنده مى شود، چون در آن چیزى که مایه خوشى زندگى باشد نیست، و خیرى که امید آن برود ندارد، تا آدمى به انتظار رسیدن به آن، تلخى عذاب را تحمل کند.
اما وعده او به ایشان آن بود که قبلا داده و گفته بود: از مقربانتان مى کنم و اجرتان مى دهم. و قرآن چنین حکایت کرد: «قالوا إن لنا لأجرا إن کنا نحن الغالبین* قال نعم و إنکم لمن المقربین؛ جادوگران به حضور فرعون آمدند. گفتند: اگر ما غالب شدیم آیا حتما مزدى خواهیم داشت؟ گفت: آرى، البته شما از مقربان خواهید بود.» (شعراء/ 42- 43) ایشان هم در پاسخش گفتند: «من یأته مؤمنا قد عمل الصالحات فأولئک لهم الدرجات العلى؛ و کسانى که با ایمان به نزد پروردگارشان آیند در حالى که کارهاى شایسته کرده باشند آنان بالاترین درجات را خواهند داشت.» (طه/ 75) اشاره با کلمه (اولئک) به منظور تعظیم شان چنین کسانى بوده و منظورشان از درجات عالى و بلند مقابله با وعده اى است که فرعون داده بود، که شما را از مقربین قرار مى دهیم و در جمله "جنات عدن تجری من تحتها الأنهار خالدین فیها و ذلک جزاء من تزکى" با وعده اى که فرعون به اجر داده بود مقابله کردند و پاسخ دادند.


منابع :

  1. عبدالله جوادی آملی- تفسیر موضوعی- جلد 5 صفحه 277

  2. سید محمدحسین طباطبایی- ترجمه المیزان- جلد 14 صفحه 256

  3. حسین بن احمد الحسینی- تفسیر اثنا عشری- جلد 8 صفحه 302

  4. سید عبدالحسین طیب- أطیب البیان- جلد 9 صفحه 67

https://tahoor.com/fa/Article/PrintView/116539