احادیثی در زمینه اثبات جمع آوری قرآن در زمان پیامبر (ص)

جمع آوری و تنظیم قرآن کریم در زمان حیات رسول اکرم(ص) و با نظارت و مراقبت شخص ایشان انجام گرفته است. احادیثی نیز این مسأله را تأیید می کند که قسمتی از آنها نیز از باب نمونه اشاره می گردد:

1- در بیانات پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم که از طریق شیعه و سنی رسیده است کلمه ی «سوره» و هم نام های بسیاری از سوره ها آمده است و همین نیز مانند تعابیر خود قرآن شاهد روشنی است بر تدوین و تنظیم قرآن به صورت سوره های مشخص در حیات رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم و معروفیت آن سوره ها در میان مسلمانان پیش از رحلت آن حضرت. حال از باب نمونه به این روایات توجه فرمایید:

«رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرموده است: سوره ی بقره و آل عمران را بیاموزید، چه آن که یاد گرفتن آنها برکت است و ترکشان مایه حسرت».

«رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرموده است: هرکس شبی سوره ی یس را برای به دست آوردن رضای خدا بخواند آمرزیده می شود».

«از ابن عباس نقل است که ابوبکر به رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم عرض کرد: ای رسول خدا، پیری زود به سراغت آمد؟ فرمود؟ ]سوره های[ هود و واقعه و مرسلات و عم یتسالون پیرم کرد».

«عن سعد الاسکاف قال: سمعت اباجعفر علیه السلام یقول: قال رسول  الله صلی الله علیه وآله وسلم: اعطیت الطول مکان التوارهواعطیت المئین مکان الانجیل واعطیت المثانی مکان الزبور وفضلت بالمضل سبع و ستین سوره»، «سعد الاسکاف می گوید از امام باقر علیه السلام شنیدم که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرموده اند: سوره های طولانی به جای تورات و سوره های مئین به جای انجیل و سوره های مثانی به جای زبور داده شده است و به سبب سوره های مفصل بر دیگر انبیاء برتری یافته ام که شصت و هفت سوره است».

مرحوم طبرسی در مقدمه ی مجمع البیان بعد از نقل حدیثی قریب به مضمون همین حدیث بیانی دارد که ملخص ترجمه اش این است: مقصود از «طوال» هفت سوره ی طولانی اول قرآن است ( بقره و آل عمران و نساء و مائده و انعام و اعراف و انفال با سوره ی توبه که هر دو یک سوره محسوب می شوند) و مقصود از «مئین» سوره هایی است که تقریبا دارای صد آیه می باشند و «مثانی» سورهای بعد از مئین هستند که در مرتبه ی دوم نسبت به سوره های صد آیه ای واقع شده اند و مراد از «مفصل» هم سوره های بعد از «حم» ها هستند تا آخر قرآن که از سوره ی محمد صلی الله علیه وآله وسلم به بعد می باشند و از آن جهت مفصل نامیده شده اند که فصل بین این سوره ها، به سبب بسم الله الرحمن الرحیم زیاد واقع شده است. از این حدیث استفاده می شود که علاوه بر اینکه آیات معینه ای منظم گردیده و با نظارت خود پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم تشکیل سوره ای را داده و نام مخصوصی به خود گرفته اند، سوره های معینی نیز به ترتیب خاصی تنظیم شده و تشکیل گروهی را داده و با نام جدا گانه ای معرفی شده اند از این قرار: گروه سوره های «اطوال، گروه سوره های مئین، گروه سوره های مثانی و گروه سوره های مفصل یعنی هم آیات قرآن در زمان پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم سوره سوره بوده است و هم سوره های قرآن در همان زمان گروه گروه شده است. این مطلب از حدیث بعدی نیز استفاده می شود.

«راوی می گوید: مردی خدمت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم آمد و گفت: ای رسول خدا خواندن ]قرآن[ را تعلیمم کن. فرمود: سه ]سوره[ از صاحبان «الر» ]سوره هایی که با الر شروع می شود[ بخوان. مرد گفت: سنم بالا رفته و قلبم سخت شده ]حافظه ام به کندی گراییده[ و زبانم غلظت پیدا کرده است و ]روان در دهانم نمی چرخد[ فرمود: سه  ]سوره[ از صاحبان «حم» ]«سوره هایی که با حم افتتاح می شود[ را بخوان. بار دیگر مرد آن گفتار اول خود را تکرار کرد. فرمود: سه سوره از مسبحات ]سوره هایی که با سبح لله یا یسبح لله آغاز می گردد[ بخوان. باز هم مرد آن سخن را تکرار کرد و گفت: یا رسول الله! به من خواندن ]سوره ی[ جامعه ای یاد بده. پس رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم خواندن سوره ی «اذا زلزلت الارض زلزالها» را به او یاد داد. بعد از این که از خواندن آن فارغ شد، مرد گفت: قسم به کسی که تو را مبعوث به حق فرموده است، من بر این سوره چیزی نخواهم افزود، سپس رو به رفتن نهاد، آنگاه رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: رستگار شد مردک، رستگار شد مردک».

2- و همچنین تعبیر به فتح و ختم قرآن و نصف و ثلث و ربع قرآن که در بیان پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم ضمن احادیث وارد از آن حضرت آمده است، ظاهر در همین مطلب است که قرآن در حیات خود آن حضرت مجموعه ی کاملی را تشکیل داده و دارای مبدأ و مختم و کل و جزء معروف و شناخته شده در میان مسلمانان بوده است. به طوری که مردم از شنیدن این عبارات (افتتاح و اختتام و کل نصف و ثلث ربع) از زبان پیغمبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم به معنای آن کلمات، انتقال ذهنی پیدا کرده و مقدار معدودی از قرآن را در اذهان خود تصور نموده و می فهمیده اند. و گرنه روشن است که اوراق پراکنده  و نامنظم مبدأ و مختمی ندارد و تعبیر به کل و جزء و نصف و ربع درباره ی آن مفهوم محصلی نخواهد داشت، چنانکه در این روایات آمده است:

«از امام صادق علیه السلام منقول است که از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم سوال شد بهترین مردان کیست؟ فرمود: حال مرتحل ]فرود آینده ی کوچ کننده[. گفته شد یا رسول الله حال مرتحل چیست؟ فرمود: افتتاح کننده ی پایان دهنده ای که قرآن را شروع می کند و ختمش می کند. پس برای او نزد خدا دعای مستجابی است».

«از ابن عباس نقل شده است که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: «اذا زلزلت الارض» برابری با نصف قرآن می کند و ]سوره ی[ عادیات نیز معادل نصف قرآن است و «قل هو الله  احد» با ثلث قرآن و «قل یا ایها الکافرون» با ربع قرآن برابر است ]یعنی در فضیلت و ثواب قرائت[

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم درباره ی «قل یا ایها الکافرون» و «قل هو الله احد» می فرمود: «خوب سوره هایی هستند، یکی با ربع قرآن و دیگری با ثلث قرآن برابری می کند». باز هم قسمت دیگری از روایات در همین باب:

«زیدبن ثابت ]صحابی[ گفته است ما نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم قرآن را از رقعه ها ]و الواح نوشته شده[ جمع و تألیف می نمودیم».

«از علی بن رباح نقل است که پیغمبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم علی علیه السلام را امر به تألیف ]تنظیم[ قرآن فرمود. پس آن حضرت قرآن را تألیف فرمود و نوشت.»

«عبدالله بن عمر می گوید: قرآن را جمع کردم و هر شب آن را می خواندم، خبر به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم رسید، پس فرمود:  آن را در یک ماه بخوان] یعنی ماهی یک بار ختم قرآن کن تا رعایت ترتیل و تفهم در قرائت نیز شده باشد[».

از پیغمبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم منقول است که جبرئیل آمد و ]از جانب خدا[ مرا امر کرد که آیه ی «ان الله یامر بالعدل والاحسان» را در این محل سوره (آیه ی 90 سوره ی نحل) بگذارم».

از این حدیث اگر چه فی الجمله باشد به دست می آید که آیات قرآن به دستور خدا و تصدی شخص پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم منظم گردیده و هر یک در جای مخصوص به خود در هر سوره ای قرار گرفته است.

ضمن حدیث مربوط به وداع رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم در مرض موت آمده است: ]و رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم[ رو به امیرالمومنین علیه السلام کرد و فرمود: حقیقت آن که جبرئیل این چنین بود که سالی یک بار قرآن را بر من عرضه می کرد و امسال آن را دو بار بر من عرضه نموده است و این نیست مگر از آن جهت که مدت عمرم به پایان رسیده است».

مجمع البحرین می گوید: «در خبر است که جبرئیل سالی که یک بار قرآن را با رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم معارضه می کرد و در آن سال ]سال وفات[ دو بار معارضه کرده است. بعد می گوید:  یعنی جبرئیل تمام آنچه را که از قرآن نازل شده بود با پیغمبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم مدارسه می کرد ]یعنی او می خواند و رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم گوش می داد[، و نیز می گوید معارضه به معنای مقابله است که گفته می شود کتاب را معارضه کردم، یعنی مقابله کردم».

البته می دانیم مقابله ی کتاب به این معنی است که یکی کتابی را از روی نسخه یا از حفظ می خواند و دیگری خوانده های او را با نسخه ی دیگر کتاب و یا با محفوظاتی که از آن کتاب دارد تطبیق می نماید تا چیزی زیاد و کم نشود. چنان که دارالمنجد می نویسد: «کتاب را با کتاب معارضه کرد، یعنی با آن مقابله کرد». بنابراین جبرئیل امین علیه السلام در سال آخر عمر پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم تمام قرآن را با رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم دو بار مدارسه و مقابله کرده است و کاملا روشن است که اگر قرآن در سال آخر عمر پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم به صورت مجموعه ی منظمی در نیامده بود، مدارسه و مقابله آن مفهوم محصلی نداشت. چه آنکه اوراق پراکنده و آیات منظم برای مقابل کردن، دارای صلاحیت نمی باشد.

گواه دیگر مطلب روایت ثقلین است: در حدیث مشهور ثقلین که متفق علیه بین الفریفین از شیعه و سنی است رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم از قرآن تعبیر به کتاب فرموده و آن را به عنوان «ماترک» بعد از خود نشان داده است که: «در حقیقت آنکه من در بین شما دو چیز گرانقدر از خود باقی می گذارم؛ کتاب خدا و عترتم اهل بیت و محققا آن دو هرگز  از یکدیگر جدا نخواهند شد تا در روز قیامت بر من وارد شوند». و همین بیان نیز شاهد روشنی است بر اینکه هنگام رحلت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم تمام آیات و سوره های قرآن به صورت مجموعه و «کتاب» مدون و منظمی درآمده و کاملا معهود در اذهان مسلمین مشهود عمومی آنان بوده است وگرنه بسیار مستبعد و دور از میزان بلاغت به نظر می رسد که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم از آیات پراکنده و نامنظمی که قسمتی از آن بر روی قطعاتی از سنگ های صاف کم حجم و پوست های ضخیم درختان خرما و استخوان شانه های گوسفندان نوشته شده و در خانه های مسلمانان پخش است و قسمت دیگرش در سینه های قاریان و حافظان قرآن ضبط است تعبیر به «کتاب» فرموده و آن را به عنوان «ماترک» بعد از خود معرفی کرده باشد.


منابع :

  1. سیدمحمد ضیاء آبادی – تفسیر سوره قیامت – از صفحه 256 تا 263

https://tahoor.com/fa/Article/PrintView/402598