حق خود و حق غیر مسلمان در صحیفه سجادیه

امام سجاد (ع) در بخشی دیگر از آن رساله از حق خویشتن بر خود سخن می گوید. در تفکر اسلامی، انسان مالک خود نیست که هر گونه بخواهد در آن تصرف کند. این دعا را همه پیامبران می خواندند: «... لایملک لنفسه نفعا و لاضرا و لا موتا و لا خیاتا و لا نشورا،...؛ آن که برای خویشتن نه صاحب سود است و نه زیان و نه مرگ و نه زندگانی و نه رستاخیز.»
شاید پرسیده شود که پس چگونه حضرت موسی (ع) به خداوند عرض کرد: «لا ملک الا نفسی واحی؛ من تنها مالک خود و برادرم هستم.»
البته محتمل است که معنای آیه چنین باشد: «من تنها مالک خود هستم و برادرم نیز تنها مالک خودش است». در پاسخ آن پرسش باید گفت که در اینجا سخن از ملکیت تشریعی است، نه تکوینی. موسی (ع) با خدا درد دل می کند که من اختیار خودم و برادرم را دارم یا آنکه من و برادرم هر کدام، تنها صاحب اختیار خودیم و نمی توانیم با اجبار دیگران را به سوی تو آوریم. اما آنچه در دعای همه پیامبران آمده، از ملکیت تکوینی سخن می گوید؛ یعنی انسان حتی نسبت به خویش هم مالک تکوینی نیست، لذا حق هرگونه تصرف را ندارد و باید حقوق خود را ادا کند.
«و اما حق اهل الذمه فالحکم فیهم ان تقبل منهم ما قبل الله و تفی بما جعل الله لهم من ذمته و عهده و تکلهم الیه فیما طلبوا من انفسهم و اجبروا علیه و تحکم فیهم بما حکم الله به علی نفسک فیما جری بینک (و بینهم) من معامله و لیکن بینک و بین ظلمهم من رعایه ذمه الله و الوفاء بعهده و عهد رسول الله- صلی الله علیه و آله- حائل فانه بلغنا انه قال: «من ظلم معاهدا کنت خصمه؛ حقوق اهل ذمه (غیر مسلمانانی که با تو در یک سرزمین اند و در پناه مسلمانان زندگی می کنند) آن است که همان چیزهایی را که خدا از آنان پذیرفته است تو نیز همان ها را بپذیری؛ و به آنچه خداوند از رهگذر پیمان و عهد خویش برای انان مقرر ساخته است وفا کنی؛ و آنها را به همان عهدی که خود خواسته اند یا بدان گردن نهاده اند واگذاری؛ و در میانشان بر پایه آنچه خداوند بر نفس تو برای رفتار میان تو و آنان حکم فرموده، حکم کنی. و باید به آنان ستم روا مداری و ذمه خداوند و عهد او و پیامبرش را رعایت کنی؛ زیرا به ما خبر رسیده است که پیامبر (ص) فرمود: «هر کس به غیر مسلمانی که با مسلمانان پیمان بسته ستم را دارد، من، خود، دشمن اویم.»
عدالت و رفتار اسلام با اهل ادیان دیگر، در این بخش از تعالیم حقوقی امام سجاد (ع) جریان دارد. به بین روشن آن حضرت، کسی که به یک کافر پیمان بسته ستم کند، با پیامبر (ص) دشمنی کرده است. این گونه تعالیم به روشنی بیانگر این امرند که اسلام دینی فراگیر و جهان شمول است که در دوران اقتدار خویش، با اهل مکاتب دیگر رفتاری شایسته و عادلانه دارد و هرگز نیازمد راه جستن از موازین و تعالیم حقوقی بیگانگان در این باب نیست.


منابع :

  1. عبد الله جوادی آملی- فلسفه حقوق بشر- صفحه 228-230

http://tahoor.com/fa/Article/PrintView/210631