منی و رمی جمرات در حج

بعد از اینکه وقوف در مشعرالحرام به پایان رسید اینک با قلبی سرشار از محبت خدا و آماده ی فداکاری و از خود گذشتگی در راه معبود بی همتا، بعد از طلوع آفتاب روز «عید اضحی» به سوی «وادی منی» حرکت می نمائیم تا در صحنه امتحان الهی شرکت کرده و آثار و علایمی از اندوخته های معنوی و مکتسبات روحی خود را که در موقف عرفات و مشعر بدست آورده ایم، در معرض دید همگان بگذاریم که هم خود، محصول کار خود را  بالعیان ببینیم و هم به دنیای انسان ها، نمونه ای از قدرت سازندگی مکتب تربیتی اسلام را ارائه نمائیم که پرورش یافتگان در دامن «عرفات و مشعرالحرام» از نظر معرفت و شناسایی خدا و محبت به خدا، به آنجا رسیده اند که منقطع از تمام شواغل مادی گشته و چشم از جمیع ما سوی پوشیده و تمام مال و منال و تعینات دنیایی را بصورت سنگریزه های بی ارزش، بر کف گرفته و آماده ی امتثال امر و اطاعت فرمان خدا  می باشند که به هر راه و به هر مصرف و تحت هر عنوانی که بفرماید، بی دریغ و بدون تعلل، وارد میدان عمل می شوند و حتی اگر ریختن خون و دادن جان خود و عزیزانشان نیز، مطلوب معبود محبوبشان باشد، بی مضایقه حاضرند. آری! منی قربانگاه است.

«قال ابوعبدالله علیه السلام: اذا اخذ الناس منازلهم بمنی نادی مناد: یا منی قد جاء اهلک قاتسعی فی فجاجک  و اترعی  فی مثابک. و مناد ینادی: لو تدرون بمن حللتم لایقنتم بالخلف بعد المغفره»، «امام صادق علیه السلام فرموده اند: همین که مردم در منازل خود در منی، جای گرفتند، منادی از ( جانب خدا) ندا می کند: ای منی! اهلت آمدند، دامن های خود را فراخ کن (آغوش بگشا و جا برای واردین باز کن). حوض ها و آبگیرهای خود را پر آب نما. و منادی دیگری ندا می کند: اگر بدانید بر چه کسی وارد شده اید، یقین به مغفرت و جبران تمام مخارجی که نموده اید پیدا می کنید». اشاره به آیه ی مبارکه است که می فرماید: «و ما انفقتم من شئ فهو یخلفه» (سوره سبا/ آیه 39«هر چه انفاق کنید، او جای آن را پر می کند».

از این حدیث استفاده می شود که منی با مساحت بسیار محدودی که در ظاهر دارد و یک دره ی تنگ بیش نیست، به طور خارق العاده، جمعیت های مضاعف و چند برابر ظرفیت ظاهری خود را در خود می گنجاند و آسایش می دهد. و به راستی منی از لحاظ گنجایش مکانی و برکت ارزاق از آب و نان و سایر موجبات رفاه، برای آن جمعیت انبوه که سال به سال نیز بر کثرت و ازدحام آن افزوده می شود، از عجایب است و پیداست که به طور غیر عادی و به امداد غیبی الهی، تأمین است. همچنان که این جمله از ابن عباس نقل شده است: «ان منی یتسع باهله کما یتسع الــرحم للولد»، «منی برای اهلش فراخ گشته و جا باز می کند آنچنان که «رحم مادر» برای «بچه» گشایش می یابد و به نسبت بزرگ شدن یا متعدد بودن «جنین»، جادارتر می گردد».

رمی جمرات در منی و اسرار آن

یکی از وظایف واجبه در منی، «رمی جمرات» است، یعنی پرتاب نمودن تعداد معینی سنگریزه به ستون های مشخصی در منی که به نام «جمره ی اولی» و «جمره ی وسطی» و «جمره ی عقبه» نامیده می شوند. روز عید، موظف به «رمی جمره ی عقبه» هستیم و دو روز بعد آن «روزهای یازدهم و دوازدهم»، هر سه جمره را به ترتیب مذکور باید رمی کنیم. از بعض روایات استفاده می شود که حضرت آدم علیه السلام وقتی به امر خدا و همراهی جبرئیل علیه السلام به انجام مناسک حج، پرداخت و از منی به سوی بیت عازم شد، در موضع «جمرات» سه بار، شیطان بر او ممثل گشت و خواست آن حضرت را با وسوسه، از انجام وظیفه باز دارد. آن جناب به اشاره ی جبرئیل علیه السلام در هر موضعی از مواضع سه گانه، با پرتاب هفت سنگ، او را از خود طرد نمود، و لذا این سنت «طرد ابلیس» در آن مواضع سه گانه، در میان فرزندان آدم علیه السلام باقی ماند. و از بعض دیگر روایات بدست می آید که این جریان برای حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام پیش آمد:

«عن علی بن جعفر عن اخیه موسی بن جعفر علیه السلام قال: سئلته عن رمی الجمار لم جعل. قال: لان ابلیس اللعین کان یترائی لابراهیم علیه السلام فی موضع  الجمار فرجمه ابراهیم فجرت السنـه بذلک»، «علی بن جعفر از برادر بزرگوارش امام کاظم علیه السلام سوال کرد، رمی جمرات برای چه مقرر شده است؟ امام علیه السلام فرمودند: چون ابلیس لعین، در محل جمرات، بر ابراهیم علیه السلام ظاهر گشت و آن حضرت، آن پلید را سنگسار نمود و لذا همین، سنت جاریه ای شد و باقی ماند».

و هم می گویند: این سه محل، محل رجم و سنگسار نمودن سه «خائن» است که برای رسیدن به اغراض و منافع شخصی، با دشمن ملت خود، تبانی کرده بودند. در سال ولادت پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ( 570 میلادی)، کعبه ی مکرمه از طرف حکومت مسیحی یمن، مورد سوء قصد واقع شد و لشکری عظیم از ناحیه ی یمن برای ویران نمودن خانه ی خدا به سوی مکه، اعزام گردید، در حالی که فرمانده لشکر، به نام «ابرهه» بر فیل بزرگی سوار بود و به همین جهت، داستان آنان در قرآن، به نام سوره ی فیل و اصحاب فیل، آمده است. می گویند سه نفر از اهالی مکه، مخفیانه با آن ها تبانی کرده بودند که وسایل ورود آن ها به شهر و تسهیل کار تخریب کعبه را فراهم سازند ولی دشمن، به هدف نرسید و به چنگال عذاب خدا افتاده و به وسیله ی پرندگان مخصوصی، سنگباران شد و نابود گردید. آن سه خائن نیز، نقشه ی خائنانه شان کشف شد و اهالی مکه، آن ها را به جرم «خیانت به کشور و تبانی با دشمن» در محل جمرات ثلاثه، سنگسار نمودند، و سپس در دین مقدس اسلام، عمل پرتاب نمودن سنگریزه به ستون های سنگی که در محل رجم «خائنین» بنا شده است، به عنوان اظهار تنفر و انزجار از خیانتکاران، جزء مناسک حج قرار داده شد تا برای همیشه نفرت و بیزاری جستن از ستمکاران و خیانت پیشگان، برنامه ی جدی و عملی ملت اسلام شناخته شود و امت اسلامی به دنیا بفهماند که: ما، به صف واحد، در برابر خائنان به اسلام و قرآن، قیام نموده و آن ها را به تمام قوا از اجتماع خود می رانیم و در دل خروارها سنگ و گل مدفونشان می سازیم.

البته باید توجه داشت، وجوه سه گانه ای که در حکمت رمی جمرات گفته شده است با یکدیگر قابل جمعند، یعنی هیچگونه منافاتی با هم ندارند زیرا ممکن است موضوع پرتاب سنگریزه، در محل ستون های منی بعنوان «سنت طرد ابلیس» در زمان حضرت آدم علیه السلام تأسیس شده و در زمان حضرت ابراهیم علیه السلام تجدید گردیده و بعد از ظهور دین حنیف اسلام هم برای ابقای سنت آدم و ابراهیم علیهماالسلام و هم به منظور امضای برنامه ی «رجم خائنین»، به مرحله ی تأکید و تثبیت رسیده باشد. به هر تقدیر، آنچه منظور است دور ساختن و طرد کردن شیطان و شیطان صفتان، از محیط زندگی انسان ها، و زایل نمودن اوهام و وساوس شیطانی از داخل وجود آدمی می باشد تا آنچه که مانع انجام وظیفه ی بندگی و عبودیت در پیشگاه  خداست، از سر راه مسلمانان برداشته شود و جامعه ی مسلمین در یک محیط پاک و با طهارت، در مسیر عبادت و بندگی خدا حرکت نمایند. بنابراین «رمی جمرات» در واقع یک تمرین عملی همگانی برای زنده نگه داشتن روح مبارزه ی با صفات شیطانی و مجسم ساختن حس تنفر از اغواگران و خیانت کاران اجتماعی است که همه ساله باید در زمان معلوم و مکان معین، به صورت یک «مانور عمومی» و طرزی جالب و چشمگیر جهانی برگزار گردد. نیز محتمل است که این عمل (پرتاب سنگریزه)، رمز فداکاری و نشان گذشت از مال در راه خدا، برای دفاع از حریم دین و مبارزه ی با اعدای حق و دشمنان حقیقت باشد. و سنگریزه های رنگین خالدار را (مستحب است، سنگریزه ها رنگین و نقطه دار باشد.) هم که حجاج از بیابان مشعر برچیده و در میان کیسه ای ریخته و همراه دارند، به منزله ی اموال خوش خط و خال و امتعه ی فریبنده ی دنیاست که باید در نظر مسلمانان موحد خداشناس، فاقد جذبه و جمال بوده و در دل او ننشیند بلکه تنها محرک او برای جمع آوری و ذخیره ی آن ها، همانا آمادگی برای سرکوب نمودن کفار و ملاحده و خیانتکاران به اسلام و مسلمین باشد. و نتیجتا رمی جمرات، تمرین فداکاری و گذشت از مال دنیا در راه خدا، برای دفاع از حریم اسلام و قرآن خواهد بود. همچنان که  وقوف در مشعر نیز، تمرین زهد و انقطاع از دنیا و اعتکاف در آستان قدس خداست که امت اسلامی هر سال باید این تمرینات معنوی و روحانی را عملی سازند و در احیای این امور حیاتی، با جد تمام بکوشند و در صورت واقعیت، به فتح و پیروزی قطعی خود مطمئن گردند که وعده ی صدق خداست: «یا ایها الذین آمنوا ان تنصـــرواالله ینصروکم یثبت اقدامکم» (سوره محمد/ آیه 7«ای گروه اهل ایمان! اگر خدا را (با اطاعت امرش) یاری نمایید، خدا شما را (در نیل به سعادت مطلق) یاری خواهد کرد و قدم های شما را استوار خواهد ساخت».

اشاره ای به یک نکته

مستحب است سنگریزه ها را یکی بعد از دیگری روی انگشت ابهام (انگشت بزرگ دست) گذارده و با سر انگشت سبابه، به سوی جمره پرتاب کنیم. این دستور هم شاید سرش این باشد که خواسته اند بفهمانند: ای مسلمانان! متوجه باشید اگر شما از خود قدرت ایمانی و اتحاد نشان دهید و صابر و ثابت در راه خدا قدم بردارید، دشمنان دین و ایمان شما چنان ضعیف و زبون می شوند که با یک اشاره ی اندک از جانب شما، منکوب می گردند و از پای درمی آیند.
«و لو قاتلکم الذین کفروا لولوا الادبار ثم لایجدون ولیا و لانصیرا»(سوره فتح/ آیه22«اگر مردم کافر، با شما (که اهل ایمان و صبر و ثبات قدم هستید) بجنگند، هر آینه، پشت گردانیده (و پا به فرار می گذارند) و سپس مدبر امر و یاوری هم برای خود نمی یابند».

«و لاتهنوا و لاتحزنوا و انتم الا علون ان کنتم مومنین» (سوره آل عمران/ آیه 39«سستی نورزید و اندوهگین مشوید و (مطمئن باشید) شما برترید (و فتح و غلبه)، به این شرط که مومن و ثابت قدم در ایمان باشید».


منابع :

  1. سیدمحمد ضیاء آبادی- حج، برنامه تکامل – از صفحه 227 تا 234

https://tahoor.com/fa/Article/PrintView/402200