مراحل تربیت دینی از نظر آیات و روایات

فارسی نسخه موبایل

الف) مراحل رشد


انسان در طول زندگى مراحلى را از رشد مى پیماید و به تناسب هر مرحله و ویژگى هاى آن، تربیت خاصى را مى طلبد.روان شناسان، كارشناسان تعلیمو تربیت، دانشمندان علوم اجتماعى، فیزیولوژیست ها با نگرش هاى متفاوت به تقسیمِ دوران رشد و تكامل انسان از كودكى تا كهولت پرداخته اند. برخى كارشناسان تعلیم و تربیت این مراحل را بدین گونه ذكر كرده اند:


1ـ مرحله شیرخوارگى از تولد تا تقریباً 2 سالگى
2ـ مرحله دایگى یا پرستارى میان 2 تا 5 سالگى
3ـ مرحله كودكستانى میان 5 تا 7 سالگى
4ـ مرحله دبستانى میان 7 تا 12 سالگى (پایان كودكى)
5 ـ مرحله دبیرستانى (دوره اوّل) از 12 تا 15 سالگى (آغاز نوجوانى)
6 ـ مرحله دبیرستانى (دوره دوم) از 15 تا 18 سالگى
7ـ مرحله دانشگاهى از 18 تا 22 سالگى (جوانى)
8 ـ مرحله بعد از تحصیل، دوران تشكیل خانواده ( دكتر شعارى نژاد، روانشناسى رشد، صص 25 - 21).

 

در منابع اسلامى نیز مراحل رشد و تربیت انسان در ابعاد مختلف جسمانى و روحانى و مادى و معنوى مورد توجه قرار گرفته است. قرآن كریم مراحل آفرینش انسان را از نقطه آغازین خلقت او یعنى هنگامى كه خاك به صورت گیاه درآید و به مواد غذایى و سپس خون و نطفه مبدل گردد تا هنگامى كه در عالم جنین به صورت علقه و مضغه و... درآید و آماده افاضه روح شود، متذكر مى گردد كه طى این مراحل، تربیت تكوینى الهى او را همراهى مى كند و پس از ولادت به بیان سه مرحله رشد یعنى «كودكى، جوانى و بزرگ سالى» مى پردازد كه در این جا پاى مسئولیت تربیت انسان به میان مى آید:«هُوَالَّذى خَلَقَكُمْ مِنْ تُراب ثُمَّ مِنْ نُطْفَة ثُمَّ مِنْ عَلَقَة ثُمَّ یُخرِجُكُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُیوُخاً...;( سوره غافر، آیه 67)ترجمه: «اوست خداوندى كه شما را از خاك آفرید، سپس از نطفه و آن گاه از علقه تا آن كه به صورت كودكى درآورد تا به مرحله رشد برسید و رهسپار دوران پیرى شوید.»


و در مناسبتى دیگر به بیان گرایش هاى طبیعى و غریزى انسان در مراحل مختلف رشد پرداخته و مى فرماید:«أِعْلَمُوا اَنَّمَا الْحَیوةُ الدُّنیا لَعِبٌ وَ لَهوٌ وَ زِینَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَیْنَكُم وَ تَكاثُرٌ فِى الاَْموالِ وَ الاَْوْلادِ ... ;( سوره حدید، آیه 20) ترجمه:بدانید كه زندگى دنیا، بازى، سرگرمى، آرایش، مفاخره و افزون طلبى در ثروت و فرزندان است...» .این ها خصلت هاى طبیعى و غریزى انسان است كه در نظام تربیت اسلامى تعدیل و هدایت مى شوند. و بدیهى است كه در كنار این ها استعدادهاى متعالى و گرایش هاى معنوى است كه شخصیت حقیقى انسان را تشكیل مى دهد و به شیوه متعال و هم آهنگ در تربیت اسلامى مورد توجه است. علامه طباطبائى، از قول شیخ بهائى آورده كه پنج مطلب یاد شده در آیه كریمه به پنج مرحله سال هاى عمر انسان مربوط است. بدین ترتیب: «لعب» براى دوران كودكى، «لهو» دوران نوجوانى، «زینت» دوران جوانى، «تفاخر» دوران بزرگ سالى، «تكاثر» دوران پیرى. (المیزان، ج 19، ص 164).

ب) مراحل تربیت دینی

 
در مراحل یاد شده و براى شكل گیرى شخصیت تكامل یافته انسان، اسلام رهنمودهاى گسترده اى دارد كه از آن جمله است: ازدواج مشروع و آداب آن، توصیه هاى دوران باردارى، شیرخوارگى، حضانت تا رعایت موازینِ دیگر پرورشى در هریك از مراحل كه هركدام فصلى را از تربیت اسلامى تشكیل مى دهد و در خصوص مراحل تربیت و ویژگى هاى هریك روایات بسیارى نیز وجود دارد. از جمله پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله)براى انسان تا بیست و یك سالگى سه دوره هفت ساله قائل شده اند: دوره «آقائى» كه كودك فرمانروایى مى كند، دوره «فرمانبردارى» كه نوجوان باید مطیع مربیان باشد و دوره «وزارت» كه جوان مورد مشورت قرار مى گیرد: «الوَلَدُ سَیِّدٌ سَبْعَ سِنینَ و عَبْدٌ سَبْعَ سِنینَ وَ وَزیرٌ سَبْعَ سِنینَ.»( وسائل الشیعه، ج 15، ص 194 و مكارم الاخلاق، ص 15). با دقت در ویژگى هاى این سه مرحله، ظرافت و جذابیت این سخن، مشخص مى گردد. هفت سال نخستین، مرحله «خودمدارى» است. دورانى كه كودك مى بایست آزاد باشد رشد نماید و مسئولیتى متوجه او نگردد. از این رو در روایات آمده است كه: «هفت سال كودك را براى بازى رها سازید و...» .هفت سال دوم، مرحله پذیرش است كه نوجوان به مرحله تصمیم گیرى نرسیده و زمینه فكرى «انضمامى» دارد و به شكل دادن و كنترل و هدایت محتاج است. از این رو اطاعت از مربیان براى وى به طور جدى مطرح مى گردد. هفت سال سوم، مرحله شكوفایى فكرى و «خود مدیرى» است كه در این مرحله عواملى چون مشورت كردن و تبادل افكار مى تواند در رشد عقلى جوان نقش مؤثر ایفا كند. امام صادق(علیه السلام) نیز با اشاره به سه دوره هفت ساله مى فرماید: كودك هفت سال به بازى بپردازد و هفت سال به فراگیرى خواندن و نوشتن و هفت سال به تعلیم حلال و حرام: «الغُلامُ یَلْعَبُ سَبْعَ سِنینَ و یَتَعَلَّمُ الْكِتابَ سَبْعَ سِنین و یَتَعَلَّم الحَلالَ وَ الحَرامَ سَبْعَ سِنین» ( وسائل الشیعه، ج 15، ص 194).


كودكى و تربیت


براى تربیت این مرحله (كودكى) توصیه هایى در اسلام وجود دارد. از آن جمله: نام گذارى و اذان و اقامه گفتن، مراقبت هاى لازم در آغاز كودكى چون: رضاع، حضانت، بهداشت، تغذیه و به طور كلى پرورش بدنى و عطوفت و محبت، بازى و سرگرمى، احترام به شخصیت كودك، به كارگیرى روش كودكانه و بالاخره تربیت متناسب دینى و اخلاقى و عقلى و عاطفى در ابعاد معنوى كه با مراجعه به متون اسلامى، وسعت و دقت توصیه هاى تربیتى اسلام را در هریك از مراحل رشد مى توان یافت ( وسائل الشیعه، ج 15 ابواب احكام الاولاد).

پاره اى از این موارد عبارتند از:


على(علیه السلام) مى فرماید: حق فرزند بر پدر آن است كه نام نیك براى او انتخاب كند، ادب شایسته بیاموزد و تعلیم قرآن دهد: «اَنْ یُحَسِّنَ اسْمَهُ وَ یُحَسِّنَ أَدبَهُ وَ یُعَلِّمَهُ القُرْآنَ».( نهج البلاغه، حكمت 399، ص 433 ) ترجمه: و حق پدر بر فرزند این است كه او را فرمان برد جز در معاصى الهى. امام صادق(علیه السلام)، از قول پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) نقل فرموده:«مَنْ لَمْ یَرحَمْ صَغیراً و لَمْ یُوَقِّرْ كَبیراً فَلَیْسَ مِنّا;( مصباح الشریعه، ص 69) ترجمه:كسى كه نسبت به كودك مهربانى نكند و براى بزرگ سال احترام قائل نشود ازما نیست.» و نیز پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) مى فرماید:«أَكْرِمُوا اَوْلادَكُمْ وَ اَحْسِنُوا آدابَهُم یُغْفَرْ لَكُمْ» ( مكارم الاخلاق، ص 225 و وسائل الشیعه، ج 15، ص 195).


و نیز مى فرماید: «مَنْ كان عِندَهُ صَبِىٌّ فَلَیتصابَّ لَهُ;( وسائل الشیعه، ج 15، ص 203) ترجمه:كسى كه با كودك معاشر است باید با او روش كودكانه پیش گیرد.»
و امیرالمؤمنین(علیه السلام) از تعلیم شنا و تیراندازى به فرزندان سخن گفته اند: «عَلِّمُوا أوْلادَكُمُ السَّباحَةَ وَ الرِّمایَةَ» ( همان، ص 194). سیره رهبران دین نیز مشتمل بر شواهد عینى از رفتار عطوفت آمیز و هدایت گر با كودكان است. پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) كودكان را مورد تفقد قرار مى داده و به آنان سلام مى كردند و محبت مى نمودند. على(علیه السلام)همان گونه كه درباره ایتام توصیه مى فرمود: «اَلله اَلله فى الاَْیْتامِ فَلاتُغِبُّوا اَفْواهَهُمْ وَلایَضِیعُوا بِحَضْرَتِكُمْ;( نهج البلاغه، نامه 47، ص 321) ترجمه:«خدا را خدا را، نسبت به یتیمان مبادا گهگاه گرسنه بمانند و در نظر شما تحقیر شوند.» در عمل نیز با كودكان بى سرپرست مى نشست و با آنان زبان كودكانه مى گشود و آن ها را با بازى سرگرم مى ساخت تا از عقده هاى روحى آنان كاسته شود.

اهمیت تربیت در كودكى

 
سال هاى نخستینِ عمر مناسب ترین موقعیت براى تربیت است، زیرا فطرت دست نخورده و زمینه پذیرش كاملا مساعد است. در این مرحله مسئولیت تربیت و مراقبت هاى رفتارى، بیش از هركس برعهده پدر و مادر است. قرآن كریم با اشاره به این مطلب مى فرماید: «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا اَنْفُسَكُمْ وَ اَهْلِیكُم ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ...»( سوره تحریم، آیه 6)كه در روایات به امر و نهى تفسیر شده است و اولیا باید اهل و فرزندان خود را از آن چه سرانجامش آتش دوزخ است حفظ و حراست كنند و در تعلیم و تربیت آنان بكوشند و معلم و مربى صالح برگزینند. امیرالمؤمنین(علیه السلام) مى فرماید: بهترین میراث پدران براى فرزندانشان ادب است: «خَیْرُ ما وَرَّثَ الآباءُ الاَْبْناءَ الاْدَبُ» ( تصنیف غررالحكم، ص 407) .امام حسین(علیه السلام) یكى از كودكان خود را نزد معلم فرستاد، همین كه كودك «سوره حمد» را فراگرفت و آن را نزد پدر خواند، امام(علیه السلام) به عنوان تشویق از معلم جوائز گران بهایى به وى داده و فرمودند: در برابر آن چه معلم به فرزند من آموخته، كارى درخور انجام نداده ام.


پرورش فطرت ایمانى و اخلاقى كودكان


در این مرحله، پرورش فطرت ایمانى و اخلاقى، از اهمیت بسیارى برخوردار است. زیرا بساطت، سادگى و عصمت كودكانه با زمینه فطرى كه دارد، در سازندگى آتیه او نقش حساسى ایفا مى كند. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: حضرت موسى(علیه السلام) در مناجات با پروردگار عرض كرد: بهترین اعمال كدام است؟ خداوند خطاب فرمود: «محبت به كودكان، زیرا آنان بر فطرت توحید آفریده شده اند»( بحارالانوار، ج 104، ص 97).در اسلام براى دوران كودكى و نوجوانى و قبل از بلوغ به عبادات تمرینى توصیه شده است تا كودكان با آداب و شرایع و اخلاق و تعهدپذیرى آشنا گردند و در مرحله تكلیف دچار مشكل نباشند. امام صادق(علیه السلام) فرمود:«اِنّا نَأمُرُ صِبیانَنا بِالصَّلوة اِذا كانُوا بَنِى خَمْسَ سِنینَ فَمُرُوا صِبْیانَكُم بِالصَّلوةِ اِذا كانُوا أبْناءَ سَبْعَ سِنینَ;( سنن النبى، ص 157)ترجمه:ما فرزندانمان را در پنج سالگى به نماز وامى داریم، اما شما در هفت سالگى آن ها را امر به نماز كنید. و نیز فرمود: «پیش از آن كه منحرفین به سراغ فرزندان شما بیایند، حدیث ما را براى آنان باز گویید: «بادِرُوا اَحْداثَكُم بِالْحَدِیثِ قَبْلَ اَنْ یَسْبِقَكُمْ اِلَیْهِم المُرْجِئَةُ» ( وسائل الشیعه، ج 15، ص 196). پرورش فطرت توحیدى، از دید فلاسفه و دانشمندان نیز پوشیده نمانده است. دكتر كارل در این باره مى نویسد:«براى كودكان سخن از الهیات گفتن بى فایده است ولى بایستى بر وفق اندرز كانت از آغاز زندگى، خداوند را چون پدرى مهربان، توانا و نامریى به ایشان معرفى كرد كه مشمول عنایات او هستند و مى توانند با نیایش به سوى او رو كنند. واقع ترین طریقه ستایش خداوندى تمكین از اراده اوست و اراده خداوندى بر این جارى است كه زندگى كودك نیز چون بالغ مشى صحیح داشته باشد»( راه و رسم زندگى، ص 169).


نوجوانى و تربیت


نوجوانى مرحله اى از رشد و بلوغ است كه با تحولاتى در جسم و روان همراه مى باشد. روان شناسان و مربیان براى این مرحله سه ویژگى ذكر كرده اند:


1ـ خود مدیرى و خودكفائى;
2ـ توان قضاوت و تشخیص خوب و بد و باید و نباید;
3ـ توان اراده و قصد.( دكتر مظلومى، با تربیت مكتبى آشنا شویم، ص 10)


در این مرحله غرائز و احساسات رو به اوج گیرى اند، قوا و استعدادها به جنب و جوش مى آیند، عقل در آستان رشد نسبى است. تضاد میان هیجان هاى عاطفى و غریزى خواسته ها و تجمل و شخصیت از یك سو و گرایش هاى عقلى و علمى و انتظارات و مسئولیت هاى اجتماعى از سوى دیگر، مرحله جدیدى را پیش روى نوجوان مى گشاید. روح استقلال طلبى، تصمیم گیرى و كاوش گرى از ویژگى هاى این مرحله است كه آن را «خود مدیرى» نامیده اند، نوجوان مى خواهد روى پاى خود بایستد، از حالت كودكان و دنباله روى به در آید، به تقلید بسنده نكند و براى علامت سؤال هایى كه در ذهن دارد، پاسخى قانع كننده بیابد، همچنین خطر هیجان هاى غریزى و سقوط اخلاقى و تصمیم گیرى هاى حاد و تأثیرپذیرى و خطر انحراف از ویژگى هایى است كه با بلوغ رخ مى نماید. لذا مى توان تربیت این دوره را یكى از دشوارترین و در عین حال ظریف ترین مراحل تربیت به شمار آورد.


پرورش عقل و ادراك، نظارت بر اخلاق و رفتار، كنترل و هدایت غرایز و پاسخ گویى مناسب به احساسات و خواسته هاى روانى و بدنى نوجوان، مهارت هاى خاصى را مى طلبد. كتاب و مدرسه، فیلم و سینما، رادیو و تلویزیون، قصه و داستان و به طور كلى عوامل شكل دهنده فكرى و روحى و محیط هاى تربیتى اجتماعى در این مرحله فوق العاده حساس و سرنوشت سازاند.چیزى كه بر مشكل تربیتى نوجوان مى افزاید آسیب هاى اخلاقى است كه از فضاى فرهنگى و اجتماعى دامن گیر نسل نو شده است و جوامع انسانى، به ویژه كشورهاى پیشرفته را با دشوارى هاى جدى رو به رو ساخته است.تضاد و تنش میان پیشرفت هاى علمى و تمدن جدید و فطرت اخلاقى، در عصر كنونى چیزى است كه در گفتار تحلیل گران غربى به طور گسترده دیده مى شود.


«پیرى» ارزش هاى اخلاقى را در دگرگونى اجتماعى فرد و آینده نوع انسانى و تمدن كنونى بیان كرده، تأكید مى كند كه در عصر ما، نوجوان در عالمى زندگى مى كند كه حقایق علمى ظاهراً تباین و مخالفت شدیدى با ارزش هاى اخلاقى دارند. از این رو فرد مى كوشد كه در میان عقلى كه عاطفه او را خشكانده و عاطفه اى كه از عقل او عقب افتاده است نزدیكى برقرار سازد. در روش ها و مسلك هاى خود پىِ فرهنگ و تمدنى مى گردد كه عقل او را تقریباً به درجه عالى و نهایتش برساند و به عیش و عشرت زیر سایه تحول مادى جدید بپردازد. در حالى كه اخلاق او را به این پایه علمى نمى رساند و امور جهان هرگز رو به راه نخواهد شد مگر هنگامى كه شخص احتیاج خود را به پیشرفت اخلاقى جهانى دریابد همان طور كه احتیاج به پیشرفت علمى را درك مى كند.( دكتر شعارى نژاد، روانشناسى رشد، ص 354) و همین هاست كه نظام هاى تربیتى جدید را زیر سؤال برده و سرنوشت نسل بشر را با بحران رو به رو ساخته است و این خود تأكید دیگرى بر ضرورت رجعت به دین و پیروى از راه انبیاء است كه چهره كامل و زنده آن در مكتب تربیتى اسلام تبلور دارد.


جوان و تربیت پذیرى


یكى از ویژگى هاى دوره جوانى، برخورد منطقى با قضایا است. در این مرحله، ضمن آن كه قوا و غرایز از شور و هیجان برخوردارند، جوان منطقى تر با قضایا برخورد مى كند، به مرشد و مربى بیشتر احساس نیاز مى نماید و مى كوشد شخصیت علمى و فكرى خود را بالا برد و براى خود الگویى بیابد.از این رو، در برنامه هاى تربیتى اسلام، به جوانان عنایت بسیار شده و استفاده صحیح از زمینه هاى فطرى، ایمانى، عقلى و عاطفى آنان، مورد توجه قرار گرفته است.پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) فرمود: پنج چیز را غنیمت شمارید پیش از آن كه از دست برود. یكى از این پنج چیز جوانى است: «وَ شَبابَكَ قَبْلَ هِرَمِكَ». همچنین مى فرماید: چیزى نزد خدا پسندیده تر از جوان توبه كار نیست: «ما ِمْن شَئ اَحَبُّ اِلَى اللهِ مِنْ شابٍّ تائِب» ( میزان الحكمه، ج 5، ص 9). على(علیه السلام) در نامه تربیتى خود به فرزندش امام حسن(علیه السلام) مى نویسد: «دل جوان همچون زمین ناكشته است، هرچه در آن افكنند بپذیرد. پس به ادب آموختنت پرداختم پیش از آن كه دلت سخت شود و خِرَدت هوایى دیگر گیرد تا با رأى قاطع روى به كارى آرى و از آنچه خداوندان تجربت در پى آن بودند و آزمودند بهره بردارى»«و اِنّما قَلْبُ الحَدَثِ كَالاَرْضِ الْخالِیَةِ ما أُلْقِىَ فِیها مِنْ شَئ شَئ قَبِلَتْهُ. فَبادَرْتُكَ بِالاَْدَبِ قَبْلَ اَنْ یَقسُوَ قَلْبُكَ و یَشْتَغِلَ لُبُّكَ لِتَسْتَقْبِلَ بِجِدِّ رَأیِكَ مِنَ الاَْمْرِ ما قَدْ كَفاكَ اَهْلُ التَّجارِبِ بُغْیَتَهُ وَ تَجْرِبَتَهُ» ( نهج البلاغه، نامه 31، ص 297). امام باقر(علیه السلام) فرمود: اگر جوانى از جوانان شیعه را كه به فقه آشنا نیست نزد من آرند به تأدیب وى خواهم پرداخت: «لَوْأُتیتُ بِشابٍّ مِنْ شَبابِ الشّیعَةِ لایَتَفَقُّه لاََدَّبتُه» ( میزان الحكمة، ج 5، ص 8). امام صادق(علیه السلام) به یكى از یاران خود به نام «احول» فرمود: مردم كوفه از این امر (ولایت) چگونه استقبال مى كنند؟ پاسخ داد: خیلى كم. فرمود: «عَلَیْكَ بِالاْحْداثِ» و در روایت دیگر: «عَلَیْكَ بِالاْحْداثِ فَاِنَّهُم اَسْرَعُ اِلَى كُلِّ خَیْر».( بحارالانوار، ج 23، ص 236)ترجمه: بر تو باد به جوانان، چراكه آنان نسبت به هر كار نیكى شتاب بیشترى دارند.


امام كاظم(علیه السلام) فرمود: «مَنْ تَعَلَّمَ فِى شَبابِهِ كانَ بِمَنْزِلَةِ الرَّسْمِ فى الحَجَر;( سفینة البحار، ماده شبب)ترجمه: آموختن در جوانى، مانند نقش در سنگ پابرجا است». پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) مسئولیت هاىِ ارشادى، آموزشى و اجرایى را به جوانان مى داد و از نیروهاى مؤمن و پرتلاش در جهت ترویج و توسعه اسلام و اداره جامعه اسلامى یارى مى جست.«مصعب ابن عمیر» را كه جوانى شایسته بود جهت ترویج اسلام به مدینه فرستاد تا قرآن و تعالیم دین را به مردم بیاموزد و او از عهده این مسئولیت به خوبى برآمد.«معاذبن جبل» را براى تعلیم و تربیت مردم مكه مأمور ساخت. «اسامة بن زید» را به فرماندهى سپاه عظیم اسلام در جنگ با رومیان گماشت و همگان را به اطاعت وى مأمور ساخت.


حضرت امام ـ رضوان الله علیه ـ با توجه به نقش سازنده جوانان در نظام اجتماعى و ضرورت تربیت و خودسازى در این دوران مى فرمایند:«قلب جوان لطیف و ملكوتى است و انگیزه هاى فساد در آن ضعیف مى باشد، لیكن هرچه سن بالا رود ریشه گناه در قلب قوى تر و محكم تر مى گردد تا جایى كه كندن آن از دل ممكن نیست. چنان كه در روایت است قلب انسان ابتدا مانند آینه صاف و نورانى است و هر گناهى كه از انسان سربزند یك نقطه سیاه در آن ظاهر مى گردد و هرچه گناه بیشتر شود نقطه هاى سیاه بر روى قلب فزونى مى یابد تا جایى كه قلب را سیاه كند.»( جهاد اكبر، ص 61). به طور خلاصه: نظام تربیتى اسلام نسبت به جوانان و تربیت آنان اهتمام فراوان ورزیده و استفاده كامل و صحیح از زمینه هاى مساعد روانى و صفاى نفس و قواى جوانى را مورد تأكید قرار داده است.


تربیت بزرگسالان


در تعلیم و تربیت جدید، معمولا از كودكى و نوجوانى و جوانى سخن مى گویند و تربیتِ بزرگ سالان كمتر عنوان مى شود. حال با پذیرش این مطلب كه دوران كودكى و نوجوانى و جوانى مساعدترین دوره تربیت مى باشد، اما باید توجه داشت كه اسلام تمام دوران عمر را عرصه گاه تعلیم و تربیت و تهذیب اخلاق مى داند و به انسان اجازه نمى دهد در راه رشد و تكامل لحظه اى را از دست دهد و با روح یأس، تسلیم عوامل و شرایط گمراه كننده باشد. از این رو راهبردهاى تربیتى اسلام به مقطعى خاص منحصر نیست بلكه تمام مراحل زندگى انسان را شامل است; مثلا: تكالیف شرعى به ویژه نماز كه عامل مهمى در خودسازى مى باشد تا پایان عمر با انسان ملازم است.هرچند تربیت در بزرگسالى مشكل تر از گذشته است اما در هرحال باب تربیت و انسان سازى هیچ گاه بسته نیست. همان گونه كه پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) به تربیت نسلى پرداختند كه در جهل و خرافه، شركِ جاهلیت ریشه كرده بود اما از همین مردم امتى شایسته و چهره هایى برجسته تربیت نمودند. البته در این دوران انسان بیش از آن كه چشم به راه مربیان بنشیند مى بایست خود مربى خود باشد و از واعظ درونى بیش از واعظ بیرونى بهره گیرد.

منـابـع

كتاب آيين تزكيه جمعى از مؤلفان ، فصل هفتم:مراحل و محيط تربيت، ص 236 به بعد

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد