نهی کردن قرآن از تقلید گذشتگان

اگر شما بگردید در دنیا اگر کتابی پیدا کردید که به اندازه قرآن کریم روی این نکته تکیه کرده باشد که تقلید از گذشتگان انسان را به خطا می اندازد (ما را مطلع نمایید).
من یک وقت قرآن را استقصا کردم دیدم راجع به همه پیغمبران (نفی تقلید نقل شده است). قرآن احتجاجات پیغمبران را که پیغمبری با قوم خودش صحبت کرده نقل نموده است.
می بینیم منطق ها مختلف است، فقط اصول مشترکی هست. اصول مشترکی که در همه پیغمبران است یکی این است که همه انبیاء مردم را به توحید دعوت کرده اند و با پرستش غیر خدا مبارزه کرده اند و دیگر اینکه مردم را توجه به معاد و پاداش اعمال داده اند. یک امر مشترک دیگر شما می توانید پیدا کنید و آن این است که همه پیغمبران که قرآن از آنها نقل می کند، تقلید را نفی کرده اند و الا ما می بینیم هر پیغمبری در محیط خودش دچار مشکلات بالخصوص بوده و متوجه آن مشکلات بوده است.
مثلا تنها شعیب (ع) را می بینیم که در قوم خودش مرتب روی مسئله نقص در مکیال و میزان یعنی تقلب در معامله فشار می آورد. معلوم می شود محیط او به این بیماری، خیلی شدید مبتلا بوده. یا لوط (ع) بر موضوع بالخصوصی خیلی اصرار می ورزد، چون قوم او مبتلا به این بیماری بوده اند. موسی (ع) به مطلب دیگری و عیسی (ع) به مطلب دیگری، ولی امری که همه بالاتفاق درباره آن صحبت کرده اند، غیر از مبدأ و معاد، مسئله تقلید است، چون بلای عمومی بوده، چون واقعا یکی از چیزهایی که بشر را به خطا می اندازد این است: انسان تمایل دارد که فکر کند آنچه گذشتگان ما گفته اند صحیح است.
چون چنین تمایلی دارد، آن را می پذیرد بعد برایش دلیل می تراشد، دلیل های ساختگی که برای انسان علم هم ایجاد نمی کند. اگر همان زنجیر پیروی از گذشتگان را پاره کند و به آن عقل فطری خدا دادی خودش اعتماد نماید و خودش را از هر گونه غرض و مرضی دور کند آن وقت می فهمد که آنچه گذشتگان گفته اند صحیح است یا باطل، یا نیمی از آن صحیح و نیمی باطل است.


منابع :

  1. مرتضی مطهری- نبوت- صفحه 252

http://tahoor.com/fa/Article/PrintView/23445