مقصود از گناهان گذشته و آینده ی پیامبر اکرم

فارسی 4105 نمایش |

در آیات ابتدایی سوره فتح خداوند فرمود: «حقا ما تو را پیروزى بخشیدیم، پیروزى درخشانى! تا خدا گناه گذشته و اخیرت را [که به تو نسبت مى دادند] برطرف سازد و نعمتش را بر تو تمام کند و تو را به راهى راست هدایت نماید.» (فتح/ 2- 3)
حال سؤالی که در مورد آن بین مفسرین گفتگوست این است که منظور از "متقدم" و "متاخر" چیست؟ بعضى "ما تقدم" را اشاره به عصیان و ترک اولى آدم و حوا دانسته اند و "ما تاخر" را اشاره به گناهان امت. بعضى دیگر "ما تقدم" را به مسائل مربوط به قبل از نبوت و "ما تاخر" را مربوط به بعد از نبوت مى دانند. بعضى دیگر "ما تقدم" را به آنچه قبل از "صلح حدیبیه" بوده، و "ما تاخر" را به آنچه بعد از صلح حدیبیه رخ داده است مربوط دانسته اند.
اما با توجه به تفسیرى که درباره اصل معنى آیه، و مخصوصا رابطه این آمرزش، با مساله فتح حدیبیه، روشن مى شود که مراد تمام نسبتهاى ناروا و گناهانى است که به زعم خود در "گذشته" و "آینده" به پیغمبر اکرم نسبت مى دادند، و اگر این پیروزى بزرگ نصیب نشده بود تمام این گناهان را قطعى مى پنداشتند، ولى با حصول این پیروزى هم نسبتهاى نارواى گذشته برچیده شد، و هم آنچه ممکن بود در آینده نسبت دهند.
هر چند حد زمانی این تقدم و تأخر بیان نشده ولی می توان گفت مقصود حوادث مربوط به پیش از هجرت و پس از آن است و علت جداسازی این دو، از هم این است که گناهان پیش از هجرت از دایره ی لفظ بیرون نبوده وفقط گناه وی همان تبلیغ اسلام و سرانجام تفرقه بوده است. در حالی که یکی از گناهان او پس از هجرت تشکیل حکومت قدرتمندی بود که توانست در پرتو یک ارتش منظم، قوای کفر را درهم بشکند و قهرمانان آنها را به خاک مذلت بیفکند. و هرگز نمی توان گفت مقصود از گناهان متأخر، گناهان پس از نزول این سوره است زیرا غفران موقعی اطلاق می گردد که طرف بالفعل گناهی داشته باشد و پس از فتح حدیبیه و یا مکه از نظر قریش پیامبر گرامی (ص) مرتکب ذنبی نگشت که فتح، آن را بپوشاند. با توجه به این مقدمات پنج گانه، مفاد آیه آن چنان روشن می گردد که دیگر به توضیح زاید احتیاج نیست و کلید فهم مفاد آیه دو چیز است:
الف: مقصود از ذنب، ذنب الهی نیست، بلکه ذنبی است که قریش او را به آن متهم کرده بودند.
ب: هدف بودن مغفرت و پوشانیدن ذنوب در صورتی به نحو صحیح تجلی می کند که مقصود ذنب نسبی و حاکم و داور آن قریش و دشمنان پیامبر باشد، نه ذنب الهی و مخالفت با تکالیف الزامی خداوند بزرگ.

گفتاری از امام هشتم (ع)
بیان یاد شده صورت گسترده از گفتار امام رضا (ع) است آنگاه که مأمون از حضرت مفاد آیه را سؤال کرد:
- مأمون: «ای فرزند پیامبر آیا از عقاید شما این نیست که پیامبران از گناه معصوم و پیراسته اند؟»
- امام (ع): «چرا.»
- مأمون: «پس معنی گفتار خدا درباره ی پیامبر بزرگوارمان چیست؟ آنگاه که فرمود: "لیغفر لک الله ما تقدم من ذنبک و ما تأخر
- امام (ع): «هیچ کس در نزد مشرکان مکه به اندازه ی پیامبر خدا، جرم نداشت آنان سیصد و شصت بت را می پرستیدند آنگاه که پیامبر گرامی (ص) آنان را به یکتا پرستی دعوت کرد این کار بر آنان سخت گران آمد وهمگی گفتند: «أ جعل الالهة إلاها واحدا إن هاذا لشى ء عجاب* و انطلق الملأ منهم أن امشوا و اصبروا على ءالهتکم إن هاذا لشى ء یراد* ما سمعنا بهاذا فى الملة الاخرة إن هاذا إلا اختلاق؛ آیا او همه خدایان را یک خدا قرار داده است؟ این واقعا چیز عجیبى است! و بزرگانشان به راه افتادند [و گفتند:] بروید و بر خدایان خود پایدارى کنید، این چیزى است که [از شما] خواسته مى شود. ما در این آیین اخیر چنین سخنى نشنیده ایم و این جز دروغبافى نیست.» (ص / 5- 7)
آنگاه که پیامبر گرامی (ص) مکه را فتح کرد و خداوند، پیامبر را با خطاب «أنا فتحنا لک فتحا مبینا؛ ما تو را پيروزى بخشيديم [چه] پيروزى درخشانى.» (فتح/ 1) مخاطب ساخت در این موقع گروهی از مشرکان مکه اسلام آوردند و برخی دیگر مکه را ترک گفتند و گروه دیگر که به حالت شرک باقی ماندند، نتوانستند یکتا پرستی را انکار نمایند از این جهت گناه او نزد مردم مکه بخشوده و پوشیده شد.»
- مأمون: «خدا خیرت دهد ای ابالحسن.»

منـابـع

ناصر مکارم شیرازی- تفسیر نمونه- جلد ‏22 صفحه 23

جعفر سبحانی- منشور جاوید- جلد 7 صفحه 304

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد