بینش و گرایشهای توحیدی رسول اکرم

فارسی 2518 نمایش |

گرچه تمام آنچه برای جامعه پدید می آید در ازل تدوین شده لیکن آنچه مصلحت انسان و نظام جهان است، مشمول این قاعده است نه هر چیزی، آنچه انسان با اراده و اختیار خاص خویش انتخاب می کند مقرر شده نه هر چیزی. بینشی توحیدی آن است که از ورای سوانح ناگوار و گوارا خدا را به عنوان ناظم ببیند و در هر حال حامد، صابر، راضی و شاکر باشد.
خدای سبحان به رسولش فرموده: «قل لن یصیبنا إلا ما کتب الله لنا هو مولانا و على الله فلیتوکل المؤمنون؛ بگو: هرگز به ما جز آنچه خدا براى ما مقرر داشته نمى رسد، او مولاى ماست، و مؤمنان باید بر خدا توکل کنند.» (توبه/ 51) این مطلب آرام بخش را در قلب پیامبر القا کرد و رسول اکرم (ص) هم آن را از ام الکتاب تلقی کرد. وبدین نحو بینش توحیدی در جان پیامبر رسوخ کرد و پیامبر آگاه شد که هیچ رویدادی نصیب انسان نمی شود جز اینکه در ازل مقدر شده باشد، لیکن گاهی به عنوان پاداش عطا می کنند و زمانی هم به عنوان کیفر می چشانند که در هر صورت خالی از امتحان نیست، زیرا جهان طبیعت خالی از تکلیف و آزمون نیست، همان طور که جزای محض فقط در نشئه ی بهشت است. اگر سانحه ای برای کسی ناگوار بود باید صبر و بردباری بورزد و اگر حادثه ای برای کسی گوارا بود شکر و حق شناسی و مدح و ثنا را باید به دنبال داشته باشد.

مسئولیت انسان در برابر حوادث
در نشئه طبیعت هرگز چیزی رایگان و بدون تکلیف به انسان نمی رسد. تا وجود اختیاری دارد و در نشئه ی حرکت به سر می برد، در برابر هر حادثه ای مسئول است مسئول شکر و سپاسگذاری و یا مسئول صبر و بردباری. جمله ی ”کتب الله لنا“ مانند جمله ی «کتب علیکم القتال وهو کره لکم؛ جهاد بر شما مقرر شد و آن براى شما ناگوار است.» (بقره/ 216) است، زیرا در هر دو حال آنچه در ازل مرقوم و مقدر شده مخصوص ماست. چنانکه فرمود: «إن أحسنتم أحسنتم لأنفسکم و إن أسأتم فلها؛ اگر کار خوب کردید برای خود و اگرمرتکب بد شدید، باز هم برای خود کرده اید.» (اسراء/ 7) عمل، مخصوص عامل است و عامل را رها نمی کند، آنگاه فرمود: «هو مولینا و علی الله فلیتوکل المؤمنون؛ او سرپرست ماست و مؤمنان بايد تنها بر خدا توكل كنند.» (توبه/ 51) خدای سبحان به پیامبرش می فرماید: بگو الله مولای ماست. یعنی ما در تحت ولایت خدا هستیم و این گفتن با تلقی قلبی همراه است نه اینکه فقط به زبان بگو. بلکه قلب نورانی حضرت رسول (ص) این معنا را دریافته که فقط خدا مولای ماست.
این بینش توحیدی رسول خداست که در مسائل ولایت، حسنات، مصایب و در مسائل جنگ و صلح و مانند آن، حاکم بود. این اصل کلی در سوره «حدید» به بیان دیگر آمده است: «ما أصاب من مصیبة فی الأرض و لا فی أنفسکم إلا فی کتاب من قبل أن نبرئها إن ذلک علی الله یسیر؛ هيچ مصيبتى نه در زمين و نه در نفسهاى شما [= به شما] نرسد مگر آنكه پيش از آنكه آن را پديد آوريم در كتابى است اين [كار] بر خدا آسان است.» (حدید/ 22) یعنی هیچ رویدادی در حوادث زمینی یا در نفوس شما (خواه تلخ، یا شیرین) رخ نمی دهد جز اینکه قبلا در کتاب الهی تنظیم شده است پس تدوین ازلی اختصاصی به انسان ندارد بلکه زمین، گیاهان، جمادات، معادن، خاک، دریاها، حیوانات دریایی و … همه و همه را شامل می شود. زیرا آنچه در کل نظام جزئی می گذرد، از پیش در کتاب کلی الهی تدوین شده است.
بینشی که کل نظام را تحت تدبیر خدای سبحان می نگرد، بینش توحیدی است کسی که دارای چنین بینشی بود، نه چیزی او را نگران می کند و نه از چیزی خوشحال می شود، تنها فضل الهی او را مسرور می سازد. «لکیلا تأسوا علی ما فاتکم و لاتفرحوا بما ءاتاکم؛  تا بر آنچه از دست‏ شما رفته اندوهگين نشويد و به [سبب] آنچه به شما داده است‏ شادمانى نكنيد.» (حدید/ 23) چون تمام رخدادها به عنوان آزمون است و حوادث شیرین، گذشته از آزمون جنبه ی امانی دارد نه تملیک حقیقی. خدای سبحان همه حوادث را از قبل تنظیم کرده تا هنگام رویداد بد متأثر و هنگام رویداد گوارا فرحناک نگردد و بداند که در هر حال در معرض امتحان است اگر حادثه خوبی آمد، دوام ندارد و اگر حادثه بد بود، پایدار نیست. «والله لا یحب کل مختال فخور؛ خدا هيچ خودپسند فخر فروشى را دوست ندارد.» (حدید/ 23)
رویدادهای آزمونی زمانی کسی را خوشحال یا نگران می کند که موحد و عاقل نبوده، مختال و فخور باشد. «مختال» کسی است که بر اساس خیال زندگی می کند نه با عقل. شخص مختال، موحد نیست. انسان «فخور» هم که با دواعی خیالی و وهمی سر و کار دارد، از عقل طرفی نبسته و محبوب خدای سبحان نیست. کسی که چهره ظاهری حوادث را دیده و از روح آن خبر ندارد و با دیدن حادثه ای ملایم، خوشحال می شود و حادثه ناملایمی او را نگران می کند، فخر فروش و خیال زده است، اما انسان عاقل و موحد همه ی این حوادث را مشمول نظام و آزمون الهی می داند؛ همه حوادث گوارا و ناگوار را امتحان خدا می یابد و لذا نه حوادث گوارا او را مسرور و فرحناک می کند و نه از حوادث ناگوار متأثر می گردد.

منـابـع

عبدالله جوادی آملی- تفسیر موضوعی- جلد 8 صفحه 195

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد