عید غدیر در اسلام (تهنیت)

موضوع تهنیت، مبتنی بر صدور امر از مقام نبوت (ص) و دست دادن به بیعت نامبرده با ابراز مسرت و خوشحالی پیغمبر (ص) به این جریان به اظهار جمله: «الحمد لله الذی فضلنا علی جمیع العالمین» مضافا بر نزول آیه کریمه در این روز نمایان که در ضمن آن تصریح شده به اکمال دین و اتمام نعمت و خوشنودی پروردگار به آنچه در این روز وقوع یافته و بر همین مبنی، طارق بن شهاب کتابی، هنگامی که در مجلس عمر بن خطاب حضور داشت، گفت: «اگر این آیه درباره ما نازل شده بود ما این روز را عید می گرفتیم.» (این حدیث را پیشوایان پنجگانه: مسلم، مالک، بخاری، ترمذی و نسائی روایت نموده اند)، و این سخن او را احدی از حاضرین در آن مجلس انکار نکرد و حتی از عمر کیفیتی مشهود گشت که حالی از تصدیق سخن او بود و اعلام این امر بعد از نزول آیه تبلیغ که در آن امری شبیه به تهدید در صورت تأخیر تبلیغ این نص روشن برای احتراز از پیش آمدهای انقلاب و تظاهرات متعصبانه ملت وجود داشت.
تمام این امور که بدان اشاره شد این روز را تا حدی جلال و بزرگی و رفعت و بلندی بخشید که صاحب رسالت خاتمیه (ص) و بعد از او پیشوایان طریق هدایت ائمه (ع) و پیروان آنها را از اهل ایمان غرق در شادمانی ساخت و این است آنچه از عید گرفتن مقصود ما است و به همین معنی پیغمبر (ص) و سلم اشعار فرموده بنا به روایتی که فرات بن ابراهیم کوفی (در قرن سوم) از محمد بن ظهیر، از عبدالله بن فضل هاشمی از امام صادق (ع) از پدر و اجداد گرامیش از رسول خدا (ص) روایت نموده که نبی اکرم (ص) فرمود: «روز غدیر خم برترین عیدهای امت من است و این همان روزی است که خدای تعالی مرا امر فرمود که برادرم علی بن ابی طالب (ع) را به عنوان نشانه برای امت منصوب دارم تا به سبب انوار وجود او بعد از من راهنمائی شوند، و این همان روزی است که خداوند در آن دین را کامل فرمود و نعمت خود را بر امت من در آن تمام نمود و دین اسلام را برای آنها دین پسندیده اعلام فرمود.»
در حدیثی که حافظ خرگوشی آن را آورده، فرمایش پیغمبر (ص) مشعر بر این امر است که فرمود: «هنئونی، هنئونی؛ مرا تهنیت دهید، مرا تهنیت دهید.» و امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) نیز شعار پیغمبر بزرگوار (ص) را پیروی نموده و شخصا نیز این روز را عید گرفته و در سالی که عید غدیر در روز جمعه واقع شده بود خطبه ایراد فرمود و از جمله فرمایشات آن جناب در خطبه مزبور این جمله است که فرمود: «إن الله عز و جل جمع لکم معشر المؤمنین فی هذا الیوم عیدین عظیمین کبیرین و لا یقوم أحدهما إلا بصاحبه لیکمل عندکم جمیل صنعه و یقفکم علی طریق رشده، و یقفو بکم آثار المستضیئین بنور هدایته، و یسلککم منهاج قصده، و یوفر علیکم هنیی ء رفده فجعل الجمعة مجمعا ندب إلیه لتطهیر ما کان قبله و غسل ما اوقعته مکاسب السوء من مثله إلی مثله و ذکری للمؤمنین و تبیان خشیة المتقین، و وهب من ثواب الاعمال فیه اضعاف ما وهب لاهل طاعته فی الایام قبله، و جعله لا یتم إلا بالایتمار لما أمر به و الانتهاء عما نهی عنه، و البخوع بطاعته فیما حث علیه و ندب إلیه فلا یقبل توحیده إلا بالاعتراف لنبیه (ص) بنبوته، و لا یقبل دینا إلا بولایة من أمر بولایته، و لا تنتظم أسباب طاعته إلا بالتمسک بعصمته و عصم أهل ولایته فأنزل علی نبیه (ص) فی یوم الدوح ما بین به عن ارادته فی خلصائه و ذوی اجتبائه، و أمره بالبلاغ و ترک الحفل بأهل الزیغ و النفاق و ضمن له عصمته منهم.» تا آنجا که فرماید: «عودوا رحمکم الله بعد انقضاء مجمعکم بالتوسعة علی عیالکم و بالبر باخوانکم، و الشکر لله عز و جل علی ما منحکم، و اجمعوا، یجمع الله شملکم، و تباروا، یصل الله الفتکم و تهادوا نعمة الله کما منکم بالثواب فیه علی اضعاف الاعیاد قبله أو بعده إلا فی مثله، و البر فیه یثمر المال و یزید فی العمر، و التعاطف فیه یقتضی رحمة الله و عطفه و هیئوا لاخوانکم و عیالکم عن فضله بالجهد من وجودکم و بما تناله القدرة من استطاعتکم، و أظهروا البشر فیما بینکم و السرور فی ملاقاتکم.»
ترجمه: «همانا خدای عز و جل برای شما گروه اهل ایمان در این روز دو عید بزرگ و با عظمت را جمع فرموده (جمعه- غدیر) که هیچ یک از این دو بدون آن دیگری برقرار و استوار نخواهد بود، این موهبت را به شما فرمود تا کردار شایسته و عنایت خود را درباره شما کامل گرداند، و شما را بر طریق رشد و صلاح وا دارد و به دنبال آنان که از نور هدایت او بهره مندند قرار دهد، و در شاهراه مقصود حکیمانه خود به راه اندازد، و عطایای گوارای خود را بر شما بیافزاید، از این رو جمعه را مقرر فرمود برای اجتماع شما تا در اثر این اجتماع، خود را از پلیدی های پیش از آن پاک و پاکیزه نمائید و از آثار کثیف کسب های ناروا و ناپسند که در ظرف یک هفته فاصله بین دو جمعه دامان شما را آلوده نموده شستشو نمائید این روز برای اهل ایمان یک یاد آوری است، و نموداری از خشیت پرهیزگاران است، و در این روز چند برابر پاداش کارهای خودبی را که اهل طاعت در روزهای دیگر اتیان نموده اند به شما موهبت فرماید، و این روز را چنان قرار داده که حق آن داد نشود مگر به انجام اوامر او، و خودداری از آنچه نهی فرموده، و مجاهدت بسیار در انجام آنچه که بدان با تأکید دعوت نموده اینک اعتراف بیگانگی او پذیرفته نمی شود مگر با اعتراف به نبوت پیغمبر او (ص)، و دینی پذیرفته نمی شود مگر با پذیرش ولایت آنکه به ولایت اوامر فرموده، و موجبات اطاعت او فراهم نشود مگر با پیوستن به رشته او و آنانکه اهل ولایت اویند و به همین مناسبت در روز غدیر خم بر پیغمبر خود (ص) فرو فرستاد آنچه را که درباره مخلصین و برگزیدگان خود اراده فرموده بود و او را امر کرد به ابلاغ و اینکه به اهل شبهه و نفاق اعتنائی نکند و از همکاری های آنان بر ضد حق اندیشه ننماید و مصونیت آنجناب را از کید منافقین تضمین فرمود.»
تا آنجا که فرماید: «خداوند شما را مشمول رحمت خود فرماید. هنگام بازگشت از این مجلس بر اهل بیت و عیالات خود توسعه دهید و به برادران خود نیکی کنید و خدا عز و جل را سپاسگذاری نمائید که شما را به این موهبت موفق فرموده و خود را به اتفاق و اجتماع وادارید تا خداوند جدائی های شما را جمع فرماید، و به طور متقابل با یکدیگر نیکی کنید تا خدای الفت و مهربانیهای شما را با یکدیگر پیوسته و ثابت گرداند و نعمت های الهی را به یکدیگر هدیه نمائید به پاس اینکه ثواب و پاداش اعمال شما را در این روز چند برابر اعیاد دیگر قبل و بعد آن قرار داده، و این فضیلت را اختصاص به مثل امروز داده، و نیکی در این روز مال شما را پر بهره می کند و بر عمر شما می افزاید، و مهربانی های متقابل شما در این روز موجب رحمت و عطوفت خداوند به شما می شود و برای برادران و اهل خانه خود از آنچه خداوند به شما تفضل فرموده تا بتوانید مهیا سازید و تا آنجا که استطاعت دارید ببخشید و تا برای شما امکان دارد در این کار بکوشید و با یکدیگر با چهره های گشاده و شادمانی روبرو شوید.»
این روز (غدیر خم) را امامان عترت طاهره (ع) نیز معرفی فرمودند و آن را عید نامیدند و همه مسلمین را بدان امر کردند، و فضیلت این روز و پاداش نیکوکاران در این روز را نشر فرمودند. از جمله: در تفسیر فرات بن ابراهیم کوفی در سوره مائده از جعفر بن محمد ازدی، از محمد بن حسین صائغ، از حسن بن علی صیرفی، از محمد بزاز، از فرات بن أحنف از ابی عبدالله (ع) روایت نموده گوید: به آن حضرت عرض کردم: «فدای تو شوم، آیا برای مسلمین عیدی است که از عید فطر و اضحی و روز جمعه و روز عرفه افضل باشد؟» فرمود: «بلی. افضل و اعظم و اشرف در نزد خدا از حیث منزلت، آن روزی است که خدای متعال در آن روز دین خود را کامل نمود و این آیه را بر پیغمبر خود فرو فرستاد: «الیوم أکملت لکم دینکم، و أتممت علیکم نعمتی، و رضیت لکم الإسلام دینا؛ امروز [با نصب علی بن ابی طالب به ولایت، امامت، حکومت و فرمانروایی بر امت] دینتان را برای شما کامل، و نعمتم را بر شما تمام کردم، و اسلام را برایتان به عنوان دین پسندیدم.» (مائده/ 3)» عرض کردم: «آن چه روزی است؟» فرمود «همانا پیغمبران بنی اسرائیل هر وقت می خواستند رشته وصیت و امامت را برای بعد از خود منعقد نمایند، پس از انجام آن، آن روز را روز عید قرار می دادند، و این روز، روزی است که رسول خدا (ص) علی (ع) را منصوب فرمود و در آن نازل شد آنچه که نازل شد و دین در آن روز کامل گردید، و نعمت در آن روز بر مؤمنین تمام گشت.» عرض کردم: «این روز در ایام سال چه روزی است؟» فرمود: «ایام مقدم و مؤخر می شود گاه به روز شنبه اصابت می کند و گاه به روز یکشنبه... تا آخر ایام هفته.» عرض کردم: «در این روز چه عملی برای ما سزاوار است که به جا آوریم؟» فرمود: «این روز روز عبادت و نماز و شکر و ستایش پروردگار است و روز ابراز مسرت و خوشحالی شما است در قبال نعمت ولایت ما که خداوند در این روز بر شما آن موهبت را بخشیده و همانا من دوست دارم که شما در این روز روزه بدارید.»
در کافی تألیف ثقة الاسلام کلینی جلد 1 ص 203 از علی بن ابراهیم، از پدرش، از قاسم بن یحیی از جدش حسن بن راشد از ابی عبدالله (ع) روایت نموده که گوید: به آن حضرت عرض کردم: «فدایت شوم، آیا جز دو عید (فطر و اضحی) برای مسلمین عیدی هست؟» فرمود «بلی. ای حسن، اعظم و اشرف از آن دو عید.» گفتم: «چه روزیست؟» فرمود: «روزی که امیرالمؤمنین (ع) در آن روز برای مردم به پیشوائی منصوب گشت.» گفتم: «فدایت شوم، برای ما چه عملی سزاوار است که در آن روز انجام دهیم؟» فرمود: «سزاوار است یا حسن که در آن روز روزه بداری، و درود بر محمد و آل او (ص) بسیار بفرستی، و در پیشگاه الهی بیزاری بجوئی از آنها که ستم نمودند بر آنها، زیرا همانا پیغمبران (ع) امر می فرمودند اوصیاء خود را تا روزی را که وصی آنها در آن روز به وصایت منصوب شده عید بگیرند.»
راوی گوید: «عرض کردم کسی که در این روز روزه بدارد پاداش او چگونه است؟» فرمود: «معادل پاداش شصت ماه روزه داشتن.» و نیز در جلد 1 کافی ص 204 از سهل بن زیاد، از عبدالرحمن بن سالم از پدرش روایت کرده که گفت: «از حضرت ابی عبدالله (ع) سئوال نمودم: آیا برای مسلمین جز جمعه و اضحی و فطر عیدی هست؟» فرمود: «آری، عیدی که حرمتش از عیدهای نامبرده زیادتر و بزرگتر است.» عرض کردم: «فدایت شوم آن چه عیدی است؟» فرمود «روزی که رسول خدا (ص) در آن روز امیرالمؤمنین (ع) را منصوب داشت و فرمود: "من کنت مولاه، فعلی مولاه".» عرض کردم «آن چه روزی بوده؟» فرمود: «تو را چه کار با اینکه چه روزی بوده؟ چه آنکه سال می گردد، ولی آن روز هجدهم ماه ذی حجه است.» عرض کردم: «ما، در این روز چه عملی سزاوار است انجام دهیم؟» فرمود: «در آن روز به وسیله روزه داشتن و عبادت به یاد خدا باشید و محمد (ص) و آل او را یاد کنید، زیرا رسول خدا (ص) به امیرالمؤمنین (ع) امر فرمود که آن روز را عید بگیرند، و سایر پیغمبران نیز چنین می کردند، و به اوصیاء خود امر می کردند که روز اعلام وصایت را عید بگیرند.»
به اسنادش از حسین بن حسن حسینی، از محمد بن موسی همدانی، از علی بن حسان واسطی، از علی بن حسین عبدی روایت نموده که گفت: «شنیدم حضرت ابی عبدالله (ع) می فرمود: روزه روز غدیر خم در هر سال در نزد خداوند معادل است با یکصد حج و یکصد عمره نیکوی پذیرفته شده و این روز بزرگترین عید الهی است.» و در (الخصال) استاد ما- شیخ صدوق- به اسنادش از مفضل بن عمر روایت کرده که گفت: به حضرت ابی عبدالله (ع) عرض کردم: «برای مسلمین چند عید وجود دارد؟» فرمود: «چهار عید» عرض کردم «عیدین (فطر- اضحی) و جمعه را می دانم و می شناسم.» فرمود: «بزرگتر و شریفتر از آنها روز هجدهم ذی الحجه است، و آن روزی است که رسول خدا (ص) امیرالمؤمنین (ع) را به پاداشت و او را برای مردم (بامامت و ولایت) منصوب فرمود.» عرض کردم: «برای ما در این روز چه تکالیفی هست؟» فرمود: «واجب است بر شما روزه داشتن این روز به عنوان شکر و ستایش خداوند با اینکه ذات اقدس او درخور اینست که در هر ساعت شکر و ستایش او انجام گیرد، و همچنین سایر پیغمبران به اوصیاء خود امر کردند که روزیرا که وصی آنها منصوب شده عید بگیرند...»
در (المصباح) شیخ الطایفه طوسی صفحه 513 از داود رقی، از ابی هارون عمار بن حریز عبدی روایت نموده که گفت: در روز هجدهم ذی الحجه به حضور ابی عبدالله شرفیاب شدم، آن جناب روزه دار بود، و به من فرمود: «این، روز بزرگی است، خداوند حرمت این روز را بر اهل ایمان بزرگ داشته، دین آنها را در این روز کامل فرموده و نعمت خود را بر آنها تمام کرده و عهد و پیمانی را که با اهل ایمان داشته تجدید فرموده.» حضور آن جناب عرض شد: «ثواب روزه داشتن این روز چیست؟» فرمود: «این روز، روز عید و روز خوشحالی و مسرت است و روزی است که به عنوان شکر و سپاسگذاری خداوند باید روزه داشت و همانا روزه داشتن این روز از حیث فضیلت و پاداش معادل شصت ماه روزه داشتن ماههای حرام (یعنی محترم) می باشد.»
عبدالله بن جعفر حمیری از هارون بن مسلم از ابی الحسن لیثی از ابی عبدالله (ع) روایت نموده که آن جناب به دوستان و شیعیان خود که در محضر او بودند فرمود: «آیا می شناسید روزی را که خداوند به سبب آن روز اسلام را بلند مرتبه ساخت و مناره های دین را در آن آشکار فرمود، و آن روز را برای ما و برای دوستان و شیعیان ما عید قرار داده؟» گفتند: «خدا و رسولش و فرزند رسولش داناترند، آیا روز فطر است سرور ما؟» فرمود: «نه» عرض کردند: «آیا روز اضحی است؟» فرمود: «نه. و در عین حال این دو روزی که نام بردید روزهای بزرگ و با شرافتی است. ولی روز تعیین مناره های دین از آن دو روز بزرگتر و شریفتر است، و آن روز هجدهم ذی الحجه است که رسول خدا (ص) در بازگشت از حجة الوداع هنگامی که به غدیر خم رسید...» تا آخر حدیث.
در حدیث حمیری است: بعد از نماز شکرانه روز غدیر در سجده می گوئی: «اللهم انا نفرج وجوهنا فی یوم عیدنا الذی شرفتنا فیه بولایة مولانا أمیرالمؤمنین علی بن أبی طالب (ع)». فیاض بن محمد بن عمر طوسی در سال 259 در سن نود سالگی گفت که: حضرت ابی الحسن علی بن موسی الرضا (ع) را در روز غدیر ملاقات نمود در حالی که گروهی از خواص در محضر مبارکش بودند و آنها را برای افطار نزد خود نگاهداشته بود و در عین حال غذا و هدایا و لباس و حتی انگشتری و کفش برای خانه های آنها فرستاده بود و وضع زندگی آنها را (از حیث معیشت) تغییر داده بود و همچنین وابستگان و نزدیکان خود را از هر جهت به وضع و صورت نوینی در آورده بود به طوری که در کلیه شئون زندگی و آلات و ادوات معمولی وضع جدید و نوینی به خود گرفته بودند که با روزهای قبل فرق داشت و آن حضرت فضیلت و سبقت این روز را برای آنها بیان می فرمود. در مختصر بصائر الدرجات، به اسناد از محمد بن علاء همدانی واسطی و یحیی بن جریح بغدادی روایت نموده که آن دو، در ضمن حدیثی گویند: «ما با هم قصد ملاقات احمد بن اسحاق قمی نماینده حضرت ابی محمد عسکری را (در سال 260 وفات یافته) در شهر قم نمودیم و درب خانه او را کوبیدیم، دخترکی عراقی در را گشود و از او درباره احمد بن اسحاق و قصد ملاقات او سئوال نمودیم، دخترک عراقی گفت: آن جناب به مراسم عیدش مشغول است، زیرا امروز عید است، ما پس از این جریان با خود گفتیم: سبحان الله عیدهای شیعه چهار است: اضحی- فطر- غدیر- جمعه.»
 


منابع :

  1. علامه امینی- ترجمه الغدیر- جلد 2 صفحه 196 به نقل از؛

  2. ابن الدبيغ الشيباني- تیسیر الوصول- جلد 1 صفحه 122

  3. طحاوى- مشکل الاثار- جلد 3 صفحه 196

  4. محمد جریر طبری- تفسیر طبرى- جلد 6 صفحه 46

  5. ابن کثیر- تفسیر- جلد 2 صفحه 13

  6. شیخ طوسی- مصباح المتهجد- صفحه 513 - 524

https://tahoor.com/fa/Article/PrintView/118184