شرایط و وظایف بازرس دولت در حکومت اسلامی

«محتسب» کسی است که عهده دار انجام فریضه امر به معروف ونهی از منکر اجتماعی است. دانشمندان اسلامی شرایطی را برای او ذکر کرده اند که در امر به معروف فردی معتبر نیست.

«ابن اخوه قریشی» در کتاب خود «معالم القربة فی احکام الحسبة» می گوید «حسبه»  از سنن دینی است و پیشوایان صدر اسلام به خاطر مصالح عمومی و به انگیزه ثواب، خود به این وظیفه قیام می کردند و آن عبارت است از امر به معروف و وادار نمودن مردم به کار نیک، آنگاه که کار نیک در جامعه ترک شود، و نهی از منکر  و جلوگیری از کار زشت، وقتی که کار زشت در جامعه ظاهر گردد.
خدا می فرماید: «لاخَیرَ فیِ کَثِیرِ من نَجواهُم اِلا مَن اَمرَ بِصَدَقَه اَو مَعرُوفِ اَو اِصلاحِ بَینَ الناسِ» (سوره نساء /آیه 114)، «در بسیاری از آهسته گویی آنان خیری نیست مگر کسی که به صدقه یا کاری پسندیده، یا اصلاح میان مردم فرمان دهد.»
«محتسب» که او را امام یا نائب امام نصب می کند وظیفه اش اولاً: نظارت بر احوال زندگی رعیت است ثانیاً: نظارت بر تمام امور و مصالح مردم در معاملات، خوردنی ها، آشامیدنی ها، خانه ها و راههای آنها و بالاخره امربه معروف و نهی از منکر. و از شرایط محتسب این است که باید مسلمان، آزاد، بالغ، عاقل، عادل و قادر باشد. «حریت»، «بلوغ»، «عدالت» از شرایطی نیست که در امر به معروف و نهی از منکر فردی نیز معتبر باشد و این خود گواه بر این است که امربه معروف و نهی از منکر دو نوع است: «فردی» و «اجتماعی». اولی وظیفه هر فردی از افراد مسلمانهاست و دومی احتیاج به سازمان و قدرت دارد و از شئون حکومت می باشد.

وظیفه محتسب و قوه اجرایی
گواه روشن بر اینکه این قسم از امر به معروف و نهی از منکر که «حسبه» نامیده می شود و اختصاص به قوه اجرایی دارد، این است که امیرمومنان علی (ع) از بعضی از حاکمان و والیان شهرها درخواست می کند که به این وظیفه مهم از این جهت که یکی از وظایف و مسئولیت های آنان است، قیام کنند. آنجا که می فرماید: «از جمله وظایف تو نگاهداری نفس خویش است ( از هوی و هوس و نافرمانی) و کوشش در کار رعیت و اصلاح امور آنها، زیرا سود و پاداشی که از این راه ( از طرف خداوند) به تو می رسد، بیشتر از سودی است که به وسیله تو به رعیت می رسد.»
صاحب کتاب «معالم القربة فی احکام الحسبة» به تفاوت هایی که میان محتسب ( کسی که از طرف حاکم به این سمت منصوب گردد) و داوطلب (کسی که به طور ازاد به امربه معروف و نهی از منکر می پردازد) وجود دارد، اشاره کرده می گوید:

1- این فریضه،  به حکم حاکم برای محتسب رسمی، واجب عینی ولی برای دیگران واجب کفایی است.

2- محتسب، حق سرپیچی از انجام وظیفه محوله ندارد، ولی دیگران آزاد هستند.

3- محتسب برای دادخواهی منصوب می شود، ولی داوطلب بر این کار منصوب نمی گردد.

4- محتسب مجبور است دادخواهی را بپذیرد، ولی دیگران مجبور نیستند.

5- محتسب رسمی می توانند برای خود نائب و نماینده تعیین کند، ولی دیگران حق توکیل ندارند.

6- محتسب حق اجرای حد شرعی را ندارند، اما حق دارد «تعزیر» نماید ولی دیگران چنین حقی را ندارند

7- محتسب حق گرفتن حقوق و ارتزاق از صندوق بیت المال را در مقابل عمل دارد و دیگران حق گرفتن حقوق را ندارد و.....

اینها تفاوت هائی میان «محتسب» ( کسی که از طرف  حاکم به این سمت منصوب می شود و عهده دارد انجام وظیفه امر به معروف و نهی از منکر اجتماعی  است) و کسی  که به میل خود به طور آزاد، اقدام به این وظیفه می نماید ( وظیفه امر به معروف و نهی فردی) است.
«ابن اخوه» در مقدمه کتاب خود می گوید: «حسبه» یک منصب سیاسی حکومتی است، محتسب طبق حکم حاکم اقدام به امر به معروف و نهی از منکر  می نماید. گواه دیگر بر اینکه امر به معروف و نهی از منکر اجتماعی که در اصطلاح فقهاء به آن «حسبه» می گویند تنها مجرد بیان حلال و حرام نیست، بلکه بر عهده محتسبان است که با استفاده از قدرت در سطح بسیار وسیع تر، اقدام به انجام این فریضه نمایند، وظایف زیادی است که فقهاء برای محتسبان ذکر کرده اند که طبق آن، شعاع امربه معروف و نهی از منکر شامل کلیه برنامه های پاکسازی و اصلاحات اجتماعی و تربیتی و اخلاقی می باشد. اینک بیان نمونه ای از وظایف محتسب و دایره حسبه که امروز برعهده چند وزارتخانه و سازمان های مختلف است:

1- دایره حسبه، مسئول جلوگیری از استعمال آلات و ادوات حرام و شراب می باشد. وقتی شخصی به وجود شرابی تظاهر نمود، محتسب شراب را به دور می ریزد و اگر صاحب آن مسلمان باشد او را ادب می کند و اگر نمی باشد به خاطر تظاهر، او را نیز تنبیه می نماید و این کار را درباره دیگر آلات محرم نیز انجام می دهد، و آنها را به صورت چوب در آورده و صاحب آن را تأدیب می کند ( ممکن است این قسم از وظایف دایره حسبه جزء شئون وزارت کشور  باشد.»
2- دایره حسبه اهل ذمه را تحت نظر می گیرد به این معنی مواظب حالات آنها بوده که آیا به عهد و پیمان خود، وفا دارند و به شرایط ذمه عمل می کنند؟( و این قسم از وظائف دائره حسبه می تواند نیز جزء شئون وزارت کشور باشد.)

3- جنازه ها را بازرسی می کند و از لحاظ مراعات امور بهداشتی و حقوقی مواظب آنها می باشد ( و این قسم نیز می تواند جزء شئون وزارت بهداری باشد.)

4- محتسب، معاملات را نیز تحت نظر می گیرد و از معاملات فاسد و معاملات ربوی جلوگیری می نماید ( و این قسم هم می تواند جزء شئون وزارت دادگستری باشد.)

5- محتسب، باید مواظب روابط اجتماعی و خلافی مردم  نیز باشد و مردم را از روابط  مشکوک و نامشروع منع کند ( و این هم می تواند جزء شئون وزارت کشور باشد).

6-دائر حسبه ضرابخانه ها را تحت نظر می گیرد که مبادا عیار سکه های رایج کم و زیاد گردد ( و این قسم هم می تواند جزء شئون وزارت دارائی باشد).

7- دایره حسبه، اشخاصی را که به وسیله متاع خود ( سد مَعبَر) می کنند و یا باربرهائی  که با حمل اشیاء ضرر به عابرین می رسانند، منع می کند،  امروز این وظیفه از وظایف شهرداری ها است.

8- همچنین ضبط( اوزان) و ( مقادیر) وظیفه ( محتسب) است و از کلاهبرداری و تقلب و کم فروشی جلوگیری می نماید، و امروز این کار را شهرداری انجام می دهد.

9- دائره حسبه، از تجاری که غله می فروشند به شدت مراقبت می نماید تا از احتکار و بالا بردن قیمت ها جلوگیری کند و در صورت ضرورت، برای ارزاق عمومی نرخ تعیین می کند ( این وظیفه امروز از وظائف وزارتخانه های بازرگانی و اقتصاد است.)

10- مراقبت از نانوائی ها و خمیرگیرها و سایر کارکنان نانوائی ها از لحاظ مراعات امور بهداشتی وظیفه دائره حسبه است مبادا مردم در اثر عدم مراعات امور بهداشتی در نانوا ها به بیماری مبتلا  شوند و همچنین مواظبت از آشپزخانه ها ی عمومی برعهده محتسب است و نیز از جهت تعیین قیمت ها ( این وظیفه، امروز به عهده وظائف وزارت بهداری است.)

11- دائره حسبه، قصابی ها را تحت نظر می گیرد و از چیزهائی که باعث کثیفی کوچه ها می گردد، مثل ذبح کردن حیوانات در بازار، و از فروش گوشت فاسد جلوگیری می کند و نرخ گوشت ها را تعیین کرده و روی کاغذی نوشته به دکان های قصابی نصب می نماید ( و این قسم نیز از شئون وزارت بهداری و بازرگانی می باشد.)

12- همچنین  از بزازی ها و فروشگاههای لباس و آنچه مربوط به این قسمت است، مراقبت می نماید و جلوی تخلفات آنها را می گیرد و نمی گذارد با قیمت ها بازی کنند و نیز مراقبت از خیاط و رنگرزها برعهده او است.

13- به طور کلی  مراقبت از تمام اصناف و پیشه وران مانند آهنگران، مسکران، رنگرزان،  نعل بندان، حمامی ها، خون گیرها،  پزشکان، شکسته بندها، جراحان و... از لحاظ قیمت و مراعات امور بهداشتی و سایر شرایط کار بر عهده دائر حسبه است. امروز بعضی از این وظائف از شئون وزرات بازرگانی و اقتصاد است و بعضی دیگر از شئون وزارت بهداری و وزارت کشور می باشد.  

14- مراقبت از مساجد، موذنان، وُعاظ و قاریان قرآن بر عهده این اداره  است، و متصدیان این امور باید از میان کسانی که در بین مردم به دین و دیانت و نیکی و فضیلت معروفند انتخاب شوند و باید از علوم شرعی نیز اطلاع داشته باشند ( این قسم هم امروز  از وظائف وزارت اوقاف است)

15- و همچنین مراقبت از آموزگاران و کودکان و برنامه های درسی و ساختمان مدارس از لحاظ امور بهداشتی و وسائل رفاه از وظائف دایره حسبه است ( که امروز از وظائف وزارت آموزش وپرورش محسوب می شود).

16- مواظبت از نامه نگاران حتی از اشخاصی که اهلیت چنین کاری را ندارند جلوگیری شود و در نتیجه اسرار مردم  محفوظ بماند.

17-محتسب می تواند کسانی را که از قوانین اسلامی تخلف می کنند، تعزیر و تأدیب نماید.

18- مراقبت از کارکنان کشتی ها و سائر وسائط نقلیه ( چیزی که امروز از شئون وزارت راه و ترابری است.)

19-رسیدگی به امور کار و کارکارگری و مراقبت از اوضاع و حقوق کارگران (که امروز از وظائف وزرات کار و تأمین نیازمندی های اجتماعی محسوب می شود).

برای اطلاع بیشتر از وظائف محتسب به طور اختصار آنچه را که « ابن خلدون» دراین بارنوشته است یاد می کنیم: ابن خلدون در مقدمه خود می نویسد: «حسبه وظیفه دینی و شاخه ای از امر به معروف و نهی از منکر است و بر پیشوای مسلمانان واجب است این مقام را به کسی که شایسته آن است، اختصاص دهد و او را به انجام آن ملزم سازد، آن گاه محتسب به منظور انجام این امر همکارانی برای خود برمی گزیند و درباره منکرات و اعمال خلاف به جستجو می پردازد و مرتکبان را تعزیر و تأدیب می کند و مردم را به حفظ مصالح عمومی شهر وا می دارد مانند جلوگیری از سد معابر و جلوگیری از باربران و کشتیبانان در حمل بارهای سنگین تر از میزان مناسب و فرمان تخریب بر صاحبان خانه های مشرف بر خرابی تا مبادا برای رهگذران خطری رخ دهد و منع معلمان و مکاتب و غیره از اعمال شدت در تنبیه کودکان نوآمور. ولی وظیفه محتسب در مسائل مورد نزاع محدود نمی شود بلکه اگر از تدلیس در معامله یا اوزان و پیمان ها آگاه شد، می تواند مداخله کند و مسامحه کاران در پرداخت دین و مانند آنها را به انصاف وادار نماید و نظائر این گونه امور که بر عهده او است و نیازی به شنیدن شهادت و گواه صدور حکمی ندارد.

آری اگر کسی این وظایف مهم و سنگینی را که بر عهده ( دائره حسبه) قرار داده شده است، ملاحظه نماید، خواهد دید اینها همان وظائف و مسئولیت هائی است که امروزه وزارتخانه ها و ادارت و سازمان های مربوطه در شعاع وسیع تر عهده دار انجام آنها می باشند. اگر چه حیات اسلامی در عصر گذشته و صدر اسلام بسیار محدود بود، نیاز به تشکیل سازمانهای عریض و طویل امروز نبود، بلکه تشکیلات مخصوصی جهت مبارزه با فساد و دعوت  به انجام مسئولیت های اجتماعی بنام «اداره حسبه» و مأموران آن بنام «محتسب» و یا «آمرین به معروف» کافی بود، ولی ترقی و تمدن بشر و توسعه شهرها و گسترش جمعیتها و نیازمندی های مردم باعث شد که تشکیلات دولت ها نیز توسعه پیدا کند و جهت انجام این وظائف مهم و مسئولیت های بزرگ، وزارتخانه ها وسازمان ها و ادرات وسیع تری به وجود آمد. علاوه بر این، اسلام به حکم اینکه آئین خاتم است، به بیان حقیقت و جوهر وظائف و مسئولیت ها پرداخته و شکل آن را بر عهده زمان و نیاز مردم قرار داده است.


منابع :

  1. آیت الله جعفر سبحانی- مبانی حکومت اسلامی- از صفحه 294 تا 301

https://tahoor.com/fa/Article/PrintView/401461