درجات ربوبیت «1- تسلط بر نفس»

اولین درجه ربوبیت و خداوندگاری که در نتیجه عبودیت پیدا می شود این است که انسان رب و مالک نفس خودش می شود، تسلط بر نفس خودش پیدا می کند. یکی از بیچارگی های ما که کاملا احساس می کنیم این است که زمام نفس خودمان در اختیار ما نیست، اختیار خودمان را نداریم؛ اختیار زبان خودمان را نداریم، اختیار شهوات خودمان را نداریم، اختیار شکم خودمان را نداریم، اختیار دامن خودمان را نداریم، اختیار چشم خودمان را نداریم، اختیار گوش خودمان را نداریم، اختیار دست خودمان را نداریم، اختیار پای خودمان را نداریم و این نهایت بدبختی است. ما می رویم در این خیابانها ولی این چشم در اختیار ما نیست، ما در اختیار این چشم هستیم؛ یعنی این ما هستیم که این چشم دلش می خواهد چشم چرانی کند، دلش می خواهد به نوامیس مردم نظر شهوت بکند، دل ما هم تابع این چشم است گفتند:

دل برود چشم چو مایل بود *** دست نظر رشته کش دل بود

ما مالک زبان خودمان نیستیم، اختیار زبان خودمان را نداریم. وقتی که گرم می شویم به حرف زدن، به اصطلاح چانه مان گرم می شود، نمی فهمیم که چه می گوییم. مجلس گل انداخته، حالا که مجلس گل انداخته است نه راز خودمان را می توانیم نگه داریم نه راز مردم را، نمی توانیم عیب پوش مردم باشیم، نمی توانیم از مردم غیبت نکنیم، اختیار گوش خودمان را نداریم. هر چه که گوشمان خوشش بیاید، مثلا از غیبت خوشش می آید، ما هم تسلیم هستیم. از لهو و لعب خوشش می آید ما هم تسلیمش هستیم. اختیار دستمان را نداریم. اختیار پای خودمان را نداریم. اختیار غضب خودمان را نداریم. می گوییم (خود من یکی از آن اشخاص هستم)، آقا دیگر عصبانی شدم، هر چه به دهانم آمد گفتم. عصبانی شدم یعنی چه؟! عصبانی شدم یعنی من یک آدمی هستم که مالک نفس خودم نیستم، همین قدر که عصبانی شدم اختیار من دیگر دست اوست، هر چه که به دهانم می آید چون عصبانی هستم می گویم. آن دیگری مالک شهوت خودش نیست. آیا نباید انسان مالک نفس خودش باشد؟ اصلا تا ما مالک نفس خودمان نباشیم می توانیم مسلمان باشیم؟ نه، مسلمان باید مالک نفس خودش باشد. یک درجه از تسلط که اقل درجه تسلط است و اگر این برای انسان پیدا نشود باید انسان یقین داشته باشد عبادتهایش مقبول درگاه الهی نیست، تسلط بر نفس است، همان چیزی است که قرآن در باب نماز در سوره عنکبوت آیه 45 می گوید: «ان الصلوة تنهی عن الفحشاء والمنکر» (عنکبوت/ آیه 45)؛ «که نماز (آدمی را)، از زشتکاری و ناشایست باز می دارد». نماز جلو فحشاء و منکر را می گیرد اما نماز چگونه جلو فحشا و منکر را می گیرد؟ نماز مگر پلیس است که وقتی شما می خواهید بروید دنبال یک کار زشت بیاید با باتومش جلو شما را بگیرد؟ نه، نماز عبودیت و بندگی است. نتیجه این عبودیت، ربوبیت و تسلط است و اقل درجه تسلط، تسلط بر نفس است. این اولین درجه تسلطی است که انسان از ناحیه عبادت بر خودش پیدا می کند. یکی از خاصیتهای قطعی عبادت تسلط انسان است بر خودش، به معنی تسلط انسان بر شهوات خودش؛ تسلط انسان بر جاه طلبی خودش، تسلط انسان بر غرائز خودش، تسلط انسان بر اعضا و جوارح خودش، تسلط انسان بر چشم خودش، تسلط انسان بر زبان خودش، تسلط انسان بر گوش خودش، تسلط انسان بر دست خودش، تسلط انسان بر پای خودش و بر سراسر وجود خودش. اگر این خاصیت نباشد آن عبادت عبادت نیست به نص قرآن که «ان الصلوة تنهی عن الفحشاء والمنکر». از اینکه «العبودیة جوهرة کهنها الربوبیة، بندگی گوهری است که حقیقت اش ربوبیت و خدایی است» (دریافتیم که)، اولین مرحله خداوندگاری و قدرت و تسلط و اولین نشانه نزدیک شدن به کانون قدرت لایتناهی، تسلط بر قوا، غرائز و شهوات و تمایلات نفسانی خود ما و تسلط بر اعضای خود ماست؛ خودمان بر خودمان مسلط بشویم. این مرحله، مرحله عامه است که عامه مردم هم اگر عبادت کنند، لازم نیست خیلی تمرین کرده باشند، به آن می رسند. اینکه عرض می کنم عامه، نه اینکه خیال کنید پس ما و شما تکلیف نداریم، نه، تکلیف بسیار مهمی است.


منابع :

  1. مرتضی مطهری- آزادی معنوی- صفحه 96-94 و 110

https://tahoor.com/fa/Article/PrintView/26597