بررسی تعلیم و تربیت دو درجه ای

یک سلسله قوانین کلی در تعلیم و تربیت، پیرو یک سلسله خواص کلی انسان که در انسان ها وجود و ضرورت دارد و آن قوانین کلی باید در منتج ساختن تعلیم و تربیت اجرا شود، نظیر شعاع آفتاب و آبیاری و آماده ساختن زمین، برای اغلب نهال ها و گل ها.
این مرحله، همان درجه اول از تعلیم و تربیت است که در جوامع مرسوم است و مربیان کوشش ها و فعالیت های لازم را درباره آن انجام می دهند. اما این مطلب روشن که هنگامی که ما با انسان ها سر و کار داریم، در مقابل هزار اصله درخت چنار یا هزار گل لادن قرار نگرفته ایم که از همه جهت ها و با نظر به اقتضاء و شرایط و موانع وجودی، سه یا چهار قانون بتواند آرمان ما را در تربیت آن حاصل بدارد، زیرا درست است که همه انسان ها در اعضاء و شکل ها و نمودهای مادی تقریبا مشترک هستند، اما خود طبیعی و من ایده آل آن ها که همواره آن ها را تحریک نموده، موجودیت شان را می سازد، چنان متفاوت است که حقیقتا نمی توانیم دو فرد انسانی را پیدا کنیم که در زیربنای موجودیت شان، خود طبیعی و من ایده آل شان متحد باشد.
بنابراین، ما به تحقیق و کاوش در وسایل و راه های تعلیم و تربیت درجه دوم هم نیازمند هستیم. این، درجه دوم از تعلیم و تربیت است و درجه اول را نیز بارور خواهد ساخت.
تعلیم و تربیت های دسته جمعی مانند اجتماع زنبور عسل، جامعه انسانی را به صورت یک سربازخانه در می آورد و همه افراد آن ها باید از اصول و قوانینی معین و محدود تبعیت نمایند.
اعتراف می کنیم که: انسان ها از یک نظر در همزیستی، جنبه زنبور عسلی و سربازان دارند، زیرا اگر مشترکات و دستورات کلی نداشته باشند، زندگی اجتماعی از هم پاشیده می شود، ولی در عین حال نباید شخصیت و موجودیت های گوناگون افراد را فراموش کنیم که می توانند در اجتماعات انسانی، عالی ترین آرمان ها و انقلاب های علمی و انسانی و تحولات ضروری را برای پیشرفت تاریخ به وجود آورند. بارور ساختن این جنبه از شخصیت انسان ها، دلیل قطعی بر لزوم درجه دوم از تعلیم و تربیت می باشد.
(البته مقصود از تعلیم و تربیت درجه دوم این نیست که تعلیم و تربیت به وسیله اصول و قوانین عمومی از حیث اهمیت در درجه اول تعلیم و تربیت خصوصی در درجه دوم قرار گرفته است، بلکه این ترتیب، از عمومیت نوع اول از تعلیم و تربیت ناشی می شود، مانند این گه می گوییم: آب برای سیراب شدن، هوا برای استنشاق و تنفس در درجه اول و فراگرفتن صنعت و دانش در درجه دوم قرار گرفته است. روشن است که این درجه بندی از همه جهت ها صورت نگرفته است، بلکه از نظر عمومیت و اختصاصی بودن مطرح می شود.)
ممکن است گروهی این گونه فکر کنند که: با جدا شدن رشته ها از همدیگر در دانشگاه ها و اتحاد برنامه های درسی در دبستان و دبیرستان، هر دو درجه از تعلیم و تربیت عملی می شود. این مطلب صحیح به نظر نمی رسد، زیرا تمام کادر اختصاصی در دوران آموزش و پرورش، از تشکل و تعلیم و تربیت جمعی برخوردار می باشد. چهل دانشجو در رشته فیزیک، از یک استاد عالی قدر و متخصص رشته فیزیک، معلومات و آگاهی های مختلفی را می گیرند. هنگامی که این استاد، یک مسئله فیزیکی را برای آن چهار نفر تشریح و تحلیل می کند، مانند سنگی که در یک حوض بیفتد، در درون شرایط ذهنی دانشجویان مزبور -که به حوض های گوناگون شبیه هستند- امواج و آثار مختلف ایجاد می کند.
به عنوان مثال: در ذهن فردی از آن دانشجویان که زمینه ذهنی اش پر از مسائل ریاضی است، آن مسئله فیزیکی موجب ایجاد نوسانات مسائل ریاضی می شود و ارتباطاتی کهنه و نو میان مسئله فیزیکی و مسائل ریاضی برای او مطرح می شود، در صورتی که دانشجوی دیگری که مسائل انسانی ذهن او را به خود مشغول می دارد، همان مسئله فیزیکی می تواند آن مسائل انسانی را در ذهن او به تلاطم در بیاورد. در نتیجه، ما باید هر دو درجه از تعلیم و تربیت را در همه دوران های یک فرد انسانی عملی بسازیم.


منابع :

  1. محمدتقی جعفری- ارکان تعلیم و تربیت- صفحه 87-89

https://tahoor.com/fa/Article/PrintView/211636