رابطه بصیرت دنیوی و اخروی

در قرآن آمده است: «و من کان فی هذه اعمی فهو فی الاخرة اعمی و اضل سبیلا؛ هر کس در این دنیا کور باشد، در آخرت هم کور است و گمراهتر» (اسراء/ 72). ائمه و غیر ائمه، در تفاسیر گفته اند و هرکس هم می داند که مقصود، این نیست که هر کس چشمهای ظاهریش در این دنیا کور باشد، در آن دنیا هم کور خواهد بود، اگر اینطور باشد مثلا ابوبصیر از اصحاب امام جعفر صادق (ع) در آن دنیا وضع بدی دارد! نه، مقصود این است که هر کس در این دنیا چشم باطنش از دیدن حقایق، از دیدن خدای خودش، از دیدن آیات خداوند و از آنچه که باید به آن ایمان داشته باشد، کور باشد، در آن دنیا کور محشور می شود و غیر از این، امکان ندارد. اگر فرض کنیم کسی در این دنیا تمام اعمال خوبی را که یک انسان باید انجام دهد انجام داده، تمام امر به معروفها و نهی از منکرها را انجام داده و مثل زاهدترین زاهدها در دنیا زندگی کرده و عمر خود را وقف خلق خدا کرده است، اما به خدا ایمان ندارد و معاد و عالم هستی را نمی شناسد، این انسان، کور است و برو و برگرد ندارد که در آن دنیا هم کور است. دیگر صحبت این نیست که ایمان، فقط مقدمه این زحمتها و تلاشها و عملهاست و بعد بگوئیم عمل یک فرد باید درست باشد، ایمان هم نداشت (مسئله ای نیست)، نه این حرف درست نیست.
فخر رازی در یک رباعی خیلی عالی می گوید:
ترسم بروم عالم جان نادیده *** بیرون روم از جهان، جهان نادیده
در عالم جان چون روم از عالم تن *** در عالم تن عالم جان نادیده
می ترسم از این جهان بروم، اما جهان را ندیده باشم. مقصود این نیست که این در و دیوار و زمین و کوه و دریا و ستاره را ندیده باشم، مقصود این است که می ترسم چشم دلم باز نشده باشد و روح جهان، مبدأ و آغاز جهان و آن چیزی را که اسلام، ایمان می گوید درک نکرده باشم و از این جهان بروم. می گوید: من که در عالم تن، عالم جان را ندیده ام پس چگونه وقتی از عالم تن به عالم جان رفتم، آنجا را می توانم ببینم؟ اینجا باید می دیدم که نتوانستم ببینم. (او در این رباعی) همین آیه «و من کان فی هذه اعمی فهو فی الاخرة اعمی و اضل سبیلا» را معنی می کند.
قرآن در جای دیگری می فرماید: «قال رب لم حشرتنی اعمی و قد کنت بصیرا* قال کذلک اتتک ایاتنا فنسیتها و کذلک الیوم تنسی؛ می گوید: پروردگارا! چرا مرا نابینا محشور کردی حال آنکه بینا بودم؟ فرمود: بدین سان بود که آیات ما به تو رسید ولی آنها را فراموش کردی و همان گونه امروز فراموش می شوی» (طه/ 125-126). در قیامت همین بنده ای که کور محشور می شود اعتراض می کند، می گوید: خدایا تو چرا مرا کور محشور کردی؟ من که در آن دنیا چشم داشتم، چرا در اینجا کور هستم؟ (خطاب می رسد) که آن چشمی که در آن دنیا داشتی، به درد اینجا نمی خورد، اینجا چشم دیگری لازم است و تو خودت آن چشم دیگر را در دنیا کور کردی، (لذا) اینجا هم کور هستی. «اتتک ایاتنا» نشانه های ما در آن دنیا بود، تو به جای اینکه از روی آن نشانه ها، ما را ببینی و بشناسی و حقیقت را درک کنی، خودت را در آن دنیا کور کردی و حال که در عالم حقیقت می آیی، کور محشور می شوی. در این عالم فقط بینش حقیقی است که مفید است.
در سوره مطففین می فرماید: «کلا انهم عن ربهم یؤمئذ لمحجوبون؛ چنین نیست همانا ایشان در آن روز از پروردگارشان سخت محجوبند» (مطففین/ 15)، رهاشان کن! اینها در آن روز، از خدای خود در پرده و حجابند، اینها در دنیا باید پرده غفلت را از جلوی چشمشان عقب بزنند و ببینند. معنای ایمان این است: ای انسان، تو در این دنیا آمده ای که چشم تو در همین دنیا آن دنیا را ببیند، گوش تو در همین دنیا آن دنیا را بشنود.


منابع :

  1. مرتضی مطهری- انسان کامل- صفحه 140-142

https://tahoor.com/fa/Article/PrintView/24924