ارزیابی روایات مکتب خلفا و اهل بیت علیهم السلام، درباره عرش و کرسی خداوند

معنای عرش و کرسی در مکتب خلفا
واژه «عرش» خدا در قرآن کریم بیست مورد و واژه «کرسی» تنها یک بار آمده است. مانند: «الــرحمن علی العرش استوی؛ خدای رحمان بر عرش مستولی شد.» و «وسع کرسه السموات و الأرض؛ کرسی او آسمان ها و زمین را در برگرفته است.» (بقره/ 255) برخی از دانشمندان مکتب خلفا مانند ابن خزیمه و دیگران «عرش» و «کرسی» را اجسامی مادی پنداشته اند که خداوند متعال -معاذالله- بر روی آنها می نشیند، و بر این اعتقاد خود به هفت آیه از قرآن کریم که واژه «عرش» و «استوی» در آنها آمده، استدلال کرده اند. چنان که پنداشته معنای آیه: «وسع کرسه السموات و الأرض» (بقره/ 255) آن است که: کرسی و تخت خداوند به گونه ای بزرگ است که آسمان ها و زمین در آن جای می گیرد. علت چنین برداشتی از این گونه آیات در مکتب خلفا به موارد زیر بر می گردد:
1- وجود روایتی از پیامبر (ص) مبنی بر اینکه: عرش خدا پیش از خلق موجودات بر روی آب بود.
2- روایت منسوب به پیامبر (ص) که می گوید: زمین در زیر آسمان اول و آسمان اول زیر آسمان دوم تا به هفت آسمان می رسد و بالای آسمان هفتم دریایی است که روی آن هفت قوچ کوهی قرار گرفته اند و روی این قوچ ها «عرش» خداوندی است و خدا بر روی عرش قرار گرفته است.
3- روایت منسوب به پیامبر (ص) که می گوید: عرش خداوندی بالای آسمان هاست، و خداوند بالای آسمان ها و عرش قرار گرفته و آن ها از شدت سنگینی خداوند بر روی خود می نالند و به صدا درمی آیند.
4- روایت کرده اند که خداوند بر روی «کرسی» قرار گرفته و اندام او از هر سو چهار انگشت بزرگتر از «کرسی» است و..
اکنون باید از راوی این روایات پرسید:
1- آیا خداوندی که در این روایت توصیف شده -نعوذ بالله - واجد جهات چهار گانه -چهارگوش- است، یا آن که «عرش» چهارگوش است؟
2- آیا این که در روایت گفته شده: خداوند از هر سو چهار انگشت بزرگتر از «کرسی» است؛ این با انگشتان آدمی است یا انگشتان بزرگتر؟ به راستی که خداوند برتر است از پندار جاهلان.
3- در همه روایات مکتب خلفا آمده است که «عرش» موجود بالاتر از آسمان هفتم و آسمان هفتم بالاتر از زمین و بالاتر از همه اینها «عرش» است و بالای عرش جایگاه خداوند است -نعوذ بالله- همه این روایات با علم هیأت و کیهان شناسی قدیم دمساز است. علم هیأتی که عالم وجود را دارای طبقات هفت گانه یا هشت گانه می پنداشت، زمین را طبقه زیرین و آسمان ها را بر بالای آن قرار می داد.
البته عقیده به وجود آسمان های هفت گانه عقیده ای توحیدی است ولی دانشمندان هیأت قدیم از این دیدگاه تصویری مادی و متناسب با ذهن و پندار خویش ارائه داده اند.
اما با آنچه که در علم کیهان شناسی امروز به اثبات رسیده و همه سیارات منظومه شمسی را که به دور خورشید می گردند تنها منظومه ای از میلیونها منظومه کهکشانی می داند که آن هم تنها یکی از کهکشان های عالم هستی است، آیا راهی برای تفسیر این گونه احادیث وجود دارد؟ این معنای «عرش» و «کرسی» در آیات و روایات از دیدگاه مکتب خلفا بود.

معنای عرش و کرسی در مکتب اهل البیت علیهم السلام
روایاتی که در پیش آوردیم برخی از عالمان مکتب خلفا را به آن جا کشانید که «عرش» و «کرسی» خداوند را که در قرآن آمده دو جسم مادی پندارند، ولی امامان اهل البیت علیهم السلام این دیدگاه را تأیید نکرده و فرموده اند: معنای آیه «و کان عرشه علی الماء» این است که: «خداوند آب را پیش از آسمان و زمین آفریده و پیش از همه آنها به فرمان خداوند بوده است.» (هود/ 7) و کرسی خدا، علم خداست. بنابراین: «وسع کرسه السموات و الأرض» یعنی: «علم خدا آسمان و زمین را در برگرفته است.» (بقره/ 255)
اما معنای «عرش» و «استوی» و «کرسی» در لغت چنان است که می آید:
1- عرش: عرش در اصل جای سقف دار است که جمع آن را عروش گویند. چنان که فرموده: «و هی خاویه علی عرشها؛ و سقفهای آن فرو ریخته بود.» (بقره/ 259) و نیز «عرشت الکــرم و عـــرشته؛ روی باغ و درخت انگور داربست سقف مانند زدم.» تخت پادشاه و محل جلوس او را نیز، به اعتبار مقام و جایگاهش «عرش» سلطنت گفته اند که کنایه از عزت و چیرگی و کشورداری است.
2- إستوی: در قرآن کریم شش بار جمله «إستوی علی العرش» و یک بار نیز جمله «الـــرحمن علی العرش استوی» آمده است.
راغب اصفهانی در «مفردات قرآن» گوید: «استوی» هرگاه با لفظ «علی» متعدی شود معنای «استیلا» و چیرگی دهد مانند: «الـــرحمن علی العرش استوی؛ خدای رحمان بر عرش چیره و مستولی شد.» و نیز گفته شده: معنای «استوی» یعنی «إستوی له ما فی السموات و الأرض» یعنی آنچه در آسمان و زمین است بر خواسته و مراد خداوند متعال تنظیم و پرداخت شده است. چنان که فرموده: «ثم استوی علی السماء فسویهن سبع سموات؛ سپس به آسمانها پرداخت و آنها را هفت آسمان تنظیم فرمود.» (بقره/ 29)
«استوی» به معنای چیرگی و استیلا در اشعار عرب نیز آمده است. چنان که این شاعر در مدح «بشر بن مروان» فرماندار عراق گوید:
قد استوی بشــر علی العراق *** من غیر سیف او دم مهراق
«بشر بدون شمشیر و خونریزی بر عراق چیره و مسلط گردید.»
3- «کرسی»: اصل «کرسی» به معنای «علم» است، و بدین خاطر به جزوه و نوشته علمی، «کــراسه» و به عالمان «کراسی» گفته اند و چنان که شاعر گوید:
یحف بهم بیض الوجوه و عصبه *** کراسی بالاحداث حین تنوب
«پیرامون ایشان را گروهی سفیدروی عالم به حوادث احاطه کرده اند.»
شاهد مثال در «کراسی بالأحداث» یعنی عالمان به حوادث امور و رویدادهاست. و نیز، در زبان عرب اصل هر چیز را «کرس» نامند. چنان که گفته شده: «فلان کریم الکرس» یعنی «کریم الأصل» است.
پس، اینکه در آیه کریمه فرموده: «وسع کرسه السموات و الأرض» یعنی: «وسع علمه السموات و الأرض؛ علم او آسمان ها و زمین را در برگرفته است.» و این معنی در آیات پرشمار دیگری آمده است. چنان که در سوره انعام از زبان ابراهیم (ع) می فرماید: «وسع ربی کل شیء علما؛ علم پروردگارم به هر چیزی احاطه یافته است.» (انعام/ 80) و از زبان شعیب می فرماید: «وسع ر بنا کل شیء علما؛ علم پروردگار ما همه چیز را دربر گرفته است.» (اعراف/ 89) و از زبان فرشتگان حامل عرش می فرماید: «ربنا وسعت کل شیء رحمه و علما؛ پروردگار ما! تو با رحمت و علم خود همه چیز را در برگرفته ای.» (غافر/ 7) از زبان موسی به قوم خود می فرماید: «إنما إلهکم الله الذی لا إله إلا هو وسع کل شیء علما؛ خداوند شما تنها «الله» است که هیچ خدایی جز او نیست و علم او همه چیز را در برگرفته است.»
این مصطلحات و تفسیر آنها، یکی از معرکه های فکری موجود در نزد پیروان دو مکتب بوده است. نکته آنکه «أله» تصویر شده در مکتب خلفا گاهی در مکان خاص قرار گرفته و از «عرش» آسمانها به زمین و از بهشت به جهنم نقل مکان کرده و پای خود را بر جهنم می نهد تا سیر و پر گردد!


منابع :

  1. سیدمرتضی عسگری- بر گستره کتاب و سنت- صفحه 371-375

https://tahoor.com/fa/Article/PrintView/211447