اجبار عملی، مقدمه تقوا

در کتب اخلاقی گاهی از دسته ای از قدما یاد می کنند که برای آنکه زیاد حرف نزنند و سخن لغو یا حرام به زبان نیاورند، سنگریزه در دهان خود می گذاشتند که نتوانند حرف بزنند، یعنی اجبار عملی برای خود درست می کردند. معمولا دیده می شود که از این طرز عمل به عنوان نمونه کامل تقوا نام برده می شود، در صورتی که به وجود آوردن اجبار عملی برای پرهیز از گناه و آنگاه ترک کردن گناه کمال محسوب نمی شود. اگر توفیق چنین کاری پیدا کنیم و از این راه مرتکب گناه نشویم البته از گناه پرهیز کرده ایم، اما نفس در آیات قرآن ما همان اژدها است که بوده، فقط از غم بی آلتی افسرده است. آنوقتی کمال محسوب می شود که انسان بدون اجبار عملی و با داشتن اسباب و آلات کار از گناه و معصیت پرهیز کند. اینگونه اجتنابها و پهلو تهی کردنها اگر کمال محسوب شود از جنبه مقدماتی است که در مراحل اولیه برای پیدا شدن ملکه تقوا ممکن است داشته باشد، زیرا پیدایش ملکه تقوا بعد از یک سلسله ممارست و تمرینهای منفی است که صورت می گیرد. اما حقیقت تقوا غیر از این کارها است. حقیقت تقوا همان روحیه قوی و مقدس عالی است که خود حافظ و نگهدارنده انسان است. باید مجاهدت کرد تا آن معنا و حقیقت پیدا شود.


منابع :

  1. مرتضی مطهری- ده گفتار- صفحه 24-23

https://tahoor.com/fa/Article/PrintView/21720