احاطه علمی رسول اکرم

فارسی 2208 نمایش |

بار سنگین امانت الهی را کوهها، آسمانها و زمین نتوانستند حمل کنند ولی انسان توانست، در این صورت است که از تفکر مادی رهایی یافته و بر چهره ی زمان پا می گذارد! چنانکه رسول خدا گستره ی زمان و حرکت تاریخ را درنوردیده لذا حدی برای علم او نیست، گذشته را می بیند همان طور که آینده را می نگرد و چیزی در جهان امکان یافت نمی شود جز آنکه پیامبر بر آن آگاه است، منتها در مرحله ی عقل، بر عالم عقول، در نشئه ی مثال، بر عالم مثال و کتاب محو و اثبات، در نشئه ی طبیعت بر نشئه ی عالم طبیعت مسلط است مثل اینکه: «النفس فی وحدتها کل القوی» انسان در نشئه ی بدن با موجودات طبیعی و در نشئه ی حس و خیال، با موجودات مثالی و در نشئه ی عقل، با علوم عقلی ارتباط دارد.
او که انسان کامل است، کل جهان است که در جایی تعبیه شده، بنابراین اگر در جهان امکان چیزی باشد که زیر پوشش علمی و احاطه ی وجودی رسول خدا (ص) نبوده، برتر از حیطه علمی آن حضرت (ص) باشد لازمه اش صادر اول و اولین فیض بودن آن موجود است نه پیامبر؛ در حالی که طبق حدیث فریقین، اولین نور که از خدای سبحان صادر شده وجود مبارک حضرت رسول است، اولین انسان مخلوق او بوده آنگاه سایر موجودات جهان امکان با حفظ ترتیب، یافت شده اند، پس هرچه در جهان یافت شود زیر پوشش و احاطه ی علمی آن صادر اول است و همه ی غیب و شهادت، مشهود اوست.
کسی می تواند بگوید: «آسمان بار امانت نتوانست کشید» که قرعه ی فال به نام او زده باشند و او حمل کرده و ببرد، نه اینکه به نام او بزنند ولی او آن را نبرد وگرنه از مصادیق این آیه شریفه خواهد بود: «مثل الذین حملوا التوریة ثم لم یحملوها؛ مثل کسانى که به [پیروى از] از تورات مکلف شدند سپس به آن عمل نکردند.» (جمعه/ 5) و اگر قرعه به نام او افتاد و برخاست و آن بار را به مقصد رساند البته از آسمان ها و زمین بالاتر است و کاری می کند که در سویدای فلک و ملک نمی گنجد و مصداق بارز چنین مقامی رسول خدا (ص) است.
رسول اکرم (ص) چهره ی برجسته فیض الهی را نشان می دهد بنابراین، برای بهره مندی از فضل خدا مناسب است انسان به آن حضرت متوسل شود، مثلا برای بخشوده شدن گناه از آن حضرت بخواهد که برایش از خدای سبحان طلب مغفرت کند، اگر حضرت رسول (ص) برای او طلب آمرزش کرد و خود نیز استغفار نمود گناه او بخشوده می شود قرآن می فرماید: «و ما أرسلنا من رسول إلا لیطاع بإذن الله و لو أنهم إذ ظلموا جاؤک فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدواالله توابا رحیما؛ و ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر آنكه به توفيق الهى از او اطاعت كنند و اگر آنان وقتى به خود ستم كرده بودند پيش تو مى‏ آمدند و از خدا آمرزش مى‏ خواستند و پيامبر [نيز] براى آنان طلب آمرزش مى‏ كرد قطعا خدا را توبه‏ پذير مهربان مى ‏يافتند.» (نساء/ 64) یعنی ما هیچ پیامبری را نفرستادیم جز آنکه مردم از او اطاعت نمایند، اما به اذن خدا، اطاعت او اطاعت خداست و رسول خدا سخنی جز ابلاغ پیام الهی را ندارد راه توبه ی تبهکاران باز است، اولا آنها به خود ستم کرده اند نه به دیگری. ستم به دیگری مانند حفر فاضلاب در درون منزل خود است که بوی بد آن عابر را نیز آزار می دهد ولی گزند اصلی آن مستقیما دامنگیر خودش می شود.
قابل اثبات نیست که کسی بالاصالة به دیگری ستم کند، بلکه تصمیم و اراده ی ستم کردن به دیگری، مانند کندن چاه درون دل است که ابتدا خود از بوی بد آن متأذی می شود و فرو می ریزد سپس دیگران. حال که بر خود ستمی روا داشته اند اگر نزد پیامبر آمده از خدای سبحان طلب مغفرت کنند و پیامبر نیز برای آنها طلب مغفرت کند آنگاه اثر پذیرش توبه را یافته نشانه ی رحمت الهی را ادراک می کنند.
پیغمبر در همه حال زنده است، امیرالمؤمنین (ع) می فرماید: «یموت من مات منا و لیس بمیت؛ از ما می میرد هر که مرد ولی مرده نیست.» یعنی واقعا ما نمی میریم. حال برای بخشوده شدن گناه باید به حضور پیغمبر اکرم (ص) رفت، اگر توفیق یافت در مدینه ی منوره در حرم مطهرش چه بهتر، وگرنه در هر مکانی می تواند به آن حضرت (ص) متوسل شود و از او شفاعت و مغفرت را مسئلت کند چون آن کون جامع، عالم عقل و عالم مثال و عالم طبیعت را زیر پوشش دارد و بر نبش ماضی و مضارع پا گذاشته، گذشته و آینده برای او مشهود است و طلب مغفرت او یقینا مؤثر خواهد بود. این همان شفاعت است در مسائل تشریعی. شفاعت آن حضرت در مسائل تکوینی نیز ظهور خاص دارد که خود بحث جداگانه ای می طلبد.
خدای سبحان، رسول اکرم (ص) را حکمت آموخت و کتاب حکیم را بر او نازل کرد و این موهبت را فضل عظیم دانسته، کتاب او را محور حکمت معرفی کرد آنگاه به رسولش فرمود: «این کتاب، بدان منظور بر تو نازل شده که جوامع بشری را نورانی کنی.» و به جوامع انسانی خطاب کرد که برخورداری از محبت خاص الهی و محبوب خدا شدن پیروی رسول خدا را می طلبد یعنی رسول اکرم هم مدار نورانیت فرد و جامعه است و هم محور محبوبیت فرد و امت، قهرا رسول خدا یک هستی خاص پیدا می کند که هم مدار نورانیت امتهاست و هم محور محبتهای مردم.

 

منـابـع

عبدالله جوادی آملی- تفسیر موضوعی- جلد 8 صفحه 245

کلیــد واژه هــا

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

0 نظر ارسال چاپ پرسش در مورد این مطلب افزودن به علاقه مندی ها

بـرای اطلاعـات بیشتـر بخوانیـد