اهداف زهد اسلامی (همدردی)

همدردی یکی از اهداف زهد اسلامی است. یعنی یک انسان در مقامی که برایش مقدور است باید ایثار کند. ولی گاهی کار به جائی می رسد که از ایثار هم کاری ساخته نیست. در شرایطی زندگی می کند که مردم بینوا آنقدر زیاد و فراوانند که او نمی تواند با دادن لباسی که می پوشد، آنها را بپوشاند، یا با دادن غذای خود، آنها را سیر کند و یا با بخشیدن پولی که در جیب خودش دارد، آنها را متمکن کند. از اینها گذشته است. جامعه ای است فقیر و مفلوک و بیچاره که در گوشه های مملکت، مردم نان جو هم گیرشان نمی آید. یک وقتی می گفتند در سیستان بچه ها را روزها مثل حیوان در صحرا رها می کنند تا علف بخورند. از یک نفر که در چنین جامعه ای است چه کاری ساخته است؟ تنها یک کار ساخته است، همدردی کردن، فقط می تواند بگوید حالا که برادرانم ندارند بخورند، من چرا بخورم؟ حالا که برادرانم ندارند بپوشند، من چرا لباس فاخر بپوشم؟ به عبارت دیگر حالا که قادر نیست کمک مادی کند و دیگران را از فقر و مسکنت برهاند با همدردی کردن، کمک روحی به آنها می رساند. همین مقدار که می توانم، به آنها کمک روحی می کنم نه کمک جسمی. ایثار، کمک مادی است اینهم خودش فلسفه ای است.
باز در کلمات امام علی (ع) که اول زاهد جهان است این فلسفه را می بینیم که علی (ع) زاهد باهدف است. او مخصوصا وظیفه پیشوایان امت می داند که با دیگران حداقل همدردی کنند. یعنی اگر نمی توانند به آنها کمک مادی کنند، کمک روحی بکنند، چون چشم ضعیفان به پیشوایان امت است. علی (ع) می گفت من نمی خورم تا همین مقدار بتوانم به روح ضعفای امت خودم کمک کنم و بگویم اگر شما ندارید بخورید من هم که دارم نمی خورم تا مثل شما باشم. پس یکی از حکمت های زهد، همدردی و هم سطحی است. افراد بشر باید در زندگی مادی تا حدودی که ممکن است هم سطح یکدیگر زندگی کنند. اختلافات طبقاتی که یکی کشتی کشتی نعمت داشته باشد و دیگری دریا دریا محنت، درست نیست. البته نمی گوییم همه افراد بشر باید در یک سطح زندگی کنند به طوری که آنکه کار می کند و آنکه کار نمی کند یک جور نعمت داشته باشند؛ نه، این حرف درست نیست، افراد بشر از نظر استعداد و ظرفیت و کار و ابتکار متفاوتند. زندگی میدان مسابقه است و هر کس که بیشتر فعالیت کند قهرا باید بهره بیشتر و بهتری داشته باشد، اما آن تمرکز ثروتهائی که از راه ظلم و تعدی و نه از راه کار و ابتکار و لیاقت به دست می آید، و آن فقرهائی که نه از ناحیه تنبلی بلکه به واسطه شرایط نامساعد به وجود آوردن ایجاد می شود، نباید وجود داشته باشد. بنابراین، در پاسخ به این سوال که آیا اسلام همان طور که ایثار و کمک مادی را می پذیرد، همدردی و کمک روحی را هم می پذیرد؟ می گوییم بلی می پذیرد چون این هم باز یک کار هدفدار است، هدف معقول و مشروع. چندین هدف دیگر نیز در زهد اسلامی وجود دارد که تمام آنها زهد را یک امر معقول و انسانی می سازند.

سخن امام علی (ع) درباره وظیفه همدردی و هم سطحی علمای اسلام
امام علی (ع) فرمود: «لولا حضور الحاضر، و قیام الحجة بوجود الناصر، و ما اخذالله علی العلماء ان لایقاروا علی کظه ظالم و لا سغب مظلوم، لالقیت حبلها علی غاربها، و لسقیت آخرها بکأس اولها؛ اگر نبود حضور این جمع حاضر و تمام بودن حجت بر من به خاطر وجود یاور، و نیز عهدی که خداوند از عالمان گرفته که بر شکمبارگی هیچ ستمگر و گرسنگی هیچ ستمدیده ای تاب نیاورند، لگام این شتر را بر کوهانش می افکندم و پایان آن را با پیمانه تهی اولش سیراب می کردم» (نهج البلاغه، خطبه 3 معروف به خطبه شقشقیه).
درباره خلافت بحث می کند که چطور شد خلافت را بعد از عثمان پذیرفتم در صورتی که در چنین شرایطی بعد از اینکه چنین وضعی برای خلافت پیش آمده بود، یک موی بدنم راضی نبود که چنین مسئولیتی را بپذیرم، و لهذا وقتی به او برای قبول خلافت مراجعه کردند، فرمود: «دعونی و التمسوا غیری، فانا مستقبلون أمرا له وجوه و ألوان؛ دست از من بدارید و دیگری را (برای این کار) بجویید؛ زیرا ما با کاری چند چهره و رنگارنگ روبه رو هستیم» (نهج البلاغه، خطبه 92). همه را علی (ع) پیش بینی می کرد و لهذا طبعا راضی نبود که چنین مسئولیتی را بپذیرد، ولی فرمود این وظیفه است و باید بپذیرد چه وظیفه ای؟ یکی این بود: خدا از دانایان امت اسلام پیمان گرفته است، خدا برای علمای اسلام وظیفه قرار داده است چه وظیفه ای؟! یک وظیفه عالم اسلامی این است که وقتی با جامعه ای روبرو می شود که در آن یک عده پر می خورند و آن قدر می خورند که از پرخوری ثقل می کنند و دیگری آن قدر گیرش نمی آید که شکمش را سیر کند، در چنین شرایطی بر او واجب است که قیام کند و این شکاف را پر نماید، این اختلاف را از بین ببرد. ولی تنها همین است؟ نه علاوه بر این، همدردی لازم است یعنی غیر از هم سطحی یا نزدیک بودن سطحها، همدردی لازم است گاهی از اوقات هر کار هم بکنیم که هم سطحی را به وجود بیاوریم امکان ندارد، ولی از ما این قدر ساخته است که با بیچارگان همدردی کنیم.

داستانی از زندگی امام صادق (ع) در خصوص همدردی
در زمان امام صادق (ع) سالی در مدینه قحطی پیش آمد و اوضاع خیلی سخت شد، و می دانید در وقتی که چنین اوضاعی پیش می آید مردم دستپاچه می شوند و شروع می کنند به آذوقه خریدن و ذخیره کردن و احتیاط و دو برابر احتیاج ذخیره می کنند. امام صادق (ع) از پیشکارشان پرسیدند که آیا ذخیره ای در خانه داریم یا نه؟ گفت: بلی ما به اندازه یک سال ذخیره داریم. پیشکار شاید پیش خودش خیال کرد که آقا می خواهد دستور بدهد چون سال سختی است برو مقداری دیگر هم ذخیره کن برخلاف انتظار او، آقا دستور دادند هر چه گندم داریم همه را ببر بازار بفروش. گفت: مگر شما خبر ندارید که اگر بفروشیم دو مرتبه نمی توانیم بخریم؟ فرمود: توده مردم چه می کنند؟ عرض کرد: روزانه نان خودشان را از بازار می خرند و در بازار جو و گندم را مخلوط می کنند و از آن و یا از جو به تنهائی نان درست می کنند. حضرت فرمود: گندمها را می فروشی و از فردا برای ما از بازار نان می خری برای اینکه در شرایطی هستیم که مردم دیگر ندارند و ما نمی توانیم کاری کنیم که مردم دیگر مثل ما نان گندم بخورند، زیرا شرایطش فراهم نیست، ولی برای ما مقدور است که خودمان را در سطح آنها وارد کنیم و لااقل با آنها همدرد باشیم تا همسایه ما بگوید اگر من نان جو می خورم امام جعفر صادق (ع) هم که امکان مادیش اجازه می دهد نان گندم بخورد، نان جو می خورد حال چرا ما چنین زندگی ای را انتخاب می کنیم؟ به خاطر همدردی.


منابع :

  1. مرتضی مطهری- حق و باطل- صفحه 149-150 و 154 و 158-161

https://tahoor.com/fa/Article/PrintView/24347