عبدالله بن جندب بجلی کوفی

از اصحاب امام هفتم و هشتم (ع) و از محدثین مشهور و موثق شیعه.
نیز نماینده و وکیل این دو امام بزرگوار (ع) و مورد تکریم و احترام ایشان بود.
مورخین او را از اصحاب امام ششم حضرت جعفر الصادق (ع) هم می دانند.
پدرش: جندب از افراد معتبر و مورد وثوق شهر کوفه که از امام صادق (ع) روایت می کرد. عبدالله اهل کوفه بسیار عابد، زاهد و متقی و در عبادت و طاعت خدا کوشا و متهجد بود. نزد محدثان و بزرگان جلیل القدر و مورد اطمینان و اعتماد و علما و فقها اخبار و روایاتش را قبول داشته، نامش در کتب رجال و حدیث به بزرگی یاد شده و مورد تمجید و تعریف قرار گرفته و همگان او را ستوده اند. روایات او در مسند الرضا موجود است.
شیخ طوسی و نجاشی او را ثقه و از اصحاب ائمه (ع) معرفی کرده ولی در فهرست خود نامی از او نیاورده اند. زیرا کتب آنها فقط بر ذکر کسانی اکتفا کرده اند که دارای کتاب و یا اصل روائی باشند، ضمنا او از دوستان صفوان بن یحیی از یاران خاص امام کاظم و امام رضا (ع) بوه و در کار و تجارت شریک بودند.
علامه حلی روایاتی را از شیخ کشی نقل می کند که مامقانی همه آنها را تایید کرده و صحیح می داند. برخی از آنها از این قرارند:
1- داستانی مربوط به وی در بیشتر کتب تاریخی نقل شده که چنین می باشد. یونس بن عبدالرحمن یکی دیگر از اصحاب این دو امام (ع) گوید: «او را در عرفات دیدم که به طرف مشعر می رفت حالش بهتر از همه بود دستهایش را به آسمان بلند و مشغول دعا و دائما اشک از چشمانش جاری و به زمین می ریخت.
به او گفتم: "خداوند به عبادت تو امروز توجه فرمود امروز هیچکس بهتر از تو در این سرزمین نیست."
جواب داد: "به خدا سوگند من هرگز در این موقف برای خود دعا نکردم فقط برای برادران مؤمنم دعا کردم زیرا از موسی بن جعفر (ع) شنیده ام که می فرمود: هر کس در غیاب برادر مؤمنش برای او دعا کند از آسمانها به او ندا می شود که برای هر دعائی که برای دیگری کردی صد هزار برابر پاداش است. من دوست ندارم که این همه پاداش را رها کرده و در برابر یک دعا برای خود کنم که نمی دانم آیا آن هم مستجاب است یا خیر."»
2- شیخ کشی گوید روزی او به امام هفتم و یا هشتم (ع) عرض کرد: «آیا از من راضی هستید؟»
امام (ع) فرمودند: «آری به خدا سوگند خداوند و رسولش هم از تو راضی هستند.»
روزی هم به آن حضرت نامه ای فرستاد که در آن نوشته بود: «من دیگر پیرو ناتوان شده ام دوست دارم کلامی به من تعلیم فرمائید که مرا به خدا نزدیک کرده و فهم و علمم را زیاد کند.»
حضرت در جوابش نوشتند زیاد بگو: «بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.»

سخنی هم از امام هشتم حضرت رضا (ع) درباره او
3- وقتی به آن حضرت گفته شد که «مولی شما (آزاد شده یا دوست) و متمسک بر اطاعت از شما (عبدالله بن جندب) بر هفتاد مسلک خدا را عبادت می کند و در مسلک حق شک و شبهه دارد.»
امام رضا (ع) فرمودند: «به خدا سوگند او (عبدالله بن جندب) سزاوارترین مردم است بر اینکه خدا را بر مسلک حق عبادت کند. آن گوینده را چه کار به عبدالله بن جندب؟ همانا به راستی او از مخبتین است که خداوند درباره آنها بشارت داده است و بشر المخبتین.»
4- روزی هم امام رضا (ع) در حالی که عبدالله از حضور آن حضرت خارج شده بود و می رفت نگاهی به او افکند و فرمود: «آیا این مرد را نظیری هست؟»
این مرد جلیل القدر در زمان حضرت علی بن موسی الرضا (ع) از دنیا رفت و علی بن مهزیار جانشین او در امر وکالت آن حضرت شد.
وی هیچ کتاب یا اصلی روایی از خود به جا نگذاشته است.

 


منابع :

  1. شیخ عزیز الله عطاردی- مسندالرضا علیه السلام

  2. دائره المعارف تشیع به نقل از: علامه حلی تحریر طاوسی

  3. سید محمد تقی مدرسی- زندگانی امام هفتم علیه السلام

https://tahoor.com/fa/Article/PrintView/119380