ترفیع الهی پیامبر اکرم در قرآن

فارسی 2500 نمایش |

خداوند سبحان به پاس هماهنگی همه جانبه ی رسول اکرم (ص) با قرآن کریم و نیز برای ترغیب دیگران به تأسی از چنین سیره ای، از وجود مقدس آن حضرت با عظمت یاد می کند، چنانکه برای بزرگداشت وی، در هیچ جای قرآن او را با اسم مخاطب قرار نداد، بلکه با القاب از آن حضرت یاد کرد، مانند: "یا أیها النبی"، "یا أیها الرسول"، "یا أیها المدثر" و... ولی درباره دیگر پیامبران می فرماید: "یا نوح"، "یا داود"، "یا موسی" و مانند آن.
نام مبارک رسول خدا (ص) به عنوان "محمد"، فقط چهار مورد در قرآن کریم آمده است. آیات 144 سوره ی آل عمران، 40 سوره ی احزاب، 2 سوره ی محمد (ص) و 29 سوره ی فتح. و یک مورد نیز از آن حضرت به عنوان "احمد" یاد شد سوره ی صف آیه ی 6. باید توجه داشت در مواردی که به نام آن حضرت تصریح شده نکته ای هست که بدون تصریح به نام پیامبر (ص) آن نکته تأمین نمی شد، مانند آن که وقتی بحث خاتمیت آن حضرت به میان می آید باید نام آن حضرت ذکر شود.
خداوند برای این که دیگران را متوجه عظمت مقام پیامبر کرده، آنان را به ادب قرآنی و تکریم الهی نسبت به ساحت مقدس آن حضرت مؤدب کند می فرماید: در حضور رسول گرامی (ص) صدای خود را بلندتر از صدای او نکنید و او را به اسم خطاب نکنید و غیر مؤدبانه با آن حضرت برخورد نکنید: «لا ترفعوا أصواتکم فوق صوت النبی» (حجرات/ 2) «لا تجعلوا دعاء الرسول بینکم کدعاء بعضکم بعضا؛ صدا کردن پیامبر را میان خود مانند صدا کردن [معمولى] یکدیگر قرار ندهید.» (نور/ 63) محضر رسول گرامی (ص) را باید مجلس علم و عقل بدانید نه مجلس گفتار عادی و استیناس حدیث؛ چنانکه در سوره احزاب ادب محفل رسول اکرم (ص) بیان شده است.
درباره ی شأن رفیع پیامبر گرامی (ص)، در روایتی چنین آمده است که آن حضرت، ابوسعید خدری را که در حال نماز بود صدا زدند ولی او به گمان مخل به نماز بودن اجابت آن فراخوان، جواب نداد. بعد از نماز، رسول خدا (ص) وی را مورد نکوهش قرارداده، این آیه ی شریفه را که بیانگر عظمت آن حضرت است، تلاوت فرمودند: «یا أیها الذین امنوا استجیبوا لله و للرسول إذا دعاکم لما یحییکم؛ دعوت پیامبر را استجابت کنید، چون دعوت او حیاتبخش است.» (انفال/ 24) مگر نه آن است که نمازگزار در پایان نماز به پیامبر سلام می کند: "السلام علیک أیها النبی و رحمة الله و برکاته"، در حالی که این گونه سلام در نماز اگر به غیر پیامبر باشد حکم تکلیفی آن حرمت است و حکم وضعی آن، بطلان نماز. از این رو بر اساس انضمام آیه ی مزبور به این حدیث، بعضی از بزرگان امامیه، مانند علامه و دیگران فتوا داده اند که اگر کسی در حال نماز به ندای پیامبر پاسخ داد، نمازش باطل نشده و معصیتی هم نکرده است. ولی بعضی از علمای اهل سنت می گویند: «چنین کسی تکلیفا معصیتی نکرده است ولی وضعا نمازش باطل می شود.»
تکریم رسول اکرم (ص) در نماز که ستون دین است نیز تعبیه شده است، زیرا در آغاز و انجام آن نام مبارک آن حضرت با عظمت برده می شود. در اذان و اقامه که طلیعه عبادت است با گفتن "أشهد أن محمدا (ص) رسول الله" شهادت به رسالت آن حضرت داده می شود که نشانه تکریم است و هنگام تسلیم در پایان نماز، تنها کسی که به عنوان شخص به او سلام داده می شود وجود مبارک پیامبر است: "السلام علیک أیها النبی ورحمة الله و برکاته". بنابراین همه ی مسلمانان در عبادتهای شب و روز خود، اعم از واجب و مستحب، بر آن حضرت درود می فرستند، و این همان رفعت الهی است که خداوند سبحان پیامبرش را به آنمی ستاید: «ورفعنا لک ذکرک؛ و آوازه ات را بلند کردیم.» (انشراح/ 4)
ترفیع رسول اکرم (ص) در بسیاری از آیات قرآن کریم متجلی است، چنانکه خداوند سبحان در نوع کمالات ثبوتی، نظیر ایمان و اطاعت و مانند آن، نام مبارک رسول خدا را در کنار نام شریف خود ذکر کرده است که به برخی از آن موارد اشاره می شود:
یکم: خداوند در دعوت به ایمان چنین فرمود: «امنوا بالله و رسوله؛ به خدا و رسولش ایمان بیاورید.» (نساء/ 136)
دوم: اطاعت: «من یطع الله و الرسول؛ کسی که از خدا و رسول او پیروی نماید.» (نساء/ 69) «أطیعوا الله و أطیعوا الرسول؛ خدا را اطاعت کنید و از پیامبر و کاردارانى که از شما هستند فرمان برید.» (نساء/ 59)
سوم: استجابت: «یا أیها الذین امنوا استجیبوا لله وللرسول إذا دعاکم لما یحییکم؛ اى مؤمنان! نداى خدا و پیامبر را آن گاه که شما را به پیامى حیاتبخش مى خواند، اجابت کنید.» (انفال/ 24)
چهارم: نصرت: «و ینصرون الله و رسوله؛ خدا و رسولش را یاری می کنند.» (حشر/ 8)
پنجم: تولی: «من یتول الله و رسوله؛ هر کسی که ولایت خدا و رسولش را بپذیرد.» (مائده/ 56)
ششم: نصیحت (اطاعت مخلصانه از خـدا و رسول): «إذا نصحوا لله و رسوله» (توبه/ 91)
هفتم: عزت: «و لله العزة و لرسوله؛ و حال آنکه عزت از آن خدا و از آن رسول اوست.» (منافقون/ 8)
هشتم: خداوند سبحان درباره ی قضا و داوری می فرماید: «و ما کان لمؤمن ولا مؤمنة إذا قضی الله و رسوله أمرا أن یکون لهم الخیرة؛ و هيچ مرد و زن مؤمنى را نرسد كه چون خدا و فرستاده ‏اش به كارى فرمان دهند براى آنان در كارشان اختيارى باشد.» (احزاب/ 36) وقتی خدا و پیامبر حکمی کردند کسی حق نظر و انتخاب خلاف آن را ندارد. انسان در مسائل عادی زندگی روزانه اش صاحب نظر است و می تواند با مشورت، از آراء دیگران مدد بگیرد، اما درباره امر و حکم خدا جا برای اعمال نظر و مشورت نیست. مشورتی را هم که قرآن کریم تکریم کرده، در کارهایی است که مربوط به امر مردم است نه امر خدا، چنانکه می فرماید: «و أمرهم شوری بینهم؛ و کارشان در میانشان [بر پایه] مشورت است.» (شوری/ 38) نه این که "امر الله شوری بینهم".
همان گونه که در کمالات ثبوتی نام خدا و رسولش با هم آمده، در اوصاف سلبی نیز که به تبری برمی گردد چنین است، مانند:
یکم: در برائت از شرک و مشرکان می فرماید: «براءة من الله ورسوله إلی الذین عاهدتم من المشرکین؛ این [اعلان] بیزارى است از طرف خدا و رسولش به آن مشرکانى که با ایشان پیمان بسته اید.» (توبه/ 1)
دوم: به رباخواران درباره ی جنگ با خدا و رسول چنین هشدار می دهد: «فأذنوا بحرب من الله و رسوله؛ بدانيد به جنگ با خدا و فرستاده وى‏، برخاسته ‏ايد.» (بقره/ 279)
سوم: نافرمانی رسول خدا را در کنار نافرمانی خود ذکر می کند: «ومن یعص الله و رسوله؛ هر كس از خدا و پيامبر او نافرمانى كند.» (نساء/ 14)
چهارم: اذیت: «إن الذین یؤذون الله و رسوله؛ کسانى که خدا و پیامبر او را آزار مى دهند.» (احزاب/ 57)
در مسائل مالی نیز نام مبارک رسول خدا در کنار نام خدا ذکر شده است، مانند: «واعلموا أنما غنمتم من شیء فإن لله خمسه و للرسول و لذی القربی؛ و بدانید هر گونه غنیمتى به دست آوردید، یک پنجم آن براى خدا و پیامبر و از آن خویشاوندان است.» (انفال/ 41) البته باید توجه داشت که اوصاف ثبوتی و سلبی ذاتا به خداوند متعلق است و در پرتو عنایت الهی به رسول گرامی (ص) اسناد داده می شود.

منـابـع

عبدالله جوادی آملی- تفسیر موضوعی- جلد 9 صفحه 321

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد