صاحب بن عباد

نام اصلی او، ابوالقاسم اسماعیل فرزند ابوالحسن عباد، لقبش "صاحب" و معروف به "صاحب بن عباد" و "کافی الکفاة" که در سال 326 هجری قمری در طالقان یا اصطخر فارس به دنیا آمد. صاحب بن عباد، ادیب، شاعر، کاتب، دانشمند و فقیه و وزیر سیاستمدار و با تدبیر دولت آل بویه، بود. دوران کودکی اش را در زادگاه خود به فراگیری علوم مقدماتی گذراند. علم احکام و حدیث را از پدرش که ملقب به شیخ الامین بود آموخت و بعد از فوت او، زیرنظر مادرش علوم دیگر و قرائت قرآن را یاد گرفت تا زمانی که به اصفهان رفت و آنجا از محضر استاد بزرگی چون احمدبن فارس رازی نحوی و بعد عبدالله بن فارس، استفاده کرد.
در جوانی به خدمت ابوالفضل بن عمید وزیر رکن الدوله رسید و مدتها کاتب خاص او و مصاحب او شد و از همین رو لقب "صاحب" گرفت که مصاحب و همنشین "ابن عمید" بود و بعدها هم همیشه این لقب با او بود و مدتی بعد مؤیدالدوله پسر رکن الدوله که به جای پدر نشست، صاحب را وزیر خود کرد و چون مؤیدالدوله در سال 373 از دنیا رفت برادرش فخرالدوله بر روی کار آمد که "صاحب بن عباد" را بر منصب وزارتش ابقا کرد. او آنقدر از خود درایت و کفایت نشان داد که در «ری» مدت (هجده سال و اندی) در دولت آل بویه، مقام وزارت را بر عهده داشت. او چون خود دانشمندی بزرگ بود، قدر دانشمندان را خوب می دانست. بطوری که سالی 5000 دینار اختصاص به فقها و محدثین داده بود و در احترام آنها سخت کوشش می کرد و اوقات فراغت خود را با آنان می گذراند.
صاحب بن عباد، کتابخانه بزرگی در «ری» داشت. تعداد کتابهایش را بیشتر از صد هزار جلد نوشته اند. هیچیک از پادشاهان و وزراء، کتابخانه او را نداشته اند. 400 شتر کتب کتابخانه او را حمل می کردند و زمانی که به مسافرت می رفت، فقط 30 شتر کتب ادبی او را برای مطالعه اش حمل می کردند (این موضوع برای کسانی که با تاریخ زندگانی صاحب و مقام علمی و ادبی او آشنایی دارند، جای تعجب نیست). هنگامی که این مرد کم نظیر تاریخ اسلام، حدیث درس می گفت، آنقدر جمعیت در مجلس بود که شش نفر با فاصله ایستاده بودند تا سخنان او را برای شاگردان بازگو کنند. او که از هوش و ذکاوت سرشاری، بهره داشت، توانست به عنوان یگانه روزگار دارای اشعار نیکو و در فصاحت و بلاغت در شعر و نثر به کمال و شهرت برسد و همیشه دربارش از شعرا و ادبا موج می زد.
او بارها بر اشعار "متنبی" شاعر زبردست عرب خرده می گرفت، و همیشته شیفته اشعار "سید رضی" و مقام بلند ادبی او بود، تا جائی که شخصی را به بغداد فرستاد تا اشعار سید رضی را برایش بیاورد. در آن زمان که "سید رضی" 26 سال داشت، قصیده ای بیشتر از 120 بیت نغز و دلکش در توصیف قلم و کمالات "صاحب بن عباد" سرود، که هم اکنون در دیوان او موجود است. تمام دانشمندان معاصرش، این نابغه نامی را به عالی ترین وصف ستوده اند از جمله، ثعالبی در «تیمة الدهر» می نویسد که نمی دانم با چه عبارتی مقام بلند او را در علم و ادب، و جلال شأنش را در جود و کرم و نیکوئی های بی پایانش را شرح دهم. ثعالبی این کتاب را در شرح حال صاحب و شعرای عصر او نوشته است. یاقوت حموی می گوید: «پانصد شاعر در مدح او شعر سروده اند». شیخ صدوق فقیه و محدث عالیقدر شیعه هم به خاطر خصال معنوی و ارادتی که صاحب به ائمه معصومین علیهم السلام داشت، او را بزرگ می شمرد و می گوید من کتاب «عیون اخبار الرضا» را برای کتابخانه او که امید است به وجود او، پایدار باشد، نوشتم. زیرا چیزی سراغ ندارم که نزد او از علوم اهل بیت، نفیس تر و بهتر باشد.
با اینکه صاحب بن عباد، یک وزیر دانشمند شیعی بود، اما به لحاظ اینکه اکثریت مردم ایران در آن زمان پیرو مذهب تسنن بودند، قاضی عبدالجبار معتزلی، دانشمند معروف را به «ری» دعوت کرد و او را "قاضی القضات" ایران کرد و خیلی زیاد به او احترام می گذاشت. لذا در باب مذهب صاحب، بعضی مذهبش را شیعه اثنی عشری میدانند، بعضی سنی معتزلی و برخی او را در اصول معتزلی و در فروغ، اثنی عشری گفته اند، ولی آنقدر دلائل زیادی است بر اینکه او شیعه اثنی عشری است و این از صراحت کامل برخوردار است. علی رغم همه این فضائل و کمالاتی که او داشت و حتی دشمنانش نتوانستند منکر فضائلش بشوند ولی او بدخواهان و دشمنانی داشته که از معروفترین آنها، علی بن محمد معروف به ابوحیان توحیدی است که در فاصله سالهای 312 تا 400 قمری زندگی می کرد. او کتابی در ذم و قدح (ابن عمید و صاحب بن عباد) تألیف کرد که در آن به عیب جوئی و استهزاء صاحب پرداخته و او را بسیار متکبر و خودخواه و در سجع گویی او بسیار تأکید کرده است.
صاحب، بیش از 30 کتاب پر ارج تألیف کرده و علامه امینی در کتاب «الغدیر» 35 کتاب ذی قیمت او را در علوم و فنون مختلف اسلامی و غیر اسلامی نام می برد. به علم حدیث رغبت خیلی زیادی داشت و می گفت «هرکس علم حدیث را فرا نگیرد شیرینی اسلام را درک نمی کند». از جمله آثار مهم صاحب بن عباد به ویژه در علوم ادبی:
1- الابانه عن مذهب اهل العدل بحجج القرآن و العقل، در بیان برخی اصول عقاید معتزلیان
2- کتاب «الامامه» در برتری امیرالمؤمنین در امامت و خلافت اسلامی بر دیگران
3- اسماء الله تعالی
4- الواقف و الابتداء
5- المعارف
6- زیدیه
7- دیوان شعر الصاحب بن عباد، که این مجموعه در سال 1385 قمری در بغداد منتشر شد
8- الاقناع، در علم عروض و قواعد شعر
9- الکافی، در رسائل و مکتوبات ادبی و فنون نویسندگی
10- الشواهد، التذکره، التعلیل، الانوار، الفصول المهذبه للعقول، کتاب طب، رساله فی احوال عبدالعظیم حسنی، رساله فی الهدایه و الضلاله و دهها کتب دیگر.
و سرانجام این بزرگمرد تاریخ تشیع در ماه صفر سال 385 هجری قمری در سن 58 سالگی در «ری» از دنیا رفت. جنازه اش را بر طبق وصیت نامه او به اصفهان بردند و در محله باب «دریه» در دالان منزلش که امروزه به طوقچی معروف است به خاک سپردند.


منابع :

  1. علی دوانی- کتاب سید رضی

  2. دیوان صاحب بن عباد

https://tahoor.com/fa/Article/PrintView/26577