تفسیر آیاتی از قرآن پیرامون مرگ و حیات زمین، یکی از دلائل امکان معاد

یکی از چهره های معاد که قرآن مجید بارها به سراغ آن رفته، و از آن تابلو زیبائی برای اثبات این مطلب ساخته و در برابر چشم همگان قرار داده، مسأله زندگی پس از مرگ در جهان نباتات است. همان صحنه ای که هرسال در برابر دیدگان ما تکرار می شود و به تعداد سالهای عمرمان آن را مشاهده کرده ایم. همان صحنه ای که نمونه ای از رستاخیز بزرگ و محشر کبری و احیاء مردگان و بازگشت مجدد به زندگی است. قانون حیات و مرگ همه جا یکسان است، اگر محال باشد انسانها بعد از مردن و خاک شدن به زندگی بازگردند پس چرا اینهمه گیاهانی که می میرند  و می پوسند و خاک می شوند، بار دیگر در حیات نوینی پا به عرصه وجود می گذارند؟ چرا زمینهای مرده پس از نزول باران حیاتبخش تکان می خورند و به حرکت در می آیند و لباس حیات در تن می پوشند؟ و با روئیدن گیاهان، ظاهر شدن شکوفه ها، خندیدن گلها که همه نشانه های زندگی است، شور محشر برپا می کنند؟! قرآن توجه همه انسانها را به این مسأله جلب کرده که آیات زیر نمونه های عمده آن است، گوش جان به این آیات می سپاریم: 

1- و نزلنا من السماء ماء مبارکا فانبتنا به جنات و حب الحصید- و النخل  باسقات لها طلع  نضید زرقا للعباد و احیینا به بلده میتا کذلک الخروج (ق/9 تا 11)

2- یخرج الحی من المیت و یخرج المیت من الحی و یحیی الارض بعد موتها و کذلک تخرجون (روم/19)

3- فانظر الی  آثاررحمه الله کیف یحیی الارض بعد موتها ان ذلک لمحیی الموتی و هو علی کل شی قدیر (روم /50)

4- و تری الارض هامده فاذا انزلنا علیها الماء اهتزت و ربت و انبتت من کل زوج بهیج- ذلک بان الله هو الحق و انه یحیی الموتی و انه علی کل شیء قدیر (حج/5 و 6)

5- و من آیاته انک تری الارض خاشعه فاذا انزلنا علیها الماء اهتزت و ربت ان الذی احیاها لمحیی الموتی. انه علی کل شیء قدیر ( فصلت/39)

6- و الله الذی ارسل الریاح فثثیر سحابا فسقناه الی بلد میت فاحیینابها الارض بعد موتها کذلک النشور (فاطر/9)

7- و هو الذی یرسل الریاح بشرا بین یدی رحمته حتی اذا اقلت  سحابا ثقالا سقاناه لبلد میت فانزلنا به الماء  فاخرجنا به من کل الثمرات کذلم تخرج الموتی لعلکم تذکرون (اعراف/57)

ترجمه:

1- و از آسمان، آبی پر برکت فرستادیم و به وسیله آن باغها و دانه هائی را که درو می کنند رویاندیم، و نخلهای بلند قامت که میوه های متراکم دارند، همه اینها به منظور بخشیدن روزی به بندگان است، و به وسیله باران زمین مرده را زنده کردیم، آری زنده شدن مردگان در قیامت نیز همین گونه است.

2- او زنده را از مرده خارج می کند، و مرده را از زنده، و زمین را بعد از مرگ حیات می بخشد، و همین گونه روز قیامت برانگیخته می شوید!

3- به آثار رحمت الهی بنگر که چگونه زمین را بعد از مردنش زنده می کند؟ آن کس (که زمین مرده را زنده  کرد) زنده کننده مردگان در قیامت است، و او بر همه چیز توانا است.

4- زمین را (در فصل زمستان) خشک و مرده می بینی، هنگامی که باران را بر آن فرو می فرستیم به حرکت در می آید و نمو می کند، و انواع گیاهان زیبا را میرویاند. این به خاطر آن است که بدانید خداوند حق است و مردگان را زنده می کند و بر همه چیز توانا است.

5- از آیات او این است که زمین را خشک و خاضع می بینی، اما هنگامی که آب بر آن می فرستیم به جنبش در می آید و نمو می کند، همان کس که آن را زنده کرد مردگان را نیز زنده می کند، او بر همه چیز توانا است.

6- خداوند آن کس است که بادها را فرستاد تا ابرهائی را به حرکت در آورد، ما این ابرها را به سوی سرزمین مرده ای میرانیم، و به وسیله آن زمین را بعد از مرگ زنده می کنیم، رستاخیز نیز همین گونه است؟

7- او کسی است که بادها را پیشاپیش (باران) رحمتش می فرستد تا زمانی که ابرهای سنگین بار را (بردوش خود) حمل کنند، در این هنگام آنها را به سوی سرزمینهای مرده می فرستیم، به وسیله آن آب ( حیاتبخش) نازل می کنیم، و با آن هرگونه میوه ای (از خاک تیره) بیرون می آوریم، و این گونه (که زمینهای مرده را زنده کردیم) مردگان را (نیز در قیامت) زنده می کنیم تا متذکر شوید.

تفسیر و جمع بندی:
زنده شدن زمینهای مرده را دیدید، رستاخیز همین گونه است؟!

در نخستین آیه از ریشه اصلی حیات یعنی دانه های حیاتبخش باران شروع کرده، می فرماید: «ما از آسمان آب با برکتی نازل کردیم، و به وسیله آن باغها و دانه هائی را که   درو می کنند رویاندیم "و نزلنا من السماء ماء مبارکا فانبتنا به جنات و حب الحصید". به این ترتیب به تمام باغهای میوه، و مزارع حبوبات، و دانه های غذائی اشاره می کند. سپس قرآن از میان تمام آنها انگشت روی نخلهای سر به آسمان کشیده و پربار که نمونه اتم و اکمل آن است گذارده، می فزماید: «و همچنین نخلهای بلند قامت که میوه های متراکم دارند رویاندیم» "و النخل  باسقات لها طلع نضید". جالب اینکه  از یکسو اشاره به نخلهای بلند قامت کرده که از همان زمین مرده و دانه ناچیز به طرزی شگفت انگیز و باور نکردنی پرورش می یابند و از سوی دیگر به میوه های متراکمی که بر فراز آسمان با خود حمل می کنند، میوه هائی شیرین «حیاتبخش» و مغذی، و دارای انواع مواد حیاتی و مورد نیاز جسم انسان و سرانجام چنین نتیجه می گیرد که «هدف این بوده است که روزی به بندگان ببخشیم» (زرقا للعباد) و به وسیله آن (باران) زمین مرده را زنده کردیم» (و احیینا به بلده میتا) «زنده شدن مردگان نیز همین گونه است» ( کذلک الخروج).

این آیه با صراحت بازگو کننده این حقیقت است که خروج انسانها در قیامت از همان اصولی مایه می گیرد که خروج گیاهان و گلها و دانه های غذائی و درختان با میوه های رنگارنگشان، همان چیزی که هر سال آن را با چشم خود تماشا می کنیم، منتها چون به آن خو گرفته ایم آن را مسأله ساده ای می پنداریم، و چون رستاخیز انسانها را با چشم ندیده ایم گروهی آن را پیچیده و گاه محال می پندارند در حالی که قوانین حاکم بر هر دو یکی است.

در دومین آیه همین مسأله در لباس دیگری مطرح شده است، می فرماید: «خداوند زنده را از مرده خارج می سازد، و مرده را از زنده» (یخرج الحی من المیت و یخرج المیت من الحی). آن فاصله ای که شما در میان مرگ و حیات می بینید برای ذات پاک او مطرح نیست، او مرتبا زندگان را از دل مردگان و بالعکس خارج می سازد (توجه داشته باشید «یخرج» فعل مضارع است و دلالت بر استمرار  دارد، یعنی این کار دائمی او است) بنابراین نمونه صحنه پایان این جهان که صحنه خروج مرگ از دل حیات است، و همچنین صحنه معاد که صحنه خروج حیات از دل مرگ است، پیوسته در برابر چشم شما تکرار می شود، هرچند در مقیاس محدودتری است، پس چه جای تعجب که در پایان این جهان همه موجودات زنده بمیرند و در رستاخیز همه انسانها به زندگی جدیدی بازگردند؟ یعنی قانون تبدیل مرگ به حیات و حیات به مرگ در مقیاس وسیع و گسترده ای صورت پذیرد. البته خارج شدن مرگ از دل حیات بر همه واضح است، ولی از آنجا که خارج شدن حیات از دل مرگ ممکن است برای بعضی قابل تأمل باشد در پایان آیه می فرماید: «و زمین را بعد از مردنش زنده می کند و همین گونه شما (روز قیامت) خارج می شوید» (و یحیی الارض بعد موتها و کذلک تخرجون).

جمله "کذلک تخرجون" (شما این گونه مبعوث می شوید) به وضوح بیانگر این حقیقت است که تفاوتی میان این رستاخیز کوچک که در جهان گیاهان و زمینهای مرده رخ می دهد، با آن رستاخیز بزرگ و فراگیر نیست، و با اندکی دقت در این موضوع هر گونه پندار غلط و وسوسه های شیطانی در امر معاد برطرف می گردد. آری در هر لحظه ای در این جهان پهناور هزاران هزار دانه می شکافد و نخستین جوانه حیات از آن بیرون می آید، و هر لحظه در گوشه و کنار این جهان زمینهائی مرده حیات خود را از سر می گیرند، این یک سنت دائمی و همیشگی پروردگار و تداعی خاطره معاد در اذهان است.

در سومین آیه بعد از اشاره به چگونگی پیدایش باران به دنبال حرکت بادها و ابرها و تراکم آنها بر یکدیگر، می فرماید: «اکنون بنگر به آثار رحمت الهی که چگونه زمین را بعد از مردنش زنده می کند»؟! (فانظر الی  آثا رحمه الله کیف یحیی الارض بعد موتها)، «آن کس که چنین می کند هم او زنده کننده مردگان در قیامت است» (ان ذلک لمحیی الموتی)، آری «او بر همه چیز  توانا است» (و هو علی کل شی قدیر).

«آثار» جمع «اثر» به گفته «مقائیس اللغه» به سه معنی آمده است: مقدم داشتن، یاد کردن، و آثاری که از چیزی باقی می ماند. ولی بعضی دیگر از علمای لغت همه را در معنی سوم خلاصه کرده اند، چرا که مقدم داشتن و یاد کردن از چیزی به خاطر آثاری از فضیلت و عوامل برتری است که در آن باقی مانده. تعبیر به "رحمه الله" در اینجا اشاره به بارانهای حیاتبخش است که یک نمونه زنده و آشکار از رحمت الهی است و آثار آن در همه جا ظاهر می شود، زمین مرده را زنده می کند و قلبهای مرده را جان می دهد، هوای آلوده و مرده را نشاط می بخشد، و بالاخره بر جسم و جان انسان نور حیات می پاشد.

تعبیر به «ذلک» که اسم اشاره به دور است در مورد «خداوند» در واقع اشاره به عظمت مقام او است که از دسترس فکها و عقلها بیرون است. واژه «ان» که برای تأکید است و «لام» در «لمحیی» که آن هم برای تأکید است، به ضمیه «جمله اسمیه» که آن نیز برای تأکید می آید، همه برای اثبات این حقیقت است که آن کس که پیوسته به وسیله نزول باران رحمتش، زمین های مرده را زنده می کند این توانائی  را دارد که مردگان انسانی را حیات نوین ببخشد. تعبیر به «نظر» (نگاه کن) از این نظر جالب است که می گوید: مسأله معاد یک امر حسی و دیدنی است، و همواره آن را با چشم می بینید، پس چگونه آن را به باد سخریه می گیرید یا انکار می کنید؟!

در چهارمین آیه بعد از بیان حرکات تکاملی نطفه در رحم، و تطورات جنین به عنوان یک دلیل روشن بر مسأله امکان معاد، به سراغ نطفه های گیاهی می رود که در رحم زمین پرورش می یابند، می فرماید: «زمین را (در فصل زمستان) خشک و مرده می بینی» (و تری الارض هامده)، هنگامی که آب باران را بر آن فرو می فرستیم تکان می خورد و به جنبش در می آید و نمو می کند، و انواع گیاهان دل انگیز را می رویاند» (فاذا انزلنا علیها الماء اهتزت و ربت و انبتت من کل زوج بهیج).

راستی قرآن مجید کتاب عجیبی است، هنگامی که می خواهد یک حقیقت را برای تأکید و ثبت در افکار و اذهان تکرار کند چنان لباسهای رنگارنگ و مختلف بر آن می پوشاتد که هر بار انسان خود را در برابر مطلب تازه، و چهره جدیدی از آن حقیقت می بیند، نه تکرارش ملال انگیز است، نه خالی از مطلب تازه، و همیشه  دارای درس جدید می باشد، نمونه آن را در مسأله احیای زمینهای مرده در آیات  مورد بحث مشاهده می کنیم. قابل توجه اینکه قرآن در خصوص آیه مورد بحث که آن را عطف بر مسأله تطورات جنین نموده، این مطلب را خاطر نشان می سازد که حیات انسانی و حیوانی و گیاهی همه از یک مقوله است، و نمونه های معاد هر یک را که در این جهان با چشم می بینیم و لمس می کنیم، دلیل بر امکان دیگری است.

تعبیر به «تری»(می بینی) مانند تعبیر به «انظر» (بنگر) در آیه قبل است و همه تاکیدی است بر محسوس بودن رستاخیز بزرگ جهان گیاهان. «اهتزت» از ماده «اهتزاز» در اصل از «هز» به معنی تحریک شدید گرفته شده است،  و بعضی آن را به معنی حرکات زیبا و جالب تفسیر کرده اند، و در اینجا اشاره به دگرگونیهای جالب و حرکات مختلفی است که به وسیله روئیدن انواع گیاهان بر صفحه زمین ظاهر می شود. «ربت» از ماده ربو (بر وزن غلو) به معنی «نمو» است و منظور در اینجا نمو زمین است نه نمو گیاهان، و منظور از نمو آن برآمدن اجزاء مختلف زمین و خاکهای آن به وسیله جوانه ها و ریشه ها و ساقه های گیاهان می باشد، و آنها که این جمله را اشاره به نمو گیاهان دانسته اند در حقیقت از جمله بعد غفلت نموده اند، زیرا می فرماید:"و انبتت من کل زوج بهیج" (زمین از هر نوع، گیاه زیبا و خوش منظره ای می رویاند).

پنجمین آیه  همان محتوای آیه قبل را در بردارد، ولی با دو تفاوت، نخست اینکه احیای زمینهای مرده را هم دلیلی بر توحید می شمرد، و هم نشانه ای از معاد، می فرماید: «از آیات او این است که زمین را خاشع می بینی، اما هنگامی که آب بر آن نازل می کنیم به جنبش در می آید و نمو می کند» (و من آیاته انک تری الارض خاشعه فاذا انزلنا علیها الماء اهتزت و ربت)، «کسی که آن را احیا کرده، همو زنده کننده مردگان است، که او بر همه چیز توانا است» (ان الذی احیاها لمحیی الموتی. انه علی کل شیء قدیر).

دیگر اینکه تعبیر از زمینهای مرده به «خاشعه» می کند و به گفته «المیزان» زمین خشک و خالی از گیاه در اینجا به شخص فقیر و بی بضاعتی تشبیه شده که گرفتار ذلت و حقارت است، و پس از نزول باران به کسی که گوئی مال فراوانی به دست آورده و بهترین لباسها را در تن کرده و با قامتی صاف و کشیده و پرنشاط به حرکت در آمده، به گونه ای که در صورتش آثار نعمت نمایان است.

نکته دیگری که می توان از این تعبیر استفاده کرد یک درس اخلاقی است و آن اینکه همان گونه که زمین خاشع و خاضع مشمول رحمت الهی می شود، و آن همه آثار و برکات و نمو و نشاط پیدا می کند، بندگان خاشع و خاضع نیز از رحمت واسعه او برخوردار گشته، شکوفه های علم و ایمان و تقوی بر صفحه وجودشان ظاهر می شود.

در ششمین آیه باز همین مسأله (با تعبیر تازه ای) مطرح شده است، ضمن اشاره به چگونگی نزول باران می فرماید: «خداوند همان کسی است که بادها را فرستاد تا ابرها را به حرکت درآورند، سپس آن را به سوی سرزمین مرده ای می رانیم، و با آن زمین را بعد از مرگش زنده می کنیم» (و الله الذی ارسل الریاح فثثیر سحابا فسقناه الی بلد میت فاحیینابها الارض بعد موتها).

«رستاخیز مردگان نیز همین گونه است» "کذلک النشور". در حقیقت این آیه هم دلیلی است برای اثبات مبدأ، یعنی ذات پاک خداوند، و هم دلیلی است برای معاد، آغاز آیه خداوند را به وسیله نظام دقیقی که بر وزش بادها و حرکت ابرها و آبیاری سرزمینهای مرده و احیای آنها حاکم است معرفی می کند، و پایانش اشاره زنده پر معنائی به مسأله معاد دارد، و با یک بیان دو هدف را نشانه گیری می کند. جمله "کذلک النشور" علاوه بر اینکه حیلی انسانها را به  احیای زمینهای مرده تشبیه می کند، می تواند اشاره ای به این معنی باشد که همان طور که بادها قطعات پراکنده ابر را به هم پیوند می دهند و آنها را بارور می سازند، ارواح انسانها نیز در قیامت به سوی بدن ها حرکت می کنند، ذرات پراکنده خاک به فرمان خدا جمع می شود و جان می گیرد.

در حدیثی از رسول خدا (ص) می خوانیم که یکی از یارانش عرض کرد: ای رسول خدا "کیف یحیی الله الموتی و ما آیه ذلک فی خلقه؟" «خداوند چگونه مردگان را زنده می کند و نشانه و نمو آن در خلقش چیست؟ پیامبر(ص) فرمود "اما مررت بوادی اهلک ممحلا ثم مررت به یهتز خضرا؟"  «آیا سرزمینی که بر اثر خشکسالی هلاک شده باشد عبور نکرده ای، و سپس از آب عبور کنی درحالی که از سبزی و خرمی تکان می خورد»؟! گفت: آری، ای رسول خدا! فرمود: "فکذلک یحیی الله الموتی و تلک آیته فی خلقه" «‌این گونه خداوند مردگان را زنده می کند، و این است نشانه و نمونه آن در خلقش؟»

در هفتمین و آخرین آیه باز سخن از فرستادن بادها به عنوان بشارتگر در پیشاپیش باران رحمت است. باز سخن از ابرهای سنگین باری است که بر دوش بادها سوار می شوند و به سوی سرزمین های مرده به حرکت درمی آیند، سپس قطرات حیاتبخش باران از آن فرو می ریزد» (و هو الذی یرسل الریاح بشرا بین یدی رحمته حتی اذا اقلت  سحابا ثقالا سقاناه لبلد میت فانزلنا به الماء)، و درست در اینجا می فرماید: ما به وسیله آن انواع میوه ها (از خاک تیره و مرده) بیرون می آوریم و این گونه مردگان را ( در قیامت از قبرها) خارج می سازیم شاید متذکر شوید "فاخرجنا به من کل الثمرات کذلم تخرج الموتی لعلکم تذکرون".

جمله "لعلکم تذکرون" اشاره به این است که خداوند این صحنه های شگفت انگیز را ذر این جهان به شما نشان می دهد که از یکسو به ذات پاکش پی برید و از سوی دیگر به معاد و رستاخیز جهان دیگر.

قابل توجه اینکه در روایتی از پیغمبر اکرم (ص)  می خوانیم: "ثم یرسل الله مطرا کانه الطل فتنبت  منه اجساد الناس ، ثم یقال: یاایها الناس هلموا الی ربکم و قفوهم انهم مسئولون" «سپس خداوند بارانی می فرستد همچون بارانهای ریز، و به وسیله آن اجساد مردم می روید! سپس گفته می شود: ای مردم! بیائید به سوی پروردگارتان، و آنها را متوقف سازید که آنها در برابر اعمالشان مسئولند». از کلمات بعضی مفسران استفاده می شود که آن باران یک باران ساده نیست بلکه شباهت به آب نطفه دارد که انسان از آن متولد می شود! این باران چهل روز ادامه می یابد و تأثیر عجیی روی اجزای بیجان انسانها می گذارد و حیات را در آن می دمد.

پاسخ به یک سئوال
قرآن مجید در آیات فوق با بهره گیری از یک مثال روشن حسی پاسخ محکمی به منکران معاد داده است، و به اصطلاح «شاهد» را دلیل «غائب» گرفته و «امروز» را گواه «فردا»، چرا که هرسال لااقل یک بار و گاه دو یا چند بار زمینهای مرده بر اثر ریزش باران رحمت الهی زنده می شوند و حیات نوین پیدا می کنند، بلکه می توان گفت این معنی همه روز در جهان واقع می شود. هر روز گیاه تازه ای از زمین مرده ای می روید، و  هر روز صحنه معاد در برابر چشم انسان ظاهر می گردد.

اکنون این سئوال پیش می آید که دانشمندان امروز در این مسأله اتفاق نظر دارند که تمام آزمایشها نشان میدهد که موجودات زنده فقط از موجودات زنده متولد می شوند، و تا بذر و دانه گیاهی در زمینی نباشد نزول باران اثری نخواهد داشت. وانگهی بذرهای  گیاهان مرکب از دو قسمتند یک بخش که قسمت عمده آن را تشکیل می دهد مواد غذائی است، و قسمت دیگر که بخش کوچکی است یک سلول زنده است که با فراهم شدن شرائط پرورش ( مخصوصا آب) از آن مواد غذائی موجود در دانه، و سپس از مواد غذائی موجود در زمین، بهره گرفته نمو می کند، و اگر این سلول زنده نبود زنده شدن زمینهای مرده امکان نداشت.

در پاسخ این سئوال می گوئیم بدون شک سلول زنده ذره کوچکی است که اجزاء مرده را از زمین به خود جذب می کند و آنها را تبدیل به پیکر موجود زنده می کند(دقت کنید). به تعبیر دیگر درخت نخلی که گاهی یک تن وزن دارد، در آغاز سلول کوچکی بوده در کنار هسته خرما، با وزنی مثلا درحدود یک میلی گرم، سپس در حدود یک تن از مواد بیجان زمین و آب و هوا را که همه موجوداتی مرده اند به خود جذب کرده، و به تمام آنها حیات و زندگی بخشیده است، این در حقیقت مبدل شدن زمینهای مرده به موجود زنده است. قابل توجه اینکه قرآن می گوید زمینهای مرده زنده می شوند (نمی گوید درختان و بذرهای مرده زنده می شوند، چرا که آنها به طور کامل نمرده اند) یعنی این زمینهای مرده جزء اندام گیاه و درخت شده، و مبذل به سلولهالی زنده می شوند.

البته اگر نگاهی به آغاز آفرینش حیات در کره زمین بیفکنیم مسأله از این هم روشنتر می شود، چرا که وقتی زمین از خورشید جدا شد کره آتشین سوزاتی بود، و طبعا هیچ موجود زنده ای در آن وجود نداشت. اما بعد از آنکه به اندازه کافی سرد شد، و آماده پرورش موجودات زنده گردید، و بارانهای سیل آسا فرود آمد و زمینها را خنک تر و آماده تر کردند و شخم نمودند، نخستین جوانه های حیات گیاهی به گونه ای که هنوز اسرارش بر همه دانشمندان مخفی است از همان مواد کره زمین به وجود آمد، به این ترتیب موجود مرده زنده شد (باز هم دقت کنید).


منابع :

  1. ناصر مکارم شیرازی- پیام قرآن (معاد در قرآن مجید)- جلد 5- از صفحه 163 تا 175

http://tahoor.com/fa/Article/PrintView/400553