مراتب و آداب انفاق در قرآن

خداوند انفاق را از نظر نحوه و کیفیت انفاق به دو گونه تقسیم می کند: انفاق آشکار و پنهان. خداوند در قرآن می فرماید: «و الذین صبروا ابتغاء وجه ربهم و أقاموا الصلوة و أنفقوا مما رزقنهم سرا و علانیة و یدرءون بالحسنة السیئة أولئک لهم عقبى الدار؛ و آنها که بخاطر ذات (پاک) پروردگارشان شکیبائى مى کنند، و نماز را بر پا مى دارند، و از آنچه به آنها روزى داده ایم، در پنهان و آشکار، انفاق مى کنند، و با حسنات، سیئات را از میان مى برند، پایان نیک سراى دیگر از آن آنها است» (رعد/ 22).
در این آیه خداوند یکی از برنامه های حق جویان را با این عبارت بیان مى کند: آنها کسانى هستند که از آنچه به آنان روزى داده ایم در پنهان و آشکار انفاق مى کنند. تنها در این آیه نیست که مساله انفاق یا زکات، به دنبال نماز قرار مى گیرد، در بسیارى از آیات قرآن این ترادف به چشم مى خورد، چرا که یکى پیوند انسان را با خدا و دیگرى پیوند او را با خلق محکم مى کند. در اینجا توجه به جمله «مما رزقناهم» که هر گونه موهبتى را اعم از مال، علم، قدرت، موقعیت و نفوذ اجتماعى و غیر آن را شامل مى شود لازم است، چرا که انفاق نباید یک بعدى باشد بلکه در تمام ابعاد و همه مواهب انجام گیرد.
تعبیر به «سرا و علانیة» (پنهان و آشکار) اشاره دیگرى به این واقعیت است که آنها در انفاقهاى خود به کیفیتهاى آن نیز نظر دارند، چرا که گاهى اگر انفاق پنهانى صورت گیرد بسیار مؤثرتر است، و این در مواردى است که حفظ حیثیت طرف چنین ایجاب مى کند و یا نسبت به انفاق کننده که مصون از ریا و نشان دادن عمل به دیگران باشد و گاه اگر آشکار انجام گیرد اثرش وسیعتر و بیشتر خواهد بود، و این در مواردى است که باعث تشویق دیگران به این کار خیر و تاسى و اقتدا به او شود و یک عمل خیر او سبب دهها یا صدها یا هزاران کار خیر مشابه گردد. و از اینجا روشن مى شود که قرآن در انجام یک عمل مثبت آنچنان باریک بین است که تنها به اصل کار توجه نمى کند، بلکه تاکید دارد که هم اصل عمل خیر باشد و هم کیفیت انجام آن (در مواردى که یک کار ممکن است با کیفیات مختلفى انجام گیرد). در احادیث اسلامى نیز احادیثى به مضمون هر دو تفسیر وارد شده است.
همچنین می فرماید: «قل لعبادى الذین ءامنوا یقیموا الصلوة و ینفقوا مما رزقنهم سرا و علانیة من قبل أن یأتى یوم لا بیع فیه و لا خلل؛ بگو به بندگان من که ایمان آورده اند، نماز را بر پا دارند و از آنچه به آنها روزى داده ایم پنهان و آشکار انفاق کنند پیش از آنکه روزى فرا رسد که نه در آن خرید و فروش است و نه دوستى (نه با مال مى توانند از چنگال کیفر خدا رهائى یابند و نه با پیوندهاى مادى)» (ابراهیم/ 31). کرارا در آیات قرآن مى خوانیم که مؤمنان راستین انفاق یا صدقاتشان در سر و علن یعنى پنهان و آشکار است، و به این ترتیب علاوه بر بیان انفاق به معنى وسیعش به کیفیت آن هم توجه داده شده است، چرا گاهى انفاق پنهانى مؤثرتر و آبرومندانه تر است، و گاهى اگر آشکارا باشد سبب تشویق دیگران و الگوئى براى نشان دادن برنامه هاى اسلامى و بزرگداشتى براى شعائر دین محسوب مى شود، به علاوه مواردى پیش مى آید که طرف، از گرفتن انفاق ناراحت مى گردد. بعضى از مفسران نیز در تفاوت میان این دو گفته اند: انفاق علنى مربوط به واجبات است، که معمولا جنبه تظاهر در آن نیست، زیرا انجام وظیفه کردن بر همه لازم است، و چیز مخفیانه اى نمى تواند باشد، ولى انفاقهاى مستحبى چون چیزى افزون بر وظیفه واجب است ممکن است توام با تظاهر و ریا شود و لذا مخفى بودنش بهتر است.
خداوند در جای دیگر نیز اشاره می کند که: «ان الذین یتلون کتب الله و أقاموا الصلوة و أنفقوا مما رزقنهم سرا و علانیة یرجون تجرة لن تبور؛ کسانى که کتاب الهى را تلاوت مى کنند و نماز را بر پا مى دارند و از آنچه به آنها روزى داده ایم پنهان و آشکار انفاق مى کنند، تجارت (پر سودى) را امید دارند که نابودى و کساد در آن نیست» (فاطر/ 29). تلاوت در اینجا به معنى قرائت سرسرى و خالى از تفکر و اندیشه نیست، خواندنى است که سرچشمه فکر باشد، فکرى که سرچشمه عمل صالح گردد، عملى که از یکسو انسان را به خدا پیوند دهد که مظهر آن نماز است، و از سوى دیگر به خلق خدا ارتباط دهد که مظهر آن انفاق است، انفاق از تمام آنچه خدا به انسان داده، از علمش، از مال و ثروت و نفوذش، از فکر نیرومندش از اخلاق و تجربیاتش، و خلاصه از تمام مواهب خدادادى. این انفاق گاهى مخفیانه صورت مى گیرد تا نشانه اخلاص کامل باشد (سرا) و گاه آشکارا تا مشوق دیگران گردد و تعظیم شعائر شود (علانیة.
علمى که چنین اثرى دارد مایه رجاء و امیدوارى است. از این آیه می توان چنین نتیجه گرفت که علماى راستین داراى این صفاتند: از نظر روحى قلبشان مملو از خشیت و ترس آمیخته با عظمت خدا است. از نظر گفتار زبانشان به تلاوت آیات خدا مشغول است. از نظر عمل روحى و جسمى نماز مى خوانند و او را عبادت مى کنند. از نظر عمل مالى از آنچه دارند در آشکار و پنهان انفاق مى نمایند و سرانجام از نظر هدف، افق فکرشان آنچنان بالا است که دل از دنیاى مادى زودگذر برکنده، تنها به تجارت پرسود الهى مى نگرند که دست فنا به دامانش دراز نمى شود.
خداوند همچنین انفاق را از نظر نیت انفاق کننده به دو نوع: ریائى و الهى تقسیم می کند و می فرماید: «و الذین ینفقون أمولهم رئاء الناس و لا یؤمنون بالله و لا بالیوم الاخر و من یکن الشیطن له قرینا فساء قرینا؛ و آنها (افراد بخیل) کسانى هستند که اموال خود را براى نشان دادن به مردم انفاق مى کنند و ایمان به خداوند و روز بازپسین ندارند (چرا که شیطان رفیق و همنشین آنها است) و کسى که شیطان قرین او است بدقرینى انتخاب کرده است» (نساء/ 38).
در این آیه به یکى دیگر از صفات متکبران خودخواه اشاره کرده، مى فرماید: آنها کسانى هستند که اگر انفاقى مى کنند به خاطر تظاهر و نشان دادن به مردم و کسب شهرت و مقام است، و هدف آنها خدمت به خلق، و جلب رضایت خالق، نیست به همین دلیل در موارد انفاق پایبند استحقاق طرف نیستند، بلکه دائما در این فکرند که چگونه انفاق کنند تا بیشتر بتوانند از آن بهره بردارى به سود خود نموده، و موقعیت خود را تثبیت کنند، زیرا آنها ایمان به خدا و روز رستاخیز ندارند، و به همین جهت در انفاقهایشان انگیزه معنوى نیست، بلکه انگیزه آنها همان نام و شهرت و کسب شخصیت کاذب از این طریق است که آن نیز از آثار تکبر و خودخواهى آنها است. آنها شیطان را دوست و رفیق خود انتخاب کردند و کسى که چنین باشد بسیار بد رفیقى براى خود انتخاب کرده و سرنوشتى بهتر از این نخواهد داشت، چون منطق و برنامه آنها همان منطق و برنامه رفیقشان شیطان است، او است که به آنها مى گوید انفاق خالصانه موجب فقر مى شود: (الشیطان یعدکم الفقر؛ شیطان شما را از تهیدستی بیم میدهد» (بقره/ 268) و بنابراین یا انفاق نمى کنند و بخل می ورزند و یا اگر انفاق کنند در مواردى است که از آن بهره بردارى شخصى خواهند کرد.
قابل توجه اینکه در آیه سابق که سخن از انفاقهاى ریاکارانه بود انفاق به اموال نسبت داده شده، و در این آیه به «مما رزقهم الله» نسبت مى دهد، این تفاوت تعبیر ممکن است اشاره به سه نکته باشد: نخست اینکه در انفاقهاى ریائى توجه به حلال و حرام بودن مال نمى شود، در حالى که در انفاقهاى الهى حلال بودن و مصداق «ما رزقهم الله» بودن مورد توجه است. دیگر اینکه در انفاقهاى ریائى افراد انفاق کننده چون مال را متعلق به خودشان مى دانند از کبرفروشى و منت گذاردن ابا ندارند، در حالى که در انفاقهاى الهى چون توجه به این دارند که اموال را خدا به آنها داده و اگر گوشه اى از آن را در راه او خرج مى کنند، جاى منت نیست از هر گونه کبرفروشى و منت خوددارى مى کنند. از طرف دیگر انفاق هاى ریائى غالبا منحصر به مال است زیرا چنین اشخاص از سرمایه هاى معنوى بى بهره اند تا از آنها انفاق کنند، اما انفاقهاى الهى دامنه وسیعى دارد و تمام مواهب مادى و معنوى اعم از مال و علم و موقعیت اجتماعى و مانند آن را در برمى گیرد.


منابع :

  1. ناصر مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- جلد 3 صفحه 387- جلد 10 صفحه 190 و 353- جلد 18 صفحه 252

http://tahoor.com/fa/Article/PrintView/27721