نتیجه اعتقاد به معاد «جاودانگی»

اعتقاد به آخرت مساوی با اعتقاد به جاودانگی است. چون فرق دنیا و آخرت یکی همین است که دنیا پایان پذیر است و آخرت پایان ناپذیر و جاودانه. چه انسان اهل سعادت باشد و چه اهل شقاوت. البته بعضی از اهل شقاوت، یک شقاوت موقت دارند و بعد در سعادت جاودانه بسر می برند و بعضی هم شقاوت جاودانه دارند و این است معنای خلود که مکرر به تعبیرات گوناگونی در قرآن آمده است.
اعتقاد به جاودانگی از امتیازات مکتب های الهی است و چنین اندیشه ایست که می تواند جهان را توجیه کند زیرا لازمه مکتبهای مادی که به جاودانگی معتقد نیستند؛ و انسان را همچون حبابی می دانند که پس از ترکیدن هیچ و فانی می گردد؛ پوچی گرایی و بدبینی به هستی است. این مطلب که ثمره طرز تفکر آنهاست، سخت آنان را ناراحت کرده و لذا بعضی از ماتریالیستها نیرنگی بکار برده اند که بتوانند مکتب خود را از پوچی و هیچی نجات دهند. می گویند درست است که فرد فانی می شود ولی از آنجا که جامعه در مسیر تکامل است این فرد راهش ادامه می یابد. اگر من و تو کشته شویم از آنجا که راه ما جاوید است؛ ما جاوید هستیم!!
اینگونه توجیهات واضح است که دست و پایی است که آنها برای دفاع از فلسفه خودشان می زنند. متأسفانه عده ای هم می خواهند مفاهیم قرآن را با همین حرفها تطبیق دهند چنانکه می گویند: «بالاخرة هم یوقنون؛ به آخرت یقین دارند» (بقره/4) یعنی به نظام برتر و به نظام تکاملی جهان ایمان دارند!! یعنی فرد جاودانه نیست؛ نوع جاودانه است. ولی باید به آنها گفت که اگر ما قائل به جاودانگی فرد نباشیم؛ خواهیم گفت نوع هم جاودان نیست. زیرا طبق محاسباتی که دانشمندان فیزیک کرده اند؛ از عمر زمین میلیونها سال می گذرد و روزی خواهد رسید که نه زمینی باقی خواهد ماند و نه انسانی روی آن؛ و در این صورت جاودانگی نوع چه معنا دارد؟!


منابع :

  1. مرتضی مطهری- آشنایی با قرآن 1و2- صفحه 139-140

http://tahoor.com/fa/Article/PrintView/26678